X
تبلیغات
دلنوشته های سربازی برای ولایت - سیاست روز

دلنوشته های سربازی برای ولایت

تحلیل مسایل روز از نگاه نویسنده

تحلیلی بر مصاحبه ی دکتر صالحی با شبکه العالم


دکتر صالحی در مصاحبه با شبکه العالم نکاتی در خصوص مذاکره مخفیانه دولت دهم با امریکا و موارد کوناگونی حول محور توافق ژنو بیان کرده است. سایت ایران هسته ای نیز، ضمن انعکاس بخش هایی از خبر مذکور، نکات مکملی از قول منابع خویش، آورده است.

تحلیل ذیل، برداشتی است از هر دو مقاله فوق:

مطالعه آن بخش از گفتگوی دکتر صالحی، که سایت العالم، تا بحال منعکس کرده، در کنار مقاله ی سایت ایران هسته ای، نکات جالبی را آشکار می سازد که عبارتند از:

1- رهبر انقلاب در برخورد با وزیر خارجه ی احمدی نژاد همانگونه عمل و هدف گذاری می کنند که با دولت روحانی برخورد می کنند. چنین عملکردی، بیانگر ثبات فکری و اصول حاکم بر مواضع رهبری است، که با تغییر دولت ها، تغییر پذیر نیست.

2- نگاه رهبر انقلاب به امریکا، در هر دو دولت دهم و یازدهم، همان نگاهی است که بارها بر آن تاکید داشته و امریکا را عهد شکن و غیر قابل اطمینان می دانند.

3- نگاه رهبر فرزانه ی انقلاب، همانند نگاه برخی از مسئولین، در گذر زمان تغییر نکرده، بلکه ثابت قدم تر نیز شده. چنین عملکردی نشات گرفته از دشمن شناسی، عمق نگاه به مسایل و بینش استراتژیک ولایت امر می باشد.

در حالی که بطور مثال، این نگاه در دولت های نهم و دهم، خصوصاً شخص احمدی نژاد با فراز و فرود هایی باور نکردنی و توام با بی ثباتی همراه است. احمدی نژادی که در دولت نهم ضمن مطرح کردن مسایلی نظیر هلوکاست، سیاستی تهاجمی و البته تحسین برانگیز علیه امریکا، رژیم غاصب صهیونیستی و در مجموع غرب اتخاذ می کند، ناگهان با چرخشی 180 درجه ای، در میانه ی دولت دهم، مذاکره با امریکا را پیش گرفته و شعار محکومیت افسانه هلوکاست را، بطور کامل از برنامه خویش حذف می کند.

این نوع عملکرد، نه تنها مفهوم تغییر تاکتیک ندارد؛ که نشان از عدم ثبات در تصمیم گیری، عدم شناخت دشمن و مهمتر از همه نشانه ی ضعف در ایمان است. اگر شناخت حریف درست، کامل و دقیق باشد، نیازی به تغییر 180 درجه ای مواضع وجود نداد.

4- بر طبق اظهار منابع سایت ایران هسته ای؛ نحوه عملکرد امریکا و عدول از به رسمیت شناختن حق غنی سازی ایران طی مذاکره با دولت یازدهم، حقی که در تفاهم با دولت دهم، حتی تایید و مکتوبش نیز کرده است؛ تنها بیانگر صدق دیدگاه رهبری فرزانه انقلاب و تایید چند باره آن است. نگاهی که امریکا را غیر قابل اطمینان و عهد شکن می داند.

5- هر چند اینجانب اصل مذاکره مستقیم با امریکا را - با توجه به رهنمود های رهبری - تخطئه می کنم، لیکن طبق اظهار منابع سایت ایران هسته ای می توان نتیجه گرفت که سر سختی تعدیل شده مقابل امریکا در دولت دهم، منجر به قبول و به رسمیت شناخته شدن حق غنی سازی ایران شد؛ لیکن نشان دادن در باغ سبز از سوی دولت یازدهم، نه تنها منجر به فرصت سوزی و پایمال شدن حقوق دیگر ایران، بلکه باعث انکار حقی از طرف امریکا شد، که در توافق با دولت دهم، بر آن مهر تایید زده بود.

عملکردی اینچنین، مصداق دیگری از سخنان رهبری انقلاب است: "اگر یک قدم عقب نشینی کنید، آنها ده قدم پیش خواهند آمد"

6- در مقایسه صحبت های صالحی و کمالوند - رئیس و سخنگوی سازمان انرژی اتمی - تناقض دو گفتار در خصوص اکسید کردن ذخایر غنی شده به وضوح موج می زند.

صالحی در متن خبر ارایه شده از سوی العالم گفته است: "بنابراین اکسیداسیون و رقیق سازی، هر دو به خوبی انجام شد و گزارش آژانس هم این موضوع را تایید کرده است" در حالی که کمالوند در مصاحبه با خبرگزاری فارس می گوید: "اکسید اورانیوم 5 درصد هنوز شروع نشده و علت تعویق این امر هم عدم آماده بودن خط تولید آن است"

حال جای سوال دارد، کدام سخن را باور کنیم؟

7- صالحی عنوان کرده است: "طبق توافق [ژنو] اگر رقیق سازی اورانیوم سرعت بیشتری داشته باشد، در پرداخت اقساط اموال بلوکه شده ایران نیز تسریع خواهد شد."

جالب است! این چه برگ برنده پر ارزش، نزد ایران است که امریکایی ها برای از بین بردن آن مشوق قرار می دهند و آقایان خط سازش می گویند؛ حذف ذخایر مواد غنی شده ایران به معنی از بین بردن آنها نیست؟

حضرات معظم و معزز در خط سازش، سایت های اجاره ای و آقای کمالوند، لطفاً بفرمایید:

اگر ذخایر مواد غنی شده بی اهمیت است، چرا امریکا برای از بین بردن آن - چه رقیق سازی و چه اکسید کردن – شتابی وصف ناپذیر داشته و حتی برای شش ماهه اول توافق، مشوقِ "حذف با سرعت بیشتر در مقابل دریافت سریعتر اقساط 4/2 میلیاردی پول های بلوکه شده" را قرار می دهد؟

8- صالحی در خصوص موضوع راکتور آب سنگین اراک می گوید: "پیشنهاد ما باز طراحی قلب راکتور اراک و کاهش پلوتونیوم تولیدی به میزان یک پنجم بود که مورد استقبال 5+1 قرار گرفت."

آیا چنین کاری به مفهوم حذف بخشی از کارکرد راکتور آب سنگین اراک نیست؟

اگر قرار باشد از چهار کارکرد اصلی راکتور اراک، یعنی 1- تولید برق 2- انجام امور تحقیقاتی 3- تولید پلوتونیوم 4- تولید رادیو دارو؛ تنها توانایی تولید برق آن باقی بماند، اساساً تفاوتی فی مابین ماندن و حذف این راکتور، وجود خواهد داشت؟

از اینرو لازم است توجه جناب دکتر صالحی را به قسمتی از بیانات رهبر انقلاب که در 20 فروردین، سالروز فن آوری هسته ای - در حضور خود ایشان - ایراد شد جلب می کنم.

رهبری می فرمایند: "این سازمان باید در مورد دستاوردهای علمی خود نیز تعصب داشته باشد."

جناب صالحی، آیا حذف کارکردهای مهم راکتور اراک، مصداق عدم تعصب در خصوص دستاوردهای سازمان انرژی اتمی نیست؟




برچسب‌ها: صالحی, مذاکره, غنی سازی, حذف, امریکا
+ نوشته شده در  دوشنبه یکم اردیبهشت 1393ساعت 2:22  توسط احمد.ش  | 

چرا طرفداران خط سازش، از درک مفهوم "برگ برنده" عاجزند؟


در بخشی از توافق ننگین ژنو آمده: "ایران تصمیم گرفته است به محض آمادگی خط تبدیل UF6 با غنای 5 درصد به UO2، ظرف مدت همین بازه 6 ماهه، آن میزان UF6 را که به تازگی تا 5 درصد غنی شده است را به اکسید UF6 تبدیل کند؛ مطابق با آنچه که در برنامه عملیاتی تأسیسات تبدیل اعلان شده به آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، ذکر شده است."

طبق گزارش سایت ایران هسته ای، با تکمیل روند مرکز EUPP، دولت از تاریخ بیستم فروردین 93، شروع به تبدیل UF6 با غنای 5 درصد - یا همان ذخایر 5 درصد اورانیوم غنی شده - به UO2 - یا همان اکسید اورانیوم - در مرکز فوق کرده است و این امر به مفهوم از بین بردن ذخایر غنی شده 5 درصد ایران می باشد، همانند آنچه در حال حاضر بر سر نیمی از 196 کیلو گرم ذخایر با ارزش 20 درصد می آید.

اما سایت اجاره ای تابناک در مقاله ای ضمن پاک کردن صورت مسئله، خبر ایران هسته ای را "اشتباه" و "طنز آمیز" خواند.

هر چند سایت ایران هسته ای در گزارشی دیگر به این امر واکنش نشان داد و مستندات خویش را عنوان کرد، اما ذکر موارد ذیل و یاد آوری آن تنها "از منظر سیاسی" به طرفداران چشم و گوش بسته ی خط سازش، خالی از لطف نیست.

از کودکی، که نمی داند برگ برنده و اهرم فشار چیست، توقعی بیش از این نباید داشت! ایران قطعاً به تاسیسات تبدیل UF6 به اکسید نیاز داشته و باید در این مسیر حرکت و زیر ساخت ها را آماده نماید، اما استفاده ی هر ابزار در جای خود ارزشمند است.  در حالی که روسیه تا پنج سال متعهد به تامین سوخت نیروگاه بوشهر شده است و ایران همچون سوخت 20 درصد برای راکتور تحقیقاتی تهران، نیاز مبرمی به تبدیل ذخایر 5 درصد خود به سوخت ندارد؛ چرا باید جبراً به سمت اکسید کردن ذخایر سوخت خویش حرکت کند؟

آیا تکرا این ادعای پوچ، تحقق صحبت های اوباما و کری نیست که بارها گفته اند "ما بر نامه هسته ای ایران را درجا خشک کرده ایم" ؟

نداشتن نتیجه ملموس از صنعت هسته ای و چرخه غنی سازی که بوسیله آن، بتوان منطق مذاکره کنندگان را ثقیل و قدرت چانه زنی ایران را افزایش داد، هدف کیست؟

آیا حضرات محترم در سایت تابناک و سایت های اجاره ای دیگر، با این دست سخنان سبک و بی مایه، هدف نتانیاهو در سازمان ملل را دنبال نمی کنند؟

همان هدفی که در پشت پرده کاریکاتور مضحک او در سازمان ملل نهفته بود و در واقع میزان ذخایر مواد غنی شده ایران را هدف گرفته و معتقد بود، نباید این ذخایر از حدی فراتر رود؟

همان سخنرانی که امثال شما، فقط طنز بودنش را در قالب کاریکاتور دیدید و بس!

در آن کاریکاتو، نتانیاهو میزان پودر اکسید ایران را خط قرمز معرفی کرد یا میزان ذخایر مواد غنی شده را؟

جالب آن است که بهروز کمالوند، سخنگوی سازمان انرژی اتمی نیز بدون در نظر گرفتن ابعاد سیاسی و اهمیت ذخایر غنی شده ایران "از انتشار برخی اطلاعات غیر واقعی که اکسید سازی گاز UF6 5 و یا 20 درصد را به مثابه نابودی و یا از بین بردن آن معرفی می کنند، انتقاد کرده است"!

ما در فکر تولید بمب اتم نیستیم و نیتی هم برای این کار نداریم. اما طرفداران خط سازش باید به سوالات اساسی ذیل پاسخ دهند:

آیا نمی توان از ذخایر مواد غنی شده 5 درصد به عنوان اهرم فشار و برگ برنده در مذاکرات استفاده کرد؟

آیا تبدیل برگ برنده، به حالتی که خطر و تهدیدی برای دشمن محسوب نشود؛ به مفهوم نابودی آن نیست؟

با توجه به مقاله هایی اینچنین، که هدف آن توجیه و سرپوش گذاردن بر نابودی ذخایر مواد غنی شده ایران است؛ نویسنده هایی که مدعی حمایت از حقوق ایران! هستند، همان کسانی که با آب و تاب، خط مقاومت را به هم صدایی با صهیونیست و صدای آن در داخل کشور متهم می کنند؛ جای طرح این سوال است:

 کدام تفکر در مسیری قلم می زند که منافع رژیم نجس و نحس صهیونیستی را تامین می کند؟ خط مقاومت یا خط سازش؟

 فأین تذهبون؟؟؟؟؟؟




برچسب‌ها: ذخایر, غنی سازی, 5 درصد, 20درصد, اکسید
+ نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم فروردین 1393ساعت 16:52  توسط احمد.ش  | 

تحلیلی بر مصاحبه ی توجیهی جدید شرمن و خبرنگاران در خصوص مذاکرات هسته ای – بخش دوم


وندی شرمن در بیستم فروردین ماه نشستی توجیهی با خبرنگاران برگزار و به سوالات مختلف ایشان در خصوص مذاکرات جاری هسته ای ایران و 5+1 در وین پاسخ داد. از آنجا که سخنان شرمن بخش هایی از لایه های مخفی مذاکرات تیم نیویورکی ها و کدخدا!!! را آشکار می سازد دارای اهمیت ویژه ای است.

مذاکراتی که تمام سعی خط سازش در مخفی نگاه داشتن مفاد آن و برخورد با منتقدان آن، با عناوین گوناگون همانند "ناقض امنیت ملی" است. به مفهوم اکمل، تنها واژه "هلوکاست هسته ای" توان بیان عمق فاجعه ی پیش رو را دارد، هلوکاستی که طی دوران آزادی منتقدین در دولت راستگویان در حال وقوع است.

به جهت طولانی بودن تحلیل جلسه مذکور، موضوع در دو بخش به حضور شما سروران محترم ارایه می گردد.

بخش دوم:

3- دیپلمات چی ایران! برای بیان مقدار تفاهم حاصل شده  در مذاکرات از عبارت "50 تا 60 درصد اتفاق نظر حاصل شده" استفاده می کند در حالی که شرمن "تنها درصدِ با اهمیت مذاکرات را زمانی می داند که به توافق جامع دست یافته شود."

همین نگرش متفاوت، سبب می شود ظریف و تیم مذاکره کننده دایماً از امید به حصول توافق، سخن گویند، در حالی است که شرمن به کررات از جمله ی  طلایی توافق ژنو در سخنان خود بهره می گیرد: "هیچ چیز مورد توافق نخواهد بود، تا وقتی که همه چیز مورد توافق باشد."

همان نکته ای که منتقدان توافق ژنو، بر محل اشکال بودنش، پای می فشارند و بیان می کنند اگر بعد از شش ماه توافقی حاصل نشد، تکلیف ارزشمندترین اطلاعات حیاتی نظام که توسط خط سازش، سخاوتمندانه به دشمن تقدیم شد؛ در کنار خسارت های سنگین وارده به نظام، همچون تعلیق غنی سازی، تعلیق ساخت راکتور اراک، تعلیق ساخت سانتریفیوژها، عدم گسترش تحقیق توسعه – نظیر جلوگیری آژانس از تست سانتریفیوژ فوق بیشرفته IR-8 – حذف ذخایر با غنای 20 درصد و ... چه خواهد شد؟

و چرا مکانیزمی جهت پرداخت "هزینه ادعا" برای طرف غربی در نظر گرفته نشده است؟

شرمن 2 بار از جمله: "حتی تا اندازه 95 درصد اتفاق نظر وجود داشته باشد، اما 5 درصد اختلاف به معنای آنست که هیچ توافقی دست پیدا نکردیم."!!! طی مصاحبه استفاده می کند.

با وجود چنین وسعت دیدی در تیم نیویورکی ها، خصوصاً قهرمان دیپلماسی!، پیشنهاد می گردد شیخ حسن، جهت جلوگیری از ایراد چشم زخم، هر روز برای ایشان اسپند بر آتش ریزد!

4- شرمن در خصوص جلسه مشترک، دو نکته حیاتی را بیان می کند:

الف- بررسی پایبندی طرفین به تعهداتشان.

ب- جلسه طولانی نبود اما بسیار مفید و سودمند بود.

چنین رویکردی سوالات متعدد و مهمی را طرح می کند:

اولاً- علی رقم انجام کامل تعهدات از سوی ایران و مهر تایید آژانس بر آن، چرا کدخدا "ظاهراً" به هیچ یک از تعهدات خویش عمل نکرده است؟ - فی المثل امکان برداشت اقساط پرداختی برای ایران امکانپذیر نیست. –

آیا ایران در جلسه مشترک، به بد عهدی امریکا، اعتراض کرده است؟

در صورت پافشاری ایران، چرا به ادعای شرمن، جلسه طولانی نبوده؟

اگر امریکا ادعای ایران را به راحتی قبول و جلسه به سرعت پایان یافته، چرا عملکرد امریکا تصحیح نشده است؟

با فرض معترض بودن نمایندگان خط سازش و البته عدم تغییر رویکرد کدخدا، چرا امریکا مذاکرات مذکور را، مفید و سودمند می داند؟

شرمن در ابتدای سخنانش جمله ای با لایه های پنهان و مفاهیم خاص، بیان می کند: "همه ی طرفها به تعهداتی که در طرح مشترک اقدام متعهد شدند پایبند بوده اند." تاکید شرمن بر یکسان بودن عمل به تعهدات طرفین، این سوال را مطرح می کند که:

آیا عدم امکان برداشت اقساط واریزی به حساب بانک مرکزی در سویس نیز بخشی از توافق بوده است؟

آیا عمل نکردن کدخدا به تعهدات خویش در خصوص فلزات گرانبها، پتروشیمی، خودرو و یا درخواست ناقص و محدود شرکت های هواپیمایی جهت تعمیر ناوگان هوایی ایران نیز، بخشی از توافق مخفیانه و پشت پرده تیم نیویورکی ها با کدخدا است؟

و آیا عایدات ناچیز ایران از توافق ژنو نیز، شامل تبصره های محرمانه با امریکا شده است؟

موید پرسش های فوق، سوال و جواب فی مابین خبرنگار بی بی سی و شرمن است. شرمن دو بار می گوید: "آنچه ما باید انجام می دادیم، انجام داده ایم."!!! و حتی در پاسخ این خبرنگار که می گوید: "چرا ایرانی ها می گویند نمی توانند به پول ها دسترسی داشته باشند." بیان می کند: "از مقامات ایرانی بپرسید."!!!

حال این سوال مطرح است که پای طرح محرمانه و زد و بند پشت پرده تیم نیویورکی ها مطرح است و یا در این خصوص نیز همانند موارد دیگر توافق ژنو، کلاه گشادی بر سر خط سازش رفته است؟

5- خبرنگاری از شرمن در خصوص مخالفت امریکا با انتصاب ابوطالبی نماینده معرفی شده ایران به سازمان ملل و چگونگی انتقال مخالفت امریکا به ایران و آیا این کانال همان [مذاکرات جاری] وین است؛ می پرسد. ولی شرمن با پاسخ غیر منتظره ای خبرنگار را غافلگیر می کند: "من درباره اینکه این پیام را چگونه به ایران منتقل کردیم توضیح نمی دهم."

چرا شرمن حاضر نیست کانالهای انتقال نارضایتی کدخدا از انتصاب ابوطالبی را افشا کند؟

آیا شرمن از این موضوع بی اطلاع است؟

و یا قصد دارد بیش از این خط سازش را، با چالش های ناشی از تضاد عملکرد با خطوط قرمز تعیین شده توسط رهبری نظام، مواجه نکند؟

6- از پرسش و پاسخ شرمن و خبرنگار دیگری می توان نتیجه گرفت؛ ظاهراً مذاکرات دوجانبه با امریکایی ها در چهارچوب جلسات اعلام شده توسط دو طرف خلاصه نمی شود. چرا که شرمن در پاسخ خبرنگاری که مدعی است آیا پنج هفته دیگر برای ادامه مذاکرات دیر نیست؟ می گوید:

"به شما اطمینان خاطر می دهم که هر روز، کاری دراین زمینه انجام می شود. این کار به صورتهای مختلف و در کشورهای مختلف حاضر در مذاکرات و در تعامل دوجانبه این کشورها یا از طریق نشستهای کارشناسان ما و کارشناسان ایرانی انجام می شود."

گویا بر خلاف خبر توقف مذاکرات مخفیانه بین خط سازش و کدخدا، اینچنین رایزنی همچنان ادامه دارد.

شرمن در بخش دیگری با نام بردن انواع گفتگو ها، به "گفتگوهای دیگر" اشاره می کند که در قالب های نام برده نمی گنجد: " در گفتگوهای خود هم در وین و هم در نشستهایی که در فاصله این دور از گفتگوها در سطح کارشناسی یا مسئولان سیاسی در وین یا گفتگوهای دیگر انجام شده است به همه این مسائل پرداخته ایم."

7- نکته قابل تامل دیگر، نگرش شرمن به آینده مذاکرات است. وی بیش از 8 بار بطور مستقیم و بارها بصورت غیر مستقیم، آینده توافق را موکول به جمله ی "اگر بتوانیم توافق کنیم" می نماید.

 حال با مروری گذرا بر سخنان مختلف مصدق زمان! و دیگر دست اندکاران تیم مذاکره کننده با جملات متعددی که بیانگر امید بیش از حد به آینده توافق و نتیجه بخش بودن مذاکرات است مواجه می شویم.

8- هر چند خط سازش بارها متذکر شده که هیچ یک از بخشهای صنعت هسته ای برچیده نخواهد شد؛ لیکن سخنان شرمن بیانگر آن است که خط سازش بر سر تعداد سانتریفیوژها، سطح غنی سازی و میزان ذخایر با کدخدا به توافق دست یافته است.

9- امید است با توجه به عقب نشینی های متعدد خط سازش مقابل کدخدا و اروپا، همچنین شگرد مذاکره امریکا و آژانس در خصوص برنامه احتمالی نظامی ایران PMD، در موج دوم ترورها، دانشمندان نظامی ایران اسلامی، جزئی از لیست ترورهای هدفمند موساد، سیا و ام آی 6 نباشند.

برای مطالعه ی بخش اول اینجا کلیک فرمایید.



برچسب‌ها: مذاکره, شرمن, توافق, وین, ژنو
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم فروردین 1393ساعت 12:34  توسط احمد.ش  | 

تحلیلی بر مصاحبه ی توجیهی جدید شرمن و خبرنگاران در خصوص مذاکرات هسته ای – بخش اول


وندی شرمن در بیستم فروردین ماه نشستی توجیهی با خبرنگاران برگزار و به سوالات مختلف ایشان در خصوص مذاکرات جاری هسته ای ایران و 5+1 در وین پاسخ داد. از آنجا که سخنان شرمن بخش هایی از لایه های مخفی مذاکرات تیم نیویورکی ها و کدخدا!!! را آشکار می سازد دارای اهمیت ویژه ای است.

مذاکراتی که تمام سعی خط سازش در مخفی نگاه داشتن مفاد آن و برخورد با منتقدان آن، با عناوین گوناگون همانند "ناقض امنیت ملی" است. به مفهوم اکمل، تنها واژه "هلوکاست هسته ای" توان بیان عمق فاجعه ی پیش رو را دارد، هلوکاستی که طی دوران آزادی منتقدین در دولت راستگویان در حال وقوع است.

به جهت طولانی بودن تحلیل جلسه مذکور، موضوع در دو بخش به حضور شما سروران محترم ارایه می گردد.

بخش اول:

 1- ابتدا شرمن اشاره ای زیرکانه به مذاکرات دارد: "شهر زیبا و تا حدودی گرمتر شده وین" و در جمله ی بعد، شاهد مقایسه شروع با حال حاضر مذاکرات وین هستیم ، "در حالی که حدود چهار ماه پیش هم زیبا بود و فقط سرد" جملاتی که بیانگر برداشت پنهان و البته مثبت رو به جلوی امریکایی ها از مذاکرات است.

مذاکراتی که در عین زیبا بودن - بخوانید سودمند بودن – به سمت گرمتر شدن روابط پیش می رود. ظاهراً طبق توصیف شرمن برنامه مشترک اقدام بجز فایده، نتیجه دیگری برای امریکا به همراه نداشته است.

 2- شرمن بلافاصله پس از بکار بردن تعبیر فوق، جمله ای بیان می کند که حاکی از درنوردیدن خطوط قرمز نظام توسط تیم نیویورکی ها است: "همه مسائلی که تصور کنید در این گفتگوها مطرح شد!"

رهبر معظم انقلاب بارها به صورت آشکار به تیم مذاکره کننده تفهیم کرده اند، تنها مجاز به مذاکره دو جانبه با امریکا، در خصوص مسایل هسته ای و البته با فراز و فرود تعریف شده می باشند. لیکن خط سازش قایل به حرکت در خطوط ترسیم شده رهبری نیست.

شرمن در ادامه سخنانش تمامی حدس و گمان ها را تبدیل به یقین کرده و می گوید: "طرح مشترک اقدام تصریح کرده است که باید به قطعنامه های شورای امنیت سازمان ملل متحد نیز به عنوان بخشی از توافق نامه رسیدگی شود و فکر می کنم همه می دانید که یکی از مسائل مطرح در قطعنامه های شورای امنیت سازمان ملل متحد، دغدغه هایی است که درخصوص موشکهای بالستیک با قابلیت حمل تسلیحات هسته ای وجود دارد."

وی که گویا قصد ارسال مفهومی خاص به جهان، بالاخص ایرانیان را دارد، با صراحت لهجه می گوید: "بنابراین، وقتی می گویم درباره همه نگرانی های موجود صحبت شده است، منظورم این است که درباره همه نگرانی ها بحث شده است."

نحوه گفتار شرمن حاوی دو پیام رسا می باشد.

الف- اگر با حسن نیت نگریسته شود، می توان گفت: حقوقدان های دولت تدبیر که منتقدین را بدون هیچ واهمه ای، بی سواد می خوانند، از درک مفهوم و نتایج متبادر "پرداختن رضایت بخش به قطعنامه های سازمان ملل متحد" عاجز بوده، والا هیچگاه زیر بار گنجاندن آن، در متن توافق ژنو نمی رفتند. یادآور می شود بحث موشکی تنها یکی از عواقب پرداختن به قطعنامه های سازمان ملل است.

ب- تیم مذاکره کننده علی رقم نهی رهبری، به مسایل مورد علاقه امریکا، پرداخته و برای خطوط قرمز ترسیمی توسط رهبری، وزنی قایل نیست. این بخش به خودی خود دارای دو مفهوم است.

اولاً القای حاکمیت دوگانه فی مابین رهبری و دولت اعتدال.

دوماً، این امریکا است که خطوط تیم مذاکره کننده ایرانی را ترسیم می کند و نه رهبر انقلاب.

شرمن در بخش دیگری از سخنان خویش، پرده ای دگر از درنوردیدن خطوط قرمز ترسیمی رهبری انقلاب توسط تیم نیویورکی ها را آشکار می سازد: "ما در این گفتگو های دو جانبه در خصوص دو مسئله صحبت کردیم.

یک- مذاکرات هسته ای

دو- موضوعی که با قاطعیت کامل و به گونه ای متمرکز به آن پرداختیم، وضع شهروندان امریکایی (آقایان حکمتی، عابدینی و رابرت لوینسون) است."

هر چند عدم اهمیت به مواضع ولایت فقیه توسط تیم نیویورکی ها مختص به دوران رهبری فرزانه حضرت آقا نمی شود و در دوران امام راحل نیز مسبوق به سابقه بوده؛ لیکن این سوال مطرح است، دلیل علاقه ی وافر تیم نیویورکی ها به درنوردیدن خطوط قرمز نظام چیست؟ و از این طریق، چه اهدافی را دنبال می نماید؟

هرچند مذاکرات اینچنینی، خارج از دیالوگ تعریف شده برای خط سازش است، اما جمله ای که شرمن در بخشی از سخنانش بر زبان می راند، تاثر و تالم هر ایرانی را بهمراه دارد: "اعضای خانواده رابرت لوینسون از هفت سال پیش او را ندیده اند. اینکه برای مدت هفت سال عضو خانواده تان را نبینید و ندانید که کجا است بسیار دشوار است!"

جا دارد از خط سازش و همچنین امریکایی های متکبر سوال کرد:

آیا چنین تحملی تنها برای خانواده امریکایی ها دردناک است؟

آیا تحمل فراق حاج احمد متوسلیان و همراهان در بندش، درحالی که سی و دومین سال اسارت آنها در چنگال صهیونیست خبیث، نحس و نجس را سپری می کنیم، برای خانواده های ایشان سهل است؟

آیا خانواده سردار عسگری که توسط عمال موساد و با هماهنگی سیا و میت در ترکیه ربوده شد و هم اینک هفتمین سال اسارتش را طی می کنیم، مضطرب و نگران او نیستند؟

حضرات خط سازش؛ آیا حاج احمد متوسلیان، شیر دربند صهیونیست، از نظر شما ارزش و منزلتی دارد که در مذاکرات برای آزادی او و یارانش، سعی و تلاش کنید؟

ای کاش همانند دشمنان این سرزمین، لختی به فکر افتخار آفرینانش بودید، افسوس که نیستید!

برای مطالعه ی بخش دوم اینجا کلیک فرمایید.



برچسب‌ها: شرمن, مذاکره, توافق, وین, ژنو
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم فروردین 1393ساعت 12:30  توسط احمد.ش  | 

تحلیلی بر سخنان جدید کری در سنای امریکا


جان کری وزیر خارجه امریکا در تاریخ بیستم فروردین، با حضور در کمیته روابط خارجی سنای امریکا به سوالات سناتورها درباره موضوعات مختلف از جمله مذاکرات هسته ای با ایران پاسخ داد؛ در ادامه به تحلیل نکات مهم این گزارش که متن اصلی آن را در سایت ایران هسته ای آمده خواهیم پرداخت.

1- کری با تکرار موضوعاتی که بر گرفته از خوی استکباری شیطان بزرگ است، آنچنان متکبرانه و مغرور سخن می راند که گویا امریکا، یگانه برگزیده ی خداوند در گستره گیتی است و با همین منش، سخن از تصویب تحریم های جدید بر علیه ایران می گوید "در حالی که گفتگو می کنیم، ما به اعمال تحریم هایی که تحت تاثیر طرح اقدام مشترک نباشند، ادامه می دهیم؛ تحریم هایی که نه فقط بر سر برنامه اتمی بلکه بر سر حمایت این کشور از تروریسم نیز اعمال می شود."

 سخنان کری به وضوح صحبت های مکرر مقام معظم رهبری را تایید می کند: "ما دولت ايالات متّحده‌ى آمريكا را دولتى غيرقابل اعتماد ميدانيم؛ دولتى خودبرتربين، دولتى غيرمنطقى و عهدشكن، دولتى سخت در پنجه‌ى تصرّف و اقتدار شبكه‌ى صهيونيسم بين‌المللى"

2- نکته جالب که در گفتگوهای متعدد کری با کنگره و سنا بدان بر می خوریم، پاسخگویی دقیق و صحیح وی در برابر قانونگذاران امریکا است، در حالی که تشابه عجیب وی با قهرمان دیپلماسی! و پدید آورنده بزرگترین رویداد قرن، جناب مصدق الظریف الممالک انسان را به وجد می آورد!

کری مو به مو و البته مستدل پاسخ کنگره و سنا را می دهد و البته ظریف هم! ولی با کمی اختلاف! ظریف می گوید گفتگوها محرمانه است!!!! هیچ چیز نمی گویم، حتی اگر استیضاحم کنید!!!!!!!!!!

شگفتا از این وجوه اشتراک. گویا مهره فوق ارزشمند از نگاه غرب، طی دوران تحصیل و سکونت بی دردسر در امریکا خصوصاً طی دوران جنگ تحمیلی، تنها عقب نشینی در برابر غرب را آموخته و نه تمکین در مقابل قوه ی مقننه را.

3- رابرت منندز پس از برشمردن نکاتی و ادعای اینکه این توافق خواسته های امریکا را برآورده نمی کند می گوید راکتور آب سنگین اراک و فردو به درد ایران نمی خورد و سپس یکی از اساسی ترین نکاتِ پشت پرده ی توافق ژنو را افشا می کند:

"ما باید اسناد و مدارکی پیدا کنیم مبنی براینکه در پارچین چه کارهایی انجام می شود". سخنان منندز مهر تاییدی است بر اینکه امریکایی ها به توافق ژنو تنها به چشم حربه ای برای اثبات ادعاهای خویش و دست و پا کردن سند به منظور محاکمه ی ایران می نگرند.

4- منندز  و کری هر دو معتقدند توافق جامع باید به تصویب کنگره برسد، حال باید دید نگرش تیم نیویورکی ها به این مقوله چیست؟

اگر چه بر طبق سابقه ی عملکرد تیمِ تمامیت خواه نیویورکی ها، به وضوح می توان پیش بینی کرد، دور زدن مجلس در دستور کار ایشان قرار دارد و اساساً انتخاب عنوان "برنامه ی اقدام مشترک" برای توافقنامه ی ژنو، به منظور مصون ماندن از نظارت مجلس شورای اسلامی صورت گرفته، ولی پیش داوری را کنار گذاشته و به انتظار خواهیم نشست.

5- نکته بعدی نقش پلیس خوب "کری" و پلیس بد "منندز" است که به زیبایی توسط آنها اجرا می شود. در واقع کنگره خواستار شدت عمل بیشتر است و کریِ طرفدار ایران! خواستار رافت.

نکته ی دیگری که از همین جدال صوری می توان دریافت تشابهی دیگر ما بین تیم نیویورکی ها و مجلس و فضای فعلی حاکم ایران است!

تیم نیویورکی ها بر خلاف حریف خواهان سکوت مطلق مجلس در خصوص توافق و حتی خواستار حذف شعار مرگ بر امریکا است. این تفکر چند بیلبورد "صداقت امریکایی" را هم بر نمی تابد و تمام سعی خویش را در جهت سرکوب منتقدان بکار گرفته و با دلایل مختلف منجمله بر چسب ناقض امنیت ملی اهداف خویش را پیش می راند، مبادا به غبای کدخدا بر خورده و مذاکرات، با مشکل مواجه شود!

6- اگر قهرمان دیپلماسی از این بی سواد دلگیر نشوند و معترض نگردد که چرا حرف دشمن را گوش می دهید و نه من که فرزند انقلاب!م. اعتراف کری را می توان دلیل دیگری بر غواصی – یا همان زیر آبی رفتن - تیم نیویورکی ها برشمرد.

کری در حالی موضوع موشکی و تحقیقات موشکی را بخشی مطرح!!!!! در مذاکرات بیان می کند که بر طبق مجوز رهبر فرزانه ی انقلاب، تیم تدبیر تنها مجاز به مذاکره در خصوص مسایل هسته ای است ولا غیر!

7- کری بر طبق عادت همه ی مسئولین امریکایی مجدداً بر نکته ی طلایی توافق پا فشاری می کند " هیچ چیزی مورد توافق نخواهد بود مگر آنکه در مورد همه چیز توافق شود" جای سوال دارد، در صورت عدم توافق، کدام طرف قرارداد متضرر می شود، ایران یا غرب؟

امریکا پس از اجرایی شدن گام اول توافق ژنو تنها پیچ تحریمها را شل کرده و به محض اختلاف، نه تنها وضعیت سابق را عملیاتی، بلکه شدت عملی به مراتب سخت تر از ماقبل توافق اتخاذ می کند. ساختار تحریم ها که به اقرار اوباما، کری و شرمن قبل از توافق ژنو، در حال فروپاشی بود، مجدداً با انگیزه و قوت بیشتری ادامه خواهد یافت، ضمن آنکه غرب اطلاعاتی از مراکز حیاتی ایران بدست آورده که حتی از طریق جاسوسی برایش امکانپذیر نبوده است.

اما ایران: طی دوره اجرایی توافق، حداقل در غنی سازی 20 درصد، مراحل ساخت راکتور اراک و یا تولید سانتریفیوژها، دچار عدم پیشرفت شده؛ هر چند موارد فوق طی دوره زمانی مشخص، جبران پذیر است. لیکن حذف ذخایر 20 درصد که نفوذ کلام ایران در جامعه جهانی است در کنار خلع ایجاد شده ناشی از تقدیم اطلاعات حیاتی و نقشه مراکز هسته ای، مراکز مونتاژ سانتریفیوژ ها و روتر ها و ... به دشمن، پر شدنی نیست.

اندک توضیحات ناقص فوق، عمق خسارت ناشی از لغو توافق ژنو را، آشکار می کند. توافقی که تنها بر مبنای حصول نتیجه ی صد در صدی از طرف خط سازش استوار و حتی یک درصد احتمال لغو از جانب حقوقدانان خبره!!!! ایرانی، برای آن در نظر گرفته نشده.

این در حالی است که تیم تدبیر در مقابل منتقدان اظهار می دارد "در هر جا متوجه خلف وعده حریف شویم، چیزی از دست نداده، مذاکرات را قطع و غنی سازی را آغاز می کنیم."!!!

8- علی رقم گزارش تغییر، در نحوه استفاده سوخت راکتور اراک به منظور ادامه ی فعالیت آن، کری به جدیت و در چند مرحله از لزوم برچیدن راکتور اراک سخن می گوید.

9- نکته ای که بنظر جالب می رسد، نحوه بیان کری در خصوص دسترسی به مراکز نطنز و فردو است: "ما در فوردو بازرسی می کنیم حال آنکه قبلاً هرگز در این مکان امکان حضور نداشتیم" "ما در نطنز بازرسی می کنیم که قبلاً در آنجا حضور نداشتیم".

این در حالی است که گزارشات متعدد آژانس حاکی از دسترسی تعریف شده و طبق برنامه ی کارکنان آژانس بین المللی به نطنز و فردو می باشد و این بازرسی ها امر جدیدی نیست، با این وجود کری می گوید "ما قبلاً در این مکان، امکان حضور نداشتیم." دومین نکته استفاده از کلمه "ما" بجای مامورین آژانس است. اینکه ماموران آژانس، عاملان امریکا و جزئی از سرویس اطلاعاتی آنها هستند شکی وجود ندارد لیکن با کنار گذشتن دو پارا متر فوق، موضوع قابل تامل است.


برچسب‌ها: کری, توافق, ژنو, سنا, موشک
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم فروردین 1393ساعت 8:43  توسط احمد.ش  | 

روز ملی فن آوری هسته ای یا روز فقرا؟!


از سال 86 به این سو، بیستم فروردین جشن گرفتیم و شادی کردیم، چرا که کمر دشمن خم شد و جوانان این مرزو بوم اورانیم را غنی کردند و دشمن را ذلیل.

هر سال افتخار کردیم و به دنیا فخر فروختیم که، نتوانستید هیچ غلطی کنید.

هر سال گریزی هم به خاطرات تلخ گذشته زدیم که شورای حکام آژانس انرژی اتمی راه به راه، قطعنامه بر علیه مان تصویب کرد و خط مرعوب و واداه به غرب را، همان تیم مذاکره کننده که از دلش جاسوس در آمد و فراری به خارج!، از لولوی شورای امنیت و تهدید به حمله ی نظامی ترساندند.

آنگاه با توافق ننگین سعدآباد، - همان توافقی که شیخ فریدون در کنار جک استراو، سرمستانه می خندد! استراو به ریش مملکت ما و خوشحال از پیروزی اش، اما شیخ به چه؟ معلوم نیست – غرورمان را شکستند.  

هر گام که عقب نشستیم، ده گام پیش آمدند و هر بار جری تر از قبل، روزی محور شرارت خواندنمان و التماس های خرازی برای حفظ چند سانتریفیوژ را هم وقعی ننهادند؛ کم مانده بود، دانشگاه هایمان را تعطیل کنند.

بگذریم که شیخ، نامه های رهبر فرزانه انقلاب، در شکستن پلمب مراکز هسته ای را به هیچ می انگاشت و فریادهای انرژی هسته ای، حق مسلم ماست" ملت را نمی شنید.

و مغرور، در پی رایزنی با وزرای خارجه انگلیس بود. همان جک استراوی که در سعدآباد، از فرط قدرت و تحقیر مقابل، پاهایش را در مقابل شیخ روی میز انداخته و سخن می راند.

کردند هر چه خواستند و عقب نشتند تا توانستند، اما سر آخر ملت را صبری است و تحمل.

ندای رهبری در حسینه ای که بنام خمینی کبیر (ره) مزین است، تنین افکند، بس است عقب نشینی و بشکنید پلمب ها را.

چه زود 300 سانتریفیوژ تبدیل شد به 18,000 و چه افتخار ها که آفریده نشد. هر چند علی محمدی، شهریاری، رضایی نژاد، مصطفا و قشقایی بهایش بودند؛ اما سرمان در دنیا افراشته بود.

هر چند تحریممان کردند و پرونده هسته ای مان را به شورای امنیت ارسال و قطعنامه روی قطعنامه تصویب کردند. اما غمی نبود، هر چند کوتاهی مسئولین در کنار توطئه ی داخلی وامداران قدرت، عرصه را بر مردم تنگ کرد. اما شیرین بود پر افتخار.

باز هم می گفتیم هسته ای حق مسلم ماست.

اما امسال را چه شده؟ که نامی از روز ملی نیست و مشغولمان کردند به یارانه. انگار جای "هسته ای" در حق مسلم با "یارانه" عوض شده؟!

این چه سرپوشی است بر واقعیات و مشغول کردن به نان شب؟

دوباره سعدآباد را در ژنو تکرار کردند و فریاد بر آوردند که "دشمن به حق ما اعتراف کرد". ولی نه، به عدمش معترف شد!

دوباره سعدآباد را تکرار کردند و نامه به رهبری دادند که "ترک خورد دیوار تحریم" ولی ندیدیم گشایشی!

دوباره سعدآباد را تکرار کردند و خانواده شهدای هسته ای را جمع کردند، که تمام شد و بردیم، ولی دیدیم که بردند حق مسلم مان را.

حال مانده بودیم و نام یک روز! "فن آوری هسته ای"، ولی همان را کردند "روز فقرا"!


برچسب‌ها: روز, فن آوری, هسته ای, یارانه, فقیر
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم فروردین 1393ساعت 9:12  توسط احمد.ش  | 

تحلیلی بر شرایط توافق نهایی ایران و 1+5 از نگاه مذاکره کننده ارشد سابق امریکا


رابرت آینهورن مذاکره کننده امریکا در گروه 1+5 که به تازگی به موسسه بروکینگز پیوسته است، در گزارشی راهبردی برای این موسسه شرایط یک توافق جامع و نهایی میان ایران و 1+ 5 را ترسیم کرد.

با توجه به اینکه آینهورن تا چند ماه پیش مذاکره کننده ارشد امریکا و عضو تیم مذاکره کننده این کشور در گروه 1+5 بوده و قاعدتاً به راهبردهای امریکا درباره برنامه هسته ای ایران دسترسی مستقیم داشته، نظرات وی حاوی اهمیت فراوان محسوب می شود. اصل این گزارش را که در سایت ایران هسته ای آمده، می توانید از اینجا بخوانید.

صحبت های آینهورن دارای نکات مهمی است که میتوان آن را با دیدگاه های داخلی تیم سازش منطبق و به نتیجه ی جالبی در خصوص اشتراک فکری این دو رسید!

1- اولین نکته پا فشاری این مقام امریکایی در تبدیل فردو به یک مرکز تحقیقاتی است. همان تفکری که متاسفانه در داخل کشور، یکبار در سال 89 !!! البته درون سازمان انرژی اتمی، فردو را تبدیل به مرکزی تحقیقاتی کردند و حال که مجدداً در راس قدرت قرار گرفته و همکاران مصطفای شهید را کنار گذاشتند، طرح تحقیقاتی کردن  فردو را مطرح کردند.

چندی پیش زاکانی نماینده مجلس گفت "برخی عناصر به دروغ القا می‌کنند که نظام می‌خواهد فعالیت هسته‌ای را راکد کند و به واسطه همین القای غلط، اتفاقی که می‌افتد این است که آنها سمت و سویی را دنبال می‌کنند که نتیجه آن راکد کردن عملی در صنعت غنی سازی است، یعنی تیم فعلی، سال 89 فردو را تحقیقاتی کردند.

فردو 40 متر زیرزمین است و 90 متر روی آن کوه قرار دارد، اما در سال 89 فردوی زیرزمین را تحقیقاتی کرده و 8 دستگاه سانتیفیوژ گذاشته‌اند، تمام لوله‌کشی‌های انجام شده در زیرساخت‌ها را قلع و قمع و جمع کرده و در انبار ریخته‌اند! مجددا امسال که آمده بودند حرف تحقیقاتی کردن فردو را می‌زدند، در حالی که فردو عملیاتی شده و در سانتریفیوژها گازرسانی می‌کنند و این همه دستگاه در آن مستقر شده است. لذا وقتی توجه می‌کنیم می‌بینیم که موضوع فراتر از سوءتدبیر است و به هیچ عنوان سوءتدبیر نیست".

این هماهنگی شگفت انگیز بین امریکایی ها و افرادی در داخل، از کجا آمده؟ آیا هزینه های میلیاردی در تغییر کاربری فردو در سال 89 و تغییر دوباره آن در زمان فعلی، از جیب این ملت نیست؟

نکته دیگری که امریکایی ها بارها به آن اذعان کردند و البته دلیل اصلی تغییر کاربری فردو در آن نهفته است، استحکام و نفوذ ناپذیری فردو است. فردو و استحکام آن، کابوس بمب های سنگر شکن امریکا شده و هیچ راهی برای انهدام آن ندارند، لذا بهترین گزینه، از میان برداشتن آن توسط کسانی در داخل کشور و خارج کردن آن از حالت عملیاتی است.

راهی که تیم سازش در آن گام نهاده و همگرایی عجیب با امریکا، سوالات متعددی در ذهن ایجاد می کند.

2- در دل این توافق چه چیز نهادینه شده که طرف امریکایی را وادار می کند دایماً خط و نشان کشیده و  تهدید کند؛ اگر ایران از آن روی گردان شود، چه می کنم و چه!

آینهورن تهدیدات پیش روی ایران را، تصویب قطعنامه شورای امنیت، دخالت نظامی امریکا و تحریم شدید بیان میکند و تازه درخواست ضمانت ایران را نیز مطالبه می کند تا در صورت تخطی، پیشاپیش مجازات و حملات امریکا و متحدانش را پذیرفته باشد.

مگر سود این توافق برای امریکا چقدر است؟

3- نه تنها آینهورن و بسیاری از مسئولین امریکا، بلکه تیم مذاکره کننده ایرانی هم به کرات گفته: "مواضع اساسی و بنیادین ایران و امریکا با هم فاصله زیادی دارد" اما ناگهان صحبت از شروع پیش نویس توافق نهایی می شود و حتماً در کمال ناباوری طی چند هفته اخیر، شاهد صدور توافق نهایی خواهیم بود. به همان شکل که در توافق اولیه اتفاق افتاد!

4- نکته دیگری که آینهورن بر آن تاکید دارد "ایجاد حداکثر شفافیت ممکن پیرامون فعالیتهای مرتبط با برنامه هسته ای ایران" است و نه فعالیت های هسته ای.

اگر درست بیان کنم، فعالیت های مرتبط با هسته ای شامل همان کارگاههای مونتاژ سانتریفیوژ و روتر و نورد اورانیوم یا معادن و منبع است! فعالیت های که در واقع هیچ ارتباط ساختاری با سازمان انرژی اتمی ندارد و اصالتاً زیر نظر این سازمان نیست.

5- اجرای فراتر از پروتکل الحاقی، نکته ای است که نه تنها آینهورن، بلکه دیگر مقامات امریکایی بر آن تاکید دارند. هر چند بسیاری از موضوعات توافق اقدام مشترک، نیز فراتر از پروتکل الحاقی است.

6- وی در خصوص ابعاد نظامی احتمالی نیز تاکید دارد، امریکا محور اصلی را بر مسایلی گذارد که بیشترین ارتباط با موضوعات مخفی احتمالی ایران دارد.

آیا این محور به غیر از مصاحبه ی آژانس بین المللی با دانشمندان نظامی ایران نیست که خط قرمز نظام می باشد؟

در هر شکل باید منتظر بود و دید در این وانفسای مخفی کاری تیم نیویورکی ها و به واقع، در این هلوکاست هسته ای، از دل این عقب نشینی بزرگ، که خط سازش بر خلاف واقع، آن را پیروزی بزرگ می خواند؛ چه بیرون خواهد آمد و با خطوط قرمزی همچون راکتور اراک، تعداد سانتریفیوژها یا همان برچیدن امریکایی ها، غنی سازی بالای 5 درصد و حتی غنی سازی 5 چگونه برخورد خواهد شد.


برچسب‌ها: تحلیل, توافق, جامع, نهایی, ژنو
+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم فروردین 1393ساعت 8:19  توسط احمد.ش  | 

چرا نباید از خبر آغاز نگارش متن جامع توافق ژنو، شوکه شد؟


خبرگزاری های مختلف در کمال تعجب از آمادگی هر دو طرف امریکایی و ایرانی برای نگارش متن جامع توافق از اول اردیبهشت خبر دادند.

در حالی که هنوز دو طرف توافق، از وجود اختلاف در موضوعات اساسی سخن می گویند. اما به زعم نگارنده با توجه به سوابق تیم مذاکره کننده که بخشی از آن در ذیل می آید، نه تنها نباید از چنین آمادگی، که از نبودش می بایست متعجب شد!

اگر تیم خبره، کارشناس و حقوقدان مذاکره کننده خط سازش یا همان تیم نیویورکی ها غیر از این عمل کند، باید شک کرد. این تیم از ابتدای انقلاب هزینه های متعدد و جبران ناپذیری همانند:

1- قبول NPT، همان معاهده ای که اگر قبول آن را منوط به عضو شدن رژیم جعلی صهیونیستی می کردند، هیچ یک از مشکلات کنونی هسته ای برای ایران رخ نمی نمود.

2- پدید آورندگان ماجرای ایران گیت و ورود مکفارلین به ایران و زمینه سازی برای ایجاد رابطه با امریکا، حتی در دوره ی امام  راحل و بدون اطلاع ایشان.

3- هماهنگی و زمینه سازی قبول قطعنامه ننگین 598، همان قطعنامه ای که جام زهر شد در کام امام راحل و عظیم الشان.

4- آزادی گروگان های امریکایی در لبنان بدون گرفتن هیچ امتیازی، فعالیتی که علاوه بر خلف وعده ی امریکایی ها در آزاد سازی اموال بلوکه شده ایران، نتوانست کوچکترین خبری از سردار بزرگ و فاتح خرمشهر، حاج احمد متوسلیان که دیروز در حالی سی و سومین تولدش پس از اسارت در چنگال صهیونیست های نجس را سپری کردیم که حتی پدربزرگ تیم نیویورکی ها، همان تکیه گاه فتنه و ظریف، همان قهرمان دیپلماسی! نتوانستند کوچکترین خبری در طی این مبادله از او و یاران در اسرارتش بدست آورند. حال آنکه به راحتی می توانستند آزادی گروگان های امریکایی را منوط به آزادی حاج احمد و یارانش کنند، اطلاً چرا باید اینگونه عمل می کردند؟

وقتی خاطرات سال 61 تکیه گاه فتنه را مرور کنید، تا نوع شام شب و تلاش مهدی و فائزه در انداختنش درون استخر ذکر شده! ولی خبری از اسارت شیر ایرانی و یارانش، به چشم نمی خورد، اصلاً آنها وزنی برای یادآوری در خاطرش داشتند؟

5- عقب نشینی های نکبت بار هسته ای در سال های 82-84، همان وادادگی هایی که بر سر نگه داشتن سه چهار سانتریفیوژ چانه می زدند و اروپایی ها قبول نمی کردند، همان مذاکراتی که هنوز سیروس ناصری آن را پیروزی می خواند!!! همان مذاکراتی که از دلش حسین موسویان جاسوس بیرون آمد و پس از حکم دادگاه، مصلحی وزیر وقت اطلاعات گفت از نظر ما موسویان همچنان جاسوس است.

همان مذاکراتی که رهبر فرزانه ی انقلاب در خصوص آن بیان داشتند "در صورت ادامه ی این عقب نشینی ها، من خودم وارد این عرصه می شوم و شدم" همان عقب نشینی هایی که رهبری فرمودند 2 سال این مملکت را عقب انداخت.

وجه مشترک تمام این اعمال یکی است، عملکرد مخفیانه و چراغ خاموش تیم نیویورکی ها، چنانچه نظام را در عمل انجام شده قرار دهند.

مگر قرار است این بار غیر از این عمل کنند؟

این تیم خود را تافته ی جدا بافته، تحصیل کرده امریکا و انگلیس، زندگی کرده در امریکا و ... می داند و متقابلاً امریکا ظریفش را مهره ای ارزشمند!

چرا باید مردم و مجلس را محرم خویش بدانند؟ این ایران است که مدیون چنین تیمی است و نه آنها وام دار ایران!

سهل است برایشان بستن قراردادهای اینچنین، واگذاری امتیاز های بزرگ و وادادگی و قبول عقب نشینی، چرا که ارزش در منظر ایشان رابطه ی با کدخدا است، حال به فروش هر عزتی! که ای کاش، میفروختندش، نه به مفت واگذارند!


برچسب‌ها: آغاز, نگارش, توافق, جامع, ژنو
+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم فروردین 1393ساعت 7:48  توسط احمد.ش  | 

خطر قربانی شدن برنامه ی تحقیق و توسعه هسته ای، بر اساس توافق ژنو


علی رقم اینکه در نگاه اول، تنها گزینه ی مثبت توافق ژنو ادامه "برنامه تحقیق و توسعه R&D" ایران بنظر می رسید، ولی متاسفانه با استناد تیم مذاکراه کننده امریکا به کلمه ی "Current کنونی" در متن توافق ژنو، عملاً این برنامه در وضعیت فعلی منجمد شد. بر همین اساس بازرسان آژانس بین المللی انرژی اتمی یک دستگاه سانتریفیوژ فوق پیشرفته IR-8 ایران را به محض تخلیه در بخش رو زمینی مرکز غنی سازی نطنز (شهید قشقایی) پلمب کردند.

نکته مغفول مانده در توافق ژنو قربانی کردن کامل "برنامه ی تحقیق و توسعه ی" صنعت هسته ای با توجه به روند پیش رو است. امریکایی ها موضوع "گریز هسته ای" را ملاکی برای داشتن غنی سازی "ویترینی" ایران - و نه صنعتی - می دانند. از این رو است که مسئولین امریکایی ارتباط مستقیمی مابین تعداد سانتریفیوژ ها و موضوع گریز هسته ای قایلند.

از نظر امریکایی ها حداقل، زمانی یک ساله برای تشخیص Break Out ایران لازم است و بر همین اساس معتقدند ایران تنها می تواند 3000 دستگاه سانتریفیوژ از نوع IR-1 و یا 1000 دستگاه IR-2m که 3 برابر قدرت تفکیک پذیری بیشتر از مدل یک دارد، پس از توافق نهایی داشته باشد.

حال جای سوال دارد، بر فرض که اولاً غرب اجازه ی تست مدل های جدید سانتریفیوژ و دوماً اجازه ی تولید آنها را نیز به ایران بدهد؛ با توجه به اینکه این سانتریفیوژهای پیشرفته قدرت تفکیک پذیری بسیار بالاتری نسبت به IR-1 داشته و همانطور که در بالا ذکر شد، آخرین آنها IR-8 است، امریکایی ها چند دستگاه از این مدلها را مناسب غنی سازی ویترینی ایران خواهند دید؟

اگر فرض کنیم مدل IR-8 ده یا بیست برابر مدل اولیه، قدرت تفکیک پذیری داشته باشد؛ در آن صورت امریکا تعداد 300 و یا 150 سانتریفیوژ را روی میز خواهد گذاشت. امری که در واقع امکان تحقیق و توسعه ی بیشتر برای ایران را در نقطه ای نه چندان دور، به صفر خواهد رساند.


برچسب‌ها: قربانی, صنعت, هسته ای, تحقیق, توسعه
+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم فروردین 1393ساعت 3:26  توسط احمد.ش  | 

چرا حصول توافق نهایی در مذاکرات هسته ای با غرب سهل می نماید؟


مقاله حامد علوی با عنوان "ایران هیچ تضمینی مبنی بر تامین سوخت 20 درصد از خارج را نمی پذیرد" موجب شد تا مرور مجددی بر نگرش خط سازش، نسب به مذاکرات هسته ای داشته باشم.

جناب علوی در نوشتار خویش از قول منابعی که از آنها به عنوان دیپلماتها در ایران یاد می کند؛ آورده است "با وجود اراده سیاسی نزد دو طرف برای رسیدن به یک تفاهم، دورنمای حصول توافق چندان روشن نیست" و در ادامه شش موضوع را به عنوان موارد اختلاف پیش رو بیان می کند.

لیکن نگارنده وجیزه ذیل معتقد است با توجه به دیپلماسی خنده و وجود حقوقدانهای خبره در خط سازش، دست یافتن به توافق جامع به هیچ عنوان سخت نیست. مذاکره کنندگان نشان داده اند برای "حصولِ توافق به هر قیمتی" آنچه لازم باشد را قربانی کرده، شروط حریف را خواهند پذیرفت و اساساً خطوط قرمز ترسیمی نظام برای این خط فکری، ارزش محسوب نمی شود.

برای درک صحیح و آشنایی با خطوط قرمز یک جریان فکری، ابتدا لازم است ارزش های تفکر شناسایی تا آنچه قابل قربانی به پای ارزشهاست مشخص گردد. دولت تدبیر ایجاد رابطه با غرب را اصلی ترین هدف و گشایش اقتصادی از قِبل ایجاد چنین رابطه ای را، یکی از توقعات مترتب بر آن می پندارد. خط سازش به عنوان یک نماد و تفکر - و نه به عنوان گروهی سازشکار - اصولاً به صنعت هسته ای و مذاکرات، به چشم وسیله ای برای نیل ایجاد رابطه با غرب خصوصاً کدخدا! می نگرد. لذا حاضر است برای این ارزش، صنعت هسته ای را قربانی و علی رقم نهی رهبری "و مجوز محدود مذاکره با امریکا، فقط در بحث هسته ای" در مقوله هایی که هیچ ارتباطی به موضوع هسته ای ندارد همانند موشکی، حقوق بشر، تروریسم و ... نیز وارد، تا رابطه با غرب حاصل شود.

به عنوان موید می توان به موارد ذیل اشاره کرد: گفتگوی تلفنی شیخ حسن با اوباما در اولین سفر نیویورک، مذاکرات مخفیانه تیم تدبیر با امریکا در مسقط، ملاقات دو گروه مجزا از دیپلماتهای اروپایی با فتنه گران و شانه خالی کردن وزارت خارجه از زیر بار مسئولیت ایجاد هماهنگی، عدول از متن توافق ژنو و منفعل بودن مقابل امریکا و اروپا در قبال چند دوره تحریم های پس از توافق – روسیه به عنوان یکی از کشور های 5+1 این تحریم ها را ناقض توافق ژنو می داند ولی قهرمان دیپلماسی خیر! – ، عدم اتخاذ عکس العمل مناسب مقابل دخالت های آشکار اروپا طی قطعنامه ی راهبردی، همچنین موارد متعدد که ناقض صریح بخش ابتدایی "عناصر گام اول" توافق ژنو است "همه اطراف ماجرا تلاش خواهند کرد تا فضای سازنده برای انجام مذاکرات با حسن نیت، پابرجا باقی بماند"، اظهار نظر پدید آورنده بزرگترین توافق قرن، در خصوص حزب الله لبنان و برابر دانستن تلوحی آن با تروریسم ، در خواست خروج حزب الله از سوریه، پاسخگویی دو پهلو و شبهه ناک در برابر به رسمیت شناختن رژیم نجس صهیونیستی  و ...

از این منظر است که انجام توافق به "هر قیمتی" برای خط سازش سهل می نماید و حاضر است صنعت هسته ای را قربانی رسیدن به رابطه ی با امریکا و اروپا کند.

در بخش دیگر مقاله آقای علوی و از قول منابع سایت ایران هسته ای آمده "ایران هیچ تعهدی مبنی بر اینکه باید از حق خود برای غنی سازی 20 درصد صرف نظر کند را نخواهد پذیرفت چرا که یک کارخانه بزرگ و مدرن تولید سوخت 20 درصد دارد و هرگز آن را تعطیل نخواهد کرد"

متاسفانه باید گفت بیان چنین استدلالی عذر بدتر از گناه و در واقع به معنای مخالفت ایران تنها به صِرف وجود تجهیزات است. از زاویه ی دیگر  تصدیق عبارت فوق، ایجاد محدودیت در آینده ی غنی سازی است، زیرا عملاً پذیرفته ایم چون سرمایه گذاری برای 60 و یا 90 درصد نکرده ایم و کارخانه ای به این منظور احداث نشده، اساساً این حد از غنی سازی جزو گزینه های مطرح ایران نیست. در حالی که 20 یا 60 و حتی 90 درصد غنی سازی، بر اساس ان پی تی حق ایران است و نباید به غرب اجازه طرح چنین موضوعی را داد.


برچسب‌ها: علوی, اراده, توافق, ژنو, خط سازش
+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم فروردین 1393ساعت 1:44  توسط احمد.ش  | 

توافق ژنو و شاید هایی که ...؟! چرا غنی سازی 20 درصد لازم است؟


جوابیه ی مهدی محمدی به مصاحبه ی دکتر صالحی رئیس سازمان انرژی اتمی که دلیل پذیرفتن تعلیق غنی سازی 20 درصد را، عدم نیاز [و حتماً جزو امتیازات! بدست آمده توسط تیم مذاکره کننده] می دانند، بهانه ای شد برای نوشتار ذیل.

ای کاش منتقدان توافق ژنو را بیسواد نمی خواندند و خویش را حقوقدان!!!، ای کاش راننده تاکسی و لبو فروش را جزو آدم حساب می کردند و تنها، اقشار جامعه را به منزله ی برگه ی رای در روز انتخابات نمی دیدند، ای کاش دلسوزان نظام را همصدا با صهیونیسم و ویژه خوار تحریم نمی خواندند،

ای کاش متن مذاکره را با هزار ترفند و برچسب مخل امنیت ملی بر منتقدان، از دید ملت و حتی نمایندگان مجلس مخفی نمی کردند و به فکر تصویب حقوق شهروندی - بخوانید حقوق فتنه گران و غربزدگان – نبودند، ای کاش ادعای دولت راستگویان را یدک نمی کشیدند؛ قدری تامل می کردند و برای خرد جمعی ارزش قایل بودند. متاسفانه نیستند! ای کاش روزی که تاکید مکرر رهبر ی انقلاب، بر غیر قابل اعتماد بودن امریکا بود ، لختی بگوش می گرفتند، که نگرفتند. در آنصورت:

شاید امروز غنی سازی 20 درصد داشتیم، شاید امروز ذخایر 20 درصدمان که نه، برگ برنده مان حفظ می شد، مذاکره بر سر تعویض کاربری راکتور اراک نمی شد، شاید هنوز سانتریفیوژهای IR-m2 تولید می شد و می چرخید، شاید اطلاعات ذی قیمتی که اوباما، کری و شرمن به صراحت در سنا و کنگره بیان کردند، حتی از طریق جاسوسی نتوانستیم آنها را بدست آوریم؛ در اختیار غرب و سگ نگهبانش در منطقه قرار نمی گرفت، شاید هنوز نقشه های حساس، که با چنگ و دندان توسط کارمندان و مسئولین انرژی اتمی و سازمان های مربوطه حفظ شده بود، امروز در اختیار غرب نبود،

شاید بحث تحقیق و توسعه هسته ای مملکت با اشتباه استراتژیک تیم خبره و حقوقدان مذاکره کننده، با کلمه ی "کنونی" در وضعیت فعلی فریز نمی شد، شاید اکنون سانتریفیوژ فوق پیشرفته IR-8 که در نطنز پلمپ شده می چرخید، شاید ذخایر سوخت 5 درصد ایران در حال اضافه شدن بود، شاید ساخت راکتور اراک به پایان کارش نزدیک و یا حتی شاهد راه اندازی اش بودیم، شاید تعداد سانتریفیوژهای نصب شده در مراکز فردو و نطنز گسترش می یافت و از مرز 22000 دستگاه نیز فراتر می رفت،

شاید دانشمندان مرتبط با ساخت روتر و مونتاژ سانتریفیوژ و نورد اورانیم، هنوز در لیست شناسایی شده ها برای موساد و سرویس های دیگر جاسوسی، ثبت نشده بود؛ خدا را چه می دانی! شاید حتی اسامی آنان در لیست ترور های آینده ی آنها نیز قرار نگرفته بود؛ شاید امروز مجبور نبودیم با هدف پرداختن رضایت بخش، قطعنامه های شورای امنیت را قانونی و موجه بدانیم، و غرب از دل آن، ده ها بهانه ی موشکی و تروریسم و حقوق بشری بیرون کشده و برایمان شاخ کند، شاید مجبور نبودیم به فکر ایجاد تاسیسات جدید هسته ای نباشیم، شاید هنوز اطلاعات منبع در اختیار خودمان بود، نه دشمنانمان! شاید تصاویر دوربین های مستقر در مراکز هسته ای، همچون گذشته تنها در زمان حضور کارمندان آژانس بین المللی انرژی اتمی قابل بازدید بود، نه آنکه همه ی آنها، یکجا در اختیارشان قرار گیرد، و ....

از توافق ژنو تهدایدات و تحریم های بعدش که به قول قهرمان دیپلماسی مخل توافق ژنو نیست ولی از دید روسیه چرا!!!، و ما به ازا های ناچیزش، که مصداق آبنبات چوبی هم نیست، بگذریم و نا دیده اش انگاریم؛  شاید روزی که نمایندگان پارلمان اروپا با فتنه گران ملاقات می کردند؛ شاهد خالی کردن شانه از زیر بار مسئولیت توسط وزارتخانه های مرتبط نبودیم و عکس العمل مناسب می دیدیم، روز بعدش ناظر ملاقات اشتون با محکوم دیگرِ فتنه نبودیم،

شاید دبیرکل سازمان ملل دعوت نکرده ی خود - به منظور حضور ایران در ژنو 2 سوریه - را سراسیمه پس نمی گرفت، شاید بان کی مون چشم بادامی، شیخ فریدون را به بد عهدی در قبال شعارهای انتخاباتیش متهم نمی کرد، شاید امریکایی ها سعی نمی کردند با تعویق و سنگ قالاب کردن روادید حمید ابوطالبی نماینده دایم و تازه معرفی شده ایران به سازمان ملل متحد، تحقیرمان کنند،

شاید امروز پارلمان اروپا پیش نویس قطعنامه ای که گویا ایران را جزو مستعمراتش می پندارد، طرح نمی کرد، همان قطعنامه ای که خواهان اجرای حقوق بشر غربی در ایران است نه اسلام، همان پیش نویسی که با دخالت آشکار در امور ایران، خواهان آزادی سران فتنه است، همان کاغذ پاره ای که ایران را اوکراین قلمداد کرده و آزادی عمل فتنه کران را می خواهد. همان چرک نویسی که خواهان عدم حضور نمایندگان پارلمانش در ایران است مگر با تضمین ملاقات با فعالان [ضد] حقوق بشر، همان بی شرمی که حتی، رای آوردن شیخ حسن؛ منادی ارتباط با امریکا و غرب را نیز، به رسمیت نشناخته و انتخاباتش را غیر دمکراتیک می داند، و ... ؛

حتی شاید سگ نگهبان امریکا با پوزه نجس خود، تهدید حمله به ایران را پارس نمی کرد، شاید امریکایی ها دوباره گزینه ی نظامی را روی میز نمی گذاشتند. و هزاران شاید دیگر، که ای کاش تدبیر می کاشت، شاید سبز می شد!

راستی دکتر صالحی عزیز که شما را جزو فرزندان انقلابی می دانیم؛ و آقایانِ تیم مذاکره کننده ی خط سازش؛ به راستی تا بحال این سوال را از خود پرسیده اید که: اساساً چرا علیمحمدی، شهریاری، رضایی نژاد، مصطفا احمدی روشن، قشقایی و البته شهدای دیگر جهاد علمی که به هزاران دلیل تا بحال نامی از آنها برده نشده؛ برای چه به شهادت رسیده اند؟ برای آنکه ما بگوییم، دیگر نیازی به بخشی از صنعت هسته ای یا تمامی آن نداریم؟ واقعاً به این دلیل؟؟؟؟؟!!!!


برچسب‌ها: صالحی, ژنو, غنی سازی, 20, مهدی محمدی
+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم فروردین 1393ساعت 2:9  توسط احمد.ش  | 

صوت: پیام نوروزی رهبر انقلاب - نوروز 93




برچسب‌ها: سخنرانی, رهبر, آقا, نوروز, 93
+ نوشته شده در  یکشنبه سوم فروردین 1393ساعت 3:1  توسط احمد.ش  | 

صوت: سخنرانی رهبر انقلاب در حرم مطهر رضوی - اول فروردین 93

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم فروردین 1393ساعت 2:35  توسط احمد.ش  | 

از دروغ تا توجیه - نقدی بر مقاله ی "پذیرش حق غنی سازی؛ هم در عمل هم در کلام"


این روزها حاشیه دار ترین موضوع روز کشور، بحث محرمانه ی!  هسته ای است. همان بحثی که خط سازش تمام سعی خود را در جهت مخفی نگاه داشتن مفاد آن، حتی از چشم نمایندگان مجلس، بکارمی بندد تا به زعم خود، از تکرار آنچه در سالهای 82-84 اتفاق افتاد، جلوگیری کند.

"دانستن و هوشیاری مردم" چیزی که دولت شیخ فریدون به شدت از آن هراس داشته و هر صدای نقاد فراگیری را با سانسور و حذف از جامعه ی خبر، خاموش می کند، شاید از شکست زود هنگام جلوگیری کنند. غافل از اینکه دیر یا زود، واقعیت آشکار و عقب نشینی های ذلت بار ایشان برای عموم، روشن خواهد شد.

آگاهی مردم همان چیزی است که ظریف در صحبت با البرادعی مدیرکل وقت آژانس بین المللی انرژی اتمی به این شکل از آن یاد می کند: "مشکل ما اینست که امروز وجهه ی داخلی و اعتبار خویش را در کشورمان از دست داده ایم".

در همین راستا، سعی کردم با مقاله ای، پاسخ خبر منعکس شده سایت تازه تاسیس "امید هسته ای" را بدهم. ولی دریغ از آدرس پست الکترنیکی، دورنما و حتی تلفن، که بتوان مقاله را به آنجا ارسال یا هماهنگی جهت ارسال را انجام داد.

لذا به اجبار نسبت به انعکاس، در سایت خویش اقدام کردم.

----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

بسمه تعالی

مدیر مسول محترم سایت امید هسته ای، با سلام و عرض ادب؛

با توجه به انعکاس خبر حاشیه ساز و غیر مستند سایت فرارو با عنوان "پذیرش حق غنی سازی ایران؛ هم در عمل هم در کلام" بر آن شدم تا جوابیه ای، در جهت رد خبر یاد شده ارایه دهم. مقتضی است با استناد به مرامنامه سایت، که علی رقم ادعای بی طرفی، از ایراد اتهام "تندرو" - "برابر با دشمن" - "داشتن رویکرد سیاسی و جناحی" و "داشتن آرزوی شکست تیم هسته ای" به منتقدان توافق ژنو دریغ نفرمودید؛ نسبت به انعکاس مقاله ی پیش رو (1)، در راستای احترام به شعار دولت تدبیر و امید که همانا تحمل سخن مخالف است؛ اهتمام ورزید.

واضح است انعکاس اخبار دیگر سایت ها بدون درج توضیح، به مفهوم تایید بی قید و شرط خبر است، لذا به نظر می رسد؛ زودتر از حد معمول، رویکرد جانبدارانه و نگرش جناحی خویش، همچنین اهداف پشت پرده ی تاسیس سایت امید هسته ای را آشکار نمودید.

از آنجا که بخش عمده اظهار نظر مقامات امریکایی، بیان متن توافق ژنو است. لذا علی رقم گلایه ظریف؛ منتقدان، استدلال به سخنان مسئولین امریکایی را، تنها موید عدم شناخت حق غنی سازی در توافق ژنو می دانند، نه حجت.

آنچه شما اعتراف شرمن می خوانید در واقع، عین متن توافق ژنو است، نه یک کلمه بیشتر و نه یک کلمه کمتر. جهت تنویر، بخش های خاصی از توافق ژنو را مرور می کنیم.

"این راه‌حل جامع، ایران را قادر می‌سازد تحت مفاد مربوطه در معاهده منع گسترش تسلیحات هسته‌ای (ان‌پی‌تی)" تا اینجای کار خوب است ولی از این نقطه به بعد، پای اما و اگر ها به میان کشیده می شود: "و برابر با تعهداتی که این مفاد برای این کشور ایجاب می‌کند." این تعهدات چیست؟

1- برنامه غنی سازی مورد توافق دوطرف

2- با در نظر گرفتن معیار‌های منطبق بر نیازمندی‌های عملی

3- با اِعمال محدودیت‌ بر:

3-1 گستره

3-2 سطح فعالیت‌های غنی سازی

3-3 ظرفیت

3-4 محل انجام

3-5 ذخایر

3-6 برای مدت زمان مورد توافق

4- انجام اقدامات شفاف‌ساز

5- تصویب و اجرای پروتکل الحاقی

6- پرداختن به قطعنامه های شورای امنیت با هدف پایان رضایت بخش بررسی موضوع توسط شورای امنیت سازمان ملل متحد

7- مشخص ساختن یک بازه زمانی بلند مدت و توافق بر سر آن

8- و ...

به جهت پرهیز از زیاده گویی، تنها بر سخنان شرمن تمرکز و از نام بردن مابقی تعهدات حذر می کنم.

شرمن می گوید: "در چارچوب توافق جامع نهایی درباره برنامه هسته‌ای، ایران می‌تواند برای «تامین نیازهای عملی خود» به برنامه غنی‌سازی «محدود و نظارت‌شده» ادامه دهد"

به منظور درک صحیح موضوع، سخنان شرمن را طبق قالب زیر، درون جدول جا گذاری و با متن استخراجی توافق ژنو مقایسه می کنیم:

ایران می‌تواند:

ردیف

آنچه شرمن گفته

آنچه در توافق آمده

1

برنامه غنی‌سازی

برنامه غنی سازی

2

در چارچوب توافق جامع نهایی

[راه حل جامع] مورد توافق دوطرف

3

[بر اساس] نیازهای عملی

با در نظر گرفتن معیار‌های منطبق بر نیازمندی‌های عملی

4

محدود [باشد]

با اِعمال محدودیت

5

نظارت‌شده

انجام اقدامات شفاف‌ساز

 

حال بفرمایید؛ آیا وندی شرمن علاوه بر پنج عبارت فوق، موضوع دیگری بر زبان رانده است؟ آیا سخنان وی به متنی غیر از مندرجات توافق اشاره دارد؟

از نگاه منتقدان؛ آنچه شرمن در سرزمین اشغالی بیان کرده و شما عنوان "اعتراف" بر آن می نهید؛ تنها غنی سازی ویترینی نام داشته و آن را مایه ی حفظ عابروی روحانی و تیم نیویورکی ها می پندارند، نه غنی سازی صنعتی.

موید امر گفته های عراقچی است: "ما درباره غنی سازی کاملاً جدی هستیم و  غنی سازی در ایران باید به اسم غنی سازی به رسمیت شناخته شده و در سند نیز پذیرفته شود و  هم در گام اول و سپس در گام های بعدی و نهایی و نیز در عمل باید ادامه یابد. بنابراین یکی از مهم ترین موارد مورد نظر ما این است و قطعاً تا زمانی که نظر ما دراین باره تأمین نشود به امضای مجموعه سند رضایت نخواهیم داد".

جای سوال دارد؛ در صورت رضایت نهایی کدخدا به انجام غنی سازی محدود، تحت نظارت و بر مبنای نیاز عملی! آیا خواسته های عراقچی با 3000 سانتریفیوژ، تامین نخواهد شد؟ - همان تعدادی که مقامات امریکایی در حال حاضر به منظور اطمینان از عدم گریز هسته ای ایران، بر آن پای می فشارند - (به یاد داشته باشیم که طبق ادعای عراقچی سوخت راکتور تهران برای 10 سال تولید و سوخت راکتور بوشهر نیز طبق توافق با روسیه برای 10 سال توسط آن کشور تامین خواهد شد).

در راستای تایید سوال فوق، کلید واژه های سخن عراقچی را دوباره مرور کنیم: جدی – در ایران – به اسم غنی سازی (نه غنی سازی صنعتی! بلکه تنها اسم غنی سازی را داشته باشد) – در همه ی گام ها – در عمل، در صورتی که این شرایط را داشته باشد، تدبیر سند نهایی را امضا می کند!

 و باز هم از دید منتقدین، گفته شرمن و دیگر مقامات امریکایی که "هیچ وقت غنی سازی ایران را به رسمیت نمی‌شناسیم" دلیلی بر عدم به رسمیت شناختن حق غنی سازی صنعتی ایران، بر اساس ماده 4 ان پی تی است. زیرا تیم مذاکره کننده، ذیل توافق ژنو، مهر تاییدی بر استثنایی بودن ایران زده.

به پاراگراف ماقبل آخرِ توافق ژنو دقت کنید: "در پی اجرای موفقیت‌آمیز گام نهایی برای رسیدن به راه‌حل جامع در طول بازه زمانی مشخص شده برای آن، با برنامه هسته‌ای ایران نیز همانند برنامه‌های غیر تسلیحاتی هسته‌ای دیگر کشورهای عضو ان‌پی‌تی برخورد خواهد شد." به عبارت دیگر تا زمان تایید کدخدا، با ایران به عنوان یک استثنا برخورد خواهد شد، نه همانند اعضای ان پی تی!

جالبترین بخش از خبر، ادله سایت در تایید شناخته شدن حق غنی سازی ایران بصورت ضمنی در توافق است. این ادله محکم! بر دو محور استوار است. اول "ایران اعلام می کند که برای این دوره شش ماهه اورانیم را در سطح بالاتر از 5% غنی سازی نکند" دوم "ایران برنامه تحقیق توسعه ی (R&D) تحت نظارت، از جمله برنامه تحقیق و توسعه جاری غنی سازی خود را که با هدف انباشت اورانیوم غنی شده صورت نمی گیرد ادامه خواهد داد"

ظاهراً فراموش کرده اید، تیم چیره دست مذاکره کننده تدبیر و امید طبق توافق ژنو، به قطعنامه های غیر قانونی شورای امنیت مشروعیت بخشیده. لذا طبق توافق "پرداختن به قطعنامه های شورای امنیت با هدف پایان رضایت بخش بررسی موضوع توسط شورای امنیت سازمان ملل متحد وجود خواهد داشت" لازم است.

بر اساس قطعنامه های سازمان ملل، غنی سازی ایران غیر قانونی است و با دسته گل قهرمان دیپلماسی، ایران طبق توافق ژنو در حال انجام  عملی است که خود، بر غیر قانونی بودن آن صحه گذارده و طبیعتاً نباید انتظار ادامه ی امری غیر قانونی را، پس از طی گام اول توافق داشته باشد؛ مگر در صورت "لطف" و یا "توافق رضایت بخش" شورای امنیت!

علاوه بر غنی سازی؛ راکتور آب سنگین اراک نیز به عنوان بخش دیگر از موضوعات مناقشه برانگیز ایران و کدخدای جهان! مطرح است. اختلافی که عملاً منجر به کلید خوردن تعطیلی ساخت راکتور IR-140، در دوران تصدی شیخ حسن شده و متاسفانه بر اساس توافق ژنو - و البته اظهار نظر مقامات امریکایی - ادامه فعالیت یکی از بزرگترین و بی نظیر ترین پروژه های نظام  اسلامی، در هاله ای از ابهام فرو رفته است.

مجموعاً نکات قابل تامل فراوانی در خبر آن سایت آمده، لیکن بر مبنای عدم اطاله ی کلام، وا می گذاریم و می گذریم. ثانیاً نگارنده سطور، ناراحتی خویش از اتهام سنگین و زشت "داشتن آرزوی شکست مذاکرات هسته ای" را ابراز و معتقد است نباید انتظار بیشتر از صراطی داشت، که بر مبنای تفکر خصمانه و ایراد ادله اشتباه به نقادان، استوار گشته است.

حال باید از تیم مذاکره کننده و مسئولین آن سایت محترم پرسید: بر اساس گلایه مقامات دیپلماسی تدبیر و امید، خصوصاً ظریف و عراقچی، استناد به گفتار مسئولین امریکایی نباید ملاک عمل قرار گیرد، حال ایشان را چه شده، که با ذوق و شوق فراوان بخشی از صحبتهای وندی شرمن را بعنوان ملاکِ به رسمیت شناختن حق غنی سازی ایران، مورد استناد قرار داده و در پوست خود نمی گنجند؟

اگر فرض محال را بر جدید بودن سخنان شرمن گذاریم. مگر تیم تدبیر مدعی تایید حق غنی سازی صنعتی ایران در متن توافق ژنو نیست؟ پس چرا اقرار شرمن را، حمل بر تایید چنین حقی پنداشته؟

با تشکر

احمد شیرازی – یکی از میلیون ها بیسواد دوره ی اعتدال

(1) یادآور می شود نویسنده، ملاک ادله ارایه شده در مقاله ی فوق را، صحت مندرجات خبر سایت امید هسته ای قرار داده است.


برچسب‌ها: امید هسته ای, فرارو, هلوکاست, عمل, کلام
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم اسفند 1392ساعت 4:59  توسط احمد.ش  | 

مروری بر مهمترین دیدارها و بیانات حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در سال 92



برچسب‌ها: آقا, سخنان, دیدار, سال, 92
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم اسفند 1392ساعت 3:1  توسط احمد.ش  | 

اشتباهات مکرر هاشمی


هاشمی رفسنجانی در مصاحبه با روزنامه ی شرق مدعی است؛ پس از سال 76 قصد برگشت به صحنه ی اجرایی کشور را نداشته و اصرار گروه های مختلف مردمی طی شش ماه، جهت شرکت در انتخابات 84 [و 92]، تصمیم وی را تغییر داده: "این حالت، انسان را با یک سوال واقعی مواجه می کند که اگر تو احتمال می دهی که می توانی تاثیر بگذاری؛ چرا وارد نمی شوی؟" و در ادامه می گوید: "این همه مردم می گویند و تشخیص همه که غلط نیست. ما نباید خودمان را عقل کل بدانیم. بالاخره مردم اینگونه فهمیده اند و ما هم باید عمل کنیم."

این در حالی است که ابتدا، هاشمی تقاضای مردم را عامل شرکت در انتخابات می نامد، ولی در تناقضی آشکار و البته اشتباه لپی! "احتمال خود" را بیانگر حضورش می خواند.

فارغ از تناقض مذکور که این روزها پای اصلی سخنان رفسنجانی شده؛ سوال اصلی اینجا است، چرا هاشمی تعداد مشخصی از فعالان و گروه های مختلف سیاسی را، برابر با مردم ایران دانسته و بر مبنای آن، انجام فعالیت دلخواه خویش را فرض می شمارد؛ ولی شرکت کنندگان در راهپیمایی بی نظیر 9 دی - که طی 35 ساله ی انقلاب، از لحاظ حضور مردمی بی سابقه است – نمی بیند؟ همان مردمی که بر مبنای عملکرد، همیاری و همکاری هاشمی، همسر و فرزندانش با فتنه گران خواستار کناره گیری وی از سیاست هستند.

گویا میلیون ها انسانی که تقاضای برگشتِ تاجر ور شکسته، به باغ پسته اش را دارند و یا آنانی که از اعمال ننگین فتنه گران طی هشت ماه به تنگ آمده و خواستار مجازات سران فتنه، که اتفاقاً هاشمی را به حق، یکی از چهار ضلع اصلی آن می دانند؛ جزو مردم ایران نیستند؟

تکیه گاه ظاهراً فراموش کرده مردم به طعنه، ایران را بخش کوچکی می خواندند که بطور اتفاقی وسط باغ پسته او افتاده، و البته هزاران شعار دیگر که در حافظه ی تاریخ محفوظ مانده و بیانگر اوج بصیرت ملت غیور ایران اسلامی است.

شیخ اکبر با اشاره به رد صلاحیتش در انتخابات 92، از قول یک مقام امنیتی عنوان می کند: "رأیش در نظرسنجی ها 70 درصد بوده و 2 روز دیگر به 90 درصد می رسیده!"

نمی دانم چرا تاریخ برای افراد، تجربه نمی شود! انگار همین دیروز بود که هاشمی دو دلیل متقن! را _ بخوانید بی اساس _ علت تقلب در انتخابات 88 بیان کرد. دلیل اول توسط آیت الله ری شهری – منبع خبر رفسنجانی - از اساس تکذیب شد و محسن رضایی – طراح دلیل دوم – هم در مقابل استدلال علیرضا زاکانی پاسخی برای گفتن نداشت!

پس از گذشت نزدیک به یک سال، بهرمایی پای آمار و ارقام غیر مستندی را به میان می کشد که "معلوم نیست از کدامین کره نازل شده!" لذا جا دارد از تکیه گاه فتنه پرسید؛ تا چه وقت قصد تصمیم گیری بر اساس داده های غلط اطرافیان و زیر سوال بردن حیثیت خویش را دارد؟

بد نیست مجدداً یادآور شد؛ صدا و سیما بارها و البته به سختی، سی ثانیه پیاده روی هاشمی در میان راهپیمایان مناسبت های مختلفِ بعد از آخرین نماز جمعه وی - همان نمازی که هنوز هم اعتقاد بر صحت مواضع اعلامی در خطبه هایش را دارد - استخراج و پخش کرده است؛ و این همه تنها به دلیل انبوه مردمی است که با شعار مرگ بر ضد ولایت فقیه، او را بدرقه می کردند.

همان مردمی که هاشمی هیچگاه قصد دیدن آنها را ندارد.


برچسب‌ها: هاشمی, تکیه گاه, فتنه, مردم, انتخابات
+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم اسفند 1392ساعت 1:8  توسط احمد.ش  | 

حاشیه ای بر ملاقات مخفیانه ی اشتون و فتنه گران


دیدار اشتون با نرگس محمدی - از محکومان فتنه 88 – مجدداً باعث گمانه زنی و طرح سوالاتی شد. ابتدایی ترین سوال، دلیل قبح شکنی وزارت خارجه و ایجاد زمینه ی ملاقات فتنه گران با هیئت های دیپلماتیک اروپا و سپس فرار رو به جلوی این دستگاه در برخورد با چنین رویکردی است. چرا که از شیخ فریدون با همه ی سوابق امنیتی و تعداد قابل توجه مدیران امنیتی که در کسوت وزیر، معاون، مشاور، استاندار و ... در کنار ایشان مشغول به خدمت می باشند؛ انتظار تکرار موضوع نمی رفت و فی الواقع بیش از دولتهای دیگر، توقع رعایت پیش پا افتاده ترین مباحث امنیتی را داشتیم.

از طرفی، توقع به حق آنست تا گروه و جناح های سیاسی همسو با دولت، که از رسانه های زنجیره ای متعدد بهره می برند و افتادن برگی از درخت را بهانه ی فریاد وا مصیبتا قرار داده و خواستار استعفای مدیر دون پایه، تا بالا ترین مقام دستگاه می شوند؛ در اینگونه موارد نیز همان سیره را پی گرفته، نه آنکه به خواب مرگ فرو روند و یا در برخی تحلیل ها، بدون در نظر گرفتن اهداف براندازانه ی دشمن، انجام دیدار مقامات خارجی با شهروندان کشور دیگر را عادی برشمرده و با ذکر مثال، این امر را نشان دهنده عدم فهم منتقدان قلمداد کنند. فارغ از استدلال چوبینِ مدعیان فهم، برای انسان سوال می شود که آیا، این جماعت تفاوت میان محکوم امنیتی با شهروندان عادی، همچنین دیداری هماهنگ شده و روتین را با ملاقاتی مخفی و روباه صفتانه، نمی دانند و یا خود را به نادانی می زنند؟

انجام مجدد ملاقاتِ هیات اروپایی با محکومان فتنه، لزوم بررسی دقیق موضوع توسط مجلس را بیش از بیش مطرح و مشخص می سازد، در صورت عملکرد مناسب نمایندگان ملت در مرحله ی قبل، قطعاً شاهد تجدید نقشه شوم اروپا و تکرار پاسخ وزرای خارجه و اطلاعات نمی بودیم.

اگر مجلس در مرحله قبل با کنار گذاشتن مصالح، بطور جد در صدد ریشه یابی موضوع بر می آمد، امروز شاهد گزیده شدن مجدد از همان سوراخ نبودیم. و مسولان وزارت خارجه به منظور بیشبرد اهداف داخلی خود، اروپایی ها را وسیله قرار نداده و زمینه ی دخالت آنها در امور داخلی کشور را فراهم نمی کردند.

اگر مجلس در مرحله ی قبل علل انجام ملاقات فتنه گران با هیات پارلمان اروپا را موشکافی کرده و مسببین کوتاهی را مشخص می نمود؛ امروز وزارت خارجه، شرط سفر اشتون به تهران و ملاقات با فتنه گران را مخفی نکرده و در دولت راستگویان، همانند مرحله ی قبل با فرار رو به جلو نمی گفت "هیچگونه هماهنگی قبلی برای انجام این ملاقات صورت نگرفته" و تازه مدعی نمی شد "به نظر می رسد آنچه در حوزه کاری سیاسی و دیپلماتیک نسبت به این اقدام باید انجام می شد، در چهارچوب اقدامات دیپلماتیک انجام شد"!!!

متاسفانه تمام موضوع به اینجا ختم نشده و همانند مرحله ی قبل دستگاه های اطلاعات و امنیتی نیز با خالی کردن شانه از زیر بار مسئولیت، تنها به گفتن "مخالفت با چنین ملاقاتی و یا عدم هماهنگی با ایشان" اکتفا کردند.

وزارت اطلاعات به عنوان راس جامعه ی اطلاعاتی کشور، علی رقم کارنامه ی درخشان سربازان گمنام حضرت صاحب الامر (عج) در این دو موضوع عملکرد مناسبی به خرج نداده و نگرانی در خصوص ادامه ی روند جاری و کوتاهی در موارد مشابه را تشدید نمود.  

درست است که اظهار نظر در مورد انجام و یا عدم انجام ملاقاتهایی از این دست بر عهده وزارت اطلاعات است. ولی اشرافیت و رصد فتنه گران، در کنار برخورد سلبی نیز از وظایف دیگر این وزارتخانه است. توقع به حق این بود که علی رقم کوتاهی و یا غرض ورزی دستگاه های دیگر، جان برکفان سیستم اطلاعاتی کشور، همانند همیشه دشمن را ناکام گذارده و حداکثر قبل از ورود فتنه گران به سفارت، اقدامات تامینی مناسب را بکار می بستند.

جا دارد مجلس با اقدامی هر چند دیر هنگام و به دور از ملاحظات سیاسی، جلوی ضرر بیشتر را گرفته و اجازه ی تکرار اشتباه را، با سوال از وزرای خارجه و اطلاعات بگیرد. چرا که کوتاهی در این زمینه، قطعاً خیانت به خون شهدا و حرکت در جهت خلاف عزت ملی است.


برچسب‌ها: اشتون, فتنه, مجلس, خارجه, اطلاعات
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم اسفند 1392ساعت 4:55  توسط احمد.ش  | 

پشت صحنه ی ادعای جدید امریکا مبنی بر صدور دستور توقف ترور دانشمندان هسته ای ایران به رژیم صهیونیستی


تحلیلگران معتقدند ادعای امریکا در خصوص "صدور دستور توقف ترور دانشمندان هسته ای ایران، توسط امریکا به اسرائیل" بیشتر نوعی تلاش عملیات روانی برای جلب نظر ایران، همچنین تطهیر چهره آنها در همدستی ترورها با اسرائیل خبیث است، تا وجود نشانه ای از واقعیت؛ البته دلایل دیگر توقف ترورها، ترس از عملیات تلافی جویانه ایران و رخنه و رهگیری شبکه منطقه ای صهیونیستها تا درون سرزمین های اشغالی عنوان شده.

در تحلیل چنین ادعای شاخداری توسط امریکایی ها، ابعاد دیگری نیز قابل بررسی است؛ خروج صهیونیست ها، از بحران دو ساله ی ضربه ی اطلاعاتی ایران و دستگیری تیمهای ترور موساد، یکی از برجسته ترین زوایا مطرح می باشد.

بیان مسایلی از این دست مصداق مثل "روغن ریخته را نذر امامزاده کردن است" در واقع حالا که تیم عملیاتی رژیم صهیونیستی از بین رفته و طی دو سال و اند اخیر، موساد توانایی تروری جدید را نداشته؛ بهترین توجیه، ادعای فشار امریکا به اسرائیل است.

 دومین مثلی که در توجیه عدم ترور توسط نژاد پرستان غاصب می توان زد "گربه دستش به گوشت نمی رسید می گفت بو میده" است. باید دقت داشت که علاوه بر تیم های عملیات ترور، بخش پشتیبانی و هدایت عملیات رژیم صهیونیستی زیر ضربه سربازان گمنام حضرت بقیة الله رفته و اساساً از هم پاچیده شد، لذا امکان ترور برای موساد وجود نداشته و اگر نه، رژیمی کودک کش صهیونیست را چه سنخیتی به پذیرش دستور توقف ترور!

 نیازی به توضیح نیست که ایجاد شبکه مخفی اطلاعاتی در کشوری نظیر ایران، کابوس صهیونیستها بوده و همانند فیلم های هالیوود، سهل نیست؛ سالها سرمایه گذاری لازم است تا تیمی مزدور به منصه ظهور برسد. زیر ضربه رفتن چنین گروهی علاوه بر لکه دار شدن حیثیت و آبروی جهانی موساد، در درجه اول، اعتماد به نفس پرسنل آن سازمان و سپس اعتماد مزدوران استخدام شده را از بین می برد؛ امری که تا مدت ها امکان بازیابی آن وجود ندارد.

بدیهی است؛ لازمه ی ایجاد تیم عملیاتی ترور، وجود شبکه ی پشتیبانی مالی، تدارکاتی و ... منسجم در کشور هدف و کشورهای همسایه ی است. ضربه سربازان گمنام حضرت بقیة الله ارواحنا فدا به رژیم صهیونیستی، نه تنها شامل تیم عملیات میدانی، بلکه شامل شبکه های مختلف پشتیبانی و هدایت این رژیم جعلی در داخل ایران، کشور های همسایه و همچنین تهدیدِ عمق استراتژیک سرویس موساد بود.

در بیان عظمت کار سربازان حضرت ولی عصر (عج) همین بس که سگ نگهبان امریکا، به اجبار بازنگری گسترده شبکه ی پشتیبانی و هدایت خود در کشورهای همسایه ایران را، راس دستور کار خویش قرار داد.

حال سوال اساسی این است که اگر توقف ترورها به دستور امریکا بوده، چرا پس از دو سال به یاد طرح چنین موضوعی افتاده اند؟

در درجه ی اول ظاهراً زحمات شبانه روزی یاران برحق ولایت و سیلی محکم آنان به حیثیت نداشته ی رژیم جعلی به حدی بوده که پس از دو سال گیجی، صهیونیسم نجس، امریکایی ها را به گفتن چنین خزعبلات مجبور نموده و چنین رویکردی بیانگر ارزش کار سرویس اطلاعاتی ایران است.

اما دو نکته ی تامل برانگیز دیگر نیز از درون گزارش مذکور می توان استخراج نمود:

1- عنقریب بودن خطر بازسازی شبکه ی ترور رژیم منحوس اسرائیل در داخل و کشورهای همسایه ایران.

2- تهدید ایران توسط امریکا، در لفافه ی بیان دستور توقف ترور به اسرائیل.

به نظر می رسد بیان موضوع دوم، روشن کننده نظریه اول باشد. در واقع امریکایی ها با خرج چنین نظریه ای در پی تهدید ایران نسبت به عدول از مواضع توافق هسته ای ژنو و یا همان برنامه اقدام مشترک هستند. وجود چنین اخطاری بیانگر این نکته است که "هر آنکه دستور توقف ترورها را داده؛ در صورت لزوم دستور ادامه ی آن را نیز صادر خواهد کرد."

البته در صورت آماده نشدن و یا در شرف آماده نشدن شبکه ی ترور صهیونیست ها، احتمال بیان چنین تهدیدی از طرف امریکایی ها بعید به نظر می رسید. به عبارت دیگر وجود چنین تهدیدی می تواند موید بازسازی شبکه ی ترور صهیونیستها باشد.

با توجه به عدم لحاظ هشدار دلسوزان نظام و منتقدان توافق ژنو در خصوص تهدیدات ارایه اطلاعات بکلی سری نظام توسط خط سازش منجمله مسایل ذیل، متاسفانه پس از توافق ژنو علاوه بر صنعت هسته ای، صنایع مرتبط نیز در معرض تهدید خارجی قرار گرفته و در صورت تکرار ترور، شاهد هدف قرار گرفتن طیف وسیعی از دانشمندان کشور خواهیم بود.

در توافق آمده: "فراهم کردن اطلاعاتی مشخص برای آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، از جمله اطلاعات مربوط به طرح‌ و نقشه‌های ایران برای تأسیسات هسته‌ای، توصیف و شرحی کامل از ساختمان هر یک از سایت‌های هسته‌ای، توصیف و شرحی کامل از گستره عملیات‌های هر یک از تأسیساتی که به طور خاص به فعالیت‌های هسته‌ای مشغول هستند، اطلاعات در مورد معادن و شرکت‌های نورد اورانیوم و اطلاعات در مورد مواد منبع." همچنین در بخش دیگری آمده "بازرس آژانس بین‌المللی انرژی اتمی اجازه دارد به موارد زیر دسترسی داشته باشد: کارگاه‌های مونتاژ سانتریفیوژ، کارگاه‌های تولید چرخنده سانتریفیوژ و تأسیسات ذخیره سازی؛ و معادن و شرکت‌های نورد اورانیوم."


برچسب‌ها: امریکا, اسرائیل, ترور, دانشمند, هسته ای
+ نوشته شده در  شنبه هفدهم اسفند 1392ساعت 4:35  توسط احمد.ش  | 

صوت: بیانات رهبر انقلاب در دیدار با اعضای مجلس خبرگان رهبری

+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم اسفند 1392ساعت 0:52  توسط احمد.ش  | 

دشمن به ناتوانی خود اذعان دارد؛ چرا قدر داشته های خود را نمی دانید؟


وقتی مصاحبه ی اوباما با جفری گلدبرگ از بلومبرگ ویو را می خواندم؛ دو حس متضاد درونم شکل گرفته بود؛ احساس افتخار و تاسف!

می دیدم، عزت را و حسرت می خوردم از ندیدن ها.

می بالیدم، به برتریها و خجل بودم از وادادگی ها.

احساس غرور می کردم و سر افکنده بودم از تحقیر ها.

و متاسف بودم!

متاسف برای شیخ حسن و استراتژی سازش. متاسف برای اعتدال و عدم باورِ داشته های خویش. متاسف برای تدبیر و ندیدن برتری های ایران. متاسف برای خط سازش، چرا که توان شنیدن پیروزی ها را، از راس هرمِ دشمن ندارد.

فارغ از صحبت های حمایتی اوباما نسبت به خط سازش، که بیانش بماند در مقاله ای جدا؛ چقدر باید مغلوب بود؛ تا فتوحات خود را ناچیز شمرد؟ سراسر صحبتهای رئیس جمهور امریکا، بیان ضعف بود و ضعف بود و ضعف؛ و شرح قدرت ایران بود و عظمت ایران و شوکت ایران.

اوباما می گوید:

"با توجه به اینکه من فرمانده کل قویترین ارتش روی زمین هستم، فکر می کنم می توانم قضاوت کنم که آیا [مشکل ایران با اقدام سریع] از طریق نظامی قابل حل است یا خیر"

و بعد با خفت جواب می دهد: "حرف من این است که بسیار بهتر است اگر ما این مسئله را از طریق دیپلماتیک حل کنیم." به زبان ساده یعنی نمی توانیم با ایران از در جنگ وارد شویم.

سپس با اشاره به طرح کنگره برای تحریم بیشتر ایران می گوید: "حتی در فیلمهای قدیمی وسترن و گانگستر هم هر کسی تفنگ خود را برای یک لحظه زمین می گذارد... اما در وسط اتاق و در جریان مذاکرات یک دفعه شروع به تیراندازی نمی کنید"!

مگر تا بحال هویج امریکایی ها را بدون چماق دیده اید؟ اگر امریکایی ها می توانستند تیر اندازی کنند نمی کردند؟ اساساً اگر امریکایی ها می توانستند با اقدام نظامی، مشکل خویش [ایران] را رفع کنند؛ چه احتیاجی به مذاکره داشتند؟

اما چه سود که نمی بینند واضحات را.

مگر نه اینکه دور تا دور ایران پایگاه نظامی دارند؟ مگر نه اینکه اول زبان زورشان بلند است؟ مگر به تعداد کثیر سربازهایشان، برتری نظامی، اشراف اطلاعاتی و ... خود نمی بالند؟ چرا به ایران حمله نمی کنند؟

نه تنها به ایران، که توان حمله به دوستان ایران را هم ندارد؛ و در این را تنها توجیه می کند و توجیه! وقتی گلدبرگ از اوباما می پرسد: " سوال من این است که اسد باید چه کاری انجام دهد که واکنش نظامی به رهبری آمریکا را ایجاب کند؟" و جواب می شنویم:

"وقتی شما ارتشی حرفه ای [سوریه] که خیلی مجهز است و تحت حمایت دو کشور بزرگ قرار دارد، کشورهایی که منافع زیادی در سوریه دارند"

به راستی این دو کشور که اوباما بزرگشان می خواند؛ کدامند؟ به غیر از ایران و روسیه؟ بله، اوباما از ایران با عنوان کشوری بزرگ یاد می کند؛ ولی خط سازش، امریکا را یگانه کدخدای جهان می نامد و تنها راه را، توافق با کدخدا!!!!!!!

و در ادامه می گوید: "ما تلاش می کنیم به روسیه و ایران فشار بیاوریم و به آنها نشان دهیم که به نفعشان نیست که در جنگی دائمی درگیر باشند.[جنگ سوریه]" به راستی اگر امریکایی ها توان دخالت نظامی در سوریه را داشتند؛ لختی تامل می کردند؟

و جالبتر عذر بدتر از گناه اوباما است: "برای این منظور نیاز به مجوز بین المللی است. ما مجوز سازمان ملل متحد را برای این کار نداریم. کنگره نیز مجوز نداده است"

اشتباه نکنید. این همان امریکایی است که با تکبر می گفت "ما نیازی به مجوز شورای امنیت جهت دخالت در عراق نداریم! و تاریخ مصرف سازمان ملل را تمام شده می خواند." امروز امریکای خود برتربین در مقابل کدام کشور، چنین خار و ذلیل شده؟

"برخی می گویند ایران در سوریه برنده شده است. من از این حرف خنده ام می گیرد" و سپس به پرت و پلا گویی افتاده و مدعی می شود:

" سوریه دوست اصلی ایران در دنیای عرب بود و عضوی از اتحادیه عرب بود اما اکنون به یک ویرانه تبدیل شده است. این وضع برای ایران دردناک است. حزب الله که در واقع نائب و عامل اصلی ایران در منطقه است، و جایگاهی بسیار قدرتمند در لبنان داشت، اکنون هدف حملات تندروهای سنی است. این وضع برای ایران خوب نیست"

قطعاً ویرانی سوریه برای ایران ضرر است، قطعاً تحلیل نیروی حزب الله و درگیری او با دشمنی غیر از صهیونیست ها باعث خسران است. اما در برابر از دست داده ها باید؛ داشته ها را ملاک قرار داد. سوریه با آنکه زخمی است، ولی هنوز عضوی از مقاومت است، هنوز دشمن اسرائیل خبیث است، هنوز دستش روی ماشه هزاران موشک نشانه رفته بسوی تل آویو و حیفا و دیمونا و ... است. و این عین شکست امریکا در سوریه است.

هنوز هم صهیونیستها از قدرت و توان حزب الله واهمه دارند، و این عین پیروزی محور مقاومت است.

و نهایتاً اوبامای مغرور که دایم از گزینه های روی میز دم میزند؛ تیر خلاص را به مغزهای کودن! شلیک می کند: "ما باید مطمئن شویم آنچه انجام می دهیم اوضاع را وخیمتر نکند یا در حالیکه مشکلات زیادی در داخل کشورمان داریم و وظایف و مسئولیتهای بین المللی زیادی در خارج داریم، کاری که انجام می دهیم ما را در اقدام جسورانه بزرگ دیگری گرفتار نکند"

 حال بزرگترین سوال اینجا است. با تمام برتری های نظامِ اسلامی، چرا ضعف؟ چرا سازش؟ چرا مغلوب بودن در مقابل حریفی ذلیل؟ چرا توافقی سراسر همراه با عقب نشینی؟ دشمن به صراحت به برتری های ما اقرار می کند و بر ضعف هایش معترف است.

چرا نباید قدر داشته های خود را بدانید.


برچسب‌ها: امریکا, اوباما, ایران, بزرگ, سازش
+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم اسفند 1392ساعت 8:10  توسط احمد.ش  | 

استراتژی جدید امریکا در برخورد با انرژی هسته ای و راهکار مقابله با آن


تحلیلگران معتقدند شرایط پس از انتخابات ریاست جمهوری، امریکا را بر آن داشته است ضمن تغییر تاکتیک، هدف گذاری خویش را بر مبنای استقرار حداقل 25 ساله ی اصلاح طلبان در راس قدرت بنا نهد. چرا که براندازی نظام اسلامی به شیوه ی سخت را غیر ممکن و چاره ای جز اتکا به عوامل داخلی و براندازی نرم ندارد.

بنا بر این، برنامه ی هسته ای که طی یک دهه ی اخیر برترین ابزار امریکا در راستای تغییر محاسبه و نگرش مسئولین نظام تلقی می شد؛ به هدفی دست دوم تنزل یافته و امریکایی ها حاضرند حتی برای استقرار و ادامه ی حکومت اصلاحات، پذیرای هزینه هسته ای نیز باشند.

هر چند در حال حاضر هضم چنین تحلیلی دشوار می نماید، اما صحت بررسی و پبش بینی های مستدلِ قبلی نویسنده، در کنار قراین و شواهد موجود که نمونه های آن در ذیل خواهد آمد؛ تدبر بیشتر فرضیه را می طلبد.

وندی شرمن، مذاکره کننده ی ارشد امریکایی چندی پیش در کمیته روابط خارجی سنای امریکا گفت: "مذاکرات اخیر نشان داد ایران را در همه حوزه ها می توان مهار کرد". همچنین جیمز کلاپر رئیس جامعه ی اطلاعاتی امریکا اشاره کرد: "پرزیدنت روحانی منادی تغییر در عرصه سیاسی ایران بوده است". در نمونه ای دیگر دو مقام نظامی صهیونیست اظهارات مشابه ی را بیان می کنند. یکی از مقامات ارشد ارتش اسرائیل در نشستی محرمانه، به المانیتور می گوید: «رویدادی چشمگیر در ایران در جریان است.» یک مقام کارکشته دفاعی اسرائیل از این هم فراتر رفته و تحولات ایران را «تاریخی» می خواند. رابرت کاپلان که از تحلیلگران شناخته شده مرتبط با جامعه اطلاعاتی امریکا و از اعضای ارشد موسسه اطلاعاتی استراتفور است، بیان داشته: "دولت اوباما نگاه كاملا متفاوتي به روحاني دارد. اين دولت، روحاني را به صورت بالقوه هم چون«دنك ژيائوپينك» سياست مدار و رهبر چين مي داند كه توانست كشورش را از ايدئولوژي به سمت اصلاحات داخلي سوق دهد؛ موضوعي كه مي تواند در مقابل به درك ايران با غرب منجر شود." پیش از این هم آویو کوخاوی رییس سرویس اطلاعات نظامی اسراییل خبیث گفته بود »"صادق» بودن دولت روحانی با جهان فرصت بزرگ و بی سابقه ای پدید آورده است".

باید در نظر داشت؛ امریکایی ها بارها اذعان داشته اند به دلیل عدم استفاده مفید و فرصت سوزی در دوران اصلاحات، متحمل ضرر جبران ناپذیری شده اند. در ثانی شکست مذاکرات هسته ای به مثابه حذف چندین ساله ی خط غربگرا از رقابت های سیاسی ایران است.

در این راستا دو مولفه را به عنوان مشکلات اصلی پیش روی امریکا در تحقق هدف فوق می توان برشمرد.

1- ولایت فقیه 2- طمع امریکا

بررسی سابقه ی عملکرد یانکی ها در موضوعاتی نظیر هسته ای، نشان می دهد کسب امتیاز حداکثری در کوتاه ترین زمان ممکن، استراتژی برتر امریکا طی 34 سال اخیر، مقابل ایران بوده است. آنها بخوبی می دانند مولفه ی اصلی و قدرتمند ولایت فقیه، توانایی بی اثر کردند تحلیل ها و پیش بینی ایشان را، به طرفه العینی دارد. لذا همواره بر آن بوده اند قبل از خنثی شدن هدف گذاری، حداکثر استفاده را از شرایط موجود داشته باشند.

بنابر این مولفه ی فرصت طلبی امریکایی ها، موضوعی است که خواسته یا ناخواسته، دم خروس اهدافشان را آشکار و نیات پنهان آنها را واضح می سازد.

مولفه ی ولایت فقیه نیز به حمدالله تا کنون مثلت برامودای امریکا و مصداق بارز آیه ی "و مكروا و مكر اللّه و اللّه خير الماكرين" بوده و به اذن الله، تا کنون نتوانسته اند شناخت موثری از این هدیه الهی و نحوه عملکردش بدست آورند. در ثانی حضرت آقا، علاوه بر داشتن سعه ی صدری وصف ناپذیر، دارای عملکردی قاطع و دور از انتظاری است. رهبری در مواقع ضرور، بدون هیچ مماشاتی وارد عمل شده و طومار تهدیدها را، یکجا در هم می پیچد.

بنابر این افراد آگاه، فارغ از وابستگی به گروه یا جناح خاص، علی رقم ایجاد اتوبان یکطرفه ی دولت تدبیر و امید، در مسیر نقد توافق ژنو و یا بهتر بگوییم ایجاد "هلوکاست هسته ای"، نباید انگشت اشاره ی رهبری و هدایت ایشان، یعنی "آگاهی مردم از روند اتفاقاتِ توافق ژنو" را نادیده گرفته و با تمام قدرت، هزینه های آن را به جان بخرند؛ تا مانع تحمیل هزینه ای اضافی، بر دوش ولی امر شوند. هزینه ای که در موارد مختلف و به دلیل کوتاهی خواص متوجه ایشان گردیده است.

لذا پبشنهاد می گردد مشرفین به روند مذاکرات، نسبت به تشکیل جلسات توجیهی در سطح مساجد، مراکز علمی و عمومی اقدام و با اطلاع رسانی دقیق و نقد توافق ژنو، (فارق از هر گونه نگرش سیاسی و صرفاً نقد منصفانه) به ندای رهبر فرزانه ی انقلاب لبیک گفته و خنثی کننده ی هدف گذاری جدید امریکا، که همانا تغییر محاسبات نظام از طریق فشار اجتماعی است؛ باشند.

 

"ملّت ايران اين مذاكرات را زير نظر داشته باشند؛ اظهارنظرهاى بى‌ادبانه‌ى مسئولان آمريكايى را مردم ببينند، زير نظر داشته باشند، دشمن را بشناسند. بعضى‌ها ميخواهند نظر مردم را از دشمنىِ دشمن منصرف كنند؛ نه، ببينيد دشمنى را، ببينيد دورويى را."  ۱۳۹۲/۱۱/۱۹

"امّا لازم است ملّت بيدار باشد. ما از مسئولين خودمان كه دارند در جبهه‌ى ديپلماسى فعّاليّت ميكنند، كار ميكنند، قرص و محكم حمايت ميكنيم، امّا ملّت بايد بيدار باشد، بداند چه اتّفاقى دارد مى‌افتد [تا] بعضى از تبليغاتچى‌هاى مواجب‌بگير دشمن و بعضى از تبليغاتچى‌هاى بى‌مزدومواجب - از روى ساده‌لوحى - نتوانند افكار عمومى را گمراه كنند".  ۱۳۹۲/۰۸/۱۲



برچسب‌ها: هسته ای, توافق, امریکا, اعتدال, روشنگری
+ نوشته شده در  سه شنبه ششم اسفند 1392ساعت 4:55  توسط احمد.ش  | 

چه کسی باید سرزنش شود؛ ظریف یا خبرنگاران


وزیر امور خارجه و قهرمان دیپلماسی کشور! در مصاحبه ی اخیر خود ضمن بیان خاطره ای نتیجه می گیرد؛ چرا سوالی می پرسید، که در دنیا مطرح و نتیجه ی آن به ضرر ما باشد
!

ظاهراً پس از موضوع تعیین مجری خاص به منظور مصاحبه با شیخ حسن توسط نهاد ریاست جمهوری، از این پس باید توقع داشت خبرنگاران قبل از طرح سوال، نسبت به هماهنگی با وزارت خارجه اقدام و در صورت تایید جناب وزیر، طرح سوال کنند!
به منظور تبیین چهارچوب بحث، مروری بر دو جلسه ی متفاوت از پرسش و پاسخ ظریف و وندی شرمن، با خبرنگاران خواهیم داشت.

یادآور می شود، علی رقم اعتقاد نویسنده به الزام طرح سوال مناسب و در چهارچوب مصالح نظام، چنین امری را، نافی زیرکی پرسش شونده نمی داند.

ذکر این نکته نیز خالی از لطف نیست که ظریف در کسوت وزیر خارجه و شرمن بعنوان مذاکره کننده ارشد امریکایی مطرح و قاعدتاً از موقعیت پایین تری نسبت به ظریف برخوردار است.

ظریف: "در سفری که به قم برای دیدار با مراجع رفته بودم خبرنگاری از من پرسید که نظرتان درباره حضور نمایندگان رژیم صهیونیستی در مذاکرات چیست؟ و من به طور صریح گفتم که آنها هیچ جایگاهی در مذاکرات ندارند."

جالبترین بخش، سخنان محمد جواد آنجا است که می گوید: "این سوال بین حد فاصل ملاقات ها با مراجع در خیابان از من پرسیده شد. بعد که به هتل بازگشتم، در سایت ها منبع این خبر را جستجو کردم که کجا کسی گفته است نمایندگان رژیم صهیونیستی می خواهند در مذاکرات حضور داشته باشند."

متاسفانه ادامه ی بیانات ظریف حاوی نکته ی تکان دهنده ای است؛ اعتراف به عدم اشرافیت وزیر خارجه نظام با فن پاسخگویی، موضوعی که از دید اهل خبر مغفول مانده. جناب وزیر ضمن بیان عذری بدتر از گناه، مدعی است ابتدا پاسخ سوال را داده و سپس از صحت و سقم خبر کسب اطلاع نموده! سوالی تعجب آور، که ذهن وزیر را تا حد جستجوی منبع اینترنتی به خود مشغول کرده؛ با این وجود در مقام پاسخ بر آمده!

ظریف ادامه می دهد: "هیچ جایی به زبان انگلیسی چنین موضوعی منتشر نشده بود، جز یک سایت داخلی به نقل از یک سایت نامعروف عبری که پس از آن پاسخ من بر روی سایت های انگلیسی قرار گرفت.

وی توضیح داد: خبرگزاری های بین المللی آن خبر را نداشتند و کسی نیز برای رژیم صهیونیستی موقعیتی قائل نیست که پشت میز مذاکرات بنشیند اما متاسفانه سوالی که دوستان ما مطرح کردند این امکان را فراهم کرد که پاسخ من در دنیا طرح شود تا برای رژیم صهیونیستی در مذاکرات جایی پیدا شود."

اتفاقاً در چنین مقوله ای، اشکال اساسی به جناب وزیر وارد است، نه خبرنگار؛ وزیر محترم می بایست مشخص کند، چرا پاسخگوی سوال تایید نشده ای بوده؛ که تبعات آن متوجه نظام باشد؟ و اگر نه، وظیفه ی ذاتی خبر نگار طرح طیف وسیعی پرسش شامل حدس گمان گرفته تا واقعیت است. پاسخ منطقی، صحیح و مستدل، بیانگر زیرکی مصاحبه شونده است.

حال مروری داشته باشیم به پرسش و پاسخ اخیر وندی شرمن با خبر نگاران:

"پرسش خبرنگار اول :اگر می خواستید خیلی خوش بین باشید و ما فرض می کنیم که همه چیز طبق برنامه پیش برود، دو طرف درست عمل کنند و در مورد همه چیز به توافق برسند، سؤال من این است که ایرانی ها به چه زودی می توانند انتظار لغو تحریم ها داشته باشند؟

شرمن: خوب، این یک نمونه کامل سؤال فرضی است )خنده). حتی نمی دانم پاسخ دادن به این سؤال را از کجا شروع کنم....

پرسش: آیا منظور شما این است که یک فرایند مرحله ای خواهیم داشت؟

شرمن: نمی دانم. البته. همه چیز باید مذاکره شود.

پرسش : اگر اینطور باشد، پس چطور می توانید به این شکل مرحله ای جلو بروید، تخفیف های مربوط به این مراحل؟

شرمن : با احترامات فائقه، دارید سیب و پرتقال را با هم مخلوط می کنید )خنده.(...

پرسش خبرنگار دوم: لورا نورمن از وال استریت جورنال. دو سؤال دارم. .. و سؤال مربوط به 12 ماه را دوباره مطرح می کنم، چون فکر نمی کنم به آن کاملاً پاسخ دادید. اگر بعد از 12 ماه توافقی صورت نگیرد، آیا به پایان خط می رسید؟

وندی شرمن: پس از پاسخگویی مفصل به سوال اول و عدم جوابگویی سوال دوم با پرسش مجدد خبر نگار مواجه می شود.

پرسش: و مسئله 12 ماه؟

شرمن : دوازده ماه. ما متعهدیم که این کار را هرچه سریعتر انجام دهیم. و فکر نمی کنم که پاسخ دادن به آن سؤال فرضی به هیچ سودمند باشد".

 همانطور که مشاهده کردید اصرار خبرنگاران مختلف از کشور و خبرگزاری های متفاوت برای تعیین مدت زمانی معین و اصرار بر اخذ جواب در موضوعی خاص، هر بار با پاسخ مشخص شرمن مواجه و حتی تکرر سوال، شرمن را وادار به کوتاه آمدن از موضع خویش نمی کند.

 جا دارد، از وزیر خارجه ی دولت تدبیر سوال کرد؛ چگونه پاسخگوی سوالی تایید نشده بوده و گناه خویش را به گردن خبرنگاران انداخته و مدعی است؛ خبرنگاران می بایست سوالات خود را کانالیزه کنند؟ اگر فرض را بر صحت استدلال ظریف گذاریم و خبرنگاران داخلی چنین امری را اجبات نمایند؛ وزیر خارجه با سوالات مهندسی شده خبرنگاران خارجی چه خواهد کرد؟ آیا آنها هم مورد غضب وی قرار می گیرند؟ آیا آنها هم تنها به طرح سوال تایید شده؛ اقدام می کنند؟

بد نیست محمد جواد ظریف قدری با ظرافت عمل کرده و از خود بپرسد: آیا چنین استدلال های بی اساس، شایسته ی قهرمان دیپلماسیِ تدبیر و امید هست؟


برچسب‌ها: ظریف, مصاحبه, قم, خبرنگار, متهم
+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم اسفند 1392ساعت 8:24  توسط احمد.ش  | 

اخراج کارشناسان هسته ای، از انکار تا واقعیت


نوبخت در پاسخ چرایی اخراج کارشناسان هسته ای، از سازمان انرژی اتمی مدعی شد: "برای ما نیروی انسانی متخصص بسیار ارزشمند است، اما امکان دارد با اتمام پروژه‌ای، پایان مأموریت مهندسان و عوامل فنی پروژه اعلام، و از آنها، یا تیم جدید دیگری برای آغاز پروژه دیگر استفاده شود".

هر چند محمد باقر اخراج را بگونه ای دیگر تعبیر کرد اما، شنیدن این دست جملات، ناخودآگاه تداعی گر ادبیاتِ روحانی است: "سانتریفیوژ باید بچرخد"، اما به قول فریدون عباسی رئیس سابق سازمان انرژی اتمی و شهید زنده ی هسته ای: "رئیس‌جمهور مطرح نکردند که سانتریفیوژهای هسته‌ای ما باید خالی بچرخد یا پر؟ "

سخنگوی دولت نیز به سیره شیخ حسن بیان نکرد، کدام نیروی متخصص برایش ارزشمند است؟  تیمی که در تاریخ 1385/01/14 با توجه به عدم حصول نتیجه، قصد اعلان شکست در پروژه غنی سازی 3/5 درصدی را داشت؛ یا همکاران مصطفای شهید که تنها با اخذ فرجه 24 ساعته از رئیس وقت سازمان (آقازاده)، در کمال نا باوری شگفتی آفریدند و طی 6 الی 7 ساعت، غنی سازی 3/5 درصدی را به سر انجام رساندند؟

معاون برنامه‌ریزی و نظارت راهبردی رئیس جمهور نگفت، کدام کارشناسان ارزشمندند؟ تیمی که تمام لوله کشی های بخش 20% فردو در سال 89 را قلع و قمع کرده و در انبار ریخت؛ یا کارشناسانی که محاسبات شهید شهریاری را از روی کاغذ پیاده و غنی سازی 20 درصد را با 200 کیلو ذخیره ی UF6 به ایرانین هدیه دادند (همان 200 کیلو گرمی که طبق توافق ژنو در حال حذف است).

نوبخت نگفت کدام تیم کارشناسی برایش ارزشمند است و قراردادش را تمدید میکند؟ تیمی که بنا داشته و دارد سایت صنعتی فردو را، به بخش آزمایشگاهی تبدیل کند؛ یا قرارداد همکاران احمدی روشن را تمدید نمی کند؟ همه می دانند سایت شهید علی محمدی (فردو) به دلیل عمق قرار گرفتن در زیر کوه های سر به فلک کشیده؛ کابوسی برای بمب های سنگر شکن امریکا و سگ نگهبانش شده؟ این زیرکی همکاران مصطفا است که چنین سایتی را برای غنی سازی مطمئن 20% در نظر گرفتند.

کاری به اینکه مسئول پروژه غنی سازی 20% و 5% اخراج شده ندارم. همان 20 درصدی که بوقت نیاز برای راکتور تهران، به ما ندادند و در برابر ادعای انجامش توسط شهریاری ها، غرب فقط پوزخند زد. فکرش را هم نمی کنم، که عذر افراد موثر در مهار ویروس استاکس نت را خواستند؛ همان ویروسی که برترین سرویس های اطلاعاتی دنیا برای تهیه اش هم پیمان شدند. همان ویروسی که بزرگترین جنگ سایبری جهان لقب گرفت، همان ویروسی که اگر می توانست کارش را کند، همه ی داشته هایمان را نابود می کرد.

ولی نمی توانم هضم کنم، چرا محافظ  همکاران روشن را برداشتند؟ حالا آنها مثل گوشت قربانی هستند ... "سانتریفیوژهای ما باید بچرخد" "برای ما نیروی انسانی متخصص بسیار ارزشمند است" !!!

راستی؛ چرا امریکا و سگ هارش، اینقدر به دنبال تعطیلی فردو هستند و به موازات آن نیروهای متخصصی که سرپرست معاونت توسعه مدیریت و سرمایه انسانی رییس‌جمهور هم، از آنها به عنوان کارشناس ارزشمند یاد می کند؛ خواسته یا نا خواسته قصدِ، عدم غنی سازی صنعتی در سایت شهید علی محمدی را دارند؟ امروز رویاهای شیمون پرز، چقدر به واقعیت نزدیک است!


برچسب‌ها: اخراج, کارشناس, هسته ای, نوبخت, فردو
+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام بهمن 1392ساعت 21:58  توسط احمد.ش  | 

زاکانی: شک ندارم که اخراج دانشمندان هسته ای با یکی دو واسطه به سرویس های اطلاعاتی بیگانه بر می گردد.


خبرگزاری فارس مصاحبه ای با علیرضا زاکانی، رزمنده ی دیروز و نماینده مجلس امروز داشته است که تنها بخش هسته ای آن را استخراج و در ذیل می آورم.

فارس: با توجه به اخراج برخی از دانشمندان هسته‌ای از نطنز و انتصاب‌های جدید در این نیروگاه توضیح دهید.

زاکانی: ظاهر ماجرا این است که یک انتقام‌جویی است اما باطن قضیه شک ندارم که با یکی‌دو واسطه به سرویس‌های اطلاعاتی بیگانه برمی‌گردد؛ ممکن است ادله‌ مصداقی برای این بیانم نداشته باشم اما نمی شود شیمون پرز چیزی را درخواست کند و آن هم در کشور ما اتفاق بیفتد و ما هم بگوییم این موارد ساده اتفاق افتاده است؛ این خیلی سخت است. الان اتفاقی که افتاده این است که کسانی که در این صحنه موثر بوده و نقش اصلی را داشتند و خیلی صریح بگویم کسانی که 3.5 درصد، 20 درصد را گرفتند و ویروس استاکس‌نت را کشف کرده و آن را ناکارآمد کردند، هم عذرشان را خواستند، هم مسئولیتشان را گرفتند و هم محافظان آنها را برداشته و ماشین‌هایشان را گرفتند و همینطور آنها را در جامعه‌ای فرستادند تا در معرض خطر قرار بگیرند. اگر کسی روضه باز بخواند مشخص می‌شود که یک فاجعه در حال اتفاق افتادن است.

فارس: بهانه آنها این است قرارداد افراد به پایان رسیده است.

زاکانی: خودتان می فرمایید بهانه است.

فارس: چرا در این قضیه علنی صحبت نمی‌کنید؟

زاکانی: چون ما در مجلس در حال پیگیری این موضوع هستیم زیاد آن را بیان نمی‌کنیم علاوه بر اینکه مردم در این صورت و با شنیدن حقایق تلخ آنجا مایوس خواهند شد؛ اتفاقات بسیاری تلخی در حوزه فنی و عناصر انسانی و حوزه‌های مختلفی که مابه‌ازای آن عملیاتی شدن خواست دشمنان این کشور فراتر از توافق‌نامه است، از شهریور امسال به بعد روی داده است لذا من خطر اتفاقات داخل کشور را کمتر از توافق‌نامه نمی‌دانم، گرچه تفسیرهای بسیار بدبینانه و فوق العاده خوشبینانه از توافق‌نامه ژنو را نیز قبول ندارم و معتقدم باید تصویر منطقی ارائه داد. با این حال اگر تصویر بدبینانه توافق ژنو را هم ملاک قرار دهیم، حوادث داخلی به مراتب تلخ‌تر از این تصویر بدبینانه توافق‌نامه است؛ البته مسئولان خبر دارند و دستور پیگیری نیز داده شده و عوامل آن نیز مشخص هستند اما به هر حال با مسئولان و وزرای دولت در هفته گذشته صحبت شده است.

*اخراج برخی دانشمندان هسته‌ای دامنگیر دولت می‌شود

فارس: یعنی وزرای کشور و اطلاعات؟

زاکانی: آنها مرتبط با موضوع هستند بله، به آنها گفته‌ام که این قضیه دامنگیر دولت خواهد شد؛ من در سرمقاله‌ای هم که نوشتم تاکید کردم در اتفاقات تلخ موجود  این افراد شریک هستند؛ روزی که شهید احمدی‌روشن ترور شد از قبل گفته بود که آنها می‌خواهند مرا ترور کنند؛ اما هیچکس از او محافظت نکرد. حتی می‌خواستند او را در خانه‌اش ترور کنند اما باز هم کسی حرف او را گوش نکرد، آن سیستمی که باید به وظیفه‌اش عمل کند متاسفانه نکرد. 

افرادی که الان دارند روی کار می‌آیند، در تاریخ 1385/1/14 به این نتیجه می‌رسند که نمی‌توانند غنی‌سازی کنند، این فردی که اخیرا او را تودیع کردند [کنار گذاشته شد] 24 ساعت از آقای آقازاده فرصت خواسته که ظرف 6 تا 7 ساعت غنی‌سازی 3.5 درصد را [به سر انجام رساند]، یا همین ایشان طراحی کرده و 20 درصد را گرفته است،حالا همین شخص را کنار گذاشته اند.

 

فارس: درباره انتصابات صورت گرفته جای این افراد هم صحبت کنید. چرا افراد اثرگذار را کنار گذاشتند؟

زاکانی: برخی عناصر به دروغ القا می‌کنند که نظام می‌خواهد فعالیت هسته‌ای را راکد کند و به واسطه همین القای غلط، اتفاقی که می‌افتد این است که آنها سمت و سویی را دنبال می‌کنند که نتیجه آن راکد کردن عملی در صنعت غنی سازی است، یعنی تیم فعلی سال 89 فردو را تحقیقاتی کردند. فردو 40 متر زیرزمین است و 90 متر روی آن کوه قرار دارد، اما در سال 89 فردوی زیرزمین را تحقیقاتی کرده و 8 دستگاه سانتیفیوژ گذاشته‌اند، تمام لوله‌کشی‌های انجام شده در زیرساخت‌ها را قلع و قمع و جمع کرده و در انبار ریخته‌اند! مجددا امسال که آمده بودند حرف تحقیقاتی کردن فردو را می‌زدند، در حالی که فردو عملیاتی شده و در سانتریفیوژها گازرسانی می‌کنند و این همه دستگاه در آن مستقر شده است.لذا وقتی توجه می‌کنیم می‌بینیم که موضوع فراتر از سوءتدبیر است و به هیچ عنوان سوءتدبیر نیست.

فارس: پس نقش آقای صالحی در سازمان انرژی اتمی چیست؟

زاکانی: راجع به افراد من حرف نمی‌زنم.

فارس: یعنی این که افراد موثر را اخراج می‌کنند که این فرآیند را برگشت‌ناپذیر کنند؟

زاکانی: یقین دارم آنها به فضل الهی نمی توانند چنین کاری کنند اما کارشان حتما به ما آسیب می‌زند.


برچسب‌ها: اخراج, دانشمند, هسته ای, سرویس, اطلاعاتی
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم بهمن 1392ساعت 13:40  توسط احمد.ش  | 

صوت: بیانات ولی امر در دیدار فرماندهان و كاركنان نیروی هوایی ارتش

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم بهمن 1392ساعت 4:42  توسط احمد.ش  | 

چرا امریکا و ظریف هر دو از یک ادبیات در مقابل حزب الله لبنان استفاده می کنند؟


مصاحبه ی ظرف با شبکه تلویزیونی العربیه در حاشیه اجلاس داووس، با عنوان «چشم اندازهای نهایی حل بحران های خاورمیانه» که با حضور شماری از وزرای خارجه منطقه غرب آسیا برگزار شد. فارغ از نادرستی مصاحبه با شبکه ای، که ناچیز ترین بخش کارنامه اش، انعکاس وارونه و هدفمند اقدامات خصمانه عربستان سعودی و تریبون تکفیری ها مسلح در سوریه است؛ با حواشی تامل برانگیزی همراه بود.

یادآور می شود نقد ذیل تنها مربوط به بخشی از مصاحبه است که در پی می آید.

"مجری: آقای ظریف آیا شما از افراط گرایی سنی و شیعی نظیر حزب الله سخن می گویید؟

ظریف: من به صورت کلی از افراط گرایی سخن گفتم. این افراط گرایی و فرقه گرایی تهدیدی برای سوریه و بسیار خطرناک است. فرقه گرایی نمی تواند محدود به سوریه باشد و ابعاد آن فراگیر خواهد بود و کشورهای همسایه را نیز تهدید خواهد کرد. باید بدانیم که بسیاری از افراط گرایان از کشورهای مختلف نظیر قاره اروپا و منطقه خاورمیانه وارد سوریه شده اند و زمانی که این افراد به کشورهای خود بازگردند برای همه ما فاجعه بار خواهد بود. قبل از این که چنین فاجعه ای ایجاد شود باید آن را حل کرد.

مجری: چگونه می توان به این راه حل رسید؟

ظریف: باید به تخیلات درباره راه حل نظامی بحران سوریه پایان داد.

مجری: آیا از حزب الله می خواهید که نیروهای خود را از سوریه خارج کند؟

ظریف: من از همه نیروهای خارجی می خواهم از سوریه خارج شوند و از همه تلاش خود در این زمینه استفاده می کنیم تا سوری ها بتوانند درباره آینده خود تصمیم بگیرند. همچنین باید ارسال پول و سلاح به سوریه متوقف شود و ملت سوریه سرنوشت خود را مشخص کند و امیدواریم این راه حل در کنفرانس ژنو2 محقق شود."

متاسفانه باید گفت جناب ظریف دفاع از حاکمیت ملی لبنان توسط حزب الله را (بدون تکذیب حرف مجری و بلکه با تاکید)؛ به افراط گرایی تنزل داده. دفاعی که موارد ذیل را به عنوان واضح ترین نمونه های آن می توان بر شمرد:

الف- دفاع از شیعیانی که در نوار مرزی لبنان و پس از الحاق بخشی از خاک لبنان به سوریه؛ در تقسیم بندی جدید قرار گرفته؛ ولی همچنان خود را لبنانی می دانند. این گروه از شیعیان به کررات از حزب الله و شخص سید حسن نصرالله درخواست اعزام نیروی نظامی و کمک در مقابله با تهدیدات روز افزون تکفیری ها کردند. لذا ابتدا به ساکن، حزب الله به آموزش نظامی و تسلیح آنان اقدام ولی پس از گسترش حملات و خطر بروز فاجعه ی انسانی، با تاخیر بیش از دو سال برای دفاع از ایشان وارد عمل شد.

ب- یکی از عوامل اصلی دخالت حزب الله را می توان افزایش حملات موشکی تکفیر ها به شهر های شیعه نشین لبنان منجمله؛ حرمل، بعلبک، عرسال و ... دانست. این حملات که مستقیماً امنیت ملی لبنان را هدف گرفته، حزب الله را بر آن داشت به منظور دور ساختن حوزه آتش تکفیری ها، نسبت به ایجاد حاشیه امن در مرزهای لبنان اقدام نماید.

متاسفانه گفتار ساده انگارانه ی ظریف، ارزش دفاع از مقدسات و حیثیت شیعه را، زیر سوال برده و با افراطی گری برابر می داند. دفاعی که اوج آن در حراست از حرم عقیله ی بنی هاشم حضرت زینب کبری تبلور یافته است.

طبیعتاً جناب ظریف به عنوان مسئول سیاست خارجی نظام، بیش از دیگران می بایست پاسدار دیپلماسی رسمی جمهوری اسلامی باشد. یکی از نمونه های این دیپلماسی، دفاع تمام قد و همه جانبه از خط مقاومت به عنوان پیشتاز مقابله با سگ هار امریکا در منطقه است. جناب ظریف با سخنان سخیف خود بخشی از خط مقاومت را تبدیل به افراط گرایی شیعه می کند. جوانان پاک باخته ای که بیش از هر کس دیگری معتقد و فدایی ولایت فقیه و رهبری آیت الله خامنه ای در خارج کشور هستند.

ظریف در ادامه ی مصاحبه و بدون در نظر گرفتن ورود دیر هنگام نیرو های حزب الله که با تاخیر بیش از دو سال از حملات ملخ وار تکفیری ها به سوریه در کنار حمایت های تسلیحاتی، لجستیکی و مالی غرب و عمال عرب و ترک آنها همراه بوده است، در پاسخ سوال: "آیا از حزب الله می خواهید که نیروهای خود را از سوریه خارج کند؟" می گوید از همه ی نیرو های خارجی می خواهم از سوریه خارج شوند!

آیا حزب الله، همانند دیگر گروه های افراطی، بدون دلیل موجه، همسو با اهداف غرب و صهیونیسم وارد سوریه شد؟ آیا حزب الله برای خون ریزی و ساقط کردن حکومت قانونی سوریه وارد این کشور شد؟ آیا حزب الله قصد دارد با تاسیس حکومتی تکفیری، پایه و زیر ساخت رژیم دست نشانده و طالبانیسم عراق و شام را پی ریزی کند؟

هیچ کس نمی گوید حزب الله بر خلاف تکفیری ها برای ماندن وارد سوریه شده؛ بلکه به محض بهبود شرایط از این کشور خارج می شود. بر خلاف تکفیری ها که جان مال و ناموس مسلمانان را هدف گرفته اند، حزب الله دشمن اصلی خود را رژیم صهیونیستی می داند و اساساً برای دفع خطر صهیونیسم پا به عرصه گذاشت. درگیری های سوریه، به نوعی تحلیل نیروی انسانی، قدرت نظامی و مخالف دستور العمل حزب الله است و قطعاً با دفع شر تکفیری ها به سرعت از سوریه خارج می شود.

نکته بعدی که درک آن برای ظریف و البته خط سازش ثقیل می نماید، ادبیات و فهم متفاوت ایران و امریکا از مسایل جهان است. قرار نیست مسئولین نظام ایران و کشور متکبر و خود برتر بین امریکا از یک دست عبارات استفاده کنند. به جمله سناتور دایان فینشتاین (Dianne Feinstein)  عضو دموکرات سنای آمریکا و رییس کمیته اطلاعاتی سنا از ایالت کالیفرنیا که در نطق دوم بهمن بیان کرده توجه کنید:

"من درمقام رئیس کمیته اطلاعاتی سنای آمریکا به خوبی از بسیاری از چالشهایی مطلع هستم که ایران برای منافع آمریکا در سراسر جهان دارد. ایران حامی گروه تروریستی حزب الله است و از طریق سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران از بشار اسد رئیس جمهور سوریه حمایت می کند. این دو فقط دو مصداق از اقدامات بسیار دردسر آفرین ایران است. امیدوارم بتوانیم درنتیجه مذاکرات، برخی از این اقدامات ایران را متوقف کنیم"

امریکا حزب الله را گروهی تروریست می خواند و ظریف هم آن را افراط گرای شیعه! با وجود چنین دیپلماسی، فرق بین ایران و امریکا چیست؟

کمترین توقع از قهرمان دیپلماسی!!!!!!!! حرکتی همگام با منافع ملی و بیان پاسخ های هوشمند در جواب سوالات نیشدار و هدفمند مجریان کارکشته است. از قهرمان دیپلماسی!!! انتظار می رود همچو من، و انسانهای کوچه و بازار به مسایل سطحی نگاه نکند. از کسی که عمرش را در امریکا گذرانده و با افتخار مدعی است؛ بزرگ شدن دیپلماسی و سیاست خارجی ایران را به نظاره نشسته، انجام اشتباهاتی چنین سهل، بعید است!


برچسب‌ها: ظریف, حزب الله, افراط, شیعه, سوریه
+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم بهمن 1392ساعت 3:18  توسط احمد.ش  | 

20 دقیقه مختصر و مفید درباره توافق ژنو + دانلود


حجه الاسلام رسایی نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی اخیرا در جمع تعدادی از دانشجویان به تشریح توافقنامه ژنو و برخی حواشی آن به زبان ساده پرداخته که نظر به اهمیت آن، می توانید این فایل صوتی را از اینجا دانلود کنید.


برچسب‌ها: توافق, ژنو, رسایی, دانشجو, مفید
+ نوشته شده در  شنبه پنجم بهمن 1392ساعت 16:3  توسط احمد.ش  | 

اجرای روند ارایه اطلاعات و نگرانی های پیش رو


در برابر مابه ازا های دریافتیِ توافق ژنو سوال و ابهام های زیادی مطرح است. یکی از بحث برانگیزترین نکات، ارایه اطلاعات حیاتی است که ایران فراتر از تعهدات بین المللی و حتی پروتکل الحاقی، ذیل بخش "افزایش نظارت" پذیرفته و طبیعتاً با اجرایی شدن توافق از سی ام دی ماه، روند ارایه ی آن در دستور کار قرار گرفته است.

این اسناد شامل طرح‌ و نقشه‌ ی تأسیسات هسته‌ای، توصیف و شرحی کامل از ساختمان هر یک از سایت‌های هسته‌ای، توصیف و شرحی کامل از گستره عملیات‌های هر یک از تأسیساتی که به طور خاص به فعالیت‌های هسته‌ای مشغول هستند، اطلاعات در مورد معادن و شرکت‌های نورد اورانیوم و اطلاعات در مورد مواد منبع، همچنین اجازه بازرسی آژانس از کارگاه های ساخت سانتریفیوژ، کارگاه های ساخت روتر آنها و تاسیسات ذخیره سازی، معادن و شرکت نورد اورانیوم می باشد.

قبول تعهدات دیگر ایران نظیر، حذف ذخایر سوخت 20%، عدم تولید سانتریفیوژ نسل یک و دو، عدم بگارگیری نسل جدید سانتریفیوژها، اضافه نشدن به ذخایر سوخت و ثابت ماندن آن تا پایان تعهد 6 ماهه، عدم تولید اورانیم 20%، عدم گسترش فعالیت در تاسیسات غنی سازی نطنز، فردو و راکتور اراک و ...، هر چند خسران است و سخت؛ ولی برگشت پذیر و با تلاش مضاعف، اینگونه اعمال، که رهبری به کرات با لفظ "عقب نشینی" از آن یاد می کنند جبران خواهد شد. اما خروج اسناد طبقه بندی شده، از کمند حفاظتی نظام چگونه جبران خواهد شد؟ اطلاعاتی که به اذعان مقامات امریکایی خصوصاً اوباما، کری و شرمن، دسترسی به آنها حتی از طریق جاسوسی برای امریکا و هم پیمانان او، امکان پذیر نبوده است.

فارق از چرایی قبول این بخش از تعهدات، زمان بندی آن نیز جای سوال دارد. تمامی اقدامات مشترک طی گام نخست، ظرف 6 ماه اجرایی می شود ولی ارایه اطلاعات مذکور، دارای زمانبندی 3 ماهه است و مشخص نیست دلیل این شتاب وصف ناپذیری در تقدیم اسناد به آژانس چیست. اطلاعاتی که لایه های مختلف حراستی درون سازمان انرژی اتمی و نهادهای امنیتی، خارج از سازمان، در جهت حفظ و پاسداری آن مجاهدت های بی نظیری صورت داده اند.

به عبارت دیگر گروه 5+1 انجام تعهدات خویش را منوط به اجرای دقیق و کامل توافق از سوی ایران و البته بصورت زمانبندی شده و مرحله ای کرده است. فی المثل ایران 4.2 میلیارد دلار را طی شش ماه و 8 قسط، در ازای عمل به تعهدات دریافت خواهد کرد. اما سری ترین اطلاعات خویش را تنها ظرف مدت 3 ماه، تا تاریخ 30 اردیبهشت 93 در اختیار آژانس بین المللی انرژی اتمی قرار می دهد.

هر چند سابقه و عملکرد خط سازش بیانگر ادامه ی روند توافق ژنو به هر قیمتی است ولی سوال اینجا است. در صورت توقف اجرای اقدام مشترک در روز نود و یکم، به هر دلیلی؛ تکلیف اطلاعات از دست رفته ایران چه خواهد شد و مسئولیت آن با کیست؟

سابقه ی آژانس انرژی اتمی در سهل انگاری و عدم توانایی حفظ اطلاعات ایران، تا بحال باعث وارد آمدن ضربات جبران ناپذیری بر پیکره ی صنعت هسته ای کشور شده و چنین امری بر همگان آشکار است. هنوز خاطره درز اطلاعاتی که موجب شناسایی و شهادت مصطفا احمدی روشن و دیگر شهدای هسته ای شد، از خاطره ها پاک نشده است.

آیا اعتماد دوباره به آژانس و آزمودنِ آزموده، شرط تدبیر است؟

30/10/92 19:08


برچسب‌ها: اسناد, ارایه, 3, 6, ماه
+ نوشته شده در  شنبه پنجم بهمن 1392ساعت 0:30  توسط احمد.ش  | 

بیانیه کمیته صیانت از منافع ایران به مناسبت آغاز مرحله اجرایی توافقنامه ژنو


باسمه تعالی

بیانیه کمیته صیانت از منافع ایران به مناسبت آغاز مرحله اجرایی توافقنامه ژنو

متاسفانه در روزهایی به سر می بریم که با تعلیق رسمی بخش اعظمی از تاسیسات هسته ای کشور چرخ صنعت هسته‌ای از حرکت بازمانده و تمام آنچه در چندین سال گذشته ملت ایران با تقدیم بهترین فرزندانش بدست آورده بود فقط در ازای چند میلیارد دلار معاوضه شد و کسی پاسخگو نیست که آیا این روند یک رویه برای ترک برداشتن واقعی ساختار تحریم‌ها و حفظ منافع کشور است یا در حقیقت قماری بر روی منافع و استقلال ملت ایران و یک نوع ماجراجویی دیپلماتیک بدون توجه به واقعیات صحنه و دیدن دشمنی‌هاست؟

در شرایط کنونی مهمترین نکته، پنهان کاری نسبت به عقب نشینی های پی در پی در مذاکرات است که در یک مثلث سه ضلعی ایجاد خفقان در فضای رسانه ای برای منتقدین، بی اطلاع گذاشتن مجلس شورای اسلامی بعنوان نهاد نظارتی مردم، و یک طرفه کردن فضای صدا و سیما صورت پذیرفته است.

چند میلیارد دلار و مقداری امید برای برداشته شدن تحریم‌ها در ازای محرومیت کشور از انرژی ارزشمند هسته‌ای حداقل برای ۲۰ سال آینده خلاصه توافق‌نامه ژنو است که با روشن شدن گام اجرایی آن بیش از گذشته به ناعادلانه و زیان‌بار بودن این موافقت‌نامه برای کشورمان می‌توان پی‌برد. کشور اسلامی مان ایران با توافق اخیر رسما از حقوق مصرح خود در ان پی تی انصراف داد و به عنوان یک استثناء میان تمام کشورهای جهان، تعریف نیاز و محدوده غنی سازی و حتی حق آن در داخل کشور را برای یک بازه ۲۰ ساله به اجازه غربی ها در مذاکرات بعدی منوط کرد و با تعلیق و از بین بردن بخش مهمی از دستاوردها و برگ‌های برنده، تنها موفق به دریافت حدود ۴ میلیارد دلار از درآمد نفتی خود شد.

آیا جز این است که اقدام دولت در عدم آگاه سازی ملت است که فضا را فراهم کرده تا چنین توافقی در سفر استانی به عنوان فتح الفتوح و زانو زدن غربی ها در برابر ایرانیان بیان گردیده و به آن افتخار شود؟! آیا بهتر نیست به جای حرکات شعاری، واقعیت توافقنامه را با مردم در میان بگذاریم؟ آیا دانستن مسائل مرتبط با سرنوشت کشور، مهم ترین «حق شهروندی» نیست -که دولت داعیه دار آن است-؟ و آیا بهتر نیست به جای زیر سؤال بردن متن منتشر شده توسط طرف امریکایی، مسئولین خود اقدام به انتشار توافقات واقعی نمایند تا شک و شبهه‌ای در این زمینه باقی نماند؟ آیا این برای یک کشور فاجعه نیست که مذاکره کنندگان آن، مطلب منتشر شده توسط دشمن به عنوان مفاد توافق را در علن غیرواقعی و غیر قابل استناد معرفی کنند، ولی در محافل خصوصی حرف دیگری بزنند و مهم تر از همه در صحنه ی اجرا، دقیقاً مطابق همان مفاد توافق منتشر شده توسط دشمن عمل نمایند؟ فراموش نکرده ایم که رئیس جمهور محترم کشورمان و وزیر امور خارجه در موضوع Fact Sheet منتشر شده توسط طرف امریکایی -به عنوان ضمیمه اجرایی توافقنامه ژنو-، منتقدان را به خاطر باور کردن حرف امریکایی‌ها در این سند مورد حمله قرار دادند، اما بعداً با تأیید اطلاعات منتشر شده در این سند توسط مذاکره کنندگان ایران، عملاً هم در مرحله اجرایی همان اعداد و ارقام و تعهدات به عنوان توافق طرفین اجرایی شد! نکته عجیب دیگر اینجاست که اگر قرار نیست طرفین از توافقنامه‌شان تفسیر مشترکی داشته باشند پس چه «توافق»ی صورت گرفته است؟!

متاسفانه مسیر اشتباهی که تیم مذاکره کننده در پیش گرفته است، درست مانند مسیر غلط مذاکرات سعدآباد، بیش از پیش عیان شده است و عدم آگاهی مجلس شورای اسلامی به عنوان تنها ابزار نظارتی مردم نسبت به مذاکرات و متاسفانه نقش منفعل آن در جهت دهی به آنچه در این شرایط تاریخی برای کشور بوجود آمده است، در مقایسه با نقش فعال و آگاهانه کنگره آمریکا، مسئله ای است که در آینده با مشخص شدن ضعیف بودن توافق صورت گرفته مورد سوال جدی مردم قرار خواهد گرفت. و در واقع روند پیش گرفته شده توسط تیم سیاست خارجی دولت، قرار دادن کشور در کار انجام شده و بی استفاده گذاشتن عقل جمعی نظام جهت اتخاذ چنین تصمیمات مهمی است.

آیا تعطیل کردن نظارت مجلس بر جزئیات عملکرد مسئولینی که یک روز پیش از مذاکرات از خزانه خالی می گویند، یک روز از قدرت نظامی آمریکا در از کار انداختن تمام صنایع دفاعی کشور با هراس سخن می رانند و رها کردن کار در دست این افراد در پیشگاه عموم ملت پذیرفتنی خواهد بود؟ موافقت نامه صورت گرفته میان ایران با ۵+۱ با تغییر نام به عنوان ”برنامه اقدام مشترک” از ابتدا برخلاف قانون اساسی و بدون تصویب مجلس یا تایید شورای عالی امنیت ملی و صرفا توسط دستگاه وزارت خارجه صورت پذیرفت و سکوت نمایندگان مجلس در برابر دادن تعهدات فراپادمانی در مذاکرات که در رسانه های دنیا با عبارت ”تعهدات شبه پروتکلی” جمهوری اسلامی قبل از پذیرفتن پروتکل الحاقی خطاب شد، محل سؤال و مطالبه جدی است. علی الخصوص که این تعهدات تنها محدود به دولت کنونی نمی‌شوند و دولت‌های بعدی را نیز زمین‌گیر می‌کنند و عملاً دست ملت ایران جهت پیشرفت‌های بعدی را می‌بندند.

در رابطه با صدا و سیما بعنوان فراگیر ترین رسانه کشور نیز باید متذکر شد بدون شک آنچه باعث آگاهی مردم خواهد شد، شنیدن روایت روی داده از ابعاد مختلف و آشنایی با جزئیات توافق است که به زعم بسیاری خداحافظی با صنعت هسته ای و حفظ تزئینی آن است. اقدام کنونی صدا و سیما که علیرغم دعوت مکرر از مسئولین مذاکرات در بخش های مختلف خبری و برنامه های تحلیلی، اجازه حضور افراد منتقد نسبت به روند مذاکرات و طرح دیدگاه های انتقادی جدی موجود را نمی دهد، صرفا تلاشی است که -ولو از موضع خیرخواهی برای حفظ احترام مقامات دولت جدید صورت پذیرفته باشد-، در این شرایط سرنوشت‌ساز نتیجه‌ای جز ایجاد توهم و آگاهی کاذب برای مردم درپی نخواهد داشت و عملاً این رویه به محروم شدن ملت عزیزمان از حق تعیین آگاهانه سرنوشت به دست خودشان منجر خواهد شد.

همه مسئولان کنونی کشور باید بدانند ۳۰ دی در تاریخ انقلاب ثبت شد و تمام آنهایی که به مسئولیت هایی که در قبال این توافق بسیار ضعیف صورت گرفته داشتند، عمل نکرده و سکوت کردند، به خاطر هزینه هایی که در سالهای آینده گریبان‌گیر کشور خواهد شد، در افکار عمومی نسل های آتی مواخذه خواهند گردید.


برچسب‌ها: بیانیه, توافق, ژنو, مخفی, فاجعه
+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم بهمن 1392ساعت 4:49  توسط احمد.ش  | 

چرا روحانی تصور می کند مردم به سابقه ی عملکرد او رای داده اند؟


متن مصاحبه ی مهدی محمدی در سایت ایران هسته ای با عنوان "برچیدن غنی سازی صنعتی دستور کار مذاکرات آینده"، بهانه ی نوشتار زیر شد.

اگر تذکر رهبر فرزانه ی انقلاب نبود، تنها برداشت باقی مانده، خیانت تیم مذاکره کننده بود. لیکن با توجه به امر ایشان و خطا بودن چنین برداشتی باید گفت متاسفانه، با تیم مذاکره کننده ای روبرو هستیم؛ که ارزش داشته های خود را نمی داند، مرعوب و شیفته ی غرب است و تصورش، بر اعتمادِ به غرب بنا نهاده شده.

این در حالی است که اگر، بنا بر چنین اعتمادی باشد، شعار نه شرقی، نه غربی مفهوم نمی یافت، لازمه ی وجودی انقلاب زیر سوال می رفت و اگر امریکایی ها قابل اعتماد بودند اساساً نیازی به انقلاب نبود!

موضوع دوم که حاکم بر تفکر اعتدالیون است؛ تصور بقای آنها در قدرت با حمایت غرب می باشد!

متاسفانه روحانی و تکیه گاه فتنه، فکر می کنند اگر حمایت غرب را جلب کنند، دولت ایشان پا بر جا خواهد ماند. غافل از اینکه عمر نکبت بار دولتی که با حمایت امریکا و استکبار جهانی روی کار آید چند روزی بیش نخواهد بود. اگر چنین بود، پس شاه خائن که کشور را دو دستی تقدیم امریکا کرده بود می بایست پا بر جا می ماند! بالاتر از قانون کاپیتالاسیون مگر چیز دیگری بود؟ خداوند رحمت کند امام راحل را و جایگاهش را مضاعف فرماید. امام  خمینی (ره) در سال تصویب قانون ننگین کاپیتالاسیون با این مضمون فرمودند: "اگر شاهِ این مملکت را یک امریکایی بکشد، حق اعتراض نخواهیم داشت".

حال باید سوال کرد؛ آیا شاه خائن پا بر جا ماند؟ آیا دولت های وطن فروش منطقه که دست به سینه ی امریکایی ها بودند؛ پا بر جا ماندند؟ تکلیف مبارک، بن علی، قزافی و علی عبدالله صالح و .... چه شد؟ ارادت از خوش خدمتی آنها بیشتر؟

اصلاً چرا راه دور برویم. آیا تکیه گاه فتنه که تمام سعی و تلاشش، نزدیکی به غرب و گشودن دربهای کشور به روی اقتصاد باز و آزاد آنها بود چه شد؟ چرا تفکر هاشمی رفسنجانی در سال 72 با افت اقبال شدیدی نسبت به 68 روبرو شد و مردم در خرداد 76 به چنین تفکری نه گفتند؟ چرا دست رد بر سینه ی ناطق نوری که گزینه ی آشکار و عیان هاشمی بود زدند و با انتخاب معنی دار خود، به شخصی که تصور می کردند؛ مخالف هاشمی است رای دادند؟ چرا هاشمی 84 در انتخابات شکست سختی خورد؟ چرا تفکری که ملت آن را منتسب به هاشمی در سال 88 می دانستند با آرای معنی دار نزدیک به دوبرابر از دور رقابت حذف شد؟

امروز روحانی را با توجه به نوع تفکر و شیوه ی عملکرد، با لقب هاشمی کوچک می شناسند و در واقع تبلور هاشمی در روحانی بروز یافته. آیا روحانی نمی خواهد از گذشته هاشمی درس بگیرد؟ بخش عمده ای از 18 میلیون رای روحانی، رای به شعار گشایش اقتصادی او بود و نه به سابقه ی عملکرد روحانی؛ شاهد این مدعا عقب نشینی ها و شکست سخت تفکرغرب گرایانه ی او در راس تیم مذاکره کننده هسته ای طی سالهای 82-84 است. همان چیزی که روحانی را به وضوح از کاندیداتوری سال 84 به جهت عینی بودن شکست منصرف کرد.

چرا روحانی تصور می کند مردم به تفکر شکست خورده ی قبلی او رای داده اند؟ مردم گشایش اقتصادی می خواهند اما، نه به بهای از دست رفتن عزت و شرف خود و اتکای به غرب؛ چرا که اگر چنین بود تاریخ به یک شکل جواب چنین تفکری را در سالهای 57، 76، 84، 88 و حتی 92، که دولت دهم با عدول از راه ولایت؛ مسیر پیشینیان را پی گرفت؛ نمی داد.

دیر نیست روزی که پرده ها کنار رود و مشخص گردد، تکیه گاه فتنه با تبانی جریان انحرافی حاکم در دولت دهم، عقبه ی نابسامانی های 2 سال و نیم اخیر را تشکیل داده اند. دیدن آن روز، چه دیدنی خواهد بود! تاریخ درس عبرت است، اگر دایماً مرورش کنیم و درس عبرتش بیاموزیم.


برچسب‌ها: توافق, ژنو, اجرایی, خیانت, سابقه
+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم بهمن 1392ساعت 10:36  توسط احمد.ش  | 

مطالب قدیمی‌تر