دلنوشته های سربازی برای ولایت

تحلیل مسایل روز از نگاه نویسنده

به رسمیت شناختن نگرانی های غرب (مشروعیت بخشی به قطعنامه های شورای امنیت)

 

یکی از نکات مورد انتقاد، طی توافق ننگین ژنو و مذاکرات پس از آن؛ چرایی به رسمیت شناختن نگرانی های غرب، توسط تیم مذاکره کننده، علی رغم عدم اقدام متقابل غرب است. لذا سعی داریم در چند مقاله کوتاه، به بررسی نمونه هایی از این دست بپردازیم.

علی خرم مشاور ظریف، که نظر شاذ ایشان مبنی بر "تایید شدن خط به خط توافق ژنو توسط رهبری" در جلسه دانشجویی با عکس العمل منفی و البته مقتدرانه دانشجویان مواجه شد؛ در تاریخ 07/08/93 گفت: "فقط تحریم های سازمان ملل مبنای «قانونی دارد» و مابقی تحریم ها «غیرقانونی» و یک جانبه است."

هرچند منتقدان بر اساس متن توافق ژنو معتقد بودند، تیم مذاکره کننده بر خلاف تمامی موازین، قطعنامه های سازمان ملل را قانونی شمرده است؛ لیکن از خرم می توان به عنوان اولین مقام وزارت خارجه یاد کرد، که با صراحت لهجه و در تریبون عمومی، به قطعنامه های شورای امنیت مشروعیت می بخشد.

وی همچنین معتقد است: "«امریکا» قبل از توافق غنی سازی ایران را به رسمیت نشناخت؛ حین مذاکره ماهیت غنی سازی؛ و سپس فعالیت هسته ای[!] ایران را پذیرفت و الان هم کاری به فعالیت هسته ای[!] ایران ندارد."

با استناد به سخن خرم می توان گفت؛ هر عملی از سوی «سازمان ملل» «قانونی» و هر عملی از سوی «امریکا»، «غیر قانونی» است؛ لذا بر همین مبنی اصل ثابتی بدست می آید: "آنچه بر مبنای «قطعنامه های شورای امنیت» است؛ قانونی و آنچه بر طبق نظر «امریکا» باشد، غیر قانونی است."

از آنجا که قطعنامه های شورای امنیت؛ به صراحت غنی سازی ایران را غیر قانونی می داند؛ ولی -طبق گفته خرم- امریکا غنی سازی ایران را قانونی؛ لذا می توان نتیجه گرفت: غنی سازی ایران تا زمان حذف قطعنامه های شورای امنیت بر علیه برنامه هسته ای ایران، -که امریکا قصد لغو آن را به این زودی ها ندارد- غیر قانونی است و به رسمیت شناختن غنی سازی ایران توسط امریکا بدون تصویب در شورای امنیت سازمان ملل، هیچ ارزشی ندارد.


برچسب‌ها: توافق, ژنو, قطعنامه, مشروعیت, سازمان ملل
+ نوشته شده در  جمعه نهم آبان 1393ساعت 6:24  توسط احمد.ش  | 

هدف واقعی خط تسامح چیست؟ تسخیر مجلس؛ یا تغییر رهبر!

 

هر چند دشمنی امریکا با رهبر فرزانه انقلاب موضوع جدیدی نیست و بارها اعتراف کرده اند، به دلیل برخورد با سدی محکم، که از آن به عنوان "ابر حریف" یاد می کنند، شکست خورده اند. اما روند هجمه، پس از مذاکرات نیویورک و شروع دیپلماسی عمومیِ دو سوی مذاکره، -مصاحبه شرمن با بخش فارسی رادیو امریکا در طرف امریکایی، و همچنین التماس ظریف از شورای روابط خارجی امریکا در طرف ایرانی- رنگ بویی دگر یافته است.

پس از موارد یاد شده بود که ولی نصر و البته دیگر مقامات و افراد نافذ امریکایی، نه تنها از رهبری انقلاب با عنوان عامل اصلی عدم دستیابی به هر توافقی یاد می کنند؛ بلکه پا را فراتر گذارده و به فکر تغییر ایشان افتاده اند!

نصر می گوید: "در دسامبر 2015 انتخابات مجلس [خبرگان] ایران برگزار می شود... این مجلس رهبر آتی ایران را تعیین می کند." و در بخش دیگری در همین خصوص می گوید: "انتخابات آینده می تواند جهت گیری سیاسی در ایران را تغییر دهد."

لذا باید پرسید: چه کسانی طی مذاکره مستقیم و نشست و برخواست با امریکا؛ سیاست گذاران دشمن را به سمت چنین راهبردی متمایل کرده اند؟

امروز امریکا با مشاوره چه کسانی، مذاکرات هسته ای را مانعی در راه تحقق اهدافش و «زمینه ای برای تغییر جهت و سمت انقلاب» می بیند؟

به راستی هدف واقعی ظریف از درخواست همکاری کنگره امریکا با خط تسامح؛ کمک به پیروزی در انتخابات مجلس شورای اسلامی است و یا همانند نصر، تغییر ترکیب مجلس خبرگان رهبری را مد نظر دارند؟

شاید برخی در داخل، هنوز صراحت لهجه نصر را پیدا نکرده اند؟


برچسب‌ها: رهبر, خبرگان, نصر, ظریف, مجلس
+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم آبان 1393ساعت 4:49  توسط احمد.ش  | 

پس لرزه های توافق ژنو؛ قبول رسمی نقض معاهده منع تکثیر توسط تیم مذاکره کننده!

 

یکی از دست گل های فاجعه بار تیم نیویورکی ها طی توافق ننگین ژنو، قبول اتهام نقض معاهدات منع تکثیر است. اما امریکا بر چه اساسی ایران را ناقض معاهدات منع تکثیر می دانند؟

شرمن می گوید: "شورای امنیت به دلایلی ایران را تحریم کرد، زیرا دولت این کشور «الزامات خود براساس معاهده منع تکثیر را نقض کرد» و وارد «فعالیت های مخفی هسته ای مرتبط با تسلیحاتی» شد."

الف- تیم مذاکره کننده برخلاف تمامی موازین، قطعنامه های غیر قانونی شورای امنیت را بر اساس توافق ژنو قانونی و مشروع دانست!؛ در متن توافق ژنو آمده:

"در فاصله میان گام های اولیه و گام آخر، گام های دیگری از جمله پرداختن به قطعنامه های شورای امنیت با هدف پایان رضایت بخش بررسی موضوع توسط شورای امنیت سازمان ملل متحد وجود خواهد داشت."

این درحالی است که تا قبل از این؛ ایران بر اساس ادله حقوقی، احاله پرونده هسته ای ایران به شورای امنیت و بالطبع قطعنامه های آن را غیر قانونی می دانست.

ب- در بخش انتهایی توافق ضعیف ژنو آمده:

"در پی اجرای موفقیت ‌آمیز گام نهایی برای رسیدن به راه ‌حل جامع در طول بازه زمانی مشخص شده برای آن، با برنامه هسته‌ای ایران نیز «همانند برنامه‌های غیر تسلیحاتی هسته‌ای دیگر کشورهای عضو ان‌پی‌تی» برخورد خواهد شد."

بر اساس همین نکته:

ب-1تیم مذاکره کننده پذیرفته ایران یک استثنا در بین کشور های عضو NPT است.

ب-2 تا رفع حالت استثنایی، شرایط خاصی را نیز باید پذیرا باشد.

ب-3 تیم مذاکره کننده با قبول دو شرط قبل، عملا پذیرفته، ایران در پی ساخت سلاح هسته ای است. و اگر نه؛ چه الزامی به قبول شرایط مذکور داشته؟


برچسب‌ها: قبول, اتهام, منع تکثیر, تیم, مذاکره
+ نوشته شده در  سه شنبه ششم آبان 1393ساعت 10:57  توسط احمد.ش  | 

پنهان کردن کدام موضوع؟

 

چرا رئیس دولت یازدهم، علاقه وافری به طرح موضوعات جنجالی داشته و هر از گاه، با مقدمه و یا بدون مقدمه، اقدام به طرح مسایل حاشیه ای بجای بطن می کند؟

در همین راستا، ضمن یادآوری سخنان هفته قبل روحانی در خصوص بخشایش سران فتنه، و خلط ناشیانه آن با توبه جناب حر و بخشش امام حسین (ع) می توان گفت:

الف- رهبر انقلاب در هفته دولت و در تاریخ 05/06/93 نسبت به لزوم فاصله گذاری با فتنه، به هیئت دولت تذکر دادند:

"مسئله فتنه و فتنه گران، از مسائل مهم و از خطوط قرمز است."

ب- فارغ از هر تعارف سیاسی، عدم تایید شاخص ترین چهره در انتخابات 92؛ تنها به سبب حمایت و موضع گیری وی، به نفع فتنه و فتنه گران اتفاق افتاد؛ و از این پس نیز "به یقین" چنین رویکردی در خصوص هر شخص و مقام دیگری، با موضع حمایت از فتنه و سران آن اتخاذ خواهد شد و شورای نگهبان فیلتری غیر قابل عبور برای چنین افرادی است.

نتیجه:

با توجه به اینکه انجام اعمالی از این دست [سخنان زنجان]؛ خودزنی محض، و معامله روی آینده سیاسی خواهد بود؛ این سوال بطور جدی مطرح می شود؛ پوشش به کدامین راهبرد با ارزش و پنهان کردن چه موضوع حساسی، شیخ حسن دیپلمات را، مجبور به اتخاذ چنین ریسک غیر متعارفی نموده؟

 


برچسب‌ها: شیخ, سران, فتنه, فاصله, تایید
+ نوشته شده در  سه شنبه ششم آبان 1393ساعت 9:49  توسط احمد.ش  | 

تحلیلی بر مصاحبه هسته ای گری سیمور

 

گری سیمور عضو اسبق تیم مذاکره کننده هسته ای امریکا؛ و فردی آگاه از پشت پرده دیدگاه مقامات آن کشور و اسرائیل غاصب می باشد. به همین سبب نظراتش دارای اهمیت بالایی است. نوشتار ذیل تحلیلی بر آخرین مصاحبه وی، که روی خروجی سایت شورای روابط خارجی امریکا قرار گرفته؛ می باشد.

● آنچه در اولین نگاه، جلب نظر می کند؛ تاکتیک سخن گفتن سیمور است، که در ادامه دیپلماسی عمومی شرمن [مصاحبه با بخش فارسی رادیو فردا] می باشد. هر چند به نظر نمی رسد عملکرد سیمور همانند شرمن، به منظور ایجاد خوراک برای داخل ایران باشد؛ لیکن در راستای همان شگرد قابل ارزیابی است. این دیدگاه مجموعا با دو تاکتیک در ابتدا، وسط و انتهای سخنان وی پیگیری می شود:

الف- "روحانی -بطور خاص و ملت ایران بطور عام- از سوی رهبری تحت فشار هستند و روحانی قدرت لازم برای انعطاف ندارد!"

ب- "رهبر انقلاب بر خلاف فتوای خود، دنبال حفظ زیر ساخت لازم برای تهیه بمب اتم، در صورت لزوم است."

همانطور که قبلا نیز بیان شد، بطور کلی مفهوم چنین رویکردی، مقصر نشان دادن رهبری به عنوان مانع اصلی حصول توافق است. [در حالی که طی دوران انقلاب، تنفیذ چنین سطح دسترسی برای مدیران اجرایی بی سابقه است.] و دوم برخلاف رهبری، که سعی شده جنگ طلب و به دنبال سلاح کشتار جمعی معرفی شود، سیمور قصد دارد از خط تسامح چهره ای صلح طلب ترسیم کند. لذا: اولا؛ سیمور در پی برجسته کردن اختلاف و دوگانگی در سطح رهبری و رئیس دولت است. دوما؛ شروع چنین رویکرد؛ که چندی است استارت آن توسط شرمن زده شد و سیمور آن را ادامه داده؛ تنها از طریق مشاوره تیم نیویورکی ها و مجرمان این تیم، که مشاوران اصلی امریکا می باشند؛ امکانپذیر است.

یادآور می شود سخنان ظریف در جمع شورای روابط خارجی امریکا و طرح شکست در انتخابات مجلس آینده؛ همچنین پوستر 6 کارگردان با شعار "هر توافقی بهتر از عدم توافق است" که توسط وزارت خارجه تولید شد؛ همگی قطعات مختلف پازلی است؛ که حاصل شکل گیری اتاق فکری مشترک، در تیم مذاکره کننده ایران و امریکا، به منظور کمک به خط تسامح و پرهیز از شکست در مذاکرات هسته ای می باشد.

● با توجه به سخنان سیمور، ظاهرا امریکا قصد دارد از موضوع داعش به عنوان آب گل آلوده، ماهی سوریه را صید کند! چرا که سیمور مدعی است، ظهور و همکاری مشترکِ! ایران و امریکا بر علیه داعش، به عنوان دشمنی واحد، باعث عدم رویارویی در مقوله هسته ای و حفظ شرایط موجود می گردد؛ و از آنجا که روحانی عقیده دارد ادامه توافق ژنو، عدم اعمال تحریم های بیشتر و ادامه برنامه هسته ای فعلی را به همراه دارد، لذا احتمالا برای حفظ این شرایط، روحانی در موضوع دخالت امریکا یا همپیمانانش در سوریه سکوت پیشه می کند! و به عبارتی سیمور تصور می کند روحانی حفظ شرایط هسته ای موجود را بر مقوله سوریه ترجیح خواهد داد.

جالب آنکه هم زمان، سیمور معتقد است، امریکا در موضوع هسته ای، در قبال همکاری ایران با امریکا مقابل داعش، کوتاه نخواهد آمد [اشاره سیمور به پیشنهاد چند هفته پیش خط تسامح به مذاکره کنندگان امریکا است، مبنی بر کوتاه آمدن در موضوع هسته ای از سوی امریکا؛ و همکاری ایران با اتحاد ضد داعش]؛ چرا که منافع ایران اقتضا می کند با داعش مقابله کند! گفته سیمور تایید این نکته نیز هست، منافع امریکا در تقابل با داعش نیست!

● دومین نکته ای که از همین بخشِ سخنان سیمور قابل استنباط است؛ همکاری مشترک، -که برخلاف خط قرمز ترسیم شده توسط رهبر فرزانه انقلاب-، ظاهرا در حال حاضر مابین امریکا و دولت تدبیر برقرار شده! سیمور می گوید: "دست کم در مدت زمانی که دو طرف بر سر شکست دادن دولت اسلامی عراق و شام «در حال همکاری با یکدیگر هستند»" و یا در بخش دیگری می گوید: "زیرا چنین تنش هایی سبب ایجاد اختلال در روند مبارزه علیه دولت اسلامی عراق و شام می شود"

● ظاهرا امریکایی ها که دیپلماسی خنده خط تسامح را دیده اند؛ محدودیت در تحقیق و توسعه را نیز، به عنوان خواسته ای سطح بالا و در کنار محدودیت غنی سازی مطرح نمودند. این حداقل برای اولین بار است، که پس از موضوع طرح لفظ "کنونی Current" در توافق ننگین ژنو و عدم اجازه استفاده از سانتریفیوژ فوق پیشرفته IR-8، در بخش تحقیق و توسعه شهید قشقایی نطنز، به طرح دوباره محدودیت غنی سازی توسط امریکا بر می خوریم.

● علاوه بر خواسته ی محدودیت 20 ساله امریکایی ها بر برنامه هسته ای ایران؛ که خلاف ادعای چند ساله! شیخ دیپلمات در آخرین مصاحبه تلویزیونی است؛ ظاهرا با حضور روحانی در نیویورک، همانطور که سایت ایران هسته ای چندی قبل آورد؛ پرونده آب سنگین اراک و سایت فردو، -که بخشی از شگرد تیم نیویورکی ها است-بطور کامل بسته شده.

سخنان شیخ حسن روحانی در برنامه مورد اشاره، که از فردو تنها به عنوان "مرکزی برای ایرانیان!" و راکتور اراک به عنوان "نیروگاه!" یاد کرد؛ تاییدی دوباره؛ و طرح این نکته است، خط تسامح برخلاف ادعای سدید بودن قول و کلام رهبری، به خطوط قرمز تعیین شده توسط ایشان، به هیچ وجه پایبند نیست؛ و برای بدست آوردن رابطه ی با کدخدا! حاضر به ذبح حقوق مسلم هسته ای ملت ایران است.

● همانطور که انتظار می رفت، سیمور نیز اعتراف می کند تمدید توافق باید منجر به محدودیت بیشتر برنامه هسته ای ایران شود و طبیعی است؛ اولویت امریکا، پس از حذف 200 کیلو ذخایر 20 درصد؛ 4118 کیلو ذخایر Tail (مواد پسماند تا 2 درصد غنا که قابلیت غنی سازی تا 10 درصد را دارد) و 710 کیلو از ذخایر 5 درصد؛ محدود کردن بخش مهم دیگری -نزدیک به 8000 کیلو- از ذخایر 5 درصد ایران است.

● نکته بارز سخنان سیمور؛ عدم موافقت امریکا با حفظ ظرفیت قابل توجه غنی سازی ایران بعلت مخالفت سگ نگهبان و نجس امریکا در منطقه با این امر است. به عبارتی سیمور می گوید:

الف- چون اسرائیل [خبیث] با ظرفیت غنی سازی فعلی ایران مخالف است پس امریکا حاضر به قبول شرایط ایران نیست

ب- رهبری ایران اصرار به حفظ ظرفیت غنی سازی فعلی دارد

ج- توافق فعلا میسر نیست و باید تمدید شود

د- تمدید توافق درصورت قبول محدودیت بیشتر ایران میسر است.

نتیجه چهار اصل مذکور: محدودیت و تضعیف مرحله به مرحله توانایی های هسته ای ایران است و آنچه در قدم اول –توافق ژنو- امکان حذف آنها امکانپذیر نبود!

نتیجه کلی: طبیعی است قبول اصل محدودیت بر ظرفیت فعلی غنی سازی از سوی رهبر انقلاب؛ ادامه خواسته های نامشروع امریکا در موضوعات جزئی تر و تعمیم آن به مسایل دیگر را به همراه دارد. حال باید از خط تسامح سوال کرد:

چرا حاضر به ادامه روندی است، که انتهای تمدید های پی در پی آن؛ نتیجه ای جز تحلیل تدریجی فن آوری هسته ای ایران ندارد.

آیا این امر، تحقق همان آرزوی جمع آوری تک تک پیچ و مهره های هسته ای ایران توسط اوباما، رئیس جمهور باهوش و مودب! امریکا نیست؟  

فراموش نکنیم؛ جمله دقیق اوباما در این خصوص، اشاره به غیر قابل اجرا بودن چنین عملی نداشت؛ بلکه مدعی بود: "«در حال حاضر» انجام چنین عملی [جمع کردن تک تک پیچ و مهره های هسته ای ایران] ممکن نیست."


برچسب‌ها: هسته ای, سیمور, دیپلماسی, عمومی, پازل
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم مهر 1393ساعت 3:59  توسط احمد.ش  | 

اندر سراب هسته ای دولت راستگویان

 

هرچند بخش هسته ای مصاحبه ی رئیس دولت راستگویان؛ باعث تفننی شد؛ لیکن مانده ام، اندر استقامت شیخ دیپلمات، بر سراب مواضع! ای کاش اینهمه اصرار بر گرفتن حق و پیشبرد اهداف هسته ای؛ لااقل کمی نزدیک به واقعیت بود؛ شاید مابقی را نیز به آن بخش، می گذراندیم زیر سیبیلی! اما افسوس ...

جنس سخنان شیخ حسن روحانی در این سخنوری! را؛ همانند فرود آوردن سر تعظیم قدرت های شرق و غرب مقابل ایران و چیزی شبیه، به رسمیت شناختن حق غنی سازی ایران، در نامه پس از توافق ژنو، به رهبر فرزانه انقلاب باید دانست. سخنانی که سراسر حماسی، اما شعار گونه و تو خالی است و فقط برای بیخبران از دنیا و به عبارت بهتر، به خواب زدگان، خوب است!

شیخ تصور می کند با گفتن عباراتی نظیر با منطق کارشناسی و تبحر؛ کاهش تلاطم خارجی؛ تعامل سازنده با جهان و یا حرکت رو به جلوی سیاست خارجی،  مشکلات حل خواهد شد! جالب آنکه همانها که دیگران را اهل "شعر و شعار" می خوانند؛ خودشان می خواهند تنها با برقراری "شب شعر"، مملکت را گل بلبل کنند، غافل از اینکه با حلوا حلوا دهان شیرین نمی شود!

طنز و فکاهی جالب روزگار است!، ادعا می کنند کشور بزرگی نیست، در اجلاس ها داوطلب مذاکره با ایران نباشد؛ ولی فراموش می کنند همانها که قدرت بزرگ می خوانند و روزنامه و خبرگزاری های داخلی شان، برای شکسته شدن طلسم 35 ساله ملاقات سرانش، کف و هورا کشیدند؛ به ساعت نشده، گالِ لایق خود را، باز کرده و کشور را به لجن می کشند؛ اما امان از ذره ای وجود، در دل شیردلان!!! که حتی بیانیه ای خشک و خالی مقابل روباه مکار دهند.

جناب شیخ! روزگار خواهد گذشت و تاریخ قضاوت می کند، راجع به این عقب نشینی ها که پیروزی می خوانید! همانطور که سیاهی به ذغالِ سالهای 82-84 ماند؛ بگذریم که هنوز هم آن روزهای نکبت بار را پیروزی می دانید!

جناب شیخ؛ فرمودید دیپلماسی رو به جلو! و توافق 6 ماهه موفق!!! اگر آتش زدن به ذخایر سوخت، تعلیق مراکز هسته ای و ساخت قطعه؛ تعلیق 20 درصد و توقف تحقیق و توسعه در نقطه ای؛ دادن اطلاعات بکلی سری و دسترسی به مراکز نظامی ساخت و تولید سانتریفیوژ و روتر، و حتی تحقیق سانتریفیوژ، و خلاصه وادادگی محض؛ نامش موفقیت است، وای به حال عدم موفقیت تان! لابد هنگام شکست تان ایران را یکجا تقدیم دشمن می کنید!

انگار همین دیروز بود که در تبلیغات انتخاباتی تان؛ دایم می گفتید؛ اینها بلد نیستند مذاکره کنند؛ سر میز مذاکره بیانیه می خوانند؛ با ترش رویی که نمی شود مشکلات را حل کرد؛ و اگر نه، حل مسئله هسته ای ساده است و اینها بلد نیستند! حالا چه شده، که دیپلماسی خنده تان کند شده و از مذاکره برای مذاکره سخن می گویید و نمی توانید معضل 12 ساله را یک شبه حل کنید!

اما شیخ، خودمانیم؛ فهمیدیم معنی حل معادلات پیچیده را! فهمیدیم معنی جدید "مذاکره برای مذاکره" را؛ فهمیدیم معنی کاسبی از مذاکره را؛ فهمیدیم ... بگذریم. تعاریف جدیدِ سیاست نیز، عالمی دارد برای خودش! از دولت راستگویان! گرفته تا حواله منتقدان به جهنم!

شیخ! گفتید امروز 5+1 حق ایران را به رسمیت شناخته است! کدام حق؟ حقی که بر خلاف همه ی معاهدات بین المللی منجمله NPT؛ امریکا و 5 کشور دیگر باید برایمان مشخص کنند: چه داشته باشیم، چند تا داشته باشیم، کجا داشته باشیم، چقدر داشته باشیم، تا چه سقفی داشته باشیم و ...؛ نوبر است، اینگونه به رسمیت شناختن حق!!!

تازه کدام حق! ظاهرا فراموش کرده اید بر طبق قانونی که دیپلماتهای متبحر شما، [طبق توافق ننگین ژنو] به قطعنامه های سازمان مللش مشروعیت بخشیدند؛ همین غنی سازی ویترینی هم که سرش چانه میزنید؛ غیر قانونی است؛ قطعنامه هایی که طرفتان حاضر نیست به این زودی ها، دست به ساختارش بزند؛ چرا؟

چون "شمشیر داموکلس" می داند آن را!!!

تازه همین مقدار را هم بواسطه پافشاری رهبر حکیم انقلاب داریم؛ و اگر نه معلوم نبود کلاهمان پس کدام معرکه است!

شیخ! گفتید ایران برای چند سال شرایطی محدود را بپذیرد! اگر محدودیت این است؛ خدا بخیر کند جمع کردنش را!!! خاطرمان هست روزی بر سر سه، چهار سانتریفیوژ التماس می کردید و استراو از داخل توالت قطار! جواب منفی به شما می داد!!!!

راستی مگر به گفته حسین موسویان، سیاست شما با سالهای 82-84 فرقی کرده که امروز توقع دارید محدودیت امروز تان، با آن زمان فرقی کند؟ اگر تا به اینجا هم توانسته اید تحمل کنید، تنها بواسطه پافشاری در دوران طلایی استقامت، که نه مرهون احمدی نژادِ پیاده شده از قطار انقلاب است و نه جلیلی، که با همان یک پای باقی مانده اش؛ بیشتر از خیلی از دو پاهای فعلی، گذشته و آینده استقامت کرد؛ بلکه همه و همه مدیون هدایت و سیاست های رهبر فرزانه انقلاب و فرمانبرداری ملت غیور ایران است؛ که امثال شما سعی دارید، یک شبه همه ی آن را دود هوا کنید؛ تا با کدخدایتان رابطه برقرار شود.

شیخ؛ گفتید در اینکه تحریمها باید برداشته شود جای اختلاف نظر نیست!!!! حتما توقع داشتید بعد از دادن بالاترین سطح مجوز مذاکره با امریکا در دوران انقلاب، و مهمتر، پس از اینهمه شعار که تنها برای رفع تحریمهایی که با بوق کرنا مدعی رفع کوتاه مدت آن شدید ولی امروز همانطور که بیان شد؛ مذاکره می کنید برای مذاکره!؛ تحریمها هم باقی بماند؟!

شما همه اینکار ها را کردید تا تحریم برداشته شود؛ تازه می فرمایید بر سرش اتفاق نظر است؟ لابد میخواستید نباشد؟! بگذریم که قول برداشته شدن یکجای آن را به ملت دادید و امروز از قطره قطره رفع شدنش سخن به میان است!

شیخ! دو پهلو که نه؛ چندین پهلو گفتید "فردو مرکزی برای ایران است" این مرکز که می فرمایید یعنی چه؟!

مرغداری است، گاوداری است؛ تحقیقاتی است و یا غنی سازی؟ امان از توافقات پنهان تیم نیویورکی ها که تمامِ داشته های نظام را دود می کنند!

شیخ! به خوبی می دانید که اگر فردو مرکز تحقیقات غنی سازی هم بشود، از همه ی مسایلش که بگذریم؛ چند میلیارد باید ضرر تنها تغییر لوله کشی های آن را بدهیم؟ قبول دارید اینها که علف خرس نیست، بلکه پول بیت المالی است، که از نان شب این مردم برای خوش آمد غرب هبه می کنید؟ فردا هم اگر اراده کنند و به نطنز آسیبی بزنند؛ دست ملت تا سالی در پوست گردو است تا فردو عملیاتی شود!

راستی فراموش کردم که شما حرف کدخدا برایتان حجت است و خلف وعده در کارش نیست!!! بگذریم قسط چهارم هم سر رسید و هنوز از واریز قسط غیر قابل برداشت سوم، خبری نیست!!!

شیخ؛ گفتید در اینکه در اراک نیاز به نیروگاه داریم بحثی نیست! معنی این نیروگاه که گفتید یعنی چه؟!

نیروگاه گازی است؛ فسیلی است یا سیکل ترکیبی؟ قطعا منظورتان نیروگاه هسته ای که نبود! آنهم از نوع آب سنگین! چرا که شما و تیم یگانه یِ مذاکره کننده تان؛ اساسا نگرانی های امریکا در خصوص وجود پلوتونیوم را به رسمیت شناخته اید و اگر آب سنگین بسازید که اخمان کدخدا درهم می رود و تاب و تحمل شما هم به این واسطه بریده! نا سلامتی قبله آمال است برای بعضی ها!

اگر هم تغییر کاربری دهید و آب سبکش کنید، که خوب، نتانیاهو ده سالی برای زمان باز طراحی خیالش آسوده است!

جناب شیخ! دل خوش باش به وعده های سراب گونه غرب؛ تا تکنولوژی و فن آوری نوین هسته ای برایت طبق کنند و به تهران آورند. اساسا امید را باید سرلوحه دولت امید قرار داد!!!

شیخ، گفتید موضوع هسته ای بازگشت ناپذیر است و به یک سال قبل برنمی گردیم؛ در این مقوله باهم متفق القول هستیم! چرا که قبول دارم، تا سیاست عقب نشینی را در پیش دارید، نه ذخایر سوخت 20 درصد ما قابل جبران است؛ نه سانتریفیوژ های جدید ساخته خواهد شد؛ نه تحقیقات؛ نه ذخایر 5 درصد و نه ...

هیچکدام مانند سال قبل نخواهد شد؛ بلکه شرایط وخیم تر نیز می شود و با هر بار تمدید؛ آتش، بخشی از داشته های نظام را دربر خواهد گرفت! شک نکن یا شیخ!

و گفتید با این شرایط به توافق می رسیم؛ یقیناً می رسیم! چرا که اساسا امریکا و غرب بارها گفته اند؛ به تیم مذاکره کننده شما، به چشم فرصت غیر قابل تکرار می نگرند.

شیخ؛ آنچه دنیا می نامید، که قبول کرده ایران دارای فن آوری هسته ای باشد، سالهاست که قبول دارد؛ اگر می گویید نه، حداقل به متعدد بیانیه ی کشورهای عضو نم در اجلاسهای شورای حکام مراجعه کنید. فرق ما و شما در آن است، که جنابعالی و تیم تان امریکا و چند کشور را جامعه جهانی می داند و ما نه.

شیخ؛ خستگی دولتها از تحریم ایران هم که می گویید، چیز جدیدی نیست، اما متاسفانه شما و تیم تان بدون در نظر گرفتن تجربیات، و تنها بر اساس همان نظریه حسین موسویان که در بالا آمد و مذاکرات فعلی را، ادامه مذاکره دوره قبل تان خواند؛ از حول حلیم درون دیگی افتادید که حتی تجربیات خودتان را نادیده انگاشتید.

و اگر نه، وزارت خارجه امریکا صراحتا گفت؛ دیگر نمی توانستیم متحدین خود را پای تحریمها نگه داریم، اما توافق ژنو این فرصت را به ما داد.

و باز صدایت در گوشم تنین انداز است، یا شیخ؛ توافق ژنو می دانی یعنی چه؟ یعنی سر فرو آوردن قدرت های بزرگ غرب و شرق در برابر ایران!


برچسب‌ها: شیخ, سراب, مصاحبه, هسته ای, عقب نشینی
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم مهر 1393ساعت 2:40  توسط احمد.ش  | 

جمع بندی سه قطعه از پازل هسته ای

 

هر چه می گذرد، قطعات بیشتری از پازل استراتژی تیم ایران و امریکا آشکار شده و ماهیت واقعی خود را بیش از پیش نمایان می کنند.

به زعم نویسنده تا کنون سه قطعه از جورچین، طی سه حرکت متفاوت توسط بازیگران ایرانی و امریکایی مشخص شده و قطعاً این سه حرکت، در امتداد هم قابل ارزیابی است. سه نوشتار آخر نویسنده در این سایت، به تحلیل حرکات مذکور پرداخته؛  لذا خوانندگان محترم را به منظور تبیین بیشتر نظریه، به مطالعه آنها دعوت می کنم. (1) ذیلاً اشاره مختصری به قطعات می گردد.

1- هرچند اولین قطعه که توسط شرمن مذاکره کننده ارشد امریکایی رونمایی شد؛ بسیار گنگ می نمود، لیکن دو پارامتر، حساسیت آن را مضاعف کرد: اول، این مصاحبه توسط ستاره درخشش رئیس بخش فارسی رادیو فردا انجام شد؛ پس مخاطب و طرف حساب شرمن، مردم ایران بطور عام بودند. دوم، با توجه به سابقه ضد ایرانی و ظهور همیشگی شرمن به عنوان پلیس بد، در مذاکرات هسته ای، سخنان طرح شده از جانب وی ثقیل و غیر طبیعی می نمود.

بطور مثال یاد کردن از مردم ایران به عنوان انسانهای تحصیل کرده، باهوش، دارای تمدنی طولانی و فرهنگی درخشان؛ امید دادن به مردم، در خصوص نتیجه بخش بودن مذاکرات هسته ای و رفع تحریم؛ و جان کلام شرمن و آشکار کننده نیت واقعی وی: "در صورت شکست، این رهبران ایران [بخوانید رهبر ایران] هستند که مقصرند و مردم ایران می­بایست کوتاه آمدن و رسیدن به مقصود، یعنی برداشته شدن تحریم ها را، از رهبران خویش مطالبه نمایید"

در مجموع می توان صحبتهای شرمن را در راستای دیپلماسی عمومی امریکا و با هدف استحاله و تاثیر گذاری فکری بر ملت ایران ارزیابی کرد.

2- سخنان ظریف در شورای روابط خارجی امریکا و طرح موضوع حزبی؛ پرده دوم پازل بود. چنین گفتاری با توجه به سابقه ی حاشیه اجلاس سعدآباد با الرادعی، نه تنها بعید نبود، بلکه به خودی خود چیز جدیدی به همراه نداشت. اما با قرار دادن آن، در کنار صحبت های شرمن؛ نتیجه ای حیرت انگیز حاصل می شد! شروع کاری مشترک از سوی مذاکره کنندگان ایرانی و امریکایی؛ در راستای تاثیر گذاری بر افکار عمومی ایران و رهبران امریکا.

3- گام سوم پازل، تولید پوستر با امضای کارگردانان بود، که وزارت خارجه و در راس آن ظریف، به منظور اولا، تاثیر گذاری بر رهبران امریکا و دوما، تاثیر گذاری بر افکار داخلی ایران، آغاز نمود. اقدامی که همچون دو عمل قبل، ناشیانه صورت پذیرفت، اما دلیل ناشیانه بودن آن را می بایست در نحوه تفکر مشاورین خط تسامح جستجو نمود.

طبیعی است، کسانی که اغلب عمر خویش را در امریکا سپری کرده، مدارج تحصیلی را در آنجا گذرانده و پس از اقامت شخصی -نه ماموریت از سوی دولت ایران- در امریکا، بدون مشکل، لقب استادی دانشگاههای امریکا را یدک کشیده و با حقوقی مناسب، به دولت آن کشور مشاوره می دهند؛ نخواهند توانست رفیق خوبی برای قافله باشند! از اینرو مشورت ایشان را نیز می بایست همانند تفکرشان، آنطرف آبی و ناشی از عوامل مادی ارزیابی کرد.

بر اساس بیانات رهبر انقلاب طی دیدار با مسئولین در تاریخ 16/04/93؛ گام سوم را نیز همانند دو گام قبل می توان ناشی از نادیده گرفتن عوامل معنوی و امیدوار نبودن به وعده الهی دانست؛ ایشان به این مضمون فرمودند: یکى از کارهاى شیطان ترساندن است، شما را از فقر میترساند، از طرف دیگر تطمیع است؛ از سوى دیگر وعده میدهد شیطان، وعده هاى فریبنده وعده میدهد، آرزوها را در دل آنها بیدار میکند، زنده میکند، یک آینده ى رنگى ودروغین و خیالى مثل سراب در مقابل چشم مؤمنینِ به خود میگذارد. تا دستگاه محاسباتی مومنین را از کار بیندازد. و در ادامه رهبری می فرمایند: "اگر دستگاه محاسباتى بد کار کرد، اراده ى انسان تصمیمى میگیرد و درجهتى میرود که خطا است؛ آن وقت نیروهاى انسان، همه ى توانایى هاى انسان در این جهتِ خطا به کار مى افتد؛ این آن چیزى است که باید مراقب آن باشید."

نتیجه: هر سه مقوله در نکته ای دارای وجه اشتراک هستند: خنثی کردن سیاست روشنگرانه و گام به گام رهبر فرزانه انقلاب.

رهبر انقلاب طی یکساله اخیر، بارها به تبیین چرایی اشتباه بودنِ مذاکره مستقیم با امریکا پرداختند؛ اما در دیدار مسئولین وزارت خارجه، سفرا و نمایندگی های ایران در کشورهای خارجی، بر شدت اعتراض خویش افزوده و ضمن باطل دانستن مذاکره با امریکا بجز در مواردی خاص، از تعبیر "کدام عاقلی است که دنبال کار بی منفعت برود!؟" استفاده فرمودند. لذا سخنان ایشان در دیدار مذکور را می توان مرگ زود هنگام مذاکره مستقیم با امریکا دانست.

متاسفانه به نظر میرسد؛ خط تسامح بجای پند اندوزی از بیانات رهبر حکیم انقلاب، به فکر چاره و جلوگیری از شکست برآمده؛ و ضمن فراموش کردن بیش از پیش حریف، در میدان مبارزه ای که این روزها حتی در آن، یکدیگر را به نام کوچک خطاب می کنند! درصدد پاک کردن صورتِ مسئله هستند.

(1):

دیپلماسی عمومی امریکا، در راستای جبران شکست هسته ای خط تسامح

ظریف و بازی دوگانه در زمین حریف

اهرم فشار بر دشمن، یا ترغیب به دخالت حریف در امور داخلی


برچسب‌ها: رهبری, ظریف, شرمن, پوستر, مذاکره
+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم مهر 1393ساعت 11:9  توسط احمد.ش  | 

اهرم فشار بر دشمن، یا ترغیب به دخالت حریف در امور داخلی

 

سخنان ظریف در جمع اعضای شورای روابط خارجی امریکا و یادآوری رویکرد ایشان در سال 2004-2005 که منجر به حذف اصلاح طلبان از ساختار قدرت شد؛ همچنین شبیه سازی آن، با خروجی نتیجه انتخابات مجلس آینده؛ موج فزاینده انتقاد و البته حمایت هایی در پی داشت.

نوشتار ذیل نقد مقاله یکی از موافقان سخن ظریف را دستور کار قرار می دهد.

سایت دیپلماسی ایرانی به قلم محسن دهقان، در حمایت از سخنان ظریف آورده است "عنصر مهم در ظاهر و باطن سخنان ظریف ، دفاع ظریف از مولفه قدرت نقش مردم در ساختار سیاسی ایران و مردم سالاری دینی است که بنا بر کلام بنیانگذار کبیر جمهوری اسلامی ایران کلمه ای کم یا اضافه ندارد."!

شالوده نوشتار مذکور، در توجیه عمل قهرمان دیپلماسی، توسل وی به قدرت رای و انتخاب مردم، در تعیین نمایندگان مجلس آینده و استفاده ظریف از این ابزار، به منظور فشار بر امریکا؛ با هدف ترغیب اعضای شورای روابط خارجی آن کشور، به مصالحه هسته ای با ایران بیان شده. اما آنچه نویسنده نادیده انگاشته و خلط نموده؛ تفاوت تشویق بیگانه به دخالت در امور داخلی کشور و بهره برداری از ابزار فشار داخلی بر حریف است.

بیان اینکه مسئولین، در مذاکرات هسته ای می بایست، از اهرم پرقدرت فشار داخلی، بر علیه حریف استفاده کنند، سخن کاملا بجا و منطقی است، اما آنچه ظریف استفاده کرده، نه اهرم فشاری به منظور تحقق نتیجه مورد نظر نظام، بلکه ترغیب دشمن به دخالت در سیاست داخلی کشور و البته سوء استفاده از موضوع هسته ای در جهت منافع حزبی؛ شبیه به آنچه طی گفتگوی وی با البرادعی، در حاشیه توافق سعدآباد اتفاق افتاد است.

بر این مبنا ابتدا مدعیان صحت نظر ظریف، باید پاسخ دهند؛ در تعاریف دیپلماتیک، اساساً رای ملت به گروه و حزبی خاص، جزو سیاست داخلی کشورها قابل ارزیابی است و یا سیاست خارجی؟

به منظور تبیین، لازم است به مثالی اشاره گردد:

فارغ از تاثیر نادر صهیونیسم، بر تعیین دولت ها در امریکا؛ آیا عقلانی است، دمکرات ها به مجلس و یا دولت ایران بگویند: جمهوری خواهان نسبت به شما کینه توزی بیشتری دارند، لذا برای بقای ما در قدرت، اجازه دهید سوریه را تسخیر کنیم؟

و مهمتر از طرح سوال اول؛ بر فرض محال صحت دوستی و نزدیکی حزب دمکرات امریکا با ایران؛ آیا ایرانی ها برای ماندن آنها در قدرت –به عنوان منفعتی زود گذر-؛ حاضر به قربانی منافع بلند مدت خویش در سوریه هستند؟ این در حالی است که ایرانی ها اساسا، مابین دو حزب دمکرات و جمهوری خواه، تفاوتی قایل نیستند و هر دو حزب را دشمن واقعی خویش می دانند!

همین مثال را در خصوص روسیه و تحویل اوکراین به امریکا می توان بیان نمود.

باید به خط تسامح یادآور شد، امریکا منافع بلند مدتِ "حذف و یا محدود سازی صنعت هسته ای ایران"؛ به عنوان دشمن بالقوه رژیم صهیونیستی در منطقه را، به ماندن گروهی "که می پندارند!" نزدیک به امریکا هستند -منافع زودگذر-؛ ترجیح نخواهد داد.

از اینرو بهتر نیست ظریف بجای ترغیب دشمن به دخالت در امور داخلی ایران؛ به همان روش دولت امریکا -ترساندن ایران از اِعمال قدرت کنگره-، بسنده کند؟ آیا تا بحال امریکایی ها به غیر از بیان قدرت حزب مخالف، ادله دیگری به طرف ایرانی ارایه کرده اند؟

جناب ظریف؛ فرق است میان التماس از دشمن؛ با تهدید دشمن.


برچسب‌ها: ظریف, جناح, انتخابات, مجلس, امریکا
+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم مهر 1393ساعت 4:27  توسط احمد.ش  | 

ظریف و بازی دوگانه در زمین حریف

 

 خبر انتشار پوستری با امضای شش نفر از کارگردانان کشور، حاوی عبارت "هیچ توافقی بدتر از توافق نکردن نیست" مجدّداً موجی از گمانه زنی و بد بینی نسبت به سیاست مسامحه کارانه ی وزیر خارجه و مجموعه تابعه وی را برانگیخت.

هرچند در ابتدا تصور می شد، انجام عمل فوق مستقلاً از سوی گارگردانان صورت گرفته، لیکن بیانیه وزارت خارجه در تایید و تکریم عمل صورت گرفته توسط آن وزارتخانه، خط بطلانی بر این خیال بود.

سخنان چند روز قبل ظریف، در جمع اعضای شورای روابط خارجی امریکا، که به آنها بابت عدم تکرار اشتباه سال 2004-2005هشدار داده و تاکید نمود؛ در صورت شکست مذاکرات، اصلاح طلبان مجلس آینده را واگذار خواهند کرد؛ پیش زمینه حساسیت دو چندان خبر انتشار پوستر شد.

این حساسیت با سخنان مجید مجیدی به عنوان یکی از کارگردانان امضا کننده پوستر؛ شک منتقدان را به یقین نزدیک کرد.  مجیدی ضمن رد ایجاد کمپین گفت؛ "وزیر امور خارجه از هنرمندانی که در جهان شناخته شده‌اند برای کمک در موضوع مذاکرات هسته‌ای دعوت کرد. . ما هم فقط پوستری از سوی وزارتخانه آماده شد را تایید کردیم ... من این تعبیرِ غلط که «هیچ توافقی بدتر از عدم توافق نیست» را به حرکت ما نسبت داده است، قاطعانه رد می کنم و می‌پرسم که کدام عقل سلیمی می‌گوید ایران باید به هر قیمتی در پرونده هسته ای با غرب به توافق برسد که اگر قرار بود هر آنچه آنها می گویند ما بپذیریم، مذاکرات تاکنون چندین باره به نتیجه رسیده بود."

با توجه به مقدمه فوق؛ نوشتار ذیل سعی در تحلیل و واکاوی چرایی طراحی پوستر، توسط وزارت خارجه دارد.

  • آنچه در اولین نگاه؛ نظرها را به خود معطوف می دارد؛ همزمانی شروع دیپلماسی عمومی روسای تیمهای مذاکره کننده ایران و امریکا؛ یعنی ظریف و شرمن است. جرقه این خیمه شب بازی، چند روز پیش توسط شرمن در مصاحبه با رئیس بخش فارسی رادیو فردا زده شد. وی تمام آرزوهای دست نیافتنی خویش را بیان؛ و با وجود اختلافات اساسی مابین ایران و امریکا، در کمال ناباوری به ملت ایران امیدواری کاذب داد، که از مذاکرات ناامید نشوید!؛ مذاکرات به نتیجه خواهد رسید! نا امیدی شما از توافق، امری اشتباه است!

به منظور پرهیز از تکرار، نظر خوانندگان محترم را به موضوع درج شده در مقاله "دیپلماسی عمومی امریکا، در راستای جبران شکست هسته ای خط تسامح" جلب می نماید.

آغاز این دیپلماسی از سوی ظریف، مشخص کرد، وقوع چنین رویکردی نه بصورت اتفاقی، بلکه به عنوان راهکاری به منظور مقابله و خنثی سازی سیاست روشنگرانه ی گام به گام رهبر فرزانه انقلاب؛ و در اطاق فکری مشترک با امریکایی ها انجام می گیرد. به وضوح آشکار است تغذیه ایدئولوژیک چنین اطاق فکری، توسط تیم مذاکره کننده و مشاوران آنطرف آبی آنان همچون حسین موسویان و سیروس ناصری صورت می گیرد.

  • به نظر می رسد احساس خطرِ خط تسامح، خصوصا شخص ظریف؛ پس از سخنان رهبر فرزانه انقلاب در دیدار با مسئولان وزارت خارجه و سفرا و روسای نمایندگی های جمهوری اسلامی ایران در خارج از کشور تشدید شده؛ چرا که رهبری در مراسم مذکور، مذاکرات یکساله اخیر را از اساس زیر سوال برده و دشمنی امریکایی ها را مظاعف شده دانستند.

از آنجا که بیانات ایشان بطور مستقیم دستگاه سیاست خارجی نظام، به عنوان مجری مذاکره هسته ای و مذاکره مستقیم با امریکا را خطاب قرار داده؛ و شخص ظریف نیز در جمع مستمعین بود؛ اهمیت سیاست راهبرد اعلامی از سوی ولی امر، بارز تر می شود. لذا وزیر خارجه و خط تسامح از یک سو؛ و امریکایی ها از سوی دیگر، -متاسفانه برخلاف جناح های داخلی- به درستی پیام نهفته در بیانات رهبر حکیم انقلاب، یعنی اعلام زود هنگام «مرگ مذاکره مستقیم با امریکا» را دریافتند.

به جهت حساسیت، عینا بخش معطوف به مذاکرات هسته ایِ بیانات رهبر انقلاب، در ادامه باز نشر می شود؛ ضمن اینکه توجه خوانندگان محترم را به افعال ماضی بکار برده شده در بیانات رهبر انقلاب، که موید نظریه «مرگ مذاکره مستقیم با امریکا» است؛ جلب می نماید: "ایشان با تأیید سخنان دو روز قبل رئیس جمهور در جمع سفیران و کارداران در خصوص تعامل با همه دنیا افزودند: در این میان دو استثنا وجود دارد رژیم صهیونیستی و آمریکا.

حضرت آیت الله خامنه ای با بیان چند دلیل و استدلال درباره نفی تعامل با آمریکا تأکید کردند: رابطه با آمریکا و مذاکره با این کشور به جز در موارد خاصی برای جمهوری اسلامی نه تنها هیچ نفعی ندارد بلکه ضرر هم دارد و کدام عاقلی است که دنبال کار بی منفعت برود!؟ عده ای اینجور وانمود می کردند که اگر با آمریکایی ها دور میز مذاکره بنشینیم بسیاری از مشکلات حل می شود، البته ما می دانستیم اینجور نیست اما قضایای یک سال اخیر برای چندمین بار این واقعیت را اثبات کرد.

رهبر انقلاب خاطرنشان کردند: در گذشته میان مسئولان ما و مسئولان آمریکا هیچ ارتباطی نبود اما در یک سال اخیر بخاطر مسائل حساس هسته ای و تجربه ای که مطرح شد انجام بشود، بنا شد مسئولان تا سطح وزارت خارجه تماس ها، نشست ها و مذاکراتی داشته باشند اما از این ارتباطات نه تنها فایده ای عاید نشد بلکه لحن آمریکایی ها تندتر و اهانت آمیزتر شد و توقعات طلبکارانه ی بیشتری را در جلسات مذاکرات و در تریبون های عمومی بیان کردند.

رهبر انقلاب افزودند: البته مسئولان ما در نشست ها در جواب طلبکاری آنها، جواب های قوی تر و گاهی گزنده تر دادند، اما در مجموع معلوم شد مذاکره برخلاف تصورات برخی ها، به هیچ چیز کمک نمی کند.

رهبر انقلاب در همین زمینه، افزایش تحریم ها را مورد اشاره قرار دادند و گفتند: آمریکایی ها نه تنها دشمنی ها را کم نکردند بلکه تحریم ها را هم افزایش دادند! البته می گویند این تحریم ها، جدید نیست اما در واقع جدید است و مذاکره در زمینه ی تحریم هم، فایده ای نداشته است. ایشان افزودند: البته در زمینه ی ادامه ی مذاکرات هسته ای، منع نمی کنیم و کاری که دکتر ظریف و دوستانشان شروع کردند و تا امروز هم خوب پیش رفتند دنبال می شود اما این، یک تجربه ی ذیقیمت دیگر برای همه بود که متوجه شویم نشست و برخاست و حرف زدن با آمریکایی ها، مطلقاً تأثیری در کم کردن دشمنی آنها ندارد و بدون فایده است.

رهبر انقلاب در تبیین ضررهای ناشی از مذاکره با آمریکایی ها افزودند: این کار ما را در افکار عمومی ملت ها و دولت ها به تذبذب متهم می کند و غربی ها با تبلیغات عظیم خودشان، جمهوری اسلامی را دچار انفعال و دو گانگی جلوه می دهند. ایشان همچنین ضرر دیگر نشست و برخاست با آمریکا را ایجاد زمینه برای طرح توقعات جدید از سوی آنها دانستند.

رهبر انقلاب در جمع بندی این بخش از سخنانشان، تعامل با رژیم صهیونیستی را موضوعاً منتفی خواندند و درباره آمریکایی ها هم گفتند: تا وقتی وضع کنونی یعنی دشمنی امریکا و اظهارات خصمانه دولت و کنگره آمریکا درباره ایران ادامه دارد تعامل با آنها نیز هیچ وجهی ندارد."

  • یادآوری این نکته خالی از لطف نیست؛ چرا امریکایی ها بطور مثال رهبر انقلاب؛ رئیس قوه قضائیه و یا فلان انسان معتقد و متعهد به ولایت فقیه را «مهره ای فوق ارزشمند» نمی خوانند؛ لیکن ظریف به این افتخار نایل می گردد؟

 به راستی چرا دایان فبنشتاین، رئیس کمیته اطلاعاتی مجلس سنای امریکا ظریف را «شخصی که با آنها بازی نمی کند» می داند؟

چرا هفته نامه امریکایی تایم، ظریف را به لقب "یک طلوع دوباره در فضای دیپلماتیک ایران" مفتخر می کند ولی فلان و بهمان شخص را خیر؟

  • از طراحی پوستر آنچنانی توسط وزارت خارجه که بگذریم؛ اطلاعیه وزارت خارجه در این خصوص نیز دارای نکاتی است. وزارت خارجه همچون ظریف؛ [به سیاق اولین پیام که نه!؛ اولین خط دهی به طرفداران داخلی، در صفحه فیس بوک خود پس از توافق ژنو]؛ منتقدین را با صهیونیست برابر می داند! توجه فرمایید:

"در شرایطی که اقدامات متعدد و گسترده ای به طور پیوسته از سوی «محافل تندرو و رادیکال» «وابسته و نزدیک به رژیم صهیونیستی» برای تخریب فضای مذاکرات هسته ای و ترغیب و تشویق عدم حصول نتیجه در مذاکرات جاری هسته ای به عمل می آید"

و در بخش دیگری می آورد: "در حالی که «رژیم صهیونیستی و سایر محافل همسو با این رژیم» در نقاط مختلف جهان هم زمان با آغاز دور جدید مذاکرات هسته ای از سال گذشته اقدامات تخریبی چند وجهی و فضاسازی منفی در حوزه های مختلف را برای اختلال، توقف و به شکست انجامیدن مذاکرات ..."

همانگونه که در بالا آمد؛ نکته قابل توجه، نوع خط دهی ظریف، وزارت خارجه و در مجموع خط تسامح به سمپات های خود می باشد. لذا خط تسامح با برنامه ای هماهنگ سعی در کور کردن هر انتقاد ناچیزی بر می آید.

  • جالب ترین بخش؛ ندیدن و نشنیدن چشمها و گوشهایی است که گویا مصداق آیه شریف "صُمٌّ بُکْمٌ عُمْیٌ فَهُمْ لاَ یَعْقِلُونَ" هستند. بطور مثال سخنان رهبر انقلاب که در بالا آمد و به وضوح «مرگ زود هنگام مذاکرات مستقیم با امریکا» را بیان نمود؛ نمی بینند، لیکن دو یا سه بخش کوتاه و تفسیر دار سخنان رهبری را، به نفع خویش تخلیص و چماقی برای دیگران می کنند.
  • البته اطلاعیه ی وزارت خارجه دارای بخشهای دیگری، که موجب سرگرمی است نیز می باشد! ادعاهایی که به هیچ عنوان با ماهیت پوستر همخوانی ندارد!:

الف- "حصول نتایج منطبق با منافع و اهداف کشور"

ب- "کمک به اعتلای نام و جایگاه جمهوری اسلامی ایران"

ج- "پشتیبانی از فعالیت دستگاه دیپلماسی و روند مذاکرات هسته ای"

د- "کمک به حصول توافق منطبق با مواضع قاطع مسئولان عالی نظام"

ه- "کمک به خواسته های روشن و صریح جمهوری اسلامی ایران"

ی- و یا "خصوصا متعاقب اظهارات ضد ایرانی اخیر نخست وزیر این رژیم [صهیونیستی] در مجمع عمومی سازمان ملل متحد." گویا وحشی ترین و درنده خو ترین حیوانی که تا بحال نام انسان به خود گرفته؛ برای اولین بار است بر علیه نظام مقدس ایران اسلامی سخن می گوید!


برچسب‌ها: پوستر, هسته ای, کارگردان, مرگ, مذاکره
+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم مهر 1393ساعت 4:22  توسط احمد.ش  | 

دیپلماسی عمومی امریکا، در راستای جبران شکست هسته ای خط تسامح

 

رئیس تیم مذاکره کننده امریکا، ضمن ترتیب نمایش خیمه شب بازی، با "ستاره درخشش" رئیس بخش فارسی رادیو امریکا، نکاتی را بیان نموده، که با توجه به مفاد آن، به واقع خبر مذکور را، در ردیف دیپلماسی عمومی ناشیانه شیطان بزرگ، به منظور بازگشت آنچه "امید" به جامعه ایرانی می خواند،–خصوصا قشر متوسط و ضعیف که از تحریم، آسیب جدی دیده اند-، همچنین معکوس کردن موج انتقاداتِ روز افزون، به عقب نشینی خط تسامح باید دانست.

ظاهراً مسئولین امریکایی –به هر دلیل- متوجه رشد و شکل گیری انتقادات گسترده به خط تسامح شده و به عبارت واضحتر، در صدد خنثی کردن آنچه سیاست آهسته و گام به گام رهبر فرزانه انقلاب است؛ بر آمده اند. لذا موارد ذیل را می­توان دلایل طرح موضوع دانست.

پیشاپیش از برخی گِرد کردن جملات، به منظور بیان بهتر و رعایت اختصار در تفسیر، پوزش طلبیده و توجه خوانندگان محترم را به مطالعه لینک منبع خبر جلب می نمایم.

1- مصاحبه شرمن با بخش فارسی زبان رادیو امریکا و ستاره درخشش رئیس این بخش صورت گرفته؛ از اینرو جامعه اصلی هدف، ملت ایران است.

2- خوشبختانه درخشش در طرح اولین سوال، بخش مهمی از اهداف و زوایای پنهان مصاحبه را آشکار می­ سازد:

"یک سال از تماس تلفنی اوباما با روحانی در نیویورک گذشته ... برخی شک دارند پیشرفت عمده‌ای در این مذاکرات حاصل شده... بعضی حتی بر این باورند شکاف میان دو طرف بیشتر هم شده." و در نهایت شلیک تیر خلاص: "پاسخ شما به ... منتقدان آقای روحانی در ایران چیست؟"

آنچه که از گفتار درخشش می­توان فهمید عبارتست از:

الف- امید [بخوانید سراب] زاید الوصفی که تصور می­کنند، تماس تلفنی اوباما و روحانی در خصوص رفع تحریم، در جامعه ایرانی ایجاد نموده.

ب- درخواست پاسخ از شرمن، به منظور ایجاد امید کاذبی دوباره، در جامعه ایرانی.

3- اما گامهای شرمن در تعریف شرایط و تلقین اهداف خویش دارای اهمیت وافری است. وی ابتدا نکاتی را، به منظور تبیین شرایط مذاکره (اهمیت موضوع) بیان می­کند:

3-1 الف-"ما یک موقعیت تاریخی داریم"

ب-"هر دو کشور از این موقعیت استفاده کنند"

ج-"باید در نحوه تعامل با طرف مقابل تغییراتی بدهیم"

٭در این بخش لزوم کوتاه آمدن هر دو طرف، با لطایف الحیل بیان می­شود!

3-2 سپس شرمن مواردی را به عنوان (توصیف موضوع) می­آورد:

الف-"ما اهداف ساده ای داریم"

ب-"می‌خواهیم اطمینان حاصل کنیم ایران سلاح اتمی نمی سازد"

ج- لذا با توجه به دو اصل قبل "تعریف گام‌های قابل سنجش، برای اطمینان بخشی به جامعه جهانی برای ایران، باید «آسان» باشد"

٭در این بخش شرمن، علی رغم توصیف پیچیده بودن مذاکرات سعی دارد، اصل و اساس کار [اطمینان بخشی ایران به جامعه جهانی] را ساده جلوه دهد.

3-3 (امید سازی) شرمن در بخش میانی گفتارش به امید و رویاهای خویش، از تحقق رابطه با ایران پرداخته و همچون ظریف، هسته ای را سد راه برقراری رابطه ی ایران و امریکا می­نامد:

الف-"اگر ما بتوانیم موضوع هسته‌ای را حل کنیم، رابطه آمریکا، ایران و جامعه جهانی به شکل مطلوبی تغییر خواهد کرد."

ب- وی حتی پا را فراتر از این نهاده و با شریک سازی از ایران! می­گوید "به نحوی که زمانی در آینده، ممکن است موضوعاتی باشند که ما بتوانیم با هم درباره آنها همکاری کنیم."

ج- جالب آنکه وقتی سخن از زمینه ی اختلافات دیگر ایران و امریکا و اتهامات واهی همیشکی غرب به ایران نظیر، حمایت دولتی از تروریسم!، حقوق بشر! و نحوه حل مسائل جهانی به میان می­آورد؛ بازهم با امید دادن و بی­ اهمیت خواندن موضوع می­گوید "اما ما با کشورهای دیگر هم اختلافاتی داریم و علی‌رغم این اختلافات مسیرمان را پیدا می‌کنیم!!!"

د- عجوزه ای که تا دیروز DNA ایرانی را با دروغ عجین می­دانست، امروز همچون ملکه خوبیها!!! به گذاشتن هندوانه زیر بغل ایرانی اقدام می­کند: "من می‌دانم ایران کشور خارق‌العاده، با طبقه متوسط بسیار وسیع، شهروندانی بسیار باهوش و تحصیل کرده، خدمات شایانی به جهان ارائه، پیشینه طولانی از تمدن و فرهنگی درخشان برخوردار هستند."

هـ- وی مجددا با ترویج حس امید به نتیجه مذاکرات می گوید: "من امیدوارم آن روز فرا برسد" – "من خیلی امیدوارم روزی فرا برسد که من بتوانم به ایران سفر کنم" – "حتی به عنوان یک مقام آمریکایی" – "بتوانم با مردم ایران آشنا شوم" – "ما منتظر روزهای بهتر هستیم."

٭در واقع شرمن در این بخش، ابتدا «امید به تحقق و نتیجه دار بودن مذاکرات هسته ای» و سپس «حتمی بودن رفع تحریم های ایران» به شرط دستیابی به مذاکرات جامع را، بیان می­کند.

3-4 (بستر سازی) آنچه حایز اهمیت است بخش انتهایی سخنان شرمن می­باشد؛

الف- فارغ از تناقض گفتار شرمن در این بخش، وی جمله ای پیوسته با سه کلید واژه بیان می­کند:

"«ما این انتقاد را از بسیاری از کشورها می‌شنویم»«که شما چطور به ایران اجازه غنی‌سازی می‌دهید»«در حالی که به ما نمی دهید»"!!

ب- شرمن با بیان این بخش، اوج گفتار خود، به عنوان لطف بزرگ امریکا به ایران! را نمایان می­کند: "پرزیدنت اوباما و رهبران گروه پنج به علاوه یک، با پذیرفتن مذاکره برای غنی‌سازی محدود توسط ایران، «تصمیمی متهورانه» گرفتند"

٭در این بخش شرمن سعی می­کند با نشان دادن اوج فشار بر کشورش!، لطف بزرگ امریکا به ایران و نتیجتاً تلقین اتمام وظایف 5+1 در مقابل ایران را گوشزد کند!

3-5 در بخش پایانی شرمن، ضمن (بیان اهداف) نتیجه دلخواه خود را که البته بر خلاف بند3-1 یکطرفه به نفع امریکا است، عیان می­کند:

الف-"ما امیدواریم ایران از این «موقعیت» و «تصمیم تاریخی» رهبران کشورهای عضو ۱+۵ «به نحو مثبتی» استفاده کند.

ب-"اکنون «نوبت ایران» است تا «تصمیم‌های سخت» خود را «اتخاذ کند»".

٭٭نتیجه گیری: همانطور که مشاهده فرمودید عجوزه امریکایی بر خلاف دولت تدبیر، با شیبی واقعاً ملایم! به بیان اهمیت؛ توصیف؛ امید سازی؛ بستر سازی و نهایتاً بیان هدف می­پردازد؛ که همانا «امریکا تمامی آنچه در توان داشت انجام داده و در صورت شکست، این رهبران ایران هستند که مقصرند و مردم ایران می­بایست کوتاه آمدن و رسیدن به مقصود، یعنی برداشته شدن تحریم ها را، از رهبران خویش مطالبه نمایید».


برچسب‌ها: شرمن, هسته ای, مذاکره, تدبیر, نیویورک
+ نوشته شده در  شنبه پنجم مهر 1393ساعت 3:55  توسط احمد.ش  | 

گزارش جدید آژانس و نکاتی چند

 

مدیر­کل آژانس بین­ المللی انرژی اتمی روز جمعه 14/06/93 اقدام به انتشار گزارش فصلی در خصوص ایران کرد. این گزارش حاوی نکات حداکثریِ منفی و حداقلیِ مثبت است. در ذیل بخشی از موارد منفی آن را مرور می­کنیم.

  • بخش ابتدایی گزارش آژانس را می بایست به عنوان ننگین ترین برگ عقب نشینی خط تسامح به خاطر سپرد:

"ایران هیچ ذخیره ای از UF6 غنی شده تا 20% ندارد."

تاریخ شهادت خواهد داد؛ کسانی که خود را شیردل، باسواد، برترین دیپلمات جهان، قهرمان و ... می نامیدند؛ مدعی بازگرداندن اعتبار با پاسپورت ایرانی بوده و دل در گرو رابطه با کدخدا دارند؛ چگونه یادگار شهدای هسته ای، خصوصا شهید شهریاری را در مقابل اندک "پول خودمان" [که البته قابل برداشت هم نیست] نابود کردند.  

  • اقدامات توافق شده در گام دوم ایران و آژانس دارای هفت بند است؛ ولی مدیرکل تنها 6 مورد آن را در پاراگراف 9، مختومه می­کند، لذا آمانو دو اشاره صریح به موارد ذیل دارد:

الف- بسته نشدن موضوع EBW یا همان چاشنی های مفتولی انفجاری. دستاویزی که سه سوال اولیه آژانس را، به 60 سوال تبدیل کرد، لیکن این همه، تازه ابتدای راهی است که خدا می داند ورای آن، چه دسایس شومی نهفته. متاسفانه توافق ننگین ژنو، دست غرب برای مهیا کردن بهانه های جدید، از دل پاسخ های صادقانه ایران؛ و البته ساده لوحانه­ ی خط تسامح، را همچون اتوبانی یکطرفه باز گذاشته.

ب- آنچه مسلم است آمانو در پاراگراف 64 به صراحت ایران را، دروغگویی خطاب می­کند، که علی رغم واهی و بی ارزش دانستن پاسخ به موضوع EBW در سال 2012؛ لاجرم در موقعیت کنونی مجبور به اعتراف و بیان بخشی از حقایق شده.

  • آمانو در پاراگراف 11 و 78 به اجرای زمانبندی در پاسخگویی به سوالات آژانس اصرار داشته و در پاراگراف 14، ایران را به خلف وعده متهم می­کند. حال آنکه چنین نگرشی در تضاد آشکار با سخن دیپلماتی است، که در ردای سخنگوی سازمان «فنی» انرژی اتمی ظاهر شد؛ کمالوندی می­گوید: "25 آگوست تاریخی است که آژانس تعیین کرده و ما تعهدی به دوره های سه ماهه بعد از دوره اول نداشتیم!" مشخص نیست دلیل عدم ثبت تاریخ سررسید برای موضوعی چنین مهم، از سوی سازمان انرژی اتمی چیست؟ نکته­ ای که دلیلی بر بد­ عهدی ایران در چهل و سومین سند سال 2014 آژانس؛ و بهانه­ ای برای خبرگزاری های غرب شد.
  • با توجه به عملکرد خط تسامح، هیچ انتهایی برای سوالات آژانس نمی­ توان تصور کرد. آمانو با ارایه هر بخش از پاسخ های ایران بجای کسر، بر ابهام و تعداد سوالات می­ افزاید. موضوعی که در پاراگراف های 12 و 13 به عنوان پیش دستی و طلب آژانس! از ایران آمده. ضمن اینکه در پاراگراف 16 مدیر­کل عملاً با درخواست ایران مبنی بر ایجاد نقشه راهی قبل از هرگونه اقدام، مخالفت؛ و در موضعی تهاجمی، درخواست ایران را اتلاف وقت می خواند!
  • به نظر می رسد آنچه در بند اول پاراگراف 14 و البته پاراگراف 41 آمده، قابل تامل است. در متن توافق ژنو، تنها به سه بخش از کارگاههای سانتریفیوژ اشاره شده: الف- اسمبل ب- تولید روتر ج- ذخیره سازی. در حالی که گزارش مدیر­کل، پا را فراتر از توافق ژنو گذارده و از موافقت بر سر ارایه اطلاعات و بازدید از مرکز «تحقیق و توسعه» سانتریفیوژ سخن به میان می­آورد.
  • هرچند تکرار مکررات است لیکن باید گفت؛ قهرمانانی که در توافق ژنو، به قطعنامه های غیر قانونی شورای امنیت مشروعیت بخشیدند، می بایست پاسخ دهند، جمع دو مقوله "به رسمیت شناختن حق غنی سازی ایران" و "تضاد  غنی سازی ایران با قطعنامه های شورای امنیت" ذیل پاراگراف های 18 الی آخر گزارش آژانس، چگونه امکانپذیر است؟
  • بدبختانه باید پذیرفت، علی رغم افشاگری خبرگزاری ها و تایید رقیق سازی 3000 کیلو ذخایر مواد LEU، توسط عراقچی؛ این میزان در گزارش جدید آژانس 4118 کیلو گرم، یعنی 1118 کیلو بیش از خبر اولیه می باشد. نابودی ذخایر مواد غنی شده ایران، آرزوی نتانیاهو کودک کش بود؛ که امروز به دست توانای قهرمانان دیپلماسی، تحقق یافته و میابد!
  • هرچند ایران تعهدی مبنی بر الزام دسترسی آژانس به سایتهای نظامی ندارد و حداقل مصاحبه "کلی" چنین موضوعی را تایید می­کند، لیکن مدیر­کل در پاراگراف 62 با گستاخی تمام و بر خلاف پادمان، مدعی لزوم ایجاد دسترسی توسط ایران می­شود. چنین رویکردی را می توان در پاراگراف 67 نیز مشاهده کرد. جالب ترین بخش، الزام ایران به اجرای پروتکل الحاقی است که در پاراگراف 70 به عنوان اوج وقاحت آژانس و غرب، به منصه ظهور رسیده است. 
  • متاسفانه ادعاهای بدون سند و مدرک مدیر­کل تمامی ندارد و هم اکنون به رویه ای معمول در گزارشات آژانس بدل شده. جالب آنکه خط تسامح با مشروعیت بخشی به چنین اتهامات واهی، راه را برای ادامه و تشدید زیاده خواهی غرب هموار می­کند. پاراگراف 63 موید چنین امری است.
  • آژانس برای زیاده خواهی خود، حد و مرزی قایل نیست؛ مدیر­کل در پاراگراف 74 از عدم صدور روادید برای یکی از کارشناسان شکوه می کند. درحالی که طبق مفاد پادمان، آژانس ملزم به جلب نظر ایران برای ورود کارشناسان خود به کشور می­باشد.


برچسب‌ها: گزارش, آژانس, پروتکل, مدیرکل, ایران
+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم شهریور 1393ساعت 3:15  توسط احمد.ش  | 

نکاتی در خصوص بیانات رهبری، در جمع سفرا

 

رهبر معظم انقلاب، طی دیدار مسئولان وزارت خارجه، سفرا و روسای نمایندگی های جمهوری اسلامی خارج از کشور؛ سخنانی بیان فرمودند که نویسنده را بر آن داشت، نکاتی در همین راستا بیاورد.

 

  • خداوند وجود پر برکت رهبر فرزانه انقلاب را از جمیع بلایا مصون دارد. انسان در مواجهه با مواضع حکیمانه رهبر انقلاب، به وجود پر فیض ایشان رشک می ورزد؛ چرا که در ورود به هر مقوله ای همانند مدیری کار کشته که عمر خویش را بطور خاص در آن زمینه مصروف داشته، عمل می کنند.

حق است ملت شریف و شجاع ایران اسلامی، قدردان چنین رهبری باشند؛ که البته هست و شایسته تر است خطاب چنین موعظه ای؛ مسئولین و زمامداران کشور باشند!

  • بوضوح آشکار است خط تسامح؛ تمامی سخنان و هشدارهای رهبر انقلاب را طبق سیاق گذشته رها کرده و روزنامه های زنجیره ای، دو موضوع مطرح شده توسط رهبر انقلاب را با سه تیتر بیان کرده؛ حول آن مانور خواهند داد:

الف- "عدم منع ادامه مذاکرات" ب- "مذاکرات تا امروز خوب پیش رفته" و ج- "برای ظریف و همکارانشان دعا می کنم".

هرچند وجه اصلی سخنان رهبری در مقوله مذاکره، "بی ثمر بودن گفتگو با امریکا و نداشتن سود، بلکه وجود ضرر" است؛ لیکن خط تسامح در کنار باقی مانده فتنه، طبق معمول از کنار این بخش به آرامی خواهند گذشت.

  • رهبر انقلاب با هشدار چندین باره در خصوص اشتباه بودن مذاکره مستقیم با امریکا، بخشی دگر از وظیفه روشنگری خویش را انجام دادند، لیکن راه را، بر آنان که بر صراط اشتباه خویش اصرار می ورزند؛ نبستند؛ تا مسیر خویش را که ناشی از لجاجت است ادامه داده و عاقبت کار خویش را در همین دنیا دریافت کنند.
  • رهبر انقلاب یکی از ضرر انجام مذاکره با امریکا را؛ دو دله معرفی کردن نظام اسلامی در مواجهه با امریکا برشمردند. قطعاً چنین ضرری، ثلمه ای عظیم و به شدت جبران ناپذیر خواهد بود. درک موضوع برای افرادی که ارزش را، در برقراری رابطه با غایةالامال خویش «امریکا»، می بینند؛ سخت و غامض است.
  • برای چندمین بار، رهبری از ضعف امریکا در شرایط کنونی، بخصوص در مقطع فعلی که سگ نجس صهیونیستی به غزه یورش برده؛ یاد کردند، لیکن متاسفانه شاهدیم؛ در شرایطی که امریکا دچار شدیدترین زوال است؛ تیم مجرب و برتر دیپلماسی!، ضمن مذاکرات دوجانبه با امریکا، خصوصاً ملاقات هفته پیش عراقچی با برنز؛ به تقویت شرایط بد امریکا مبادرت ورزیده و زمانی که هنگامه اخم کردن به حریف است را، به خنده و کپ و گفتگو مبدل کرده اند.

شاید بتوان این موضوع را، جزو "شکار فرصت ها و استفاده صحیح از آنها"  نام برد؛ که رهبری از "شروط و لوازم یک دیپلماسی موفق"، بیان کردند. شرطی که متاسفانه تیم مذاکره کننده نه تنها به درستی از آن استفاده نکرد؛ بلکه آن را به ضد ارزش بدل نمود.

  • روحانی در جمع سفرا گفت: "خط قرمز ما هیچ چیز جز منافع ملی ما نیست، همه جا خط قرمز، فقط منافع ملی ما است. آنجا که منافع ملی ما بخواهد خدشه دار شود، آنجا خط قرمز ما است."

اما رهبر انقلاب با هوشیاری و بدون اشاره مستقیم به روحانی، مؤلفه هایی را برای منافع ملی برشمردند: "استقلال برآمده از انقلاب اسلامی، دین، ملت مؤمن، جوانان انقلابی، سخن قاطع در مقابل زیاده خواهان، دانشمندان، نخبگان و فعالیت های علمی از جمله عناصر سرمایه ی ملی است که باید در عرصه ی دیپلماسی حفظ شوند تا منافع ملی تأمین شود."

اشاره زیرکانه رهبری به منافع ملی و باز تعریف آن؛ در واقع مذموم شمردن اهانت به منتقدانی است، که بخش قابل توجهی از ملت مومن، جوانان انقلابی، دانشمندان و نخبگان را در بر می گیرد؛ کسانی که از نظر رئیس دولت "باید به جهنم بروند."

  • هرچند نکات زیادی در خصوص بیانات رهبری وجود دارد لیکن سخن کوتاه و به ذکر نکته ای در مورد "تعامل با جهان" بسنده می گردد.

باید پرسید؛ آیا دکتر روحانی به موضوع "تعامل با جهان" همانگونه پرداخت که رهبری اشاره فرمودند؟

روحانی گفت: "ما دلمان می خواهد با همه جهان ... مسائل مان را حل کنیم، حتی با آنها که سالیان دراز تنش داشتیم ... حتی از این مرحله هم جلوتر خواهیم رفت ؛میتوانیم به روابط عادی در آینده برسیم"

فارغ از تبصره هایی که در این بخش از سخنان روحانی آمده؛ رهبر انقلاب برخلاف رئیس جمهور، بطور صریح رژیم غاصب صهیونیستی و «امریکا» را از قاعده برقراری رابطه مستثنی نموده، ایشان تاکید کردند:

"رابطه با آمریکا و مذاکره با این کشور به جز در موارد خاصی برای جمهوری اسلامی نه تنها هیچ نفعی ندارد بلکه ضرر هم دارد و کدام عاقلی است که دنبال کار بی منفعت برود!؟"

با توجه به اختلاف دیدگاه شیخ حسن روحانی با رهبر انقلاب؛ باید دید بالاخره دولت تدبیر چه وقت پنبه نشنیدن و عدم درک سیاست های کلی نظام را، از گوش خویش خارج کرده و سعی می کند عملاً رهنمود های رهبری را، سرلوحه خویش قرار دهد.

یک سال از دوره چهار ساله تدبیر گذشت؛ و دیر یا زود سه سال دیگر نیز سپری خواهد شد. امید است خط تسامح نسبت به اصرار بی مورد و لجبازی در مسیری که آزموده شده و انتهای آن سرآبی بیش نیست؛ قبل از سپری شدن فرصت؛ دست کشد.

 


برچسب‌ها: رهبری, سفرا, هسته ای, ربطه, امریکا
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم مرداد 1393ساعت 3:27  توسط احمد.ش  | 

ترسو چه کسی است؟ شیخ!

 

متاسفانه امروز شیخ فریدون، که کوس عقب نشینی دیپلماسی وی، طی سالیان 82-84 و البته هم اکنون، گوش فلک را کر کرده، از شجاعت خویش و تیم دیپلماتش سخن گفت! (2)

شجاعتی که برای کسب 4/2 و 2/8 میلیارد دلار "پول خودمان" به غرب التماس کنیم و پس از نابودی بخشی از اورانیوم 20% غنی شده مان، دست گدایی دراز، تا قسطی را که از قضا قابل برداشت نیست، به حسابمان واریز کنند.

شجاعتی که آب سنگین اراک را تعطیل کرده، تا دیپلمات نجس امریکایی بگوید؛ با پولی که به ایرانی ها دادیم، سبد کالا به مستمندان دادند!

شجاعتی که غنی سازی 20% را تعلیق و کاربری فردو را تغییر دهیم، تا وقتی دشمن نطنز را منهدم کرد، مرکز دیگر غنی سازی نداشته باشیم؛ دانشمندان هسته ای را اخراج؛ 3000 کیلو ذخایر LEU را نابود، ذخایر 5% حاصل از رقیق سازی نیمی از ذخایر 20% را تنگ LEU زده و یکجا، همه را از بین بریم.

شجاعتی که به قطعنامه های غیر قانونی سازمان ملل، مشروعیت دهیم؛ کارخانه های تولید و مونتاژ سانتریفیوژ و روتر آنها را در اختیار مامورین جاسوس آژانس بین المللی قرار دهیم تا ضمن مکان یابی، دانشمندان نظامی را نیز همانند مصطفا احمدی روشن، فریدون عباسی، داریوش رضایی نژاد، مجید شهریاری و مسعود علی محمدی ترور کنند.

شجاعتی که 100 کیلو ذخیر اکسید شده 20% را به سوخت تبدیل کنیم، تا مبادا امکان برگشت آن به UF6 میسر باشد؛ تقدیم پیشاپیش ذی قیمتی ترین اطلاعات سری هسته ای، از نقشه مراکز هسته ای گرفته تا اطلاعات منابع.

شجاعتی که به افکار پوچ PMD دشمن، لباس واقعیت بپوشانیم و R&D را به اسم "کنونی" در نقطه ای تعطیل کنیم.

شجاعت یعنی قبول تمام عیار خواسته های دشمن، یعنی رفع نگرانی های او و رها کردن نگرانی های ملت؛ و اگر در مقابل این خواسته ها بایستی، می شوی ترسو! تازه ترسویی که برای نلرزیدن، می بایست  دنبال جای گرم بگردد.

شیخ حسن؛

اگر جوانان امروز کربلای چهار را ندیده اند، ما دیدیم.

علی رغم مخالفت امام با آن عملیات، دیدیدم اصرار بخش سیاسی را، که تکیه گاه فتنه و شما، جزو آن بودید.

با آنکه می دانستیم عملیات لو رفته، فارغ از نتیجه به خط زدیم. می دانستیم درصد بازگشت، اندک است.

اما شما؛

با آنکه می دانستید عملیات لو رفته، دستور انجامش را دادید!

برای شما که در قرارگاه عکس یادگاری میگرفتید، تا امروز به خلق الله نشان دهید و ادعا کنید، در جبهه بودید! فرقی نداشت لشکر ثارالله، آنطرف اروند جا بماند. فرقی نداشت لشکر حضرت رسول با سپاه هفتم عراق درگیر شود، اصلاً چه فرق داشت، چند سپاه دشمن، آنطرف اروند منتظر چهار، پنج لشکر از بسیجیان باشند. در محاسبات پوشالی شما، توپخانه قرارگاه مساوی بود با تار و مار سپاه سوم عراق!

شما فقط می خواستید بصره را به عنوان وجه الضمان تصرف کرده و پرونده جنگ را هر چه زودتر ببندید. خون هر تعداد نظامی، در این راه برایتان ... بگذریم.

بر خلاف نظر شما؛ بسیج و سپاه و ارتش، در عملیات کربلای 4 اشتباه محاسباتی نکرد. این مجمع عقلا و دار و دسته اش بودند که مثل هم اینک، محاسباتشان تو زرد از آب در آمد.

قرار نیست دردهایی را که انشالله برای خدا تحمل کردیم، به رخ کسی بکشیم، اما لااقل شما هم تاریخ را تحریف نکنید و دروغ نبافید.

شاید در این دنیا؛ خون شهیدان کربلای چهار را مستمسک خویش قراردهید، ولی آن دنیا چه می کنید؟

شیخ؛

با کسی غیر از ولایت، عقد اخوت نبسته ایم.

برایمان هم مهم نیست، امثال شما از کردار ما خوششان بیاید یا نه.

ترسو خطابمان کنند یا شیر دل.

به تکلیف عمل می کنیم و فریاد می زنیم.

هیهات من الذله.

و

در برابر وادادگی هسته ای، گوش به فرمان رهبریم و به تکلیف عمل می کنیم.

 

* نکته:

(1) قطعاً هدف ایراد چنین اظهارات خارج از عرفی؛ انحراف اذهان عمومی نسبت به موضوعی حساس است؛ لذا باید منتظر بود تا گذشت زمان پرده از سِر خشونت بی هنگام شیخ دیپلمات کنار زند.

(2) از آنجا که متاسفانه دفتر ریاست جمهوری، در اقدامی تعجب برانگیز، متن اولیه سخنان منتشر شده رئیس جمهور را دستکاری و تحریف کرد، لذا به اجبار متن Pdf که در ساعات ابتدایی انتشار، از همان سایت کپی برداری شده؛ جایگزین لینک قبلی گردید.

 


برچسب‌ها: شیخ حسن, ترسو, هسته ای, وادادگی, عقب نشینی
+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم مرداد 1393ساعت 23:26  توسط احمد.ش  | 

چرا رهبری باید دخالت کند؟

 

شانزدهم تیر ماه 93، رهبر فرزانه انقلاب سخنان مهمی در جمع مسئولین نظام ایراد و ضمن ابراز اعتماد به تیم مذاکره کننده هسته ای فرمودند: "ما به تیم مذاکره کننده مان اعتماد داریم. مطمئنّیم یقیناً آنها به دست اندازى به حقوق کشور و حقوق ملّت و کرامت ملّت راضى نخواهندشد و اجازه نخواهند داد که چنین کارى انجام بگیرد."

صبح روز بعد عراقچی خطاب به رهبری و ملت ایران گفت: "به رهبری و ملت ایران اطمینان می‌دهیم از هیچ یک از حقوق هسته‌ای کوتاه نخواهیم آمد."

اخبار فوق، هر ایرانی را غرق در شور و شعف می کند؛ لیکن یادآوری خاطره تلخ برنامه مشترک اقدام، دل شوره را جایگزین شادی می نماید. می پرسم مگر تعلق مذاکره کنندگان توافق ننگین ژنو، به کهکشان دیگری بود؟ مگر نبود همین تیم، که خطوط قرمز نظام را برای دستیابیِ "توافق به هر قیمتی" زیر و رو کرد؟

سخنان عضو تیم سابق هسته ای شیخ حسن روحانی را که می بینی؛ همان ذره امید باقی مانده هم تبدیل به یاس می شود! مصلحی وزیر اسبق اطلاعات در خصوص وی گفت؛ هرچند حسین موسویان از اتهام جاسوسی تبرئه شد؛ لیکن از نظر ما همچنان جاسوس است. نمی خواهم قوه قضائیه را زیر سوال ببرم، قوه قضائیه بر اساس قوانین خود که شاید ضعف و اشکالی در آن باشد عمل کرده؛ لذا تبرئه وی دلیلی نیست که جاسوس نباشد. بر اساس اسناد ما ایشان جاسوس است.

موسویان دو روز قبل از بیانات رهبری، در مصاحبه با روزنامه شرق علی رغم چند مورد مثبت؛ نکاتی می گوید که عرق سرد بر پیشانی نقش می بندد: "تاكتيك مذاكرات در دوره ایی كه من حضور داشتم، با تاكتيك مذاكرات اين دوره كاملا مشابه است؛ با يك تفاوت که در دوره 84-1382 من حضور داشتم!"

امروز بر کسی پوشیده نیست؛ تاکتیک مذاکرات آن دوران، منجر به عقب نشینی محض، التماس به غرب برای نگه داشتن سه چهار سانتریفیوژ، دخیل کردن البرادعیِ اجنبی در جناح بندی های داخلی، تعلیق و عقب افتادن تمامی کارها، درز اطلاعاتی که منجر به شناسایی شهدای هسته ای برای سرویس های اطلاعاتی دشمن شد، و خلاصه وادادگی تمام عیار بود، آن دوران.

با این حال موسویان اذعان می کند: "توافق مقدماتى همان چهارچوبی است كه پس از حدود 15 ماه مذاكره با سه كشور اروپايى در بهار 1384 ، ما به آنها پيشنهاد كرديم" و در ادامه می آورد ايران كه به دنبال بمب هسته اى نيست، بنابر اين پروتكل الحاقى را هم اجرا كند!

وی با نادیده انگاشتن امتیازات واگذار شده در برابر وعده های نسیه توافق ژنو می گوید: "اما براى اجراى پروتكل الحاقى هم، ايران بايد امتياز هم وزن و متقابل بگيرد. از نظر من چنين امتياز اتى بايد درمورد رفع تحريمها و گشودن درهاى جهان براى همكارى صلح آميز هسته اى با ايران باشد!"

نمی دانم خط تسامح عزتِ نفس را چگونه ترجمه می کند. اما مگر عقب نشینی های فاحش توافق ژنو کم بود؛ که حالا پروتکل الحاقی را هم، مفت و مجانی روی آن گذاشته و قصد تحمیلش به مردم دارند؟ تنها تعلیق غنی سازی بیست درصد برابر بود با رفع همه ی تحریم های بانکی و تحریم نفت، چه رسد به نابودی ذخایر غنای 20 درصد. حالا موسویانی که پس از صدور حکم دادگاه انقلاب؛ ایران را به مقصد امریکا ترک گفت و با سلام و صلوات مورد استقبال دشمن دیرینه این مملکت قرار گرفت؛ همانند ظریف و عراقچی برگ های برنده ی واگذار شده در توافق ژنو را، هیچ می انگارد و ادعا می کند؛ در قبال پروتکل الحاقی، تحریم ها را بردارند!

نمی دانم کدام خط فکری برای تاکتیک مهره ای سوخته؛ ارزش قایل است؟ مهره ای که پس از ترک کشورش و سکونت در امریکا؛ در قبال دریافت حقوقی ثابت؛ مشاورات ارزشمندی به امریکایی ها داده و می دهد؛ آنچنان که روزنامه وال‌استریت ژورنال نوشت: "با حضور موسویان در آمریکا، پنجره‌ای بزرگ از اطلاعات برای آمریکایی‌ها گشوده شده است."؛ گاهی در می مانم در تصمیم اعتدالیون! که آیا آزموده را، آزمودن رواست؟

 از خودم می پرسم چرا رهبر انقلاب در دیدار مسئولان نظام؛ این همه بر تطمیع و تهدید دشمن پافشاری کرده و نسبت به سعی دشمن بر تغییر محاسبه ی مسئولین ایرانی هشدار دادند؟ چرا ایشان به دولت هشدار می دهند، فریب شیطان را نخورید و به خدا توکل کنید؟ چرا موکد می گویند: "[شیطان] وعده میدهد، آرزوها را در دل بیدار میکند، زنده میکند، یک آینده ى رنگى و دروغین و خیالى مثل سراب در مقابل چشم مؤمنینِ به خود میگذار؛ امّا فریب است. از یک طرف تهدید، از یک طرف تطمیع؛ مثل رفتارى که امروز آمریکا دارد."

مگر خط تسامح چه کرده؛ که رهبری اینچنین هشدار می دهند. نزدیک به نیمی از سخنان ایشان؛ با توسل به آیات و ادعیه؛ هشدار بود. بگذریم که برخی طبق روال، تنها تاییدی، که به تناسب هشدار ها بیش از چند سطر نیست را؛ می بینند. [که البته باید دید]؛ و مابقی را وا میگذارند.

رهبری فرمودند: "ما امروز در محاسباتمان نباید دچار اشتباه بشویم؛ نگذارید دشمن در دستگاه محاسباتى شما اثر بگذارد؛ نگذارید اغوا کند؛ نگذارید تطمیع او یا تهدید او اثر بگذارد."

واقعاً فهمش برایم مشکل است؛ چرا خط تسامح آنگونه که باید، توان ترسیم خطوط قرمز برای دشمن را ندارند؛ تا آنجا که رهبر انقلاب، علی رغم میل باطنی بر "عدم دخالتِ در جزئیات مذاکرات"؛ به اجبار خلع کوتاهی آنان را، از حسینیه امام خمینی (ره) پر کرده و 190000 سو نیاز ایران را، با قاطعیت روی میز مذاکره می گذارند؟

 


برچسب‌ها: توافق, محاسبه, شیطان, تهدید, تطمیع
+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم تیر 1393ساعت 10:1  توسط احمد.ش  | 

دور زدن نظارت مجلس، با جعل عنوان برای توافق جامع هسته ای

 

اصل هفتاد و هفتم قانون اساسی، دولت را مکلف می کند کلیه عهدنامه‏ ها، مقاوله‏ نامه‏ ها، قرارداد ها و موافقت‏ نامه‏ هاي‏ بین‏ المللي را به‏ تصویب‏ مجلس‏ شورای‏ اسلامی‏ برساند. لیکن از آنجا که شاکله فکری تیم مذاکره کننده  هسته ای دولت اعتدال را؛ اعضای تیم نیویورکی ها تشکیل می دهند و این تیم بر اساس سیاق گذشته؛ تا حصول نتیجه، سعی بر مخفی نگاه داشتن تمام مراحل توافق دارد.

لذا پیشینه مذاکرات نشان داده است؛ پس از نهایی شدن گفتگو، نظام عملاً در گوشه رینگ قرار گرفته و ملزم به پذیرش نتیجه می شود.

طی مذاکرات هسته ای دولت اعتدال، تیم مذکور سعی کرده با ترفند جدیدی، ضمن تغییر نام توافق، از نظارت مجلس در امان ماند. توافق ژنو که با نام "برنامه اقدام مشترک" معرفی شد؛ نمونه بارز چنین رویکردی است. از آنجا که در تعریف ارایه شده توسط تیم مذاکره کننده، عنوان یاد شده؛ در قالب هیچیک از بندهای اصل هفتاد و هفت قانون اساسی نمی کنجد، لذا دست مجلس از نظارت بر چنین توافقی کوتاه و حتی در مقابل اصرار اعضای کمیسیون امنیت ملی مجلس، ظریف تهدید کرد: "حتی اگر استیضاح شوم، حاضر به افشای مفاد مذاکرات نیستم!" از اینرو مجلس در توافق اولیه ژنو نتوانست به وظیفه ذاتی خویش عمل کند.

ظاهراً ماجرا در توافق اولیه خلاصه نشده و خط تسامح؛ قصد دارد همین سیاق را طی توافق جامع، اجرایی و مجلس را مجدّداً در حاشیه گود قرار دهد.

ظریف در پایان مذاکرات وین 5 اظهار داشت: تنها بر سر عنوانِ توافق به نتیجه رسیده ایم، اما اشاره ای به این عنوان نکرد؛ ولی خبرگزاری فارس، روز شنبه چهاردهم تیر ماه 93، طی مذاکرات وین 6 و در پایان رایزنی سه جانبه عراقچی، اشمیت و برنز، پرده از نام توافق جامع برداشت: "برنامه اقدام مشترک جامع" !!!!

این امر به مفهوم ادامه روند فعلی؛ و ناتوانی مجلس در تصویب متن مذاکرات جامع هسته ای است. البته آتش تهیه چنین عملی را می توان در تاکید تیم مذاکره کننده بر تصویب پروتکل الحاقی توسط مجلس و تفکیک آن با متن مذاکرات جامع جستجو نمود.

لذا جای سوال دارد، چرا توافقی مدت دار با تعهدات بین المللی بی شمار، نباید از فیلتر مجلس شورای اسلامی عبور کند؟ توافقی که می تواند کشور را با کندی شدید پیشرفت، در یکی از شاهراه های علوم و صنایع روز دنیا مواجه کرده؛ چه بسا موجب عقب ماندگی علمی و تکنولوژیکی کشور گردد،

آیا به صرف تغییر نام؛ می توان طی سالیان متمادی کشور را با شرایطی خاص مواجه؛ و نظام را به عنوان یک استثنا در جهان معرفی کرد؟

امروز زنگ هشدار برای مجلس شورای اسلامی به صدا در آمده؛ و قطعاً در صورت تعلل، عواقب مسامحه ای اینچنین، سالها گریبان نظام را خواهد گرفت، چرا که طی برنامه شش ماهه اقدام مشترک؛ امریکا کراراً به تعهدات خویش عمل نکرد. لذا بر مبنای چه اصولی میتوان در پروسه ای شاید 20 ساله، به حریفی بد عهد و غیر قابل اطمینان، اعتماد کرد.

امروز روزی که سکوت مجلس؛ لطمات جبران ناپذیری بر چهره ایران اسلامی و غرور ملی ایرانیان وارد می کند.

 


برچسب‌ها: برنامه, اقدام, مشترک, جامع, مجلس
+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم تیر 1393ساعت 10:17  توسط احمد.ش  | 

تحلیلی بر مقاله اخیر جان کری در روزنامه واشنگتن پست

 

جان کری در آستانه مذاکرات وین 6 طی مقاله ای در روزنامه واشنگتن پست، با طرح مسایلی، که ریشه در خوی خودبرتربینی و غیر منطقی بودن امریکا دارد؛ اقدامات هسته ای دولت تدبیر را، ناکافی دانسته و بدون اشاره به "غنی سازی" مدعی شده، یک برنامه صرفاً صلح آمیز را برای ایران می پذیرد. وی با نقض آشکار "برنامه مشترک اقدام"؛ لغو تحریم ها را نه یکباره، بلکه تدریجی عنوان می کند.

نوشتار ذیل تحلیلی است بر مقاله جان کری و بازخورد های دریافتی از دولت تدبیر، که به زعم نویسنده؛ تیم دیپلماسی امریکا را به سوی اتخاذ مواضع اعلامی در مقاله کری سوق داده است.

● مقاله کری را می توان جوابیه ای به مقاله چند هفته قبل قهرمان دیپلماسی! در همین روزنامه دانست. مصدق زمان! علی رغم تهدید ظاهری غرب؛ با زبان بی زبانی از امریکا خواسته بود، نگذارید فرصتی تاریخی! نابود شده و آنچه در سالهای 82-84 اتفاق افتاد؛ تکرار گردد. ظریف با یادآوری اشتباه محاسباتی تروئیکای اروپا و توهّماتی که منجر به روی کار آمدن احمدی نژاد شد؛ نوشت: "[عملکرد و اشتباه اروپا] هم در نتیجه صندوق های انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۸۴ و هم در توسعه فعالیت های هسته ای صلح آمیز ایران نمایان شد".

سیگنالهای اشتباه ارسالی مقاله ظریف، مجدّداً وزیر امور خارجه امریکا را در توهم فرو برد و به سبک ظریف قلم فرسایی کرد: "یا آنچه جامعه جهانی می گوید قبول می کنید و یا فرصت تاریخی را از دست می دهید."

● متاسفانه وقتی تمام پالس های ارسالی از تدبیر، حکایت از "نیاز به رفع تحریم" دارد؛ و حتی شیخ میگوید: "هرگز به وضع قبل [از توافق ژنو] باز نخواهیم گشت". چرا کری با صراحت لهجه ایران را بین تن دادن به خواست امریکا و یا "انزوای اقتصادی" تهدید نکرده و نگوید "برای رهایی از تحریم! [به نحوی که ما میگوییم] ثابت کنید برنامه صلح آمیز هسته ای دارید."

مقام معظم رهبری در بازدید از نمایشگاه دستاوردهای هوا فضای سپاه فرمودند: "نباید نیازمندی های کشور و برخی مسایل همچون تحریم ها، به مذاکرات گره زده شود. مسئولان باید موضوع تحریم را به طریق دیگری حل کنند." اما ...

● علی رغم بد عهدی امریکا، در عمل به پرداخت اقساط مندرج ذیل "برنامه مشترک اقدام"؛ متاسفانه وقتی شیخ فریدون به جهت سرکوب منتقدان داخلی؛ در مصاحبه 24 خرداد می گوید: "5+1 در ژنو، قول هایی را که به ما داده به آنها عمل کرده است، یعنی این شایعات که بنا بود به ما پول بدهند و ندادند دروغ است. همه پول هایی که قرار بوده به حساب واریز شود، واریز شده و دریافت کردیم."

لذا امروز، کری باید گردن راست کند و با وقاحت تمام مدعی شود: "ثابت کردیم که در لغو تحریم های مالی انعطاف پذیر هستیم."

● امروز علی رغم تعلیق، توقف و نابودی بخش مهمی از داشته های هسته ای، کری باید در جایگاه مدعی خواهان "همراهی قول و عمل ایران" شده و متوقّع گردد: "5+1 و اتحادیه اروپا نه تنها به تمامی حرف های ایران گوش، بلکه حداکثر انعطاف را نشان داده است"!

● وقتی شیخ می گوید: "اگر ما میخواهیم مسئله بیکاری حل شود، اشتغال و اقتصاد ما رونق پیدا کند، راهش سرمایه گذاری و تکنولوژی است. باید تکنولوژی نو و سرمایه از بیرون بیاید"!!! کری نیز می گوید: "اگر می خواهید سرمایه گذاری به ایران باز گردد، شغل ایجاد شود، خدمات و کالاهای بیشتر وارد ایران شود، به نظام مالی بین المللی دسترسی بیشتر پیدا کنید و باعث رشد اقتصادی و بهبود استانداردهای زندگی مردم ایران شوید؛ باید خواسته ما را اجابت کنید"

● به داده و ستانده توافق ژنو کار ندارم! اما وقتی دکترِ حقوقدان، روحانی با امیدواری تمام می گوید: "اگر گفتیم تلاش می کنیم مذاکرات را به ثمر برسانیم، به هر حال یک توافق شش ماهه را به ثمر رساندیم و شش ماهه دوم آن را هم تلاش می کنیم به نتیجه برسد." از این رو طبیعی است کری قد راست کند و بگوید: "شاید فشارهایی برای تمدید دوره وارد شود، اما تمدید در کار نخواهد بود"

● دست آخر وزیر خارجه شیطان؛ مزد همه اعتماد ها و خوشبینی خط تسامح را؛ با تهدید، نوید دردسر و قول تشدید تحریم پاسخ میدهد، پای گزینه ها را وسط میکشد، حتی تنش های منطقه ای [نظیر داعش] را به توافق جامع هسته ای، سنجاق میکند؛ تا تدبیر میدان خالی کرده و همچون توافق ژنو؛ قافیه را واگذارد.

● نمی دانم چرا؟ اما باز هم یاد سخنان شیخ در روز حکم تنفیذ افتادم: "خداوندا، به تو پناه می برم از استبداد رأی، عجله در تصمیم، تقدّم نفع شخصی و گروهی بر مصالح عمومی و بستن دهان رقیبان و منتقدان."

و به یاد می آورم انواع برچسب ها طی ده ماه اخیر را: "کم سواد، حسود، عصر حجری، ویژه خوار تحریم، شعر و شعار، افراطی و ..."

 


برچسب‌ها: کری, مقاله, توافق, ظریف, روحانی
+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم تیر 1393ساعت 7:55  توسط احمد.ش  | 

تهدید غرب، یا التماس از غرب!

 

چند روز قبل، محمد جواد ظریف وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی، نسبت به درج مقاله ای در روزنامه واشنگتن پست اقدام نمود. در این مقاله ظاهراً قهرمان دیپلماسی!، اقدام به تهدید غرب کرده و با یادآوری عدم توافق در سالهای 82-84 به ایشان هشدار داده که فرصت پیش رو را مغتنم شمرده و به توافقی پایدار با ایران برسید.

اما این، همه ی ماجرا نیست. برای کسانی که با سابقه ظریف و اشتراک گذاری اختلافات جناحی و امور داخلی نظام، توسط وی با بیگانگان آشنا هستند؛ نه تنها باور چنین مقوله ای سخت می نماید بلکه قراین متعددی حاکی از التماس و تکرار رویکرد 10 سال قبل وی؛ در کنار هشداری است به غرب، برای تکرار آنچه ظریف نابودی چشم انداز توافق می نامد.

مرور سخنان ظریف با البرادعی، در حاشیه اجلاس سعدآباد، صحت گفتار نویسنده را تایید می کند؛ وی به البرادعی گفت: "بسیاری از کاندیداهای انتخابات ریاست جمهوری ایران از شکست مذاکرات ما سود می برند، آنها موفقیتی در این گفتگو ها نمی بینند و از طرفی آنها آدمهای پر نفوذی هستند؛ اعتبار اروپایی ها و مذاکره کنندگان ایرانی هر دو در ایران از دست رفته است؛ این تنها مشکل اعتماد به آنها نبود، این مشکل اعتماد به جبهه ما هم بود، اعتماد به نوع اعتبار ما در خانه!"

فارغ از اندک نکات مثبتِ گفته های ظریف در مقاله واشنگتن پست؛ متاسفانه بار دیگر شاهد تکرار سخنان 10 سال پیشش هستیم. وی می گوید: "در گذشته، گرفتاری در دام برخی توهمات سبب از بین رفتن فرصت های به وجود آمده شده است ... نباید اجازه داد که بار دیگر چشم انداز واقعی امکان حصول به یک توافق تاریخی نابود شود. ... بسیار کوته بینانه خواهد بود اگر مجددا برخی توهّمات، بتوانند حرکت ما به سمت یک دستاورد تاریخی را از مسیر خود خارج کند. ... در هیچ زمانی بهتر از زمان حاضر، نمی توان یکبار و برای همیشه بحران غیر ضروری هسته ای را خاتمه بخشید، زیرا شرایطی فراهم است تا همه طرف ها بتوانند دستاوردهایی داشته باشند، پیش از اینکه پنجره همکاری و واقع گرایی بسته شود. ... امروز و در مذاکرات ایران با 5+1  فرصتی منحصر بفرد در اختیار است ... برای فایق آمدن بر موانع موجود بر سر راه این دستاورد تاریخی، باید به افق های پیش رو نگریست، نباید از درس های گذشته غافل شد، درک این نکته که چگونه برخی توهمات، فرصت های فراوان را از بین برده اند، دارای اهمیت زیادی است و اقدام برای جلوگیری از تکرار این توهمات، ضروری است. ... پیش از هر چیز، از آنها می خواهم که اجازه ندهند که برخی توهمات، حرکت چشمگیری را که برای پایان دادن به بحرانی غیر ضروری و گشودن افق های جدید آغاز شده است، از مسیر خود خارج کند."

ظریف با گلایه از اینکه غرب با اشتباه گرفتن تعامل سازنده ایران به عنوان نشانه ضعف و با انتخاب گزینه اعمال فشار و تحریم به منظور امتیاز گیری، عملاً سبب تغییر موضع ایران شد، با صراحت لهجه به غرب هشدار می دهد تا از تکرار اشتباه سال های قبل جلو گیری کند: "این تغییر موضع هم در نتیجه صندوق های انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۸۴ و هم در توسعه فعالیت های هسته ای صلح آمیز ایران نمایان شد."

جا دارد از جناب ظریف الممالک سوال کرد؛ چه لزومی دارد اختلافات داخلی نظام را مقابل دشمن بیان کرد؟ آیا بهتر نیست برای ماندن در کانون قدرت؛ در اعمال خویش بازنگری و به قدرت داخلی نظام و مردم خود تکیه کنید؟

 


برچسب‌ها: تهدید, التماس, امریکا, ظریف, عقب نشینی
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم خرداد 1393ساعت 14:1  توسط احمد.ش  | 

بن بست مذاکرات هسته ای؛ یا چاه خود ساخته

 

سایت خبری تحلیل پرس - احمد شیرازی

مذاکرات هسته ای وین 4، در سرعت گیری که ظریف و عراقچی، آن را زیاده خواهی امریکایی ها می خوانند، افتاد و عملاً به بن بست کشیده شد.

هر چند نویسنده اساساً با واژه "بن بست" مذاکرات هسته ای در دولت شیخ، مخالف است؛ و اعتقاد دارد دو طرف، خصوصاً تیم تدبیر با عدول از مواضع، نسبت به حل و فصل موضوعات مورد مناقشه  اقدام خواهند کرد - بدلیل اولویت دادن به برقراری رابطه با کدخدا، بر دیگر موضوعات -؛ لیکن بررسی دلایل آنچه خبرگزاری ها از آن، به عنوان "بن بست" یاد می کنند، خالی از لطف نیست.

نتیجه مذاکرات مخفیانه و حتی بدور از چشم هم پیمان های امریکا، فی مابین تیم ایرانی و کدخدا! در مسقط، و عدول خط سازش از مصالح نظام و آنچه رهبری به عنوان خطوط قرمز مذاکره با امریکا از آنها یاد می کنند؛ "برنامه مشترک اقدام" یا  همان "توافق ژنو" بود.

به منظور تبیین دلیل اصلی عبور از خطوط قرمز، می بایست نگاهی به خرداد 92 داشت. روانشناسی انتخابات یازدهم ریاست جمهوری مشخص می کند؛ آنچه سهم بسزایی در واریز آرای سرگردان، به صندوق روحانی داشت، شعار "حل مشکل معیشت و چرخیدن چرخ زندگی مردم در کنار چرخش سانتریفیوژ ها" بود. لذا شعار تبلیغاتیِ شیخ و نیاز داخلی تدبیر، به یک توافق، در راستای حفظ آرای مذکور، به زعم دولت، توجیهی مناسب برای اتخاذ رویکرد عقب نشینی، در توافق ژنو بود.

عدول از خطوط قرمز، طی توافق ژنو به حدی شد که حتی قهرمان دیپلماسی! نیز با اما و اگر هایی گفت: "من ادعا نمی‌کنم برنامه اقدام مشترک ژنو بی‌عیب و نقص است. بسیاری از نقدهایی که دیگران دارند، خود ما هم داریم."!

اکنون که کشور از فضای روانی انتخابات خارج و نتیجه مورد نظر دولت حاصل شده - انجام توافق اولیه ژنو -، برگشت به عقب و انجام توافق به هر قیمتی! طی مذاکره برای نگارش متن توافق جامع؛ اساساً توجیه پذیر نیست و توقع منطقی از حقوقدان های متبحّر تیم مذاکره کننده، آن است، در دیدار دو جانبه ی پیش رو با هیئت امریکایی به رهبری ویلیام برنز، نکته یادشده را مورد توجه قرار داده و بر خلاف رویه سابق، به اصول و خطوط قرمز نظام پایبند باشند. اگر چه کمترین نتیجه دیدار دو جانبه با امریکا، وزن دادن به حریف، آنهم توسط بزرگترین تحقیر کننده آن طی 35 سال اخیر؛ همچنین القای باز شدن تمامی گره ها توسط سر پنجه کدخدا و حتی عدم امکان زندگی در دهکده جهانی بدون قبول حرف زور امریکا است.

لذا به نظر می رسد "بن بست" یاد شده، حاصل برتری دادن مصالح جناحی بر منافع نظام، طی توافق ننگین ژنو است؛ اگر خط سازش با سعه صدر بیشتر و نه بر اساس "عجله"؛ مذاکرات را دنبال می کرد؛ امروز در چاه خود ساخته ای به نام بن بست گرفتار نمی شد.

به واقع آنچه امریکا با تبلیغاتی سنگین، عامل شکست وین 4 می خواند، همان چهار خط قرمز ایران است که مذاکره کنندگان تدبیر برای حصول توافق اولیه در ژنو، از آنها چشم پوشی کرده و به یک "توافق بد" راضی شدند. از سوی دیگر گرفتن دست بالا توسط امریکا امری طبیعی است؛ چرا که زیاده خواهی، جزئی از خصیصه امریکا است؛ و البته چنین روشی منطق هر تجارتی، در دنیای آزاد غرب است.

بنا بر این جای گله از دوستان مذاکره کننده باقی است؛ چرا طی توافق ژنو، تمامی برگ های برنده نظام را به سهل واگذاردند تا امروز دست های خالی ایشان، عملاً وسیله ی سلب قدرت چانه زنی بر سر میز مذاکره شود؟ امری که متاسفانه محدوده مانور حریف را، با شروع نگارش متن توافق جامع، به ماندن 300 یا 500 سانتریفیوژ، بجای چانه زنی بر سر راکتور اراک و یا غنی سازی 20 درصد، گسترش داد.

جالب است که با اصرار امریکا، "نیاز عملیِ ایران" در متن توافق ژنو درج و ملاک عمل واقع شد؛ ولی یانکی ها حاضر به قبول 52000 سانتریفیوژ ایران، تنها برای تولید سالانه سوخت راکتور بوشهر نیستند! - بگذریم که تعهد روسیه به تامین 10 ساله سوخت مستمسکی است در درست حریف. - 

به زعم نویسنده نتایج ذیل، آزموده ای است که می تواند چراغ هدایت مذاکره کنندگان در مسیر پیش رو قرار گیرد.

1-     همانطور که بارها و به انحاء مختلف، رهبر فرزانه انقلاب طی سال گذشته و امسال بیان کرده اند؛ امریکا پیمان شکن و بد عهد است.

2-     با دشمنی که صادق نیست؛ نباید ساده انگارانه به صدق رفتار کرد.

اگر ما غنی سازی 20 درصد، تولید سانتریفیوژ، گسترش صنعت هسته ای، ساخت و ساز نیروگاه اراک و دهها مورد دیگر را متوقف کردیم، ذخایر سوخت که نه؛ برگ برنده خویش را از بین بردیم و بنام شفافیت، اطلاعات حساس نظام را در اختیار غرب قرار دادیم؛ دشمن از عقب نشینی ما راضی نخواهد شد و به پیشروی خویش تا جمع کردن تک تک پیچ و مهره های هسته ای ما؛ ادامه می دهد. "برای آنها مسئله هسته ای بهانه است" این است آنچه ولی امر در خشت خام می دید و فرزندان انقلاب؛ توان دیدنش در آینه را ندارند.

بیاد داشته باشیم که کری قبل از توافق ژنو گفت: "اقدامات اعتماد ساز، مقدمه برچیدن برنامه هسته ای ایران است."


برچسب‌ها: مذاکره, بن بست, خط قرمز, امریکا, هسته ای
+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم خرداد 1393ساعت 0:14  توسط احمد.ش  | 

خط و نشان جدید ژنرال امریکایی برای خط سازش

 

رئیس ستاد مشترک ارتش امریکا طی بازدید از امارات متحده عربی ضمن تکرار سخن ابلهانه روی میز بودن گزینه نظامی؛ آشکارا نسبت به تهدید تیم مذاکره کننده ایرانی در صورت عدم اصلاح آنچه وی "نفوذ شریرانه ایران" می خواند؛ اقدام کرد.

ژنرال دمپسی گفت: "پايان دادن به بلندپروازي هاي هسته اي ايران مشكل آفريني اين كشور براي منطقه را مرتفع نمي كند. آنها نفوذ شريرانه اي را به روش هاي ديگر از جمله با دست نشاندگان و عوامل خود همچون حزب الله لبنان و نيروي قدس سپاه پاسداران اعمال مي كنند. آنها بزرگترين قاچاقچي سلاح در منطقه هستند. آنان در حوزه سايبري به طرز شرارت باري فعال هستند. موارد زيادي اعم از منطقه اي و جهاني وجود دارد كه نگراني ام را بابت ايران برانگيخته است و اين موارد حتي با حل و فصل موضوع هسته اي هم مرتفع نمي شود. اگر رهبران ايران رفتار خود را تغيير ندهند، براي موضوعات ديگري بازخواست خواهند شد"

چه زیبا رهبر فرزانه ی انقلاب قبل از توافق ننگین ژنو پاسخ ساده دلانی را که تصور می کنند مشکل امریکا با ایران، بر سر قضیه هسته ای است دادند:

"اين خطا است اگر خيال كنيم كه دعواى آمريكا با ما سرِ قضيّه ى هسته اى است؛ نه ٬ قضيّه ى هسته اى بهانه است."

حال باید دید خط سازش تا کجا هزینه های عقب افتادن در: صنعت هسته ای؛ درز و افشای حساس ترین اطلاعاتِ پرسنل، مراکز، منابع و تکنولوژی؛ زمینه سازی برای اجرای اهداف دشمن در راستای شناسایی عوامل مستعد هسته ای و صنایع مرتبط به منظور کسب جاسوس، حذف از طریق ترور، حذف از طریق اتهام زنی و بد نام کردن؛ تحقیر ملت سر فراز ایران به دلیل مقهور اراده ی دشمن شدن، حذف ذخایر استراتژیک 20 و 5 درصد و یا اکسید آنها؛ عقب راندن و تعلیق صنعت هسته ای و ... را به نظام تحمیل می کند؟

خوب است هشت سال استقامت خط مقاومت بود، تا 300 سانتریفیوژ را به 21000 تبدیل کند، اورانیوم غنی شده ی نداشته را، به 3/5 و 5 و 20 درصد تبدیل کند، کارخانه غنی سازی نطنز را، که علی رغم 20 متر زیر زمین بودن باز هم، هدفی نه چندان سخت برای امریکا است، به فردوی  زیر کوه و 70 متر در عمق خاک و البته کابوس بمب های سنگر شکن امریکا تبدیل کند، صفحه های سوخت تولید کند و دنیا را به تحیّر وادارد، دانشمندان شناسایی شده از اعتماد قبلی به دشمن را، با عنوان شهدای هسته ای و صنایع دیگر ،،با جان و دل تقدیم،، انقلاب کند و خلاصه ...؛ خط سازش هر آنچه را که از نام ایران، ایرانی و مقاومت جانانه مقابل غرب در دل داشتند، به بهانه احمدی نژادِ خارج شد از ریل ولایت - طی دولت دهم -، به پای خط مقاومت بنویسند و انتقام  شکستِ سقیفه در سالهای 78 و 88 را؛ از نظام و مردم دیندارش بستانند.

 گفتم مردم، شاید شیخ دوباره بگوید شناسنامه ات کو و به کدامین گروه وابسته ای؟ اما باید خدمت ایشان عرضه داشت، در این مملکت؛ کم نیستند بیسوادن و کم سوادانی همچو منِ لبو فروش و راننده ی تاکسی، که دغدغه انقلاب دارند و رنج جنگ، تحریم، سختی اقتصاد و انواع و اقسام برچسبِ دولتها را، به جان خریدند اما؛ نه وامدار تکیه گاه فتنه هستند، نه خاتمی فتنه گر یا احمدی نژاد پیاده شده از قطار انقلاب، حتی شیخ فریدون روحانی؛ بلکه تنها دل در گرو ولایت دارند.

نامم سرباز ولایت است و فرزند ایران و انشاالله با دعای حضرت بقیة الله ارواحنافدا و نایبش، تا فرا رسیدن اجل؛  در رکاب انقلاب خواهم ماند و امید به فضل خداوند یگانه دارم، تا جزو تارکین خط ولایت نباشم و مرگم همانند عمار، با بصیرت و بر دار عاشقی باشد. انشاالله

 


برچسب‌ها: دمپسی, خط سازش, خط مقاومت, تهدید, توافق
+ نوشته شده در  شنبه دهم خرداد 1393ساعت 6:35  توسط احمد.ش  | 

مصاحبه ی هسته ای حسین شیخ الاسلام و چند نکته

 

چند روز قبل، حسین شیخ الاسلام مصاحبه ای با خبرگزاری فارس داشت. فارغ از کلیت مصاحبه، دو دیدگاه ایشان از نظر نویسنده سطور، خالی از اشکال نیست. در آن مقاله حسین شیخ الاسلام گفت:

"آنچه در طرح اقدام مشترک مهم است این است که قطعنامه‌ی شورای امنیت سازمان ملل در خارج از این سازمان توسط جمهوری اسلامی ایران باطل می‌شود. به عنوان نمونه در طرح اقدام مشترک آمده است که ایران دارای برنامه غنی سازی خواهد بود و این در حالیست که طبق مصوبه صریح شورای امنیت ذیل فصل هفتم که الزام‌آور است ایران حق غنی سازی ندارد. این موضوع بسیار مهمی است که اهمیت آن  برای مردم ما درست تشریح نشده است."

بخش اول سخنان سفیر محترم سابق ایران در سوریه حاوی دو نکته است:

      1- در توافق ژنو آمده است ایران دارای برنامه غنی سازی خواهد بود

      2- ایران طبق قطعنامه های شورای امنیت، حق غنی سازی ندارد.

1-    در هیچ بخشی از برنامه اقدام مشترک به صراحت و راساً نیامده "ایران دارای برنامه غنی سازی خواهد بود"؛ بلکه برنامه غنی سازی ایران را به شروطی پی در پی مرتبط کرده است.

الف- اگر اصل غنی سازی مورد موافقت امریکا نباشد، از اساس منتفی است.

ب- اگر مورد موافقت باشد؛ با شروط دیگری نظیر "اِعمال محدودیت‌ها و اقدامات شفاف‌ساز" همراه است. ضمن اینکه در انتهای توافق، اِعمال محدودیت ها چنین تبیین می شود:

"بر 1-گستره 2-سطح فعالیت‌های غنی سازی 3-ظرفیت 4-محل انجام 5-ذخایر اورانیوم غنی شده 6-برای مدت زمان مورد توافق"

ج- سپس در همین قسمت، بخش دیگری را به آن اضافه می کند: "منطبق بر نیازمندی‌های عملی."

نیاز عملی ایران را چه کسی باید تشخیص دهد؟ امریکا! در صورتی که هر سه اصل فوق، بر اساس بند 4 NPT مردود و کلیه اعضا از حق غنی سازی بدون محدودیت و سطح؛ برخوردارند و اصولاً شناخت ایران به عنوان یک استثنا؛ اشتباه است.

2-       مشروعیت نداشتن غنی سازی ایران، طبق قطعنامه های شورای امنیت.

در پاراگراف دوم مقدمه توافق ژنو آمده:

"در فاصله میان گام های اولیه و گام آخر، گام های دیگری از جمله پرداختن به قطعنامه های شورای امنیت با هدف پایان رضایت بخش بررسی موضوع توسط شورای امنیت سازمان ملل متحد وجود خواهد داشت."

در واقع دو اصل "توافق جامع دربر گیرنده یک برنامه غنی سازی (با شرایط یاد شده)" و "پرداختن به قطعنامه های شورای امنیت"؛ تناقض آشکار دو بند حقوقی در کنار یکدیگر است! یکی می گوید با شرط و شروطی می تواند! و دیگری می گوید هیچ حقی ندارد!

این همه در حالی است، که از قضا 3 عضو دایم شورای امنیت مخالف صریح و اصلی ایران بوده؛ و اگر این شورا نهایتاً قطعنامه های خود را لازم الاجرا بدانند؛ طبق دست پخت تیم مذاکره کننده؛ ایران دارای هیچ حقی برای غنی سازی نخواهد بود!

همه ی اما و اگر ها، وقتی کنار بند طلایی توافق نامه گذاشته شود؛ - که در ابتدا و انتهای توافق آمده - خواهیم دید، آبی در جهت منافع ایران، از طرح اقدام مشترک گرم نخواهد شد:

 " تا در مورد همه چیز توافق نشود، در خصوص هیچ چیزی توافق حاصل نشده است."

آیا چیدمان عبارات یاد شده و تیر خلاص بند طلایی؛ در بر گیرنده مفهوم غنی سازی است؟ بر فرض محال؛ به غیر از غنی سازی ویترینی، برداشت دیگری از توافق ژنو نخواهد شد.

اما بخش دوم سخنان جناب شیخ الاسلام ؛ معطوف به مشخص نبودن موضع رهبری در توافق ژنو است!

"اینکه موضع رهبری در مورد توافقنامه ژنو مشخص نیست نکته مثبتی است و این مشخص نبودن موضع به رهبری این اجازه را می‌دهد که بر اساس نتیجه مذاکرات بهترین و مناسب ترین تصمیم را اتخاذ کنند. ولی بلاشک هرآنچه متضمن حقوق ملت و ایران نباشد نخواهند پذیرفت."

به نظر می رسد بیان چنین دیدگاهی بزرگترین ظلم در حق رهبری فرزانه انقلاب باشد. چرا که ایشان در سخنرانی های متعدد؛ به تبیین سیره خویش نسبت به مذاکره با امریکا پرداخته اند و بدون هیچ پرده پوشی "دولت امریکا را غیرقابل اعتماد، خودبرتربين، غيرمنطقى و عهدشكن، دولتى سخت در پنجه ى تصرّف و اقتدار شبكه ى صهيونيسم بين المللى" می دانند.

ایشان به صراحت عنوان می کنند در جزئیات مذاکرات دخالت نکرده و اصل را بر پشتیبانی و عدم تضعیف تیم مذاکره کننده گذارده اند، البته این امر در خصوص همه ی دولتها صادق است.

به یقین مقصود جناب شیخ الاسلام همانطور که در بالا آمد؛ عدم دخالت رهبری در جزئیات و پشتیبانی ایشان از تیم مذاکره کننده بوده است و لیکن به درستی تبیین نشده است.

یاد آور می شود مقاله ای با عنوان "تفاوت خط سازش و خط مقاومت در مواجهه با امریکا و مذاکرات هسته ای"، بخش هایی از مواضع رهبر فرزانه انقلاب در خصوص رابطه ی با امریکا و مقایسه مواضع ایشان با مواضع خط سازش؛ قبلاً در همین سایت منعکس شده است.

با توجه به اینکه نظر رهبری بطور اعم، شامل رابطه ی با امریکا است؛ توافق ژنو و یا هر توافق دیگری از این دست، ذیل چنین سیره ای قابل ارزیابی است؛ لذا جهت تنویر، خوانندگان محترم را به مطالعه مقاله ی مذکور دعوت می نمایم.

 


برچسب‌ها: شیخ الاسلام, مصاحبه, هسته ای, توافق, رهبر
+ نوشته شده در  شنبه دهم خرداد 1393ساعت 5:38  توسط احمد.ش  | 

بررسی تهدیدات ناشی از توقف تولید ریفرمت در پتروشیمی ها و شروع واردات بنزین

 

احمد شیرازی؛ سایت خبری تحلیل پرس

  • عملکرد برخی سیاسیون علی رغم عدم وجود استدلال عقلی؛ بیش از حد تصور سوال برانگیز است! به عبارت دیگر نمی توان توجیه قابل قبول، برای اعمال ایشان دست و پا کرد.
  • تئورسین های جنگ روانی یکی از موثرترین دلایل تغییر راهبرد مسئولین کشور هدف را؛ تحت فشار قرار دادن دولت ها از طریق به هم زدن نظم و تعادل اقتصاد و تاثیر گذاری بر معیشت ساکنین کشور حریف می دانند.

پر واضح است در ایران؛ قیمت بنزین نقشی اساسی در تعیین نرخ اجناس داشته و لازم به توضیح نیست، تغییر قیمت کالا و خدمات، متاثر از دسترسی و ارزش گذاری این کالای استراتژیک است. لذا سرویس های اطلاعاتی متخاصم، بحران ایجاد شده از کمبود ارایه بنزین را به حق، معضلی فراگیر در اقتصاد ایران ارزیابی کردند.

از این رو ضمن طراحی استراتژی تحریم بنزین، که با عنوان "گلوله نقره ای" شهرت یافت، ملتهب کردن اقتصاد و ایجاد نارضایتی در اقشار مختلف جامعه و بطبع آن زمینه سازی بروز اعتراض و اغتشاش را، به امید تغییر محاسبه در رویکرد هسته ای مسئولین نظام اسلامی؛ پیگیری کردند.

اما تحلیل به موقع و مقابله عملی در تولید ریفرمت "بنزین"، توسط پتروشیمی ها، حتی اجازه شلیک گلوله نقره ای را به دشمن نداد، و به عبارت دقیقتر، گلوله نقره ای درون قبضه حریف منفجر شد. هوشیاری مثال زدنی عوامل صنعت نفت؛ انتقال موضوع به بدنه تصمیم گیر نظام و نهایتاً صدور دستور تولید ریفرمت؛ موجب شد مردم حتی از وجود چنین تهدیدی آگاه نشوند. لذا اجرای طرح ریفرمت پتروشیمی، ارزشِ شناخت به موقع تصمیمات دشمن را آشکار؛ و وجوب تقدیر از کلیه دست اندرکاران طرح را مشخص می کند.

اما چندی است به بهانه های مختلف و بدون در نظر گرفتن تهدیدات مترتب از تحریم مجدد بنزین؛ تولید ریفرمت پتروشیمی ها توسط برخی افراد زیر سوال رفته، دستور قطع تولید آن صادر و واردات بنزین مجدّداً آغاز شده است.

فارغ از نادرستی ادله سازمان محیط زیست به ریاست خانم ابتکار، در آلایندگی و سرطان زایی ریفرمت تولیدی پتروشیمی - خصوصاً هوای شهر تهران - و نداشتن شاخصه های زیست محیطی؛ همچنین تکرار آلایندگی ریفرمت توسط مدیران صنعت نفت و شخص زنگنه بعنوان وزیر - بر خلاف اسناد و اظهارات مدیران سابق پتروشیمی و سکوت مدیران جدید -؛ ادعای نداشتن صرفه اقتصادی تولید ریفرمت؛ و نهایتاً وعده ی توقف واردات بنزین در اواخر سال 93 و یا اوایل 94 به جهت بهره برداری از فاز اول پالایشگاه ستاره خلیج فارس؛ مواردی است که آگاهانه یا نا آگاهانه، تلاش در راستای تحقق هدف دشمن و امری سوال برانگیز تلقی می شود.

طرح مسایل ذیل نیز، ابهام موجود را پیچیده تر از گذشته می کند!

1-       اساساً ریفرمت پتروشیمی ها به دلیل تولید در جنوب کشور (ماهشهر) و عدم صرفه اقتصادی در انتقال به پایتخت، تا کنون در تهران استفاده نشده و بنزین مصرفی در این کلان شهر، توسط پالایشگاه های تهران و اراک تولید می شود.

2-       اسناد کنترل کیفیت ریفرمت تولیدی پتروشیمی نشان می دهد، بدلیل بنزن زدایی، محصول تولیدی دارای استاندارد یورو 4 را است.

3-       طبق اسناد انتشار یافته، وزارت نفت بر خلاف استاندارد اجباری 4904 اقدام به واردات بنزین یورو 2 نموده که در واقع کیفیت پایین تری از ریفرمت پتروشیمی دارد.

4-       زنگنه وزیر نفت در بازدید پالایشگاه ستاره خلیج فارس گفت؛ "این طرح در حال حاضر نشان دهنده یک اغتشاش مدیریتی است که می توان از آن به عنوان موردی خاص برای تدریس استفاده کرد." وی اضافه کرد "با اشاره به عنایت ویژه مقام معظم رهبری به طرح پالایشگاه میعانات گازی ستاره خلیج فارس به عنوان یک طرح ملی، پیشرفت کنونی آن مایه شرمساری است."

چرا زنگنه که از عنایت ویژه رهبر انقلاب نسبت به طرح ستاره خلیج فارس مطلع بوده؛ شش ماه پس از کسب رای اعتماد، بازدید روند پیشرفت پالایشگاه را، در دستور کار خویش قرار داده است؟

5-       چرا وزیر محترم که از کیفیت ریفرمت تولیدی پتروشیمی و عدم توزیع چنین محصولی در تهران بدرستی آگاه است؛ با تغییر نظر اولیه، اصرار به واردات بنزین بدون کیفیت دارد؟

6-       نقش خانم ابتکار به عنوان رئیس سازمان محیط زیست و آغازگر هجمه رسانه ای بر علیه ریفرمت پتروشیمی ها چیست؟ چنین نقشی در موضوع مخالفت با پارازیت فرکانس ماهواره های معاند و ادعای سرطان زا بودن؛ که البته هیچگاه به اثبات نرسید، و از طریق مراجع ذیصلاح مردود شمرده شد؛ مسبوق به سابقه است!

حال سوال اینجا است که در صورت عدم تحقق اهداف سیاست خارجی دولت و تنگتر شدن حلقه محاصر اقتصادی، منجمله واردات بنزین؛ تبعات ناشی از قرارگرفتن مجدد "گلوله نقره ای" توسط خودی ها در جام لوله ی تفنگ غرب؛ بر عهده کیست؟

آیا نظام، توانایی برخورد دفعی با تحریم بنزین را در آینده خواهد داشت؟

شوک و بازتاب حاصل از تحریم بنزین چگونه در جامعه انتشار یافته و بازخورد آن چگونه است؟

آیا بررسی چنین رویکردی، علاوه بر مجلس به عنوان قوه نظارتی؛ توسط جامعه اطلاعاتی کشور نیز در دستور کار و رصد اطلاعاتی قرار گرفته است؟

 


برچسب‌ها: گلوله, نقره ای, بنزین, ریفرمت, توقف
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1393ساعت 12:59  توسط احمد.ش  | 

دلاور! چه کردی؟ ما همچنان دلواپسیم!

 

مذاکرات هسته ای وین هم تمام شد و ما همچنان دلواپسیم!

دلواپس دلاوران!

مبادا همچون توافق ژنو، داشته های ملت را، به ثمن بذل واگذارند. لبخندش سهم دشمن شود و درخواست شناسنامه اش، از خودی!

گفتم خودی؛ هرچند جمع شیخ حسن و دوستان، در گفتار به "خودی و غیر خودی" اعتقادی ندارند! ولی در عمل، خودی را کدخدا می دانند و غیر خودی را - بخوانید منتقدان توافق ژنو را - عده ای معدود، حسود، بی سواد، وابسته به مرکزی خاص، ویژه خوار تحریم، بدون شناسنامه، کسانی که در تحریم ها جیب مردم را زدند! و اموال آنان را غارت کردند! - بخوانید دزد - عده ای شاعر که فقط شعار می دهند و ... .

جالبتر آنکه "امسال را سال ادب و احترام" می داند و بعد "سال فرهنگ که البته برخی آن را خوب شروع نکردند، سالی که هنوز برای جبرانش دیر نیست"!

و باز در نظرم مرور می کنم: حسود، بی سواد، دزد ... سال ادب و ...     

اما خیالی نیست شیخ! پوست خط مقاومت، کلفت تر از آنست، که با این سرعت پشت به میدان کند؛

چرا؟

چون شهادت یارانش را دید و تاب آورد، چون سر کشیدن جام زهر و رحلت خمینی (ره) کبیر، مقتدایش، روح و عمر و حیاتش را دید و جان نداد، أین عمار خامنه ای را دید و دق نکرد، آبروی مولایش را، با دست مجروح، پیشکش حضرت ولی عصر ارواحنافدا دید و ؛ تنها گریست، فقط به امید ادای تکلیف.

شیخ؛ شش ماه که هیچ، شش هزار سال تحمل و ادای تکلیف می کنیم.

امروز روز بیداری و بیدار کردن است؛ تا تکلیف بعدی چه باشد.

خط مقاومت، هر چند به مذاکره خوش بین نیست ولی دعا برای موفقیت فرزندان انقلاب را فراموش نکرده و آرزوی پیروزی آنها را با جان و دل از درگاه خداوند، می طلبد؛ شاید،

نشان های پیشاپیشِ قهرمان دیپلماسی، دلاور، حقوقدان، زبر دست و ...  به واقع بر سینه تیم مذاکره کننده، خوش درخشد.

 


برچسب‌ها: دلاور, دلواپس, توافق, وین, ظریف
+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1393ساعت 10:48  توسط احمد.ش  | 

نقدی بر سخنان یکی از موافقین توافق ژنو


روز گذشته خبرگزاری فارس نسبت به انعکاس نظرات حسین بهشتی پور، بعنوان کارشناس مسایل سیاسی اقدام نمود. حال آنکه از نظر نویسنده سطور؛ اکثر مواضع ایشان، بر خلاف واقعیت و توجیه عقب نشینی ها صورت گرفته در توافق ژنو است.

متن ذیل نقدی است بر سخنان بهشتی پور.

1- ایشان "یکی از نکات مثبت توافق را، تبدیل حالت تهاجمی دشمن به تدافعی می داند"! این در حالی است که بطور قطع؛ دشمن پس از توافق ژنو، حالت تدافعی خویش را به تهاجمی مبدل کرد.

اگر مفهوم حالت تدافعی، به روز کردن تحریم ها، طی چندین نوبت و البته بر خلاف توافق ژنو؛ تصویب قطعنامه حقوق بشری بر ضد ایران در پارلمان اروپا؛ عدم صدور روادید برای سفیر ایران در سازمان ملل؛ مصادره ساختمان چندین میلیاردی ایران در نیویورک "برج علوی"؛ عدم پایبندی به تعهدات مصرح توافق ژنو و نهایتاً روی میز قرار گرفتن مجدد گزینه نظامی است؛ حرف های آقای بهشتی پور صحیح است!

لذا با قاطعیت می توان گفت؛ توافق ژنو و عقب نشینی های قبل و پس از آن، تنها دشمن را جری کرد؛ نه آنکه در لاک دفاعی فرو برد.

2- بهشتی پور مدعی است: "با امضای توافقنامه ژنو در جبهه مقابل ایران تفرقه ایجاد شد" بر خلاف گفته ایشان، در بخش نتیجه گیری "تفسیر توافق ژنو" توسط کاخ سفید آمده است "اگر توافق مرحله ای حاصل نمی شد، تحریم های بین المللی با خطر فروپاشی روبرو می شد زیرا ایران می توانست ادعا کند که در مذاکره جدی بوده اما غرب جدی نبوده است. در این صورت ما نمی توانستیم شرکای خود را به ادامه کار و اجرای تحریم متقاعد سازیم".

در واقع توافق ژنو را، باید عامل ایجاد انسجام میان کشور های متخاصم دانست.

3- وی می گوید: "طرح موضوعاتی نظیر فلسطین، سوریه و لبنان موجب شده بود که دشمنان به سوی ایران اسلامی هجوم جدیدی را آغاز کنند" باید از چنین نظریه پردازانی سوال کرد؛ اگر حفظ و پشتیبانی از "خط مقاومت"، در دستور کار ایران نبود؛ آیا هم اکنون بجای جنوب لبنان و سوریه و فلسطین، جبهه ی رویاروی با صهیونیست، در حریم و مرزهای ایران نبود؟

4- بر خلاف مقامات غربی خصوصاً سران جعلی رژیم صهیونیستی، بهشتی پور می گوید: "با امضای توافقنامه، ما توانستیم بین آمریکایی‌ها و اسراییلی‌ها تفرقه ایجاد کنیم و این اختلاف و تفرقه بین آنها کاملاً واقعی است، هر چند که بعضی افراد سعی دارند آن را تاکتیکی تلقی کنند"!

جالب است که نتانیاهو و دیگر مسئولین رژیم صهیونیستی، صراحتاً و چندین نوبت به وجود هدف مشترک و البته تاکتیکی متفاوت فی مابین سگ هار صهیونیست و امریکا، مقابل ایران اذعان نموده اند.

5- وی می گوید: "توافقنامه ژنو موجب شد که ما غنی‌سازی داشته باشیم و تحریم‌ها علیه جمهوری اسلامی ایران کم شود و روند ایجاد تحریم جدید نیز متوقف گردد." باید از ایشان پرسید: مگر ایران قبل از توافق ژنو غنی سازی نداشت؟ آیا سطح غنی سازی ایران را باید ایرانی ها مشخص کنند و یا کداخدا؟

در توافق ژنو مقرر شد سطح؛ گستره، ذخایر، ظرفیت و حتی محل آن با نظر کدخدا مشخص شود. آیا مفهوم بند 4 ان پی تی این چنین چیزی است؟

امریکا و اروپا طی چند نوبت و بر خلاف توافق، تحریم های هسته ای ایران را بروز کرده و توافق ژنو را تنها شامل توقف تحریم، بر صنعت هسته ای ایران دانسته و حق اعمال تحریم در موضوعاتی نظیر تروریسم و حقوق بشر و ... را برای خویش محفوظ داشته است.

6- در خصوص اهمیت ذخایر 5 و 20  درصد و اکسید آنها، می توان به مقاله "چرا طرفداران خط سازش، از درک مفهوم "برگ برنده" عاجزند؟" مراجعه فرمایید؛ اما جای سوال دارد: چرا عملکرد تیم مذاکره کننده بگونه ای است، که غربی ها جرات می کنند، نحوه استفاده از ذخایر اورانیوم را برای ایران مشخص کنند؟

7- وی گفته است: "به رسمیت شناختن حق غنی سازی ایران در توافقنامه ژنو عنوان نشده، حق غنی سازی به کشورهایی چون آرژانتین، برزیل و ژاپن نیز داده نشده و در توافقات صورت گرفته با آنها نیز به صراحت اعلام نشده است."

اما باید از بهشتی پور پرسید: اگر قرار است آنها حق ایران را به رسمیت نشناسند؛ اساساً چرا مذاکره و توافق کردیم؟ ایران در حال غنی سازی بود و چه نیاز به توافقی داشت؛ که بندهای آن به درستی توسط غرب اجرا نشود؟

8- بهشتی پور می گوید: "هیچ مذاکره کننده‌ای متن و صوت مذاکرات را منتشر نمی‌کند بلکه فقط نتایج آن رسانه‌ای می‌شود. ریاست مجلس، رئیس قوه قضائیه و اعضای شورای عالی امنیت ملی همه در ریز توافقنامه ژنو قرار دارند و اگر صلاح بدانند خودشان جزییات را بیان خواهند کرد. چرا در دوره قبل از رئیس تیم مذاکره کننده خواسته نمی‌شد که جزییات مذاکرات را منتشر کند؟"

 باید از وی سوال کرد: چرا متن توافق در اختیار نمایندگان مجلس قرار نمی گیرد؟ مگر نه اینکه نمایندگان در نهایت باید این توافق را تصویب کنند؟

در دوره قبل آیا امتیازی به حریف واگذار شد که متن آن افشا شود؟ آیا صنعت هسته ای ایران فریز شد؟ یا اینکه 300 سانتریفیوژ، تبدیل به 21000 سانتریفیوژ شد؟

 


برچسب‌ها: توافق, ژنو, نقد, بهشتی پور, سازش
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1393ساعت 9:41  توسط احمد.ش  | 

بخشی از جوابیه هسته ای محسن مقصودی "مجری برنامه ثریا" به دلاوران!


پس از انتشار عکسی شبیه به محسن مقصودی مجری برنامه ثریا توسط خبرگزاری های اعتدال! ؛ و ادعای شرکت وی در همایش دلواپسان، که در لانه سابق جاسوسی امریکا برگزار شد؛ مقصودی ضمن ارسال جوابیه ای نسبت به تکذیب حضورش، اقدام کرد.

لیکن بخشی از جوابیه مذکور، که ترجمانِ بیان رهبر فرزانه انقلاب است، دندان شکن تر از هر نقدی، برای خط سازش است؛ اگر توان درکش باشد!

"اما در خصوص دلواپسی گروهی از دانشجویان و اساتید دانشگاه در مورد توافقنامه ژنو، عرض می‌کنم که حقیر خیلی دلواپس سرانجام ژنو نیستم، اگر چه بنده هم به دشمن بدبینم اما کل ماجرا را درس و تجربه ای بزرگی برای ملت ایران می‌دانم، تجربه‌ای که به نظرم از کل فناوری هسته‌ای هم برایمان مهم‌تر است. درسی که به نظرم ارزش دارد خون شهریاری‌ها و علیمحمدی‌ها و رضایی‌نژادها و مصطفی‌ها برایش ریخته شود. چرا که این ملت پلمپ‌ها را سرانجام خواهد شکست، مصطفی‌های دیگر سانتریفیوژهای نسل جدیدتر را خواهند ساخت و شهریاری های بعدی صفحات سوخت را بهتر از قبل می سازند اما ملت ایران باید یک بار دیگر بیازماید این صداقت آمریکایی را. باید بیازماید نتیجه خوش بینی و اعتماد سازی برای دشمن را. از آقای ظریف هم ممنونم که بستر این آزمایش را به خوبی خوب فراهم کرده است... بارها برای ایشان در مسیر تحقق آرمان های انقلاب دعا کرده ام.... مسیر آرمان های انقلاب...

و البته امروز نتایج آن آزمون بزرگ و ظریف دارد مشخص می شود کم کم برای مردم... و همین برای ما «برد» است و برای دشمن «باختی» بزرگتر از «باخت» هسته‌ای سال های قبلش. هر چند این تجربه بزرگ تکرار تجربه سعدآباد است برای مردم. اما قبلا هم گفته ام آزموده را آزمودن رواست وقتی تاریخ را فراموش می کنند آدم ها، وقتی وارونه می نویسند تاریخ را برایمان رسانه ها... فتح الفتوحی دیگر..."




برچسب‌ها: مقصودی, مجری, ثریا, تکذیب, دلواپسان
+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم اردیبهشت 1393ساعت 8:26  توسط احمد.ش  | 

نقدی بر سخنان ظریف در مجلس


محمد جواد ظریف  با حضور در مجلس شورای اسلامی به سوالات نمایندگان پاسخ داد و نطقی ایراد نمود. مقاله ذیل نقدی است به سخنان امروز وی در مجلس.

1- بالاخره نطقی در راستای اهداف نظام هر چند دست و پا شکسته از قهرمان دیپلماسی! دیده شد را می بایست به فال نیک گرفت.

2- جناب ظریف، اینکه شما قصد و نیت پاسداری از امنیت ملی را دارید، بسیار خوب و قابل تحسین است لیکن کافی نیست؛ چرا که باید در این راه نیز قدم بردارید.

متاسفانه عملکرد شما خصوصاً در مقابل کدخدا! چیزی غیر از آنکه رهبری با لفظ عقب نشینی از آن یاد می کنند؛ نیست. شما با توافق ژنو غنی سازی 20 در صد را تعلیق، ساخت راکتور اراک را متوقف و ذخایر سوخت را از بین بردید. آیا انجام چنین اموری مخالف نص صریح رهبری که در تاریخ 12/08/92 فرمودند نیست؟: "با عقب نشينى ٬ با تعليق غنى سازى ٬ با عقب افتادن كار ٬ با تعطيل كردن بسيارى از كارها مشكل حل نميشود؛ طرف مقابل دنبال مطلب ديگرى است."

می گویید مواضع شما عین مواضع رهبری و امام راحل است! آیا این است حرکت در مواضع امام و رهبری؟

3- شما می گویید: "از هيچ کوششی فروگذار نکرده ایم تا هيچ کشوری در طمع خام نيفتد و خيال اقدام عليه جمهوری اسلامی ایران را در سر نپروراند" آیا معنی چنین حرفی، آنست که امریکا حرف خویش را در توافق ژنو به ما تحمیل و  همه ی نگرانی های خویش و سگ نجس خود را بر طرف، لیکن نگرانی های ایران به هیچ وجه در نظر گرفته نشود؟

پولهای بلوکه شده ما را پس ندهد، قصد دادن قطعات هواپیما را با هزاران شرط و شروط مواجه نمایند که با ندادن فرقی ندارد، عملاً قدرت صادرات محصولات پتروشیمی را نداشته باشیم و در خصوص فلزات ارزشمند نیز چیزی عایدمان نشود!

این است اقتدار؟

پس از اقتدار ایجاد شده توسط شما، متاسفانه غرب دوباره گزینه نظامی را روی میز گذارده است، سفیر مان را به سازمان ملل راه نداده، ساختمان علوی را مصادره کرده است، پارلمان اروپا قطعنامه وقیحانه بر ضد مان تصویب کرده و هیئت های دیپلماتیک آنان بی حرمتی را به اوج رسانده، با براندازان نظام دیدار می کند. این است معنی تحکیم اقتدار ملی و پاسداری از امنیت ملی؟

جناب مصدق! شرمن به صراحت می گوید در مذاکرات در مورد همه چیز منجمله موضوع موشک های بالستیک با شما مذاکره کرده است، متاسفانه روند مذاکرات نشان داده است که امریکایی ها در بیان آنچه در جریان مذاکرات می گذرد؛ برخلاف شما صادق هستند.

آیا مفهوم حرکت در خط رهبری، زیر پا گذاردن خطوط قرمز ترسیمی ایشان است؟ 

آیا مفهوم نرمش قهرمانانه این است؟

4- علی رغم اینکه رهبر انقلاب از نسل کشی یهودیان در جنگ جهانی دوم با لفظ "افسانه هولوکاست" یاد می کنند لیکن شما هولوکاست را واقعیت می پندارید!

"تحت بهانه واهی انکار هولوکاست" .. "به مبارزه با شبهه افکنی صهيونيستها درباره انکار هولوکاست ادامه خواهيم داد" شما می گویید "نتانياهو با بی شرمی معرکه میگيرد که ایران هولوکاست را انکار میکند و میگوید ایران منکر هولوکاست میخواهد با ساختن بمب اتمی هولوکاست دیگری بسازد"

شما با مشی تقابلی امثال احمدی نژاد مخالفید؛ حرفی نیست، آیا روش مقابله با حرف نتانیاهو، قبول افسانه هولوکاست است؟ یا روشنگری درست؟

6- ظاهراً، یهودیت را مساوی با صهیونیست می دانید که می گویید "ایران با یهودی ستیزی و نسل کشی بیگانه است" جناب ظریف الممالک، بهتر است در خصوص تفاوت این دو تحقیق کند!

7- شما می گویید: "تمام توان خود را به کار بسته ایم که در مقابل سوالات جهت دارد و هدایت شده ضمن تصریح بر مواضع اصولی جمهوری اسلامی ایران که افتخار می کنم که این مواضع همان مواضع امام راحل و رهبری است" اما در مصاحبه با شبکه العربیه، به صراحت حزب الله لبنان را با افراطی گری برابر و بر خلاف مصالح نظام خواستار خروج این حزب از سوریه شدید! این است مواضع امام و رهبری؟

8- شما می گویید: "سياست خارجی دولت تدبير و اميد آسایش و راحتی را از نتانياهو گرفته و او را به انفعال و انزوای بين المللی کشانده و این توفيق بزرگی است" اما هم نتانیاهو و هم کری توافق ژنو را "تامین امنیت رژیم نجس و نحس صهیونیستی می دانند! این است تامین امنیت ایران! 
مگر نتانیاهوی خبیث با کاریکاتور مسخره اش در سازمان ملل چیزی غیر از ذخایر غنی شده ایران را نشان داد؟ شما این ذخایر را نابود کردید!

 9- اگر امثال توافق ژنو و توهین های امریکا و اروپا، که بخشی از آنها در صدر همین نوشتار آورده شد، را "توفیق بر اساس خودباوری و پافشاری بر گفتمان اصیل انقلاب اسلامی می دانید! ، سالها پیش می بایست فاتحه این انقلاب خوانده می شد! چیزی همانند عقب نشینی های 82-84 شما و تیم نیویورکی ها، که اگر ادامه می یافت اثری از صنعت هسته ای کشور باقی نمی ماند، هر چند شما و تیم یاد شده هنوز هم درتوهم هستید و عقب نشینی های آن سالیان پیروزی می دانید!

 10- بر کسی پوشیده نیست که بیان موضوع "قدرت نظامی ایران وابسته به مردم است و اگرنه امریکایی ها با یک بمب تمام سیستم دفاعی ایران را از کار می اندازند" شما در دانشگاه تهران با نیت خیر بوده؛ لیکن دیپلمات چی عزیز، مثال دوستی خاله خرس را بیاد آورید. شما قصد تمجید داشتید ولی با دفاعی بد، موجب وهن سیستم دفاعی کشور شدید.

11- می گویید: "ما برای حراست از حقوق و منافع ملی و آرمانی مان با توکل بر قدرت لایزال الهی با صلابت و منطق و بدون دلواپسی با جهان تعامل می کنيم .ما ملتی دلاوریم نه دلواپس" اما عملکرد شما خصوصاً در توافق ژنو علی رغم تصور شما و موافقانتان با توجه به مخفی کاری ها و نامحرم دانستن مردم و حتی مجلس، باعث دلواپسی است! چرا که عملکرد های مکرر شما در ماجراهایی نظیر CTBT، آزادی گروگان های امریکایی در اوایل دهه 70، قطعنامه 598 و یا عقب نشینی های 82-84 نشان داده است که باید از اعمال شما نگران بود و هنوز هیچ نشانی مبنی بر نقض عملکرد سابق شما بروز نکرده است.



برچسب‌ها: ظریف, مجلس, توافق, عقب نشینی, دلواپس
+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم اردیبهشت 1393ساعت 16:45  توسط احمد.ش  | 

نقدی بر نشست خبری مجید انصاری در خصوص منتقدان توافق هسته ای ژنو و مستند من روحانی هستم


متن ذیل نقدی است بر بخش هایی از نشست خبری مجید انصاری معاون پارلمانی رئیس جمهور.

1- اینکه بگوییم روحانی نمی خواهد از منتقدین توافق ژنو شکایت کند و یا خودش شکایت نکرده، حرف عبثی است. چرا که در هر دو شکل: چه شیخ حسن بخواهد از منتقدین شکایت شود و چه نه؛ لزومی ندارد کراراً ادعا شود منتقدین آزادند.

اگر قصد برخورد با منتقدین را داشته باشند، که تکلیف روشن است؛ چرا ادعا ی آزادی نقد سر می دهند و اگر نمی خواهند، پس چرا به معاونت حقوقی دستور عدم برخورد نمی دهند؟ خواهشاً نگویید به دلیل روندِ قانونی، نمی توان جلوی برخورد معاونت حقوقی را گرفت، زیرا موضوع خنده دار می شود.

2- ظاهراً خداوند به همه ی ایران رحم کرده؛ چرا که اگر تا بحال معاونت حقوقی خویشتنداری نکرد بود؛ چه بر سر مردم می آمد!.

لذا دولت می بایست مرجعی برای سنجش نقد منصفانه داشته باشد، نه آنکه هر گاه دولت از پس پاسخ منطقی به نقد بر نیامد، بانک وا مصیبتا سر داده و ادعای نقد غیر سازنده کند. ضمن آنکه شاید منتقد برای نقد خویش راهکار نداشته، لیکن نقد او وارد باشد. چرا نباید با آغوش باز پذیرای نقد بود؟

3- اگر دولت تحمل نقد چند دانشجو در موضوع مستند من روحانی هستم را ندارد؛ که بر اساس منابع مشخص، اقدام به ساخت فیلم نمودند؛ پس چطور تحمل تحقیرهای مختلفی نظیر صدور قطعنامه مغرضانه پارلمان اروپا، عدم صدور روادید برای سفیر ایران در سازمان ملل، مصادره برج علوی در نیویورک و از این قبیل موضوعات را دارد؟

4- هر چند نویسنده وجیزه خاطرات تکیه گاه را قابل نقد می داند، اما آنچه مسلم است؛ در صورت وجود خدشه بر قسمتهایی از فیلم، این خدشه بر منبع استناد وارد است، نه بر مستند.  ضمن اینکه در درجه اول؛ طبیعتاً اطلاعات دعوت کننده هیئت امریکایی! بیش از جناب لاریجانی است.

علی لاریجانی در آن زمان جزو مسئولین سپاه بوده و به نظر می رسد، ارتباط مستقیم با موضوع مک فارلین نداشته است. چرا که طبیعی است موضوعی با چنین درجه حساسیت، در حلقه ای معدود نظیر محسن رضایی، سردار وحیدی و پرسنل درگیر، خلاصه شده باشد.

در درجه بعد؛ چرا جناب لاریجانی چنین اتهامی را به منبع خبر، یعنی شیخ اکبر رفسجانی وارد نکرده است؟

4- به نظر می رسد شیخ مجید انصاری نیز همانند علی جنتی وزیر ارشاد هنوز فیلم مستند را ندیده! چرا که در هیچ یک از بخشهای فیلم به رئیس قوه قضائیه وقت - آیت الله موسوی اردبیلی -  اشاره نشده است. نه تنها نام ایشان، که اساساً در طول مستند راجع به قوه قضائیه موضوعی بیان نشده.

دوماً لازم است مجدداً بیان شود: آیا نقل خاطره از کتاب رئیس قوه مقننه؛ ایراد اتهام است؟

بد نیست شیخ مجید لختی فراغ بال یافته و پس از دیدن مستند یک ساعتی "من روحانی هستم" که از سایت سفیر فیلم، بصورت آنلاین قابل خریداری است، نظر خویش را ابراز دارند و نه از روی شنیده ها و خوانده ها.

البته پیشنهاد می شود ایشان با پخش مستند در هیئت دولت، کمک شایانی به روشن شدن ذهن دیگر اعضای نماید؛ زیرا متاسفانه ایشان نیز، بر اساس شایعه اصلاح طلبان اظهار نظر، و با طناب فتنه گران به چنین چاهی وارد شدند.

تاکیداً فیلم را از سایت سفیر فیلم خریداری کنند و نسخه های نا معتبر که امکان دست بردن در آن وجود دارد را مشاهده نکنند.

توضیح تکمیلی: الهام امین زاده معاون حقوقی رئیس جمهور، در مصاحبه با خبرگزاری تسنیم، شکایت این معاونت از مستند من روحانی هستم را تکذیب و اظهار داشت طبق قانون دادستانی به عنوان مدعی العموم در این پرونده وارد شده!


برچسب‌ها: انصاری, نقد, توافق, شکایت, مستند
+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم اردیبهشت 1393ساعت 3:53  توسط احمد.ش  | 

ترفند جدید خط سازش در مواجهه با عقب نشینی های توافق ژنو



چندی است، خط سازش در جهت تقابل با منتقدان، رویکرد جدیدی اتخاذ و با بهره برداری از نگاه مطمئن مردم، نسبت به پرسنل سازمان انرژی اتمی، قصد جابجایی نگاهِ تخصصی در حوزه هسته ای با حوزه سیاسی را دارد.

این روزها سخنگوی سازمان انرژی اتمی با حضور پر رنگ – که در جای خود قابل تقدیر است - و البته متمایز از سخنگویان قبلی این سازمان، به کررات در محافل خبری و حتی پرسش و پاسخ دانشجویی حاضر شده؛ و سعی در بر طرف کردن ابهامات توافق هسته ای ژنو دارد.

اما بزرگترین موضوعی که از نظر ها غافل مانده، سابقه بهروز کمالوندی به عنوان سخنگوی سازمان است؛ کمالوندی که کارمند وزارت امور خارجه می باشد؛ در کشور های مختلفی به عنوان مامور دیپلماتیک نظام فعالیت داشته؛ مسئولیت های عمده ی وی را می توان سفیر ایران در زیمباوه، اندونزی و سپس در پست های مختلف وزارت خارجه بر شمرد.

کمالوندی در بیست و نهمین سال خدمت خویش، پس از آنکه ظریف شخص دیگری را جایگزین پست مدیریتی وی نمود؛ همراه با دکتر صالحی به سازمان انرژی اتمی آمد و بعنوان معاون راهبردی و امور مجلس، همچنین سخنگو سازمان معرفی شد.

از آنجا که کمالوند عمر کاری خویش را در امور دیپلماتیک سپری کرده، نباید توقع اطلاعات فنی هسته ای از او داشت، لیکن در برهه حساس کنونی و در مقطعی که عقب نشینی های آشکار خط سازش، موجب انتقادهای فراوانی از تدابیر دولت شده؛ کمالوند در قالب منجی بزرگ پا به عرصه گذارده است.

طبیعی است که نگاه مردم به اخبار ارایه شده توسط پرسنل سازمان انرژی اتمی، اطلاع و دید فنی دقیق می باشد؛ حال آنکه کمالوندی اصولاً دارای چنین ویژگی نیست و اصالتاً اخبار وی دیپلماتیک است و نه فنی. از این رو کمالوند را بیش از آنکه بتوان سخنگوی سازمان انرژی اتمی دانست؛ می بایست سخنگوی وزارت خارجه و توجیه کننده رفتار تیم نیویورکی ها، در عقب نشینی های هسته ای دانست.

موید امر موارد خلاف فنی و یا نگاه سیاسی به موضوعات فنی هسته ای طی جلسه پرسش و پاسخ "توافق ژنو به کدام سو" در دانشگاه علامه طباطبایی می باشد.

علی رغم اینکه ایران هیچگونه تدارکی برای تبدیل اکسید اورانیوم به گاز UF6 ندارد؛ [خلاف جهت عادی] در پاسخ به سوالِ اگر توافق صورت نگیرد می گوید "ما حتی می توانیم اورانیوم هایی را که اکسید کردیم، بازگردانیم. میتوانیم در طول سه ماه همه چیز را به وضعیت قبل برگردانیم." و یا نگاه سیاسی وی به موضوعات فنی: " ما در حال حاضر جزو ۱۶ کشور اقتصادی جهان هستیم و اگر بخواهیم درجایگاهی که شایسته ایران هست قرار گیریم، باید حصار و طنابی که به افراد ما بسته شده است، بیرون بزنیم و با دنیا ارتباط برقرار کنیم که در همین راستا به تعامل و مذاکره نیازمندیم." حال آنکه نظام اسلامی ایران هیچگاه از مذاکره مثبت روی گردان نبوده است.

علی ایحال؛ ظاهراً کارکرد دیپلماسی خارجی در جایگاه سخنگوی سازمان انرژی اتمی؛ و ارایه اخبار سیاسی بجای اطلاعات فنی، نزد افکار عمومی داخل کشور، بُعد جدیدی از تدبیر است؛ که خط سازش اهداف جناحی خویش را در آن جستجو می کند.



برچسب‌ها: کمالوندی, بهروز, سخنگو, دیپلمات, خط سازش
+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم اردیبهشت 1393ساعت 18:8  توسط احمد.ش  | 

اندر خشونت دولت اعتدال! با مستند من روحانی هستم




دولتی که تاب تحمل روایتی مستند از جانب چند دانشجو را ندارد، چطور به راحتی از کنار تحقیر صدور قطعنامه پارلمان اروپا رد می شود؟

دولتی که روایت تاریخ را تاب نمی آورد، چگونه توهین به پاسپورت ایرانی، خصوصاً پاسپورت دیپلمات خویش و راه ندادن نماینده خود را به بزرگترین مجمع جهانی تحمل می کند؟

دولتی که در شنیدن قصه ی رئیس خود شکیبا نیست، چگونه خواری توافق ننگین ژنو را بر می تابد؟

شیخ حسن لختی درنگ کن،

اینان چند دانشجو بیش نیستند؛

دشمن در آنسوی مرزهاست،

در آنسوی میز توافق ژنو،

روا نیست که دوست را دشمن شماری،

و دشمن را دوست.

این تذهبون،

یا شیخ فریدون؟



برچسب‌ها: من روحانی هستم, شیخ حسن, شیخ فریدون, مستند, خشونت
+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم اردیبهشت 1393ساعت 14:44  توسط احمد.ش  | 

تفاوت خط سازش و خط مقاومت در مواجهه با امریکا و مذاکرات هسته ای


با اینکه رویارویی دو جریان ذیل به موضوع هسته ای خلاصه نمی شود؛ لیکن مذاکرات هسته ای بیش از 10سال است بهانه ی تقابل جدی دو دیدگاه سیاسی در صحنه ی ایران اسلامی است؛ تقابلی اثر گذار، حتی در تعیین رئیس جمهور.

بنظر می رسد تفاوت برداشت هر گروه، نسبت به اسلام؛ و چگونگی اجرای احکام، در کنار فقدان اعتماد به نفسِ یکی از دو تفکر؛ عوامل موثری بر نحوه تصمیم گیری آنها باشد.

تفکر اول، که صلح حدیبه و صلح امام حسن (ع) را سرلوحه امور خویش قرار داده؛ از مذاکره بعنوان ابزاری جهت ارتباط با غرب خصوصاً امریکا بهره می گیرد. این تفکر، امریکا را کدخدای جهان تلقی و همه ی امور را بسته به حکم وی می داند.

با توجه به تعریف ابتدایی، دیدگاه اول را می توان "خط سازش" خواند. از آنجا که برقراری ارتباط با کدخدا، غایت و ارزش اصلی چنین تفکری است؛ لذا مسئله ی هسته ای مانعی بزرگ در مسیر توافق ایران و غرب تلقی می گردد. این گروه حتی اخم به حریف و یا استفاده از شعار مرگ بر امریکا را چالش توافق می پندارد.

خط سازش، دستیابی به توافق هسته‌ای را منوط به اراده سیاسی، صداقت و دوری‌گزینی از مواضع افراطی می داند و حصول توافق را سهل می شمارد؛ چرا که معتقد است در توافق موقت، یخ ها بین ایران و امریکا آب شد، لذا به راحتی می توان به توافق بلند مدت رسید! البته نگرانی خویش را از نقد توافق پنهان نمی کند؛ بلکه نقد را برابر هم صدایی با اسرائیل و ویژگی منتقدان را عده ای معدود، كم سواد و حسود می داند كه از جايی خاص تغذيه مي‌شوند.

تیم نیورکی ها بعنوان قوه عاقله ی مذاکره در این خط، علی رغم اعتراف به محرمانه نبودن هیچ موضوعی در توافق، حاضر نیست مفاد آن را حتی به قیمت استیضاح افشا کند.

تیم نیویورکی ها مذاکره در خصوص توان دفاعی کشور - خاصه موشک های بالستیک – را تکذیب می کند، لیکن از طرفِ دیگر میز مذاکره، ندا می رسد وقتی می گویم درباره همه نگرانی های موجود صحبت شده است، منظورم این است که درباره همه نگرانی ها بحث شده است، حتی موشک های بالستیک!

علاوه بر بحث دفاعی نگاه این تفکر، به دیگر خطوط قرمز نظام، نگاهی منفعل و قابل مذاکره است. خط سازش بر سر حقوق بشر نیز مخفیانه با غرب معامله می کند و حزب الله لبنان را به عنوان بخشی از محور مقاومت، افراطی می خواند و خروجش از سوریه را همانند تکفیری ها لازم می شمارد.

نتیجه آنکه ذبح مسایل فوق به منظور برقراری رابطه با کدخدا، در پیشگاه چنین تفکری امری منطقی است.

تفکر دوم؛ از آنجا که غرب و خصوصاً امریکا را غیر منطقی و قلدر معاب یافته، عقیده دارد با استفاده از سه اصل عزت، حکمت و مصلحت، می بایست در مقابل غرب ایستاد و حق خویش را ستاند. اصولاً در این تفکر، رابطه ی گرگ و میش مفهوم نداشته و با وجود قانون جنگل در جهان کنونی، سازش را بدون سه اصل یاد شده، خفت می شمارد. لذا هر چند جنگ طلب نیست، لیکن با تعصی به بدر و خیبر، قایل به فتح خیمه ی معاویه در صفین است و مذاکره را تنها در موقعیت برابر صحیح می پندارد.

با توجه به تعاریف، نام "خط مقاومت" شایسته ی چنین تفکری است؛ تفکری که مخالف با حرکتهای صحیح و منطقی در دیپلماسی نیست؛ بلکه نرمش قهرمانانه را در جاهایی بسیار لازم میداند و بسیار خوب، اما معتقد است کشتی گیری که دارد با حریف خودش کشتی میگیرد و یک جاهایی به دلیل فنّی نرمشی نشان میدهد، فراموش نکند که طرفش کیست، فراموش نکند که مشغول چه کاری است؛ بداند که با چه کسی مواجه است، آماج حمله ی حریفش کجای مسئله است.

 از دید چنین تفکری مذاکره به این معنا نیست که جمهوری اسلامی ایران از حرکت علمی هسته ای خود کوتاه بیاید. در عین حال، امریکا را غيرقابل اعتماد، خودبرتربين، غيرمنطقى و عهدشكن، دولتى سخت در پنجه ى تصرّف و اقتدار شبكه ى صهيونيسم بين المللى میداند.

نه تنها به امریکا بدبین است بلکه به آن هیچ اعتمادی ندارد. و میداند با عقب نشينى ٬ با تعليق غنى سازى ٬ با عقب افتادن كار ٬ با تعطيل كردن بسيارى از كارها مشكل حل نميشود؛ چون می داند طرف مقابل دنبال مطلب ديگرى است؛ می داند دعواى آمريكا با ایران سرِ قضيّه ى هسته اى نیست؛ می داند قضيّه ى هسته اى بهانه است؛ می داند قبل از اينكه مسئله ى هسته اى مطرح باشد ٬ همين دشمنى ها ٬ همين مخالفتها از اوّل انقلاب وجود داشته.

می داند اگر يك روزى هم مسئله ى هسته اى حل شد - فرض كنيد جمهورى اسلامى عقب نشينى كرد؛ همانكه آنها ميخواهند - مسئله تمام نخواهد شد؛ و امریکا ده بهانه ى ديگر را به تدريج پيش ميكشند: مثلاً چرا شما موشك داريد؟ چرا هواپيماى بدون سرنشين داريد؟ چرا با رژيم صهيونيستى بديد؟ چرا رژيم صهيونيستى را به رسميّت نمىشناسيد؟ چرا از مقاومت در منطقه ى به قول خودشان خاورميانه حمايت ميكنيد؟ و چرا؟ و چرا؟ و چرا؟

این تفکر به مذاکره با امریکا خوشبين نيست؛ فكر نميكند از اين مذاكرات آن نتيجه اى را كه ملّت ايران انتظار دارد ٬ به دست آيد ٬ لكن آن را تجربه می داند که پشتوانه ى تجربى ملّت ايران را افزايش خواهد داد و تقويت خواهد كرد؛ مذاکره را بدون ايراد میداند امّا در کنارش لازم می داند ملّت بيدار باشد و بداند چه اتّفاقى دارد مى افتد تا بعضى از تبليغاتچى هاى مواجب بگير دشمن و بعضى از تبليغاتچى هاى بى مزد و مواجب - از روى ساده لوحى - نتوانند افكار عمومى را گمراه كنند.

از منظر این تفکر، دشمن را بايد شناخت٬ جبهه ى دشمن را بايد شناخت٬ لبخند دشمن را نبايد جدّى گرفت٬ نبايد فريفته ى آن شد٬ هدف را نبايد فراموش كرد. این تفکر اصرار دارد بر تثبيت حقوق ملّت ايران ٬ از جمله مسئله ى حقوق هسته اى؛ اصرار دارد بر اينكه از حقوق ملّت ايران يك قدم عقب نشينى نبايد بشود. این تفکر یقین دارد کسانی می خواهند به افكار عمومى مردم القا كنند كه اگر ما در قضيّه ى هسته اى ٬ تسليم طرف مقابل شديم ٬ همه ى مشكلات اقتصادى و معيشتى و غيره حل خواهد شد.

از منظر چنین تفکری يك ملّت، با هويّت اصلى خود، با عزّت خود سرافراز ميماند و ميتواند به پيشرفت برسد. این تفکر می داند براى نظام جمهورى اسلامى به عنوان يك تجربه ى دائمى در طول اين ٣۵ سال، تنها عامل برطرف كردن مزاحمت دشمن عبارت است از اقتدار ملّت و ايستادگى ملّت؛ اين تنها عاملى است كه ميتواند دشمن را عقب بزند. و در این صورت بايد يقين داشت كه با ايمان راسخ ٬ با ادامه ى راه ٬ با بصيرت در امور پيرامونى و مسائل جارى ٬ با بصيرت نسبت به دشمن و بصيرت نسبت به ميدان عمل و جبهه ى مبارزه ٬ پيروزى قطعى است؛ انشالله.




برچسب‌ها: خط, مقاومت, سازش, مذاکره, هسته ای
+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم اردیبهشت 1393ساعت 13:25  توسط احمد.ش  | 

تحلیلی بر سخنان عاموس یادلین در خصوص توافق هسته ای ژنو


 مقاله ذیل، تحلیلی است بر سخنان عاموس یادلین رییس سابق سرویس اطلاعات نظامی اسراییل (امان) که اذعان کرد اختلاف های امریکا و اسراییل درباره برنامه هسته ای ایران، بیشتر رسانه ای و تبلیغاتی است و آنها درون اتاق های دربسته به موضعی واحد در این باره رسیده اند.

هر چند اصل خبر بیش از یک صفحه نیست، لیکن نکات حایز اهمیت فراوانی در دل خویش جای داده است.

1- علی رغم اعتراف عاموس بعنوان عنصر عالی رتبه امنیتی، در رژیم مجهول، به وجود هدفِ مشترک نزد سگ هار و کدخدا! مقابل برنامه ی هسته ای ایران. خط سازش از درک چنین امری عاجز می نماید تا ناخود آگاه یاد انتخابات 88 و ادعای تقلب در نظر، زنده شود!: انسانی که به دروغ، نظام اسلامی را، متهم به تقلب کند، حتی با شمارش تک تک آرای صندوق های رای، بیدار نمی شود!!!

گر چه بدانند خط مقاومت و صهیونیسم، پدر کشته گی دارند، لیکن خط مقاومت را در توافق ژنو، صدای سگ نجس خواندند در ایران!

2- عاموس با بیان مقدمه ای، می آورد:

"ظاهرِ کار؛ کوتاه آمدن ایران مقابل غرب است، این دقیقا پیامی است که ایران، امید دارد به غرب برساند."

سپس در نقش "پلیس بد"، ابتدا عقب نشینی های وحشتناکِ تیم نیویورکی در توافق ژنو را، کم اهمیت خوانده، آنها را تاکتیک ایران معرفی می نماید. توافق ژنو را لازم، ولی کافی نمی داند و مثل همیشه با طرح "اگر" هایی، سعی در ایران هراسی دارد: "اگر ایران بازرسان آژانس را اخراج کند، اگر از NPT خارج شود"

سپس برخی "باید" ها را یکی یکی لیست می کند:

2-1 ذخایر سوخت 20 درصد ایران، ناچیز است!، باید بخش اعظم ذخایر 3/5 درصدی را نابود کند.

جالب اینجاست تا دیروز، نتانیاهو ذخایر 20 درصد ایران را، در سخنرانی سازمان ملل، مهم و خطرناک توصیف کرده و با کاریکاتورِ مسخره اش، خط قرمز برای آن طرح می کرد، ولی امروز یکی از موثرینِ حکومتش، سپری شدن قدم اول را -حذف ذخایر 20% ایران طبق توافق ژنو-، کم اهمیت، و ذخایر 3/5% را پر اهمیت می داند!، به امید آنکه در گام بعد، حذف این ذخایر ارشمند نیز کلید بخورد.

2-2 باید بیشتر سانتریفیوژ های خویش را برچیند.

2-3 باید تعداد نمادین از سانتریفیوژهای غیر پیشرفته را باقی گذارد.

2-4 باید سایت فردو را برچیند.

همان سایتی که برخی خواهان تغییر کاربریش، از عملیاتی به تحقیقاتی هستند. این یعنی تحقق آرزوی دست نیافتنی نتانیاهو، که عاموس به صراحت از آن یاد می کند: "فردو ی در زیر کوه، دارای امنیت تضمین شده است".

حالا که حتی بمب های سنگر شکن امریکا، یارای نفوذ به این سایت مستحکم را ندارد و از هیچ طریقی، نمی توان ویرانش کرد، چه بهتر بدست برخی از ایرانی ها، غیر عملیاتی شود!

2-5 باید راکتور اراک تغییر داده شود.

2-6 باید به ابعاد نظامی برنامه هسته ای ایران پاسخ داده شود.

2-7 باید تضمینِ توافق ژنو، تصویب شورای امنیت باشد.

وای بر کسانی که در دل توافق ژنو "پذیرفتند، پرداختن رضایت بخش به قطعنامه های شورای امنیت را".

خدایا؛ پا بر هر بخشِ توافق ننگین ژنو که می نهی، همانند لمس مین "والمر" است! حقاً که شیخ حسن، تیم حقوقدان خبره ای را به مصاف کدخدایش فرستاده است!!!!!

2-8 باید پیشنهاد 20 یا 30 هزار! سانتریفیوژ ایران، رد شود.

چه ساده اند آنان که تصور می کنند کدخدا، زیر بار 190 هزار سانتریفیوژ آنها می رود!

3- به نظر می رسد بخش پایانی گفتار عاموس دارای بار سنگینی باشد: "اصرار بر موضع رسمی اسرائیل، حتی در اتاق های گفتگو، می تواند توانایی اسرائیل را برای نفوذ بر مذاکرات با ایران، که تل آویو در آن حضور ندارد خنثی کند."

از دید صهیونیست ها، تاکید بر مواضع رادیکال، مفهومی جز شرکت آنها در مذاکراه با ایران ندارد! و این یعنی دلیل سختگیری و هوچیگری صهیونیست مقابل ایران، در سطح جهانی.




برچسب‌ها: عاموس, توافق, ژنو, فردو, ذخایر
+ نوشته شده در  شنبه ششم اردیبهشت 1393ساعت 3:43  توسط احمد.ش  | 

مطالب قدیمی‌تر