دلنوشته های سربازی برای ولایت

تحلیل مسایل روز از نگاه نویسنده

نکاتی در خصوص بیانات رهبری، در جمع سفرا

 

رهبر معظم انقلاب، طی دیدار مسئولان وزارت خارجه، سفرا و روسای نمایندگی های جمهوری اسلامی خارج از کشور؛ سخنانی بیان فرمودند که نویسنده را بر آن داشت، نکاتی در همین راستا بیاورد.

 

  • خداوند وجود پر برکت رهبر فرزانه انقلاب را از جمیع بلایا مصون دارد. انسان در مواجهه با مواضع حکیمانه رهبر انقلاب، به وجود پر فیض ایشان رشک می ورزد؛ چرا که در ورود به هر مقوله ای همانند مدیری کار کشته که عمر خویش را بطور خاص در آن زمینه مصروف داشته، عمل می کنند.

حق است ملت شریف و شجاع ایران اسلامی، قدردان چنین رهبری باشند؛ که البته هست و شایسته تر است خطاب چنین موعظه ای؛ مسئولین و زمامداران کشور باشند!

  • بوضوح آشکار است خط تسامح؛ تمامی سخنان و هشدارهای رهبر انقلاب را طبق سیاق گذشته رها کرده و روزنامه های زنجیره ای، دو موضوع مطرح شده توسط رهبر انقلاب را با سه تیتر بیان کرده؛ حول آن مانور خواهند داد:

الف- "عدم منع ادامه مذاکرات" ب- "مذاکرات تا امروز خوب پیش رفته" و ج- "برای ظریف و همکارانشان دعا می کنم".

هرچند وجه اصلی سخنان رهبری در مقوله مذاکره، "بی ثمر بودن گفتگو با امریکا و نداشتن سود، بلکه وجود ضرر" است؛ لیکن خط تسامح در کنار باقی مانده فتنه، طبق معمول از کنار این بخش به آرامی خواهند گذشت.

  • رهبر انقلاب با هشدار چندین باره در خصوص اشتباه بودن مذاکره مستقیم با امریکا، بخشی دگر از وظیفه روشنگری خویش را انجام دادند، لیکن راه را، بر آنان که بر صراط اشتباه خویش اصرار می ورزند؛ نبستند؛ تا مسیر خویش را که ناشی از لجاجت است ادامه داده و عاقبت کار خویش را در همین دنیا دریافت کنند.
  • رهبر انقلاب یکی از ضرر انجام مذاکره با امریکا را؛ دو دله معرفی کردن نظام اسلامی در مواجهه با امریکا برشمردند. قطعاً چنین ضرری، ثلمه ای عظیم و به شدت جبران ناپذیر خواهد بود. درک موضوع برای افرادی که ارزش را، در برقراری رابطه با غایةالامال خویش «امریکا»، می بینند؛ سخت و غامض است.
  • برای چندمین بار، رهبری از ضعف امریکا در شرایط کنونی، بخصوص در مقطع فعلی که سگ نجس صهیونیستی به غزه یورش برده؛ یاد کردند، لیکن متاسفانه شاهدیم؛ در شرایطی که امریکا دچار شدیدترین زوال است؛ تیم مجرب و برتر دیپلماسی!، ضمن مذاکرات دوجانبه با امریکا، خصوصاً ملاقات هفته پیش عراقچی با برنز؛ به تقویت شرایط بد امریکا مبادرت ورزیده و زمانی که هنگامه اخم کردن به حریف است را، به خنده و کپ و گفتگو مبدل کرده اند.

شاید بتوان این موضوع را، جزو "شکار فرصت ها و استفاده صحیح از آنها"  نام برد؛ که رهبری از "شروط و لوازم یک دیپلماسی موفق"، بیان کردند. شرطی که متاسفانه تیم مذاکره کننده نه تنها به درستی از آن استفاده نکرد؛ بلکه آن را به ضد ارزش بدل نمود.

  • روحانی در جمع سفرا گفت: "خط قرمز ما هیچ چیز جز منافع ملی ما نیست، همه جا خط قرمز، فقط منافع ملی ما است. آنجا که منافع ملی ما بخواهد خدشه دار شود، آنجا خط قرمز ما است."

اما رهبر انقلاب با هوشیاری و بدون اشاره مستقیم به روحانی، مؤلفه هایی را برای منافع ملی برشمردند: "استقلال برآمده از انقلاب اسلامی، دین، ملت مؤمن، جوانان انقلابی، سخن قاطع در مقابل زیاده خواهان، دانشمندان، نخبگان و فعالیت های علمی از جمله عناصر سرمایه ی ملی است که باید در عرصه ی دیپلماسی حفظ شوند تا منافع ملی تأمین شود."

اشاره زیرکانه رهبری به منافع ملی و باز تعریف آن؛ در واقع مذموم شمردن اهانت به منتقدانی است، که بخش قابل توجهی از ملت مومن، جوانان انقلابی، دانشمندان و نخبگان را در بر می گیرد؛ کسانی که از نظر رئیس دولت "باید به جهنم بروند."

  • هرچند نکات زیادی در خصوص بیانات رهبری وجود دارد لیکن سخن کوتاه و به ذکر نکته ای در مورد "تعامل با جهان" بسنده می گردد.

باید پرسید؛ آیا دکتر روحانی به موضوع "تعامل با جهان" همانگونه پرداخت که رهبری اشاره فرمودند؟

روحانی گفت: "ما دلمان می خواهد با همه جهان ... مسائل مان را حل کنیم، حتی با آنها که سالیان دراز تنش داشتیم ... حتی از این مرحله هم جلوتر خواهیم رفت ؛میتوانیم به روابط عادی در آینده برسیم"

فارغ از تبصره هایی که در این بخش از سخنان روحانی آمده؛ رهبر انقلاب برخلاف رئیس جمهور، بطور صریح رژیم غاصب صهیونیستی و «امریکا» را از قاعده برقراری رابطه مستثنی نموده، ایشان تاکید کردند:

"رابطه با آمریکا و مذاکره با این کشور به جز در موارد خاصی برای جمهوری اسلامی نه تنها هیچ نفعی ندارد بلکه ضرر هم دارد و کدام عاقلی است که دنبال کار بی منفعت برود!؟"

با توجه به اختلاف دیدگاه شیخ حسن روحانی با رهبر انقلاب؛ باید دید بالاخره دولت تدبیر چه وقت پنبه نشنیدن و عدم درک سیاست های کلی نظام را، از گوش خویش خارج کرده و سعی می کند عملاً رهنمود های رهبری را، سرلوحه خویش قرار دهد.

یک سال از دوره چهار ساله تدبیر گذشت؛ و دیر یا زود سه سال دیگر نیز سپری خواهد شد. امید است خط تسامح نسبت به اصرار بی مورد و لجبازی در مسیری که آزموده شده و انتهای آن سرآبی بیش نیست؛ قبل از سپری شدن فرصت؛ دست کشد.

 


برچسب‌ها: رهبری, سفرا, هسته ای, ربطه, امریکا
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم مرداد 1393ساعت 3:27  توسط احمد.ش  | 

ترسو چه کسی است؟ شیخ!

 

متاسفانه امروز شیخ فریدون، که کوس عقب نشینی دیپلماسی وی، طی سالیان 82-84 و البته هم اکنون، گوش فلک را کر کرده، از شجاعت خویش و تیم دیپلماتش سخن گفت! (2)

شجاعتی که برای کسب 4/2 و 2/8 میلیارد دلار "پول خودمان" به غرب التماس کنیم و پس از نابودی بخشی از اورانیوم 20% غنی شده مان، دست گدایی دراز، تا قسطی را که از قضا قابل برداشت نیست، به حسابمان واریز کنند.

شجاعتی که آب سنگین اراک را تعطیل کرده، تا دیپلمات نجس امریکایی بگوید؛ با پولی که به ایرانی ها دادیم، سبد کالا به مستمندان دادند!

شجاعتی که غنی سازی 20% را تعلیق و کاربری فردو را تغییر دهیم، تا وقتی دشمن نطنز را منهدم کرد، مرکز دیگر غنی سازی نداشته باشیم؛ دانشمندان هسته ای را اخراج؛ 3000 کیلو ذخایر LEU را نابود، ذخایر 5% حاصل از رقیق سازی نیمی از ذخایر 20% را تنگ LEU زده و یکجا، همه را از بین بریم.

شجاعتی که به قطعنامه های غیر قانونی سازمان ملل، مشروعیت دهیم؛ کارخانه های تولید و مونتاژ سانتریفیوژ و روتر آنها را در اختیار مامورین جاسوس آژانس بین المللی قرار دهیم تا ضمن مکان یابی، دانشمندان نظامی را نیز همانند مصطفا احمدی روشن، فریدون عباسی، داریوش رضایی نژاد، مجید شهریاری و مسعود علی محمدی ترور کنند.

شجاعتی که 100 کیلو ذخیر اکسید شده 20% را به سوخت تبدیل کنیم، تا مبادا امکان برگشت آن به UF6 میسر باشد؛ تقدیم پیشاپیش ذی قیمتی ترین اطلاعات سری هسته ای، از نقشه مراکز هسته ای گرفته تا اطلاعات منابع.

شجاعتی که به افکار پوچ PMD دشمن، لباس واقعیت بپوشانیم و R&D را به اسم "کنونی" در نقطه ای تعطیل کنیم.

شجاعت یعنی قبول تمام عیار خواسته های دشمن، یعنی رفع نگرانی های او و رها کردن نگرانی های ملت؛ و اگر در مقابل این خواسته ها بایستی، می شوی ترسو! تازه ترسویی که برای نلرزیدن، می بایست  دنبال جای گرم بگردد.

شیخ حسن؛

اگر جوانان امروز کربلای چهار را ندیده اند، ما دیدیم.

علی رغم مخالفت امام با آن عملیات، دیدیدم اصرار بخش سیاسی را، که تکیه گاه فتنه و شما، جزو آن بودید.

با آنکه می دانستیم عملیات لو رفته، فارغ از نتیجه به خط زدیم. می دانستیم درصد بازگشت، اندک است.

اما شما؛

با آنکه می دانستید عملیات لو رفته، دستور انجامش را دادید!

برای شما که در قرارگاه عکس یادگاری میگرفتید، تا امروز به خلق الله نشان دهید و ادعا کنید، در جبهه بودید! فرقی نداشت لشکر ثارالله، آنطرف اروند جا بماند. فرقی نداشت لشکر حضرت رسول با سپاه هفتم عراق درگیر شود، اصلاً چه فرق داشت، چند سپاه دشمن، آنطرف اروند منتظر چهار، پنج لشکر از بسیجیان باشند. در محاسبات پوشالی شما، توپخانه قرارگاه مساوی بود با تار و مار سپاه سوم عراق!

شما فقط می خواستید بصره را به عنوان وجه الضمان تصرف کرده و پرونده جنگ را هر چه زودتر ببندید. خون هر تعداد نظامی، در این راه برایتان ... بگذریم.

بر خلاف نظر شما؛ بسیج و سپاه و ارتش، در عملیات کربلای 4 اشتباه محاسباتی نکرد. این مجمع عقلا و دار و دسته اش بودند که مثل هم اینک، محاسباتشان تو زرد از آب در آمد.

قرار نیست دردهایی را که انشالله برای خدا تحمل کردیم، به رخ کسی بکشیم، اما لااقل شما هم تاریخ را تحریف نکنید و دروغ نبافید.

شاید در این دنیا؛ خون شهیدان کربلای چهار را مستمسک خویش قراردهید، ولی آن دنیا چه می کنید؟

شیخ؛

با کسی غیر از ولایت، عقد اخوت نبسته ایم.

برایمان هم مهم نیست، امثال شما از کردار ما خوششان بیاید یا نه.

ترسو خطابمان کنند یا شیر دل.

به تکلیف عمل می کنیم و فریاد می زنیم.

هیهات من الذله.

و

در برابر وادادگی هسته ای، گوش به فرمان رهبریم و به تکلیف عمل می کنیم.

 

* نکته:

(1) قطعاً هدف ایراد چنین اظهارات خارج از عرفی؛ انحراف اذهان عمومی نسبت به موضوعی حساس است؛ لذا باید منتظر بود تا گذشت زمان پرده از سِر خشونت بی هنگام شیخ دیپلمات کنار زند.

(2) از آنجا که متاسفانه دفتر ریاست جمهوری، در اقدامی تعجب برانگیز، متن اولیه سخنان منتشر شده رئیس جمهور را دستکاری و تحریف کرد، لذا به اجبار متن Pdf که در ساعات ابتدایی انتشار، از همان سایت کپی برداری شده؛ جایگزین لینک قبلی گردید.

 


برچسب‌ها: شیخ حسن, ترسو, هسته ای, وادادگی, عقب نشینی
+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم مرداد 1393ساعت 23:26  توسط احمد.ش  | 

چرا رهبری باید دخالت کند؟

 

شانزدهم تیر ماه 93، رهبر فرزانه انقلاب سخنان مهمی در جمع مسئولین نظام ایراد و ضمن ابراز اعتماد به تیم مذاکره کننده هسته ای فرمودند: "ما به تیم مذاکره کننده مان اعتماد داریم. مطمئنّیم یقیناً آنها به دست اندازى به حقوق کشور و حقوق ملّت و کرامت ملّت راضى نخواهندشد و اجازه نخواهند داد که چنین کارى انجام بگیرد."

صبح روز بعد عراقچی خطاب به رهبری و ملت ایران گفت: "به رهبری و ملت ایران اطمینان می‌دهیم از هیچ یک از حقوق هسته‌ای کوتاه نخواهیم آمد."

اخبار فوق، هر ایرانی را غرق در شور و شعف می کند؛ لیکن یادآوری خاطره تلخ برنامه مشترک اقدام، دل شوره را جایگزین شادی می نماید. می پرسم مگر تعلق مذاکره کنندگان توافق ننگین ژنو، به کهکشان دیگری بود؟ مگر نبود همین تیم، که خطوط قرمز نظام را برای دستیابیِ "توافق به هر قیمتی" زیر و رو کرد؟

سخنان عضو تیم سابق هسته ای شیخ حسن روحانی را که می بینی؛ همان ذره امید باقی مانده هم تبدیل به یاس می شود! مصلحی وزیر اسبق اطلاعات در خصوص وی گفت؛ هرچند حسین موسویان از اتهام جاسوسی تبرئه شد؛ لیکن از نظر ما همچنان جاسوس است. نمی خواهم قوه قضائیه را زیر سوال ببرم، قوه قضائیه بر اساس قوانین خود که شاید ضعف و اشکالی در آن باشد عمل کرده؛ لذا تبرئه وی دلیلی نیست که جاسوس نباشد. بر اساس اسناد ما ایشان جاسوس است.

موسویان دو روز قبل از بیانات رهبری، در مصاحبه با روزنامه شرق علی رغم چند مورد مثبت؛ نکاتی می گوید که عرق سرد بر پیشانی نقش می بندد: "تاكتيك مذاكرات در دوره ایی كه من حضور داشتم، با تاكتيك مذاكرات اين دوره كاملا مشابه است؛ با يك تفاوت که در دوره 84-1382 من حضور داشتم!"

امروز بر کسی پوشیده نیست؛ تاکتیک مذاکرات آن دوران، منجر به عقب نشینی محض، التماس به غرب برای نگه داشتن سه چهار سانتریفیوژ، دخیل کردن البرادعیِ اجنبی در جناح بندی های داخلی، تعلیق و عقب افتادن تمامی کارها، درز اطلاعاتی که منجر به شناسایی شهدای هسته ای برای سرویس های اطلاعاتی دشمن شد، و خلاصه وادادگی تمام عیار بود، آن دوران.

با این حال موسویان اذعان می کند: "توافق مقدماتى همان چهارچوبی است كه پس از حدود 15 ماه مذاكره با سه كشور اروپايى در بهار 1384 ، ما به آنها پيشنهاد كرديم" و در ادامه می آورد ايران كه به دنبال بمب هسته اى نيست، بنابر اين پروتكل الحاقى را هم اجرا كند!

وی با نادیده انگاشتن امتیازات واگذار شده در برابر وعده های نسیه توافق ژنو می گوید: "اما براى اجراى پروتكل الحاقى هم، ايران بايد امتياز هم وزن و متقابل بگيرد. از نظر من چنين امتياز اتى بايد درمورد رفع تحريمها و گشودن درهاى جهان براى همكارى صلح آميز هسته اى با ايران باشد!"

نمی دانم خط تسامح عزتِ نفس را چگونه ترجمه می کند. اما مگر عقب نشینی های فاحش توافق ژنو کم بود؛ که حالا پروتکل الحاقی را هم، مفت و مجانی روی آن گذاشته و قصد تحمیلش به مردم دارند؟ تنها تعلیق غنی سازی بیست درصد برابر بود با رفع همه ی تحریم های بانکی و تحریم نفت، چه رسد به نابودی ذخایر غنای 20 درصد. حالا موسویانی که پس از صدور حکم دادگاه انقلاب؛ ایران را به مقصد امریکا ترک گفت و با سلام و صلوات مورد استقبال دشمن دیرینه این مملکت قرار گرفت؛ همانند ظریف و عراقچی برگ های برنده ی واگذار شده در توافق ژنو را، هیچ می انگارد و ادعا می کند؛ در قبال پروتکل الحاقی، تحریم ها را بردارند!

نمی دانم کدام خط فکری برای تاکتیک مهره ای سوخته؛ ارزش قایل است؟ مهره ای که پس از ترک کشورش و سکونت در امریکا؛ در قبال دریافت حقوقی ثابت؛ مشاورات ارزشمندی به امریکایی ها داده و می دهد؛ آنچنان که روزنامه وال‌استریت ژورنال نوشت: "با حضور موسویان در آمریکا، پنجره‌ای بزرگ از اطلاعات برای آمریکایی‌ها گشوده شده است."؛ گاهی در می مانم در تصمیم اعتدالیون! که آیا آزموده را، آزمودن رواست؟

 از خودم می پرسم چرا رهبر انقلاب در دیدار مسئولان نظام؛ این همه بر تطمیع و تهدید دشمن پافشاری کرده و نسبت به سعی دشمن بر تغییر محاسبه ی مسئولین ایرانی هشدار دادند؟ چرا ایشان به دولت هشدار می دهند، فریب شیطان را نخورید و به خدا توکل کنید؟ چرا موکد می گویند: "[شیطان] وعده میدهد، آرزوها را در دل بیدار میکند، زنده میکند، یک آینده ى رنگى و دروغین و خیالى مثل سراب در مقابل چشم مؤمنینِ به خود میگذار؛ امّا فریب است. از یک طرف تهدید، از یک طرف تطمیع؛ مثل رفتارى که امروز آمریکا دارد."

مگر خط تسامح چه کرده؛ که رهبری اینچنین هشدار می دهند. نزدیک به نیمی از سخنان ایشان؛ با توسل به آیات و ادعیه؛ هشدار بود. بگذریم که برخی طبق روال، تنها تاییدی، که به تناسب هشدار ها بیش از چند سطر نیست را؛ می بینند. [که البته باید دید]؛ و مابقی را وا میگذارند.

رهبری فرمودند: "ما امروز در محاسباتمان نباید دچار اشتباه بشویم؛ نگذارید دشمن در دستگاه محاسباتى شما اثر بگذارد؛ نگذارید اغوا کند؛ نگذارید تطمیع او یا تهدید او اثر بگذارد."

واقعاً فهمش برایم مشکل است؛ چرا خط تسامح آنگونه که باید، توان ترسیم خطوط قرمز برای دشمن را ندارند؛ تا آنجا که رهبر انقلاب، علی رغم میل باطنی بر "عدم دخالتِ در جزئیات مذاکرات"؛ به اجبار خلع کوتاهی آنان را، از حسینیه امام خمینی (ره) پر کرده و 190000 سو نیاز ایران را، با قاطعیت روی میز مذاکره می گذارند؟

 


برچسب‌ها: توافق, محاسبه, شیطان, تهدید, تطمیع
+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم تیر 1393ساعت 10:1  توسط احمد.ش  | 

دور زدن نظارت مجلس، با جعل عنوان برای توافق جامع هسته ای

 

اصل هفتاد و هفتم قانون اساسی، دولت را مکلف می کند کلیه عهدنامه‏ ها، مقاوله‏ نامه‏ ها، قرارداد ها و موافقت‏ نامه‏ هاي‏ بین‏ المللي را به‏ تصویب‏ مجلس‏ شورای‏ اسلامی‏ برساند. لیکن از آنجا که شاکله فکری تیم مذاکره کننده  هسته ای دولت اعتدال را؛ اعضای تیم نیویورکی ها تشکیل می دهند و این تیم بر اساس سیاق گذشته؛ تا حصول نتیجه، سعی بر مخفی نگاه داشتن تمام مراحل توافق دارد.

لذا پیشینه مذاکرات نشان داده است؛ پس از نهایی شدن گفتگو، نظام عملاً در گوشه رینگ قرار گرفته و ملزم به پذیرش نتیجه می شود.

طی مذاکرات هسته ای دولت اعتدال، تیم مذکور سعی کرده با ترفند جدیدی، ضمن تغییر نام توافق، از نظارت مجلس در امان ماند. توافق ژنو که با نام "برنامه اقدام مشترک" معرفی شد؛ نمونه بارز چنین رویکردی است. از آنجا که در تعریف ارایه شده توسط تیم مذاکره کننده، عنوان یاد شده؛ در قالب هیچیک از بندهای اصل هفتاد و هفت قانون اساسی نمی کنجد، لذا دست مجلس از نظارت بر چنین توافقی کوتاه و حتی در مقابل اصرار اعضای کمیسیون امنیت ملی مجلس، ظریف تهدید کرد: "حتی اگر استیضاح شوم، حاضر به افشای مفاد مذاکرات نیستم!" از اینرو مجلس در توافق اولیه ژنو نتوانست به وظیفه ذاتی خویش عمل کند.

ظاهراً ماجرا در توافق اولیه خلاصه نشده و خط تسامح؛ قصد دارد همین سیاق را طی توافق جامع، اجرایی و مجلس را مجدّداً در حاشیه گود قرار دهد.

ظریف در پایان مذاکرات وین 5 اظهار داشت: تنها بر سر عنوانِ توافق به نتیجه رسیده ایم، اما اشاره ای به این عنوان نکرد؛ ولی خبرگزاری فارس، روز شنبه چهاردهم تیر ماه 93، طی مذاکرات وین 6 و در پایان رایزنی سه جانبه عراقچی، اشمیت و برنز، پرده از نام توافق جامع برداشت: "برنامه اقدام مشترک جامع" !!!!

این امر به مفهوم ادامه روند فعلی؛ و ناتوانی مجلس در تصویب متن مذاکرات جامع هسته ای است. البته آتش تهیه چنین عملی را می توان در تاکید تیم مذاکره کننده بر تصویب پروتکل الحاقی توسط مجلس و تفکیک آن با متن مذاکرات جامع جستجو نمود.

لذا جای سوال دارد، چرا توافقی مدت دار با تعهدات بین المللی بی شمار، نباید از فیلتر مجلس شورای اسلامی عبور کند؟ توافقی که می تواند کشور را با کندی شدید پیشرفت، در یکی از شاهراه های علوم و صنایع روز دنیا مواجه کرده؛ چه بسا موجب عقب ماندگی علمی و تکنولوژیکی کشور گردد،

آیا به صرف تغییر نام؛ می توان طی سالیان متمادی کشور را با شرایطی خاص مواجه؛ و نظام را به عنوان یک استثنا در جهان معرفی کرد؟

امروز زنگ هشدار برای مجلس شورای اسلامی به صدا در آمده؛ و قطعاً در صورت تعلل، عواقب مسامحه ای اینچنین، سالها گریبان نظام را خواهد گرفت، چرا که طی برنامه شش ماهه اقدام مشترک؛ امریکا کراراً به تعهدات خویش عمل نکرد. لذا بر مبنای چه اصولی میتوان در پروسه ای شاید 20 ساله، به حریفی بد عهد و غیر قابل اطمینان، اعتماد کرد.

امروز روزی که سکوت مجلس؛ لطمات جبران ناپذیری بر چهره ایران اسلامی و غرور ملی ایرانیان وارد می کند.

 


برچسب‌ها: برنامه, اقدام, مشترک, جامع, مجلس
+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم تیر 1393ساعت 10:17  توسط احمد.ش  | 

تحلیلی بر مقاله اخیر جان کری در روزنامه واشنگتن پست

 

جان کری در آستانه مذاکرات وین 6 طی مقاله ای در روزنامه واشنگتن پست، با طرح مسایلی، که ریشه در خوی خودبرتربینی و غیر منطقی بودن امریکا دارد؛ اقدامات هسته ای دولت تدبیر را، ناکافی دانسته و بدون اشاره به "غنی سازی" مدعی شده، یک برنامه صرفاً صلح آمیز را برای ایران می پذیرد. وی با نقض آشکار "برنامه مشترک اقدام"؛ لغو تحریم ها را نه یکباره، بلکه تدریجی عنوان می کند.

نوشتار ذیل تحلیلی است بر مقاله جان کری و بازخورد های دریافتی از دولت تدبیر، که به زعم نویسنده؛ تیم دیپلماسی امریکا را به سوی اتخاذ مواضع اعلامی در مقاله کری سوق داده است.

● مقاله کری را می توان جوابیه ای به مقاله چند هفته قبل قهرمان دیپلماسی! در همین روزنامه دانست. مصدق زمان! علی رغم تهدید ظاهری غرب؛ با زبان بی زبانی از امریکا خواسته بود، نگذارید فرصتی تاریخی! نابود شده و آنچه در سالهای 82-84 اتفاق افتاد؛ تکرار گردد. ظریف با یادآوری اشتباه محاسباتی تروئیکای اروپا و توهّماتی که منجر به روی کار آمدن احمدی نژاد شد؛ نوشت: "[عملکرد و اشتباه اروپا] هم در نتیجه صندوق های انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۸۴ و هم در توسعه فعالیت های هسته ای صلح آمیز ایران نمایان شد".

سیگنالهای اشتباه ارسالی مقاله ظریف، مجدّداً وزیر امور خارجه امریکا را در توهم فرو برد و به سبک ظریف قلم فرسایی کرد: "یا آنچه جامعه جهانی می گوید قبول می کنید و یا فرصت تاریخی را از دست می دهید."

● متاسفانه وقتی تمام پالس های ارسالی از تدبیر، حکایت از "نیاز به رفع تحریم" دارد؛ و حتی شیخ میگوید: "هرگز به وضع قبل [از توافق ژنو] باز نخواهیم گشت". چرا کری با صراحت لهجه ایران را بین تن دادن به خواست امریکا و یا "انزوای اقتصادی" تهدید نکرده و نگوید "برای رهایی از تحریم! [به نحوی که ما میگوییم] ثابت کنید برنامه صلح آمیز هسته ای دارید."

مقام معظم رهبری در بازدید از نمایشگاه دستاوردهای هوا فضای سپاه فرمودند: "نباید نیازمندی های کشور و برخی مسایل همچون تحریم ها، به مذاکرات گره زده شود. مسئولان باید موضوع تحریم را به طریق دیگری حل کنند." اما ...

● علی رغم بد عهدی امریکا، در عمل به پرداخت اقساط مندرج ذیل "برنامه مشترک اقدام"؛ متاسفانه وقتی شیخ فریدون به جهت سرکوب منتقدان داخلی؛ در مصاحبه 24 خرداد می گوید: "5+1 در ژنو، قول هایی را که به ما داده به آنها عمل کرده است، یعنی این شایعات که بنا بود به ما پول بدهند و ندادند دروغ است. همه پول هایی که قرار بوده به حساب واریز شود، واریز شده و دریافت کردیم."

لذا امروز، کری باید گردن راست کند و با وقاحت تمام مدعی شود: "ثابت کردیم که در لغو تحریم های مالی انعطاف پذیر هستیم."

● امروز علی رغم تعلیق، توقف و نابودی بخش مهمی از داشته های هسته ای، کری باید در جایگاه مدعی خواهان "همراهی قول و عمل ایران" شده و متوقّع گردد: "5+1 و اتحادیه اروپا نه تنها به تمامی حرف های ایران گوش، بلکه حداکثر انعطاف را نشان داده است"!

● وقتی شیخ می گوید: "اگر ما میخواهیم مسئله بیکاری حل شود، اشتغال و اقتصاد ما رونق پیدا کند، راهش سرمایه گذاری و تکنولوژی است. باید تکنولوژی نو و سرمایه از بیرون بیاید"!!! کری نیز می گوید: "اگر می خواهید سرمایه گذاری به ایران باز گردد، شغل ایجاد شود، خدمات و کالاهای بیشتر وارد ایران شود، به نظام مالی بین المللی دسترسی بیشتر پیدا کنید و باعث رشد اقتصادی و بهبود استانداردهای زندگی مردم ایران شوید؛ باید خواسته ما را اجابت کنید"

● به داده و ستانده توافق ژنو کار ندارم! اما وقتی دکترِ حقوقدان، روحانی با امیدواری تمام می گوید: "اگر گفتیم تلاش می کنیم مذاکرات را به ثمر برسانیم، به هر حال یک توافق شش ماهه را به ثمر رساندیم و شش ماهه دوم آن را هم تلاش می کنیم به نتیجه برسد." از این رو طبیعی است کری قد راست کند و بگوید: "شاید فشارهایی برای تمدید دوره وارد شود، اما تمدید در کار نخواهد بود"

● دست آخر وزیر خارجه شیطان؛ مزد همه اعتماد ها و خوشبینی خط تسامح را؛ با تهدید، نوید دردسر و قول تشدید تحریم پاسخ میدهد، پای گزینه ها را وسط میکشد، حتی تنش های منطقه ای [نظیر داعش] را به توافق جامع هسته ای، سنجاق میکند؛ تا تدبیر میدان خالی کرده و همچون توافق ژنو؛ قافیه را واگذارد.

● نمی دانم چرا؟ اما باز هم یاد سخنان شیخ در روز حکم تنفیذ افتادم: "خداوندا، به تو پناه می برم از استبداد رأی، عجله در تصمیم، تقدّم نفع شخصی و گروهی بر مصالح عمومی و بستن دهان رقیبان و منتقدان."

و به یاد می آورم انواع برچسب ها طی ده ماه اخیر را: "کم سواد، حسود، عصر حجری، ویژه خوار تحریم، شعر و شعار، افراطی و ..."

 


برچسب‌ها: کری, مقاله, توافق, ظریف, روحانی
+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم تیر 1393ساعت 7:55  توسط احمد.ش  | 

تهدید غرب، یا التماس از غرب!

 

چند روز قبل، محمد جواد ظریف وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی، نسبت به درج مقاله ای در روزنامه واشنگتن پست اقدام نمود. در این مقاله ظاهراً قهرمان دیپلماسی!، اقدام به تهدید غرب کرده و با یادآوری عدم توافق در سالهای 82-84 به ایشان هشدار داده که فرصت پیش رو را مغتنم شمرده و به توافقی پایدار با ایران برسید.

اما این، همه ی ماجرا نیست. برای کسانی که با سابقه ظریف و اشتراک گذاری اختلافات جناحی و امور داخلی نظام، توسط وی با بیگانگان آشنا هستند؛ نه تنها باور چنین مقوله ای سخت می نماید بلکه قراین متعددی حاکی از التماس و تکرار رویکرد 10 سال قبل وی؛ در کنار هشداری است به غرب، برای تکرار آنچه ظریف نابودی چشم انداز توافق می نامد.

مرور سخنان ظریف با البرادعی، در حاشیه اجلاس سعدآباد، صحت گفتار نویسنده را تایید می کند؛ وی به البرادعی گفت: "بسیاری از کاندیداهای انتخابات ریاست جمهوری ایران از شکست مذاکرات ما سود می برند، آنها موفقیتی در این گفتگو ها نمی بینند و از طرفی آنها آدمهای پر نفوذی هستند؛ اعتبار اروپایی ها و مذاکره کنندگان ایرانی هر دو در ایران از دست رفته است؛ این تنها مشکل اعتماد به آنها نبود، این مشکل اعتماد به جبهه ما هم بود، اعتماد به نوع اعتبار ما در خانه!"

فارغ از اندک نکات مثبتِ گفته های ظریف در مقاله واشنگتن پست؛ متاسفانه بار دیگر شاهد تکرار سخنان 10 سال پیشش هستیم. وی می گوید: "در گذشته، گرفتاری در دام برخی توهمات سبب از بین رفتن فرصت های به وجود آمده شده است ... نباید اجازه داد که بار دیگر چشم انداز واقعی امکان حصول به یک توافق تاریخی نابود شود. ... بسیار کوته بینانه خواهد بود اگر مجددا برخی توهّمات، بتوانند حرکت ما به سمت یک دستاورد تاریخی را از مسیر خود خارج کند. ... در هیچ زمانی بهتر از زمان حاضر، نمی توان یکبار و برای همیشه بحران غیر ضروری هسته ای را خاتمه بخشید، زیرا شرایطی فراهم است تا همه طرف ها بتوانند دستاوردهایی داشته باشند، پیش از اینکه پنجره همکاری و واقع گرایی بسته شود. ... امروز و در مذاکرات ایران با 5+1  فرصتی منحصر بفرد در اختیار است ... برای فایق آمدن بر موانع موجود بر سر راه این دستاورد تاریخی، باید به افق های پیش رو نگریست، نباید از درس های گذشته غافل شد، درک این نکته که چگونه برخی توهمات، فرصت های فراوان را از بین برده اند، دارای اهمیت زیادی است و اقدام برای جلوگیری از تکرار این توهمات، ضروری است. ... پیش از هر چیز، از آنها می خواهم که اجازه ندهند که برخی توهمات، حرکت چشمگیری را که برای پایان دادن به بحرانی غیر ضروری و گشودن افق های جدید آغاز شده است، از مسیر خود خارج کند."

ظریف با گلایه از اینکه غرب با اشتباه گرفتن تعامل سازنده ایران به عنوان نشانه ضعف و با انتخاب گزینه اعمال فشار و تحریم به منظور امتیاز گیری، عملاً سبب تغییر موضع ایران شد، با صراحت لهجه به غرب هشدار می دهد تا از تکرار اشتباه سال های قبل جلو گیری کند: "این تغییر موضع هم در نتیجه صندوق های انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۸۴ و هم در توسعه فعالیت های هسته ای صلح آمیز ایران نمایان شد."

جا دارد از جناب ظریف الممالک سوال کرد؛ چه لزومی دارد اختلافات داخلی نظام را مقابل دشمن بیان کرد؟ آیا بهتر نیست برای ماندن در کانون قدرت؛ در اعمال خویش بازنگری و به قدرت داخلی نظام و مردم خود تکیه کنید؟

 


برچسب‌ها: تهدید, التماس, امریکا, ظریف, عقب نشینی
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم خرداد 1393ساعت 14:1  توسط احمد.ش  | 

بن بست مذاکرات هسته ای؛ یا چاه خود ساخته

 

سایت خبری تحلیل پرس - احمد شیرازی

مذاکرات هسته ای وین 4، در سرعت گیری که ظریف و عراقچی، آن را زیاده خواهی امریکایی ها می خوانند، افتاد و عملاً به بن بست کشیده شد.

هر چند نویسنده اساساً با واژه "بن بست" مذاکرات هسته ای در دولت شیخ، مخالف است؛ و اعتقاد دارد دو طرف، خصوصاً تیم تدبیر با عدول از مواضع، نسبت به حل و فصل موضوعات مورد مناقشه  اقدام خواهند کرد - بدلیل اولویت دادن به برقراری رابطه با کدخدا، بر دیگر موضوعات -؛ لیکن بررسی دلایل آنچه خبرگزاری ها از آن، به عنوان "بن بست" یاد می کنند، خالی از لطف نیست.

نتیجه مذاکرات مخفیانه و حتی بدور از چشم هم پیمان های امریکا، فی مابین تیم ایرانی و کدخدا! در مسقط، و عدول خط سازش از مصالح نظام و آنچه رهبری به عنوان خطوط قرمز مذاکره با امریکا از آنها یاد می کنند؛ "برنامه مشترک اقدام" یا  همان "توافق ژنو" بود.

به منظور تبیین دلیل اصلی عبور از خطوط قرمز، می بایست نگاهی به خرداد 92 داشت. روانشناسی انتخابات یازدهم ریاست جمهوری مشخص می کند؛ آنچه سهم بسزایی در واریز آرای سرگردان، به صندوق روحانی داشت، شعار "حل مشکل معیشت و چرخیدن چرخ زندگی مردم در کنار چرخش سانتریفیوژ ها" بود. لذا شعار تبلیغاتیِ شیخ و نیاز داخلی تدبیر، به یک توافق، در راستای حفظ آرای مذکور، به زعم دولت، توجیهی مناسب برای اتخاذ رویکرد عقب نشینی، در توافق ژنو بود.

عدول از خطوط قرمز، طی توافق ژنو به حدی شد که حتی قهرمان دیپلماسی! نیز با اما و اگر هایی گفت: "من ادعا نمی‌کنم برنامه اقدام مشترک ژنو بی‌عیب و نقص است. بسیاری از نقدهایی که دیگران دارند، خود ما هم داریم."!

اکنون که کشور از فضای روانی انتخابات خارج و نتیجه مورد نظر دولت حاصل شده - انجام توافق اولیه ژنو -، برگشت به عقب و انجام توافق به هر قیمتی! طی مذاکره برای نگارش متن توافق جامع؛ اساساً توجیه پذیر نیست و توقع منطقی از حقوقدان های متبحّر تیم مذاکره کننده، آن است، در دیدار دو جانبه ی پیش رو با هیئت امریکایی به رهبری ویلیام برنز، نکته یادشده را مورد توجه قرار داده و بر خلاف رویه سابق، به اصول و خطوط قرمز نظام پایبند باشند. اگر چه کمترین نتیجه دیدار دو جانبه با امریکا، وزن دادن به حریف، آنهم توسط بزرگترین تحقیر کننده آن طی 35 سال اخیر؛ همچنین القای باز شدن تمامی گره ها توسط سر پنجه کدخدا و حتی عدم امکان زندگی در دهکده جهانی بدون قبول حرف زور امریکا است.

لذا به نظر می رسد "بن بست" یاد شده، حاصل برتری دادن مصالح جناحی بر منافع نظام، طی توافق ننگین ژنو است؛ اگر خط سازش با سعه صدر بیشتر و نه بر اساس "عجله"؛ مذاکرات را دنبال می کرد؛ امروز در چاه خود ساخته ای به نام بن بست گرفتار نمی شد.

به واقع آنچه امریکا با تبلیغاتی سنگین، عامل شکست وین 4 می خواند، همان چهار خط قرمز ایران است که مذاکره کنندگان تدبیر برای حصول توافق اولیه در ژنو، از آنها چشم پوشی کرده و به یک "توافق بد" راضی شدند. از سوی دیگر گرفتن دست بالا توسط امریکا امری طبیعی است؛ چرا که زیاده خواهی، جزئی از خصیصه امریکا است؛ و البته چنین روشی منطق هر تجارتی، در دنیای آزاد غرب است.

بنا بر این جای گله از دوستان مذاکره کننده باقی است؛ چرا طی توافق ژنو، تمامی برگ های برنده نظام را به سهل واگذاردند تا امروز دست های خالی ایشان، عملاً وسیله ی سلب قدرت چانه زنی بر سر میز مذاکره شود؟ امری که متاسفانه محدوده مانور حریف را، با شروع نگارش متن توافق جامع، به ماندن 300 یا 500 سانتریفیوژ، بجای چانه زنی بر سر راکتور اراک و یا غنی سازی 20 درصد، گسترش داد.

جالب است که با اصرار امریکا، "نیاز عملیِ ایران" در متن توافق ژنو درج و ملاک عمل واقع شد؛ ولی یانکی ها حاضر به قبول 52000 سانتریفیوژ ایران، تنها برای تولید سالانه سوخت راکتور بوشهر نیستند! - بگذریم که تعهد روسیه به تامین 10 ساله سوخت مستمسکی است در درست حریف. - 

به زعم نویسنده نتایج ذیل، آزموده ای است که می تواند چراغ هدایت مذاکره کنندگان در مسیر پیش رو قرار گیرد.

1-     همانطور که بارها و به انحاء مختلف، رهبر فرزانه انقلاب طی سال گذشته و امسال بیان کرده اند؛ امریکا پیمان شکن و بد عهد است.

2-     با دشمنی که صادق نیست؛ نباید ساده انگارانه به صدق رفتار کرد.

اگر ما غنی سازی 20 درصد، تولید سانتریفیوژ، گسترش صنعت هسته ای، ساخت و ساز نیروگاه اراک و دهها مورد دیگر را متوقف کردیم، ذخایر سوخت که نه؛ برگ برنده خویش را از بین بردیم و بنام شفافیت، اطلاعات حساس نظام را در اختیار غرب قرار دادیم؛ دشمن از عقب نشینی ما راضی نخواهد شد و به پیشروی خویش تا جمع کردن تک تک پیچ و مهره های هسته ای ما؛ ادامه می دهد. "برای آنها مسئله هسته ای بهانه است" این است آنچه ولی امر در خشت خام می دید و فرزندان انقلاب؛ توان دیدنش در آینه را ندارند.

بیاد داشته باشیم که کری قبل از توافق ژنو گفت: "اقدامات اعتماد ساز، مقدمه برچیدن برنامه هسته ای ایران است."


برچسب‌ها: مذاکره, بن بست, خط قرمز, امریکا, هسته ای
+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم خرداد 1393ساعت 0:14  توسط احمد.ش  | 

خط و نشان جدید ژنرال امریکایی برای خط سازش

 

رئیس ستاد مشترک ارتش امریکا طی بازدید از امارات متحده عربی ضمن تکرار سخن ابلهانه روی میز بودن گزینه نظامی؛ آشکارا نسبت به تهدید تیم مذاکره کننده ایرانی در صورت عدم اصلاح آنچه وی "نفوذ شریرانه ایران" می خواند؛ اقدام کرد.

ژنرال دمپسی گفت: "پايان دادن به بلندپروازي هاي هسته اي ايران مشكل آفريني اين كشور براي منطقه را مرتفع نمي كند. آنها نفوذ شريرانه اي را به روش هاي ديگر از جمله با دست نشاندگان و عوامل خود همچون حزب الله لبنان و نيروي قدس سپاه پاسداران اعمال مي كنند. آنها بزرگترين قاچاقچي سلاح در منطقه هستند. آنان در حوزه سايبري به طرز شرارت باري فعال هستند. موارد زيادي اعم از منطقه اي و جهاني وجود دارد كه نگراني ام را بابت ايران برانگيخته است و اين موارد حتي با حل و فصل موضوع هسته اي هم مرتفع نمي شود. اگر رهبران ايران رفتار خود را تغيير ندهند، براي موضوعات ديگري بازخواست خواهند شد"

چه زیبا رهبر فرزانه ی انقلاب قبل از توافق ننگین ژنو پاسخ ساده دلانی را که تصور می کنند مشکل امریکا با ایران، بر سر قضیه هسته ای است دادند:

"اين خطا است اگر خيال كنيم كه دعواى آمريكا با ما سرِ قضيّه ى هسته اى است؛ نه ٬ قضيّه ى هسته اى بهانه است."

حال باید دید خط سازش تا کجا هزینه های عقب افتادن در: صنعت هسته ای؛ درز و افشای حساس ترین اطلاعاتِ پرسنل، مراکز، منابع و تکنولوژی؛ زمینه سازی برای اجرای اهداف دشمن در راستای شناسایی عوامل مستعد هسته ای و صنایع مرتبط به منظور کسب جاسوس، حذف از طریق ترور، حذف از طریق اتهام زنی و بد نام کردن؛ تحقیر ملت سر فراز ایران به دلیل مقهور اراده ی دشمن شدن، حذف ذخایر استراتژیک 20 و 5 درصد و یا اکسید آنها؛ عقب راندن و تعلیق صنعت هسته ای و ... را به نظام تحمیل می کند؟

خوب است هشت سال استقامت خط مقاومت بود، تا 300 سانتریفیوژ را به 21000 تبدیل کند، اورانیوم غنی شده ی نداشته را، به 3/5 و 5 و 20 درصد تبدیل کند، کارخانه غنی سازی نطنز را، که علی رغم 20 متر زیر زمین بودن باز هم، هدفی نه چندان سخت برای امریکا است، به فردوی  زیر کوه و 70 متر در عمق خاک و البته کابوس بمب های سنگر شکن امریکا تبدیل کند، صفحه های سوخت تولید کند و دنیا را به تحیّر وادارد، دانشمندان شناسایی شده از اعتماد قبلی به دشمن را، با عنوان شهدای هسته ای و صنایع دیگر ،،با جان و دل تقدیم،، انقلاب کند و خلاصه ...؛ خط سازش هر آنچه را که از نام ایران، ایرانی و مقاومت جانانه مقابل غرب در دل داشتند، به بهانه احمدی نژادِ خارج شد از ریل ولایت - طی دولت دهم -، به پای خط مقاومت بنویسند و انتقام  شکستِ سقیفه در سالهای 78 و 88 را؛ از نظام و مردم دیندارش بستانند.

 گفتم مردم، شاید شیخ دوباره بگوید شناسنامه ات کو و به کدامین گروه وابسته ای؟ اما باید خدمت ایشان عرضه داشت، در این مملکت؛ کم نیستند بیسوادن و کم سوادانی همچو منِ لبو فروش و راننده ی تاکسی، که دغدغه انقلاب دارند و رنج جنگ، تحریم، سختی اقتصاد و انواع و اقسام برچسبِ دولتها را، به جان خریدند اما؛ نه وامدار تکیه گاه فتنه هستند، نه خاتمی فتنه گر یا احمدی نژاد پیاده شده از قطار انقلاب، حتی شیخ فریدون روحانی؛ بلکه تنها دل در گرو ولایت دارند.

نامم سرباز ولایت است و فرزند ایران و انشاالله با دعای حضرت بقیة الله ارواحنافدا و نایبش، تا فرا رسیدن اجل؛  در رکاب انقلاب خواهم ماند و امید به فضل خداوند یگانه دارم، تا جزو تارکین خط ولایت نباشم و مرگم همانند عمار، با بصیرت و بر دار عاشقی باشد. انشاالله

 


برچسب‌ها: دمپسی, خط سازش, خط مقاومت, تهدید, توافق
+ نوشته شده در  شنبه دهم خرداد 1393ساعت 6:35  توسط احمد.ش  | 

مصاحبه ی هسته ای حسین شیخ الاسلام و چند نکته

 

چند روز قبل، حسین شیخ الاسلام مصاحبه ای با خبرگزاری فارس داشت. فارغ از کلیت مصاحبه، دو دیدگاه ایشان از نظر نویسنده سطور، خالی از اشکال نیست. در آن مقاله حسین شیخ الاسلام گفت:

"آنچه در طرح اقدام مشترک مهم است این است که قطعنامه‌ی شورای امنیت سازمان ملل در خارج از این سازمان توسط جمهوری اسلامی ایران باطل می‌شود. به عنوان نمونه در طرح اقدام مشترک آمده است که ایران دارای برنامه غنی سازی خواهد بود و این در حالیست که طبق مصوبه صریح شورای امنیت ذیل فصل هفتم که الزام‌آور است ایران حق غنی سازی ندارد. این موضوع بسیار مهمی است که اهمیت آن  برای مردم ما درست تشریح نشده است."

بخش اول سخنان سفیر محترم سابق ایران در سوریه حاوی دو نکته است:

      1- در توافق ژنو آمده است ایران دارای برنامه غنی سازی خواهد بود

      2- ایران طبق قطعنامه های شورای امنیت، حق غنی سازی ندارد.

1-    در هیچ بخشی از برنامه اقدام مشترک به صراحت و راساً نیامده "ایران دارای برنامه غنی سازی خواهد بود"؛ بلکه برنامه غنی سازی ایران را به شروطی پی در پی مرتبط کرده است.

الف- اگر اصل غنی سازی مورد موافقت امریکا نباشد، از اساس منتفی است.

ب- اگر مورد موافقت باشد؛ با شروط دیگری نظیر "اِعمال محدودیت‌ها و اقدامات شفاف‌ساز" همراه است. ضمن اینکه در انتهای توافق، اِعمال محدودیت ها چنین تبیین می شود:

"بر 1-گستره 2-سطح فعالیت‌های غنی سازی 3-ظرفیت 4-محل انجام 5-ذخایر اورانیوم غنی شده 6-برای مدت زمان مورد توافق"

ج- سپس در همین قسمت، بخش دیگری را به آن اضافه می کند: "منطبق بر نیازمندی‌های عملی."

نیاز عملی ایران را چه کسی باید تشخیص دهد؟ امریکا! در صورتی که هر سه اصل فوق، بر اساس بند 4 NPT مردود و کلیه اعضا از حق غنی سازی بدون محدودیت و سطح؛ برخوردارند و اصولاً شناخت ایران به عنوان یک استثنا؛ اشتباه است.

2-       مشروعیت نداشتن غنی سازی ایران، طبق قطعنامه های شورای امنیت.

در پاراگراف دوم مقدمه توافق ژنو آمده:

"در فاصله میان گام های اولیه و گام آخر، گام های دیگری از جمله پرداختن به قطعنامه های شورای امنیت با هدف پایان رضایت بخش بررسی موضوع توسط شورای امنیت سازمان ملل متحد وجود خواهد داشت."

در واقع دو اصل "توافق جامع دربر گیرنده یک برنامه غنی سازی (با شرایط یاد شده)" و "پرداختن به قطعنامه های شورای امنیت"؛ تناقض آشکار دو بند حقوقی در کنار یکدیگر است! یکی می گوید با شرط و شروطی می تواند! و دیگری می گوید هیچ حقی ندارد!

این همه در حالی است، که از قضا 3 عضو دایم شورای امنیت مخالف صریح و اصلی ایران بوده؛ و اگر این شورا نهایتاً قطعنامه های خود را لازم الاجرا بدانند؛ طبق دست پخت تیم مذاکره کننده؛ ایران دارای هیچ حقی برای غنی سازی نخواهد بود!

همه ی اما و اگر ها، وقتی کنار بند طلایی توافق نامه گذاشته شود؛ - که در ابتدا و انتهای توافق آمده - خواهیم دید، آبی در جهت منافع ایران، از طرح اقدام مشترک گرم نخواهد شد:

 " تا در مورد همه چیز توافق نشود، در خصوص هیچ چیزی توافق حاصل نشده است."

آیا چیدمان عبارات یاد شده و تیر خلاص بند طلایی؛ در بر گیرنده مفهوم غنی سازی است؟ بر فرض محال؛ به غیر از غنی سازی ویترینی، برداشت دیگری از توافق ژنو نخواهد شد.

اما بخش دوم سخنان جناب شیخ الاسلام ؛ معطوف به مشخص نبودن موضع رهبری در توافق ژنو است!

"اینکه موضع رهبری در مورد توافقنامه ژنو مشخص نیست نکته مثبتی است و این مشخص نبودن موضع به رهبری این اجازه را می‌دهد که بر اساس نتیجه مذاکرات بهترین و مناسب ترین تصمیم را اتخاذ کنند. ولی بلاشک هرآنچه متضمن حقوق ملت و ایران نباشد نخواهند پذیرفت."

به نظر می رسد بیان چنین دیدگاهی بزرگترین ظلم در حق رهبری فرزانه انقلاب باشد. چرا که ایشان در سخنرانی های متعدد؛ به تبیین سیره خویش نسبت به مذاکره با امریکا پرداخته اند و بدون هیچ پرده پوشی "دولت امریکا را غیرقابل اعتماد، خودبرتربين، غيرمنطقى و عهدشكن، دولتى سخت در پنجه ى تصرّف و اقتدار شبكه ى صهيونيسم بين المللى" می دانند.

ایشان به صراحت عنوان می کنند در جزئیات مذاکرات دخالت نکرده و اصل را بر پشتیبانی و عدم تضعیف تیم مذاکره کننده گذارده اند، البته این امر در خصوص همه ی دولتها صادق است.

به یقین مقصود جناب شیخ الاسلام همانطور که در بالا آمد؛ عدم دخالت رهبری در جزئیات و پشتیبانی ایشان از تیم مذاکره کننده بوده است و لیکن به درستی تبیین نشده است.

یاد آور می شود مقاله ای با عنوان "تفاوت خط سازش و خط مقاومت در مواجهه با امریکا و مذاکرات هسته ای"، بخش هایی از مواضع رهبر فرزانه انقلاب در خصوص رابطه ی با امریکا و مقایسه مواضع ایشان با مواضع خط سازش؛ قبلاً در همین سایت منعکس شده است.

با توجه به اینکه نظر رهبری بطور اعم، شامل رابطه ی با امریکا است؛ توافق ژنو و یا هر توافق دیگری از این دست، ذیل چنین سیره ای قابل ارزیابی است؛ لذا جهت تنویر، خوانندگان محترم را به مطالعه مقاله ی مذکور دعوت می نمایم.

 


برچسب‌ها: شیخ الاسلام, مصاحبه, هسته ای, توافق, رهبر
+ نوشته شده در  شنبه دهم خرداد 1393ساعت 5:38  توسط احمد.ش  | 

بررسی تهدیدات ناشی از توقف تولید ریفرمت در پتروشیمی ها و شروع واردات بنزین

 

احمد شیرازی؛ سایت خبری تحلیل پرس

  • عملکرد برخی سیاسیون علی رغم عدم وجود استدلال عقلی؛ بیش از حد تصور سوال برانگیز است! به عبارت دیگر نمی توان توجیه قابل قبول، برای اعمال ایشان دست و پا کرد.
  • تئورسین های جنگ روانی یکی از موثرترین دلایل تغییر راهبرد مسئولین کشور هدف را؛ تحت فشار قرار دادن دولت ها از طریق به هم زدن نظم و تعادل اقتصاد و تاثیر گذاری بر معیشت ساکنین کشور حریف می دانند.

پر واضح است در ایران؛ قیمت بنزین نقشی اساسی در تعیین نرخ اجناس داشته و لازم به توضیح نیست، تغییر قیمت کالا و خدمات، متاثر از دسترسی و ارزش گذاری این کالای استراتژیک است. لذا سرویس های اطلاعاتی متخاصم، بحران ایجاد شده از کمبود ارایه بنزین را به حق، معضلی فراگیر در اقتصاد ایران ارزیابی کردند.

از این رو ضمن طراحی استراتژی تحریم بنزین، که با عنوان "گلوله نقره ای" شهرت یافت، ملتهب کردن اقتصاد و ایجاد نارضایتی در اقشار مختلف جامعه و بطبع آن زمینه سازی بروز اعتراض و اغتشاش را، به امید تغییر محاسبه در رویکرد هسته ای مسئولین نظام اسلامی؛ پیگیری کردند.

اما تحلیل به موقع و مقابله عملی در تولید ریفرمت "بنزین"، توسط پتروشیمی ها، حتی اجازه شلیک گلوله نقره ای را به دشمن نداد، و به عبارت دقیقتر، گلوله نقره ای درون قبضه حریف منفجر شد. هوشیاری مثال زدنی عوامل صنعت نفت؛ انتقال موضوع به بدنه تصمیم گیر نظام و نهایتاً صدور دستور تولید ریفرمت؛ موجب شد مردم حتی از وجود چنین تهدیدی آگاه نشوند. لذا اجرای طرح ریفرمت پتروشیمی، ارزشِ شناخت به موقع تصمیمات دشمن را آشکار؛ و وجوب تقدیر از کلیه دست اندرکاران طرح را مشخص می کند.

اما چندی است به بهانه های مختلف و بدون در نظر گرفتن تهدیدات مترتب از تحریم مجدد بنزین؛ تولید ریفرمت پتروشیمی ها توسط برخی افراد زیر سوال رفته، دستور قطع تولید آن صادر و واردات بنزین مجدّداً آغاز شده است.

فارغ از نادرستی ادله سازمان محیط زیست به ریاست خانم ابتکار، در آلایندگی و سرطان زایی ریفرمت تولیدی پتروشیمی - خصوصاً هوای شهر تهران - و نداشتن شاخصه های زیست محیطی؛ همچنین تکرار آلایندگی ریفرمت توسط مدیران صنعت نفت و شخص زنگنه بعنوان وزیر - بر خلاف اسناد و اظهارات مدیران سابق پتروشیمی و سکوت مدیران جدید -؛ ادعای نداشتن صرفه اقتصادی تولید ریفرمت؛ و نهایتاً وعده ی توقف واردات بنزین در اواخر سال 93 و یا اوایل 94 به جهت بهره برداری از فاز اول پالایشگاه ستاره خلیج فارس؛ مواردی است که آگاهانه یا نا آگاهانه، تلاش در راستای تحقق هدف دشمن و امری سوال برانگیز تلقی می شود.

طرح مسایل ذیل نیز، ابهام موجود را پیچیده تر از گذشته می کند!

1-       اساساً ریفرمت پتروشیمی ها به دلیل تولید در جنوب کشور (ماهشهر) و عدم صرفه اقتصادی در انتقال به پایتخت، تا کنون در تهران استفاده نشده و بنزین مصرفی در این کلان شهر، توسط پالایشگاه های تهران و اراک تولید می شود.

2-       اسناد کنترل کیفیت ریفرمت تولیدی پتروشیمی نشان می دهد، بدلیل بنزن زدایی، محصول تولیدی دارای استاندارد یورو 4 را است.

3-       طبق اسناد انتشار یافته، وزارت نفت بر خلاف استاندارد اجباری 4904 اقدام به واردات بنزین یورو 2 نموده که در واقع کیفیت پایین تری از ریفرمت پتروشیمی دارد.

4-       زنگنه وزیر نفت در بازدید پالایشگاه ستاره خلیج فارس گفت؛ "این طرح در حال حاضر نشان دهنده یک اغتشاش مدیریتی است که می توان از آن به عنوان موردی خاص برای تدریس استفاده کرد." وی اضافه کرد "با اشاره به عنایت ویژه مقام معظم رهبری به طرح پالایشگاه میعانات گازی ستاره خلیج فارس به عنوان یک طرح ملی، پیشرفت کنونی آن مایه شرمساری است."

چرا زنگنه که از عنایت ویژه رهبر انقلاب نسبت به طرح ستاره خلیج فارس مطلع بوده؛ شش ماه پس از کسب رای اعتماد، بازدید روند پیشرفت پالایشگاه را، در دستور کار خویش قرار داده است؟

5-       چرا وزیر محترم که از کیفیت ریفرمت تولیدی پتروشیمی و عدم توزیع چنین محصولی در تهران بدرستی آگاه است؛ با تغییر نظر اولیه، اصرار به واردات بنزین بدون کیفیت دارد؟

6-       نقش خانم ابتکار به عنوان رئیس سازمان محیط زیست و آغازگر هجمه رسانه ای بر علیه ریفرمت پتروشیمی ها چیست؟ چنین نقشی در موضوع مخالفت با پارازیت فرکانس ماهواره های معاند و ادعای سرطان زا بودن؛ که البته هیچگاه به اثبات نرسید، و از طریق مراجع ذیصلاح مردود شمرده شد؛ مسبوق به سابقه است!

حال سوال اینجا است که در صورت عدم تحقق اهداف سیاست خارجی دولت و تنگتر شدن حلقه محاصر اقتصادی، منجمله واردات بنزین؛ تبعات ناشی از قرارگرفتن مجدد "گلوله نقره ای" توسط خودی ها در جام لوله ی تفنگ غرب؛ بر عهده کیست؟

آیا نظام، توانایی برخورد دفعی با تحریم بنزین را در آینده خواهد داشت؟

شوک و بازتاب حاصل از تحریم بنزین چگونه در جامعه انتشار یافته و بازخورد آن چگونه است؟

آیا بررسی چنین رویکردی، علاوه بر مجلس به عنوان قوه نظارتی؛ توسط جامعه اطلاعاتی کشور نیز در دستور کار و رصد اطلاعاتی قرار گرفته است؟

 


برچسب‌ها: گلوله, نقره ای, بنزین, ریفرمت, توقف
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1393ساعت 12:59  توسط احمد.ش  | 

دلاور! چه کردی؟ ما همچنان دلواپسیم!

 

مذاکرات هسته ای وین هم تمام شد و ما همچنان دلواپسیم!

دلواپس دلاوران!

مبادا همچون توافق ژنو، داشته های ملت را، به ثمن بذل واگذارند. لبخندش سهم دشمن شود و درخواست شناسنامه اش، از خودی!

گفتم خودی؛ هرچند جمع شیخ حسن و دوستان، در گفتار به "خودی و غیر خودی" اعتقادی ندارند! ولی در عمل، خودی را کدخدا می دانند و غیر خودی را - بخوانید منتقدان توافق ژنو را - عده ای معدود، حسود، بی سواد، وابسته به مرکزی خاص، ویژه خوار تحریم، بدون شناسنامه، کسانی که در تحریم ها جیب مردم را زدند! و اموال آنان را غارت کردند! - بخوانید دزد - عده ای شاعر که فقط شعار می دهند و ... .

جالبتر آنکه "امسال را سال ادب و احترام" می داند و بعد "سال فرهنگ که البته برخی آن را خوب شروع نکردند، سالی که هنوز برای جبرانش دیر نیست"!

و باز در نظرم مرور می کنم: حسود، بی سواد، دزد ... سال ادب و ...     

اما خیالی نیست شیخ! پوست خط مقاومت، کلفت تر از آنست، که با این سرعت پشت به میدان کند؛

چرا؟

چون شهادت یارانش را دید و تاب آورد، چون سر کشیدن جام زهر و رحلت خمینی (ره) کبیر، مقتدایش، روح و عمر و حیاتش را دید و جان نداد، أین عمار خامنه ای را دید و دق نکرد، آبروی مولایش را، با دست مجروح، پیشکش حضرت ولی عصر ارواحنافدا دید و ؛ تنها گریست، فقط به امید ادای تکلیف.

شیخ؛ شش ماه که هیچ، شش هزار سال تحمل و ادای تکلیف می کنیم.

امروز روز بیداری و بیدار کردن است؛ تا تکلیف بعدی چه باشد.

خط مقاومت، هر چند به مذاکره خوش بین نیست ولی دعا برای موفقیت فرزندان انقلاب را فراموش نکرده و آرزوی پیروزی آنها را با جان و دل از درگاه خداوند، می طلبد؛ شاید،

نشان های پیشاپیشِ قهرمان دیپلماسی، دلاور، حقوقدان، زبر دست و ...  به واقع بر سینه تیم مذاکره کننده، خوش درخشد.

 


برچسب‌ها: دلاور, دلواپس, توافق, وین, ظریف
+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1393ساعت 10:48  توسط احمد.ش  | 

نقدی بر سخنان یکی از موافقین توافق ژنو


روز گذشته خبرگزاری فارس نسبت به انعکاس نظرات حسین بهشتی پور، بعنوان کارشناس مسایل سیاسی اقدام نمود. حال آنکه از نظر نویسنده سطور؛ اکثر مواضع ایشان، بر خلاف واقعیت و توجیه عقب نشینی ها صورت گرفته در توافق ژنو است.

متن ذیل نقدی است بر سخنان بهشتی پور.

1- ایشان "یکی از نکات مثبت توافق را، تبدیل حالت تهاجمی دشمن به تدافعی می داند"! این در حالی است که بطور قطع؛ دشمن پس از توافق ژنو، حالت تدافعی خویش را به تهاجمی مبدل کرد.

اگر مفهوم حالت تدافعی، به روز کردن تحریم ها، طی چندین نوبت و البته بر خلاف توافق ژنو؛ تصویب قطعنامه حقوق بشری بر ضد ایران در پارلمان اروپا؛ عدم صدور روادید برای سفیر ایران در سازمان ملل؛ مصادره ساختمان چندین میلیاردی ایران در نیویورک "برج علوی"؛ عدم پایبندی به تعهدات مصرح توافق ژنو و نهایتاً روی میز قرار گرفتن مجدد گزینه نظامی است؛ حرف های آقای بهشتی پور صحیح است!

لذا با قاطعیت می توان گفت؛ توافق ژنو و عقب نشینی های قبل و پس از آن، تنها دشمن را جری کرد؛ نه آنکه در لاک دفاعی فرو برد.

2- بهشتی پور مدعی است: "با امضای توافقنامه ژنو در جبهه مقابل ایران تفرقه ایجاد شد" بر خلاف گفته ایشان، در بخش نتیجه گیری "تفسیر توافق ژنو" توسط کاخ سفید آمده است "اگر توافق مرحله ای حاصل نمی شد، تحریم های بین المللی با خطر فروپاشی روبرو می شد زیرا ایران می توانست ادعا کند که در مذاکره جدی بوده اما غرب جدی نبوده است. در این صورت ما نمی توانستیم شرکای خود را به ادامه کار و اجرای تحریم متقاعد سازیم".

در واقع توافق ژنو را، باید عامل ایجاد انسجام میان کشور های متخاصم دانست.

3- وی می گوید: "طرح موضوعاتی نظیر فلسطین، سوریه و لبنان موجب شده بود که دشمنان به سوی ایران اسلامی هجوم جدیدی را آغاز کنند" باید از چنین نظریه پردازانی سوال کرد؛ اگر حفظ و پشتیبانی از "خط مقاومت"، در دستور کار ایران نبود؛ آیا هم اکنون بجای جنوب لبنان و سوریه و فلسطین، جبهه ی رویاروی با صهیونیست، در حریم و مرزهای ایران نبود؟

4- بر خلاف مقامات غربی خصوصاً سران جعلی رژیم صهیونیستی، بهشتی پور می گوید: "با امضای توافقنامه، ما توانستیم بین آمریکایی‌ها و اسراییلی‌ها تفرقه ایجاد کنیم و این اختلاف و تفرقه بین آنها کاملاً واقعی است، هر چند که بعضی افراد سعی دارند آن را تاکتیکی تلقی کنند"!

جالب است که نتانیاهو و دیگر مسئولین رژیم صهیونیستی، صراحتاً و چندین نوبت به وجود هدف مشترک و البته تاکتیکی متفاوت فی مابین سگ هار صهیونیست و امریکا، مقابل ایران اذعان نموده اند.

5- وی می گوید: "توافقنامه ژنو موجب شد که ما غنی‌سازی داشته باشیم و تحریم‌ها علیه جمهوری اسلامی ایران کم شود و روند ایجاد تحریم جدید نیز متوقف گردد." باید از ایشان پرسید: مگر ایران قبل از توافق ژنو غنی سازی نداشت؟ آیا سطح غنی سازی ایران را باید ایرانی ها مشخص کنند و یا کداخدا؟

در توافق ژنو مقرر شد سطح؛ گستره، ذخایر، ظرفیت و حتی محل آن با نظر کدخدا مشخص شود. آیا مفهوم بند 4 ان پی تی این چنین چیزی است؟

امریکا و اروپا طی چند نوبت و بر خلاف توافق، تحریم های هسته ای ایران را بروز کرده و توافق ژنو را تنها شامل توقف تحریم، بر صنعت هسته ای ایران دانسته و حق اعمال تحریم در موضوعاتی نظیر تروریسم و حقوق بشر و ... را برای خویش محفوظ داشته است.

6- در خصوص اهمیت ذخایر 5 و 20  درصد و اکسید آنها، می توان به مقاله "چرا طرفداران خط سازش، از درک مفهوم "برگ برنده" عاجزند؟" مراجعه فرمایید؛ اما جای سوال دارد: چرا عملکرد تیم مذاکره کننده بگونه ای است، که غربی ها جرات می کنند، نحوه استفاده از ذخایر اورانیوم را برای ایران مشخص کنند؟

7- وی گفته است: "به رسمیت شناختن حق غنی سازی ایران در توافقنامه ژنو عنوان نشده، حق غنی سازی به کشورهایی چون آرژانتین، برزیل و ژاپن نیز داده نشده و در توافقات صورت گرفته با آنها نیز به صراحت اعلام نشده است."

اما باید از بهشتی پور پرسید: اگر قرار است آنها حق ایران را به رسمیت نشناسند؛ اساساً چرا مذاکره و توافق کردیم؟ ایران در حال غنی سازی بود و چه نیاز به توافقی داشت؛ که بندهای آن به درستی توسط غرب اجرا نشود؟

8- بهشتی پور می گوید: "هیچ مذاکره کننده‌ای متن و صوت مذاکرات را منتشر نمی‌کند بلکه فقط نتایج آن رسانه‌ای می‌شود. ریاست مجلس، رئیس قوه قضائیه و اعضای شورای عالی امنیت ملی همه در ریز توافقنامه ژنو قرار دارند و اگر صلاح بدانند خودشان جزییات را بیان خواهند کرد. چرا در دوره قبل از رئیس تیم مذاکره کننده خواسته نمی‌شد که جزییات مذاکرات را منتشر کند؟"

 باید از وی سوال کرد: چرا متن توافق در اختیار نمایندگان مجلس قرار نمی گیرد؟ مگر نه اینکه نمایندگان در نهایت باید این توافق را تصویب کنند؟

در دوره قبل آیا امتیازی به حریف واگذار شد که متن آن افشا شود؟ آیا صنعت هسته ای ایران فریز شد؟ یا اینکه 300 سانتریفیوژ، تبدیل به 21000 سانتریفیوژ شد؟

 


برچسب‌ها: توافق, ژنو, نقد, بهشتی پور, سازش
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1393ساعت 9:41  توسط احمد.ش  | 

بخشی از جوابیه هسته ای محسن مقصودی "مجری برنامه ثریا" به دلاوران!


پس از انتشار عکسی شبیه به محسن مقصودی مجری برنامه ثریا توسط خبرگزاری های اعتدال! ؛ و ادعای شرکت وی در همایش دلواپسان، که در لانه سابق جاسوسی امریکا برگزار شد؛ مقصودی ضمن ارسال جوابیه ای نسبت به تکذیب حضورش، اقدام کرد.

لیکن بخشی از جوابیه مذکور، که ترجمانِ بیان رهبر فرزانه انقلاب است، دندان شکن تر از هر نقدی، برای خط سازش است؛ اگر توان درکش باشد!

"اما در خصوص دلواپسی گروهی از دانشجویان و اساتید دانشگاه در مورد توافقنامه ژنو، عرض می‌کنم که حقیر خیلی دلواپس سرانجام ژنو نیستم، اگر چه بنده هم به دشمن بدبینم اما کل ماجرا را درس و تجربه ای بزرگی برای ملت ایران می‌دانم، تجربه‌ای که به نظرم از کل فناوری هسته‌ای هم برایمان مهم‌تر است. درسی که به نظرم ارزش دارد خون شهریاری‌ها و علیمحمدی‌ها و رضایی‌نژادها و مصطفی‌ها برایش ریخته شود. چرا که این ملت پلمپ‌ها را سرانجام خواهد شکست، مصطفی‌های دیگر سانتریفیوژهای نسل جدیدتر را خواهند ساخت و شهریاری های بعدی صفحات سوخت را بهتر از قبل می سازند اما ملت ایران باید یک بار دیگر بیازماید این صداقت آمریکایی را. باید بیازماید نتیجه خوش بینی و اعتماد سازی برای دشمن را. از آقای ظریف هم ممنونم که بستر این آزمایش را به خوبی خوب فراهم کرده است... بارها برای ایشان در مسیر تحقق آرمان های انقلاب دعا کرده ام.... مسیر آرمان های انقلاب...

و البته امروز نتایج آن آزمون بزرگ و ظریف دارد مشخص می شود کم کم برای مردم... و همین برای ما «برد» است و برای دشمن «باختی» بزرگتر از «باخت» هسته‌ای سال های قبلش. هر چند این تجربه بزرگ تکرار تجربه سعدآباد است برای مردم. اما قبلا هم گفته ام آزموده را آزمودن رواست وقتی تاریخ را فراموش می کنند آدم ها، وقتی وارونه می نویسند تاریخ را برایمان رسانه ها... فتح الفتوحی دیگر..."




برچسب‌ها: مقصودی, مجری, ثریا, تکذیب, دلواپسان
+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم اردیبهشت 1393ساعت 8:26  توسط احمد.ش  | 

نقدی بر سخنان ظریف در مجلس


محمد جواد ظریف  با حضور در مجلس شورای اسلامی به سوالات نمایندگان پاسخ داد و نطقی ایراد نمود. مقاله ذیل نقدی است به سخنان امروز وی در مجلس.

1- بالاخره نطقی در راستای اهداف نظام هر چند دست و پا شکسته از قهرمان دیپلماسی! دیده شد را می بایست به فال نیک گرفت.

2- جناب ظریف، اینکه شما قصد و نیت پاسداری از امنیت ملی را دارید، بسیار خوب و قابل تحسین است لیکن کافی نیست؛ چرا که باید در این راه نیز قدم بردارید.

متاسفانه عملکرد شما خصوصاً در مقابل کدخدا! چیزی غیر از آنکه رهبری با لفظ عقب نشینی از آن یاد می کنند؛ نیست. شما با توافق ژنو غنی سازی 20 در صد را تعلیق، ساخت راکتور اراک را متوقف و ذخایر سوخت را از بین بردید. آیا انجام چنین اموری مخالف نص صریح رهبری که در تاریخ 12/08/92 فرمودند نیست؟: "با عقب نشينى ٬ با تعليق غنى سازى ٬ با عقب افتادن كار ٬ با تعطيل كردن بسيارى از كارها مشكل حل نميشود؛ طرف مقابل دنبال مطلب ديگرى است."

می گویید مواضع شما عین مواضع رهبری و امام راحل است! آیا این است حرکت در مواضع امام و رهبری؟

3- شما می گویید: "از هيچ کوششی فروگذار نکرده ایم تا هيچ کشوری در طمع خام نيفتد و خيال اقدام عليه جمهوری اسلامی ایران را در سر نپروراند" آیا معنی چنین حرفی، آنست که امریکا حرف خویش را در توافق ژنو به ما تحمیل و  همه ی نگرانی های خویش و سگ نجس خود را بر طرف، لیکن نگرانی های ایران به هیچ وجه در نظر گرفته نشود؟

پولهای بلوکه شده ما را پس ندهد، قصد دادن قطعات هواپیما را با هزاران شرط و شروط مواجه نمایند که با ندادن فرقی ندارد، عملاً قدرت صادرات محصولات پتروشیمی را نداشته باشیم و در خصوص فلزات ارزشمند نیز چیزی عایدمان نشود!

این است اقتدار؟

پس از اقتدار ایجاد شده توسط شما، متاسفانه غرب دوباره گزینه نظامی را روی میز گذارده است، سفیر مان را به سازمان ملل راه نداده، ساختمان علوی را مصادره کرده است، پارلمان اروپا قطعنامه وقیحانه بر ضد مان تصویب کرده و هیئت های دیپلماتیک آنان بی حرمتی را به اوج رسانده، با براندازان نظام دیدار می کند. این است معنی تحکیم اقتدار ملی و پاسداری از امنیت ملی؟

جناب مصدق! شرمن به صراحت می گوید در مذاکرات در مورد همه چیز منجمله موضوع موشک های بالستیک با شما مذاکره کرده است، متاسفانه روند مذاکرات نشان داده است که امریکایی ها در بیان آنچه در جریان مذاکرات می گذرد؛ برخلاف شما صادق هستند.

آیا مفهوم حرکت در خط رهبری، زیر پا گذاردن خطوط قرمز ترسیمی ایشان است؟ 

آیا مفهوم نرمش قهرمانانه این است؟

4- علی رغم اینکه رهبر انقلاب از نسل کشی یهودیان در جنگ جهانی دوم با لفظ "افسانه هولوکاست" یاد می کنند لیکن شما هولوکاست را واقعیت می پندارید!

"تحت بهانه واهی انکار هولوکاست" .. "به مبارزه با شبهه افکنی صهيونيستها درباره انکار هولوکاست ادامه خواهيم داد" شما می گویید "نتانياهو با بی شرمی معرکه میگيرد که ایران هولوکاست را انکار میکند و میگوید ایران منکر هولوکاست میخواهد با ساختن بمب اتمی هولوکاست دیگری بسازد"

شما با مشی تقابلی امثال احمدی نژاد مخالفید؛ حرفی نیست، آیا روش مقابله با حرف نتانیاهو، قبول افسانه هولوکاست است؟ یا روشنگری درست؟

6- ظاهراً، یهودیت را مساوی با صهیونیست می دانید که می گویید "ایران با یهودی ستیزی و نسل کشی بیگانه است" جناب ظریف الممالک، بهتر است در خصوص تفاوت این دو تحقیق کند!

7- شما می گویید: "تمام توان خود را به کار بسته ایم که در مقابل سوالات جهت دارد و هدایت شده ضمن تصریح بر مواضع اصولی جمهوری اسلامی ایران که افتخار می کنم که این مواضع همان مواضع امام راحل و رهبری است" اما در مصاحبه با شبکه العربیه، به صراحت حزب الله لبنان را با افراطی گری برابر و بر خلاف مصالح نظام خواستار خروج این حزب از سوریه شدید! این است مواضع امام و رهبری؟

8- شما می گویید: "سياست خارجی دولت تدبير و اميد آسایش و راحتی را از نتانياهو گرفته و او را به انفعال و انزوای بين المللی کشانده و این توفيق بزرگی است" اما هم نتانیاهو و هم کری توافق ژنو را "تامین امنیت رژیم نجس و نحس صهیونیستی می دانند! این است تامین امنیت ایران! 
مگر نتانیاهوی خبیث با کاریکاتور مسخره اش در سازمان ملل چیزی غیر از ذخایر غنی شده ایران را نشان داد؟ شما این ذخایر را نابود کردید!

 9- اگر امثال توافق ژنو و توهین های امریکا و اروپا، که بخشی از آنها در صدر همین نوشتار آورده شد، را "توفیق بر اساس خودباوری و پافشاری بر گفتمان اصیل انقلاب اسلامی می دانید! ، سالها پیش می بایست فاتحه این انقلاب خوانده می شد! چیزی همانند عقب نشینی های 82-84 شما و تیم نیویورکی ها، که اگر ادامه می یافت اثری از صنعت هسته ای کشور باقی نمی ماند، هر چند شما و تیم یاد شده هنوز هم درتوهم هستید و عقب نشینی های آن سالیان پیروزی می دانید!

 10- بر کسی پوشیده نیست که بیان موضوع "قدرت نظامی ایران وابسته به مردم است و اگرنه امریکایی ها با یک بمب تمام سیستم دفاعی ایران را از کار می اندازند" شما در دانشگاه تهران با نیت خیر بوده؛ لیکن دیپلمات چی عزیز، مثال دوستی خاله خرس را بیاد آورید. شما قصد تمجید داشتید ولی با دفاعی بد، موجب وهن سیستم دفاعی کشور شدید.

11- می گویید: "ما برای حراست از حقوق و منافع ملی و آرمانی مان با توکل بر قدرت لایزال الهی با صلابت و منطق و بدون دلواپسی با جهان تعامل می کنيم .ما ملتی دلاوریم نه دلواپس" اما عملکرد شما خصوصاً در توافق ژنو علی رغم تصور شما و موافقانتان با توجه به مخفی کاری ها و نامحرم دانستن مردم و حتی مجلس، باعث دلواپسی است! چرا که عملکرد های مکرر شما در ماجراهایی نظیر CTBT، آزادی گروگان های امریکایی در اوایل دهه 70، قطعنامه 598 و یا عقب نشینی های 82-84 نشان داده است که باید از اعمال شما نگران بود و هنوز هیچ نشانی مبنی بر نقض عملکرد سابق شما بروز نکرده است.



برچسب‌ها: ظریف, مجلس, توافق, عقب نشینی, دلواپس
+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم اردیبهشت 1393ساعت 16:45  توسط احمد.ش  | 

نقدی بر نشست خبری مجید انصاری در خصوص منتقدان توافق هسته ای ژنو و مستند من روحانی هستم


متن ذیل نقدی است بر بخش هایی از نشست خبری مجید انصاری معاون پارلمانی رئیس جمهور.

1- اینکه بگوییم روحانی نمی خواهد از منتقدین توافق ژنو شکایت کند و یا خودش شکایت نکرده، حرف عبثی است. چرا که در هر دو شکل: چه شیخ حسن بخواهد از منتقدین شکایت شود و چه نه؛ لزومی ندارد کراراً ادعا شود منتقدین آزادند.

اگر قصد برخورد با منتقدین را داشته باشند، که تکلیف روشن است؛ چرا ادعا ی آزادی نقد سر می دهند و اگر نمی خواهند، پس چرا به معاونت حقوقی دستور عدم برخورد نمی دهند؟ خواهشاً نگویید به دلیل روندِ قانونی، نمی توان جلوی برخورد معاونت حقوقی را گرفت، زیرا موضوع خنده دار می شود.

2- ظاهراً خداوند به همه ی ایران رحم کرده؛ چرا که اگر تا بحال معاونت حقوقی خویشتنداری نکرد بود؛ چه بر سر مردم می آمد!.

لذا دولت می بایست مرجعی برای سنجش نقد منصفانه داشته باشد، نه آنکه هر گاه دولت از پس پاسخ منطقی به نقد بر نیامد، بانک وا مصیبتا سر داده و ادعای نقد غیر سازنده کند. ضمن آنکه شاید منتقد برای نقد خویش راهکار نداشته، لیکن نقد او وارد باشد. چرا نباید با آغوش باز پذیرای نقد بود؟

3- اگر دولت تحمل نقد چند دانشجو در موضوع مستند من روحانی هستم را ندارد؛ که بر اساس منابع مشخص، اقدام به ساخت فیلم نمودند؛ پس چطور تحمل تحقیرهای مختلفی نظیر صدور قطعنامه مغرضانه پارلمان اروپا، عدم صدور روادید برای سفیر ایران در سازمان ملل، مصادره برج علوی در نیویورک و از این قبیل موضوعات را دارد؟

4- هر چند نویسنده وجیزه خاطرات تکیه گاه را قابل نقد می داند، اما آنچه مسلم است؛ در صورت وجود خدشه بر قسمتهایی از فیلم، این خدشه بر منبع استناد وارد است، نه بر مستند.  ضمن اینکه در درجه اول؛ طبیعتاً اطلاعات دعوت کننده هیئت امریکایی! بیش از جناب لاریجانی است.

علی لاریجانی در آن زمان جزو مسئولین سپاه بوده و به نظر می رسد، ارتباط مستقیم با موضوع مک فارلین نداشته است. چرا که طبیعی است موضوعی با چنین درجه حساسیت، در حلقه ای معدود نظیر محسن رضایی، سردار وحیدی و پرسنل درگیر، خلاصه شده باشد.

در درجه بعد؛ چرا جناب لاریجانی چنین اتهامی را به منبع خبر، یعنی شیخ اکبر رفسجانی وارد نکرده است؟

4- به نظر می رسد شیخ مجید انصاری نیز همانند علی جنتی وزیر ارشاد هنوز فیلم مستند را ندیده! چرا که در هیچ یک از بخشهای فیلم به رئیس قوه قضائیه وقت - آیت الله موسوی اردبیلی -  اشاره نشده است. نه تنها نام ایشان، که اساساً در طول مستند راجع به قوه قضائیه موضوعی بیان نشده.

دوماً لازم است مجدداً بیان شود: آیا نقل خاطره از کتاب رئیس قوه مقننه؛ ایراد اتهام است؟

بد نیست شیخ مجید لختی فراغ بال یافته و پس از دیدن مستند یک ساعتی "من روحانی هستم" که از سایت سفیر فیلم، بصورت آنلاین قابل خریداری است، نظر خویش را ابراز دارند و نه از روی شنیده ها و خوانده ها.

البته پیشنهاد می شود ایشان با پخش مستند در هیئت دولت، کمک شایانی به روشن شدن ذهن دیگر اعضای نماید؛ زیرا متاسفانه ایشان نیز، بر اساس شایعه اصلاح طلبان اظهار نظر، و با طناب فتنه گران به چنین چاهی وارد شدند.

تاکیداً فیلم را از سایت سفیر فیلم خریداری کنند و نسخه های نا معتبر که امکان دست بردن در آن وجود دارد را مشاهده نکنند.

توضیح تکمیلی: الهام امین زاده معاون حقوقی رئیس جمهور، در مصاحبه با خبرگزاری تسنیم، شکایت این معاونت از مستند من روحانی هستم را تکذیب و اظهار داشت طبق قانون دادستانی به عنوان مدعی العموم در این پرونده وارد شده!


برچسب‌ها: انصاری, نقد, توافق, شکایت, مستند
+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم اردیبهشت 1393ساعت 3:53  توسط احمد.ش  | 

ترفند جدید خط سازش در مواجهه با عقب نشینی های توافق ژنو



چندی است، خط سازش در جهت تقابل با منتقدان، رویکرد جدیدی اتخاذ و با بهره برداری از نگاه مطمئن مردم، نسبت به پرسنل سازمان انرژی اتمی، قصد جابجایی نگاهِ تخصصی در حوزه هسته ای با حوزه سیاسی را دارد.

این روزها سخنگوی سازمان انرژی اتمی با حضور پر رنگ – که در جای خود قابل تقدیر است - و البته متمایز از سخنگویان قبلی این سازمان، به کررات در محافل خبری و حتی پرسش و پاسخ دانشجویی حاضر شده؛ و سعی در بر طرف کردن ابهامات توافق هسته ای ژنو دارد.

اما بزرگترین موضوعی که از نظر ها غافل مانده، سابقه بهروز کمالوندی به عنوان سخنگوی سازمان است؛ کمالوندی که کارمند وزارت امور خارجه می باشد؛ در کشور های مختلفی به عنوان مامور دیپلماتیک نظام فعالیت داشته؛ مسئولیت های عمده ی وی را می توان سفیر ایران در زیمباوه، اندونزی و سپس در پست های مختلف وزارت خارجه بر شمرد.

کمالوندی در بیست و نهمین سال خدمت خویش، پس از آنکه ظریف شخص دیگری را جایگزین پست مدیریتی وی نمود؛ همراه با دکتر صالحی به سازمان انرژی اتمی آمد و بعنوان معاون راهبردی و امور مجلس، همچنین سخنگو سازمان معرفی شد.

از آنجا که کمالوند عمر کاری خویش را در امور دیپلماتیک سپری کرده، نباید توقع اطلاعات فنی هسته ای از او داشت، لیکن در برهه حساس کنونی و در مقطعی که عقب نشینی های آشکار خط سازش، موجب انتقادهای فراوانی از تدابیر دولت شده؛ کمالوند در قالب منجی بزرگ پا به عرصه گذارده است.

طبیعی است که نگاه مردم به اخبار ارایه شده توسط پرسنل سازمان انرژی اتمی، اطلاع و دید فنی دقیق می باشد؛ حال آنکه کمالوندی اصولاً دارای چنین ویژگی نیست و اصالتاً اخبار وی دیپلماتیک است و نه فنی. از این رو کمالوند را بیش از آنکه بتوان سخنگوی سازمان انرژی اتمی دانست؛ می بایست سخنگوی وزارت خارجه و توجیه کننده رفتار تیم نیویورکی ها، در عقب نشینی های هسته ای دانست.

موید امر موارد خلاف فنی و یا نگاه سیاسی به موضوعات فنی هسته ای طی جلسه پرسش و پاسخ "توافق ژنو به کدام سو" در دانشگاه علامه طباطبایی می باشد.

علی رغم اینکه ایران هیچگونه تدارکی برای تبدیل اکسید اورانیوم به گاز UF6 ندارد؛ [خلاف جهت عادی] در پاسخ به سوالِ اگر توافق صورت نگیرد می گوید "ما حتی می توانیم اورانیوم هایی را که اکسید کردیم، بازگردانیم. میتوانیم در طول سه ماه همه چیز را به وضعیت قبل برگردانیم." و یا نگاه سیاسی وی به موضوعات فنی: " ما در حال حاضر جزو ۱۶ کشور اقتصادی جهان هستیم و اگر بخواهیم درجایگاهی که شایسته ایران هست قرار گیریم، باید حصار و طنابی که به افراد ما بسته شده است، بیرون بزنیم و با دنیا ارتباط برقرار کنیم که در همین راستا به تعامل و مذاکره نیازمندیم." حال آنکه نظام اسلامی ایران هیچگاه از مذاکره مثبت روی گردان نبوده است.

علی ایحال؛ ظاهراً کارکرد دیپلماسی خارجی در جایگاه سخنگوی سازمان انرژی اتمی؛ و ارایه اخبار سیاسی بجای اطلاعات فنی، نزد افکار عمومی داخل کشور، بُعد جدیدی از تدبیر است؛ که خط سازش اهداف جناحی خویش را در آن جستجو می کند.



برچسب‌ها: کمالوندی, بهروز, سخنگو, دیپلمات, خط سازش
+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم اردیبهشت 1393ساعت 18:8  توسط احمد.ش  | 

اندر خشونت دولت اعتدال! با مستند من روحانی هستم




دولتی که تاب تحمل روایتی مستند از جانب چند دانشجو را ندارد، چطور به راحتی از کنار تحقیر صدور قطعنامه پارلمان اروپا رد می شود؟

دولتی که روایت تاریخ را تاب نمی آورد، چگونه توهین به پاسپورت ایرانی، خصوصاً پاسپورت دیپلمات خویش و راه ندادن نماینده خود را به بزرگترین مجمع جهانی تحمل می کند؟

دولتی که در شنیدن قصه ی رئیس خود شکیبا نیست، چگونه خواری توافق ننگین ژنو را بر می تابد؟

شیخ حسن لختی درنگ کن،

اینان چند دانشجو بیش نیستند؛

دشمن در آنسوی مرزهاست،

در آنسوی میز توافق ژنو،

روا نیست که دوست را دشمن شماری،

و دشمن را دوست.

این تذهبون،

یا شیخ فریدون؟



برچسب‌ها: من روحانی هستم, شیخ حسن, شیخ فریدون, مستند, خشونت
+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم اردیبهشت 1393ساعت 14:44  توسط احمد.ش  | 

تفاوت خط سازش و خط مقاومت در مواجهه با امریکا و مذاکرات هسته ای


با اینکه رویارویی دو جریان ذیل به موضوع هسته ای خلاصه نمی شود؛ لیکن مذاکرات هسته ای بیش از 10سال است بهانه ی تقابل جدی دو دیدگاه سیاسی در صحنه ی ایران اسلامی است؛ تقابلی اثر گذار، حتی در تعیین رئیس جمهور.

بنظر می رسد تفاوت برداشت هر گروه، نسبت به اسلام؛ و چگونگی اجرای احکام، در کنار فقدان اعتماد به نفسِ یکی از دو تفکر؛ عوامل موثری بر نحوه تصمیم گیری آنها باشد.

تفکر اول، که صلح حدیبه و صلح امام حسن (ع) را سرلوحه امور خویش قرار داده؛ از مذاکره بعنوان ابزاری جهت ارتباط با غرب خصوصاً امریکا بهره می گیرد. این تفکر، امریکا را کدخدای جهان تلقی و همه ی امور را بسته به حکم وی می داند.

با توجه به تعریف ابتدایی، دیدگاه اول را می توان "خط سازش" خواند. از آنجا که برقراری ارتباط با کدخدا، غایت و ارزش اصلی چنین تفکری است؛ لذا مسئله ی هسته ای مانعی بزرگ در مسیر توافق ایران و غرب تلقی می گردد. این گروه حتی اخم به حریف و یا استفاده از شعار مرگ بر امریکا را چالش توافق می پندارد.

خط سازش، دستیابی به توافق هسته‌ای را منوط به اراده سیاسی، صداقت و دوری‌گزینی از مواضع افراطی می داند و حصول توافق را سهل می شمارد؛ چرا که معتقد است در توافق موقت، یخ ها بین ایران و امریکا آب شد، لذا به راحتی می توان به توافق بلند مدت رسید! البته نگرانی خویش را از نقد توافق پنهان نمی کند؛ بلکه نقد را برابر هم صدایی با اسرائیل و ویژگی منتقدان را عده ای معدود، كم سواد و حسود می داند كه از جايی خاص تغذيه مي‌شوند.

تیم نیورکی ها بعنوان قوه عاقله ی مذاکره در این خط، علی رغم اعتراف به محرمانه نبودن هیچ موضوعی در توافق، حاضر نیست مفاد آن را حتی به قیمت استیضاح افشا کند.

تیم نیویورکی ها مذاکره در خصوص توان دفاعی کشور - خاصه موشک های بالستیک – را تکذیب می کند، لیکن از طرفِ دیگر میز مذاکره، ندا می رسد وقتی می گویم درباره همه نگرانی های موجود صحبت شده است، منظورم این است که درباره همه نگرانی ها بحث شده است، حتی موشک های بالستیک!

علاوه بر بحث دفاعی نگاه این تفکر، به دیگر خطوط قرمز نظام، نگاهی منفعل و قابل مذاکره است. خط سازش بر سر حقوق بشر نیز مخفیانه با غرب معامله می کند و حزب الله لبنان را به عنوان بخشی از محور مقاومت، افراطی می خواند و خروجش از سوریه را همانند تکفیری ها لازم می شمارد.

نتیجه آنکه ذبح مسایل فوق به منظور برقراری رابطه با کدخدا، در پیشگاه چنین تفکری امری منطقی است.

تفکر دوم؛ از آنجا که غرب و خصوصاً امریکا را غیر منطقی و قلدر معاب یافته، عقیده دارد با استفاده از سه اصل عزت، حکمت و مصلحت، می بایست در مقابل غرب ایستاد و حق خویش را ستاند. اصولاً در این تفکر، رابطه ی گرگ و میش مفهوم نداشته و با وجود قانون جنگل در جهان کنونی، سازش را بدون سه اصل یاد شده، خفت می شمارد. لذا هر چند جنگ طلب نیست، لیکن با تعصی به بدر و خیبر، قایل به فتح خیمه ی معاویه در صفین است و مذاکره را تنها در موقعیت برابر صحیح می پندارد.

با توجه به تعاریف، نام "خط مقاومت" شایسته ی چنین تفکری است؛ تفکری که مخالف با حرکتهای صحیح و منطقی در دیپلماسی نیست؛ بلکه نرمش قهرمانانه را در جاهایی بسیار لازم میداند و بسیار خوب، اما معتقد است کشتی گیری که دارد با حریف خودش کشتی میگیرد و یک جاهایی به دلیل فنّی نرمشی نشان میدهد، فراموش نکند که طرفش کیست، فراموش نکند که مشغول چه کاری است؛ بداند که با چه کسی مواجه است، آماج حمله ی حریفش کجای مسئله است.

 از دید چنین تفکری مذاکره به این معنا نیست که جمهوری اسلامی ایران از حرکت علمی هسته ای خود کوتاه بیاید. در عین حال، امریکا را غيرقابل اعتماد، خودبرتربين، غيرمنطقى و عهدشكن، دولتى سخت در پنجه ى تصرّف و اقتدار شبكه ى صهيونيسم بين المللى میداند.

نه تنها به امریکا بدبین است بلکه به آن هیچ اعتمادی ندارد. و میداند با عقب نشينى ٬ با تعليق غنى سازى ٬ با عقب افتادن كار ٬ با تعطيل كردن بسيارى از كارها مشكل حل نميشود؛ چون می داند طرف مقابل دنبال مطلب ديگرى است؛ می داند دعواى آمريكا با ایران سرِ قضيّه ى هسته اى نیست؛ می داند قضيّه ى هسته اى بهانه است؛ می داند قبل از اينكه مسئله ى هسته اى مطرح باشد ٬ همين دشمنى ها ٬ همين مخالفتها از اوّل انقلاب وجود داشته.

می داند اگر يك روزى هم مسئله ى هسته اى حل شد - فرض كنيد جمهورى اسلامى عقب نشينى كرد؛ همانكه آنها ميخواهند - مسئله تمام نخواهد شد؛ و امریکا ده بهانه ى ديگر را به تدريج پيش ميكشند: مثلاً چرا شما موشك داريد؟ چرا هواپيماى بدون سرنشين داريد؟ چرا با رژيم صهيونيستى بديد؟ چرا رژيم صهيونيستى را به رسميّت نمىشناسيد؟ چرا از مقاومت در منطقه ى به قول خودشان خاورميانه حمايت ميكنيد؟ و چرا؟ و چرا؟ و چرا؟

این تفکر به مذاکره با امریکا خوشبين نيست؛ فكر نميكند از اين مذاكرات آن نتيجه اى را كه ملّت ايران انتظار دارد ٬ به دست آيد ٬ لكن آن را تجربه می داند که پشتوانه ى تجربى ملّت ايران را افزايش خواهد داد و تقويت خواهد كرد؛ مذاکره را بدون ايراد میداند امّا در کنارش لازم می داند ملّت بيدار باشد و بداند چه اتّفاقى دارد مى افتد تا بعضى از تبليغاتچى هاى مواجب بگير دشمن و بعضى از تبليغاتچى هاى بى مزد و مواجب - از روى ساده لوحى - نتوانند افكار عمومى را گمراه كنند.

از منظر این تفکر، دشمن را بايد شناخت٬ جبهه ى دشمن را بايد شناخت٬ لبخند دشمن را نبايد جدّى گرفت٬ نبايد فريفته ى آن شد٬ هدف را نبايد فراموش كرد. این تفکر اصرار دارد بر تثبيت حقوق ملّت ايران ٬ از جمله مسئله ى حقوق هسته اى؛ اصرار دارد بر اينكه از حقوق ملّت ايران يك قدم عقب نشينى نبايد بشود. این تفکر یقین دارد کسانی می خواهند به افكار عمومى مردم القا كنند كه اگر ما در قضيّه ى هسته اى ٬ تسليم طرف مقابل شديم ٬ همه ى مشكلات اقتصادى و معيشتى و غيره حل خواهد شد.

از منظر چنین تفکری يك ملّت، با هويّت اصلى خود، با عزّت خود سرافراز ميماند و ميتواند به پيشرفت برسد. این تفکر می داند براى نظام جمهورى اسلامى به عنوان يك تجربه ى دائمى در طول اين ٣۵ سال، تنها عامل برطرف كردن مزاحمت دشمن عبارت است از اقتدار ملّت و ايستادگى ملّت؛ اين تنها عاملى است كه ميتواند دشمن را عقب بزند. و در این صورت بايد يقين داشت كه با ايمان راسخ ٬ با ادامه ى راه ٬ با بصيرت در امور پيرامونى و مسائل جارى ٬ با بصيرت نسبت به دشمن و بصيرت نسبت به ميدان عمل و جبهه ى مبارزه ٬ پيروزى قطعى است؛ انشالله.




برچسب‌ها: خط, مقاومت, سازش, مذاکره, هسته ای
+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم اردیبهشت 1393ساعت 13:25  توسط احمد.ش  | 

تحلیلی بر سخنان عاموس یادلین در خصوص توافق هسته ای ژنو


 مقاله ذیل، تحلیلی است بر سخنان عاموس یادلین رییس سابق سرویس اطلاعات نظامی اسراییل (امان) که اذعان کرد اختلاف های امریکا و اسراییل درباره برنامه هسته ای ایران، بیشتر رسانه ای و تبلیغاتی است و آنها درون اتاق های دربسته به موضعی واحد در این باره رسیده اند.

هر چند اصل خبر بیش از یک صفحه نیست، لیکن نکات حایز اهمیت فراوانی در دل خویش جای داده است.

1- علی رغم اعتراف عاموس بعنوان عنصر عالی رتبه امنیتی، در رژیم مجهول، به وجود هدفِ مشترک نزد سگ هار و کدخدا! مقابل برنامه ی هسته ای ایران. خط سازش از درک چنین امری عاجز می نماید تا ناخود آگاه یاد انتخابات 88 و ادعای تقلب در نظر، زنده شود!: انسانی که به دروغ، نظام اسلامی را، متهم به تقلب کند، حتی با شمارش تک تک آرای صندوق های رای، بیدار نمی شود!!!

گر چه بدانند خط مقاومت و صهیونیسم، پدر کشته گی دارند، لیکن خط مقاومت را در توافق ژنو، صدای سگ نجس خواندند در ایران!

2- عاموس با بیان مقدمه ای، می آورد:

"ظاهرِ کار؛ کوتاه آمدن ایران مقابل غرب است، این دقیقا پیامی است که ایران، امید دارد به غرب برساند."

سپس در نقش "پلیس بد"، ابتدا عقب نشینی های وحشتناکِ تیم نیویورکی در توافق ژنو را، کم اهمیت خوانده، آنها را تاکتیک ایران معرفی می نماید. توافق ژنو را لازم، ولی کافی نمی داند و مثل همیشه با طرح "اگر" هایی، سعی در ایران هراسی دارد: "اگر ایران بازرسان آژانس را اخراج کند، اگر از NPT خارج شود"

سپس برخی "باید" ها را یکی یکی لیست می کند:

2-1 ذخایر سوخت 20 درصد ایران، ناچیز است!، باید بخش اعظم ذخایر 3/5 درصدی را نابود کند.

جالب اینجاست تا دیروز، نتانیاهو ذخایر 20 درصد ایران را، در سخنرانی سازمان ملل، مهم و خطرناک توصیف کرده و با کاریکاتورِ مسخره اش، خط قرمز برای آن طرح می کرد، ولی امروز یکی از موثرینِ حکومتش، سپری شدن قدم اول را -حذف ذخایر 20% ایران طبق توافق ژنو-، کم اهمیت، و ذخایر 3/5% را پر اهمیت می داند!، به امید آنکه در گام بعد، حذف این ذخایر ارشمند نیز کلید بخورد.

2-2 باید بیشتر سانتریفیوژ های خویش را برچیند.

2-3 باید تعداد نمادین از سانتریفیوژهای غیر پیشرفته را باقی گذارد.

2-4 باید سایت فردو را برچیند.

همان سایتی که برخی خواهان تغییر کاربریش، از عملیاتی به تحقیقاتی هستند. این یعنی تحقق آرزوی دست نیافتنی نتانیاهو، که عاموس به صراحت از آن یاد می کند: "فردو ی در زیر کوه، دارای امنیت تضمین شده است".

حالا که حتی بمب های سنگر شکن امریکا، یارای نفوذ به این سایت مستحکم را ندارد و از هیچ طریقی، نمی توان ویرانش کرد، چه بهتر بدست برخی از ایرانی ها، غیر عملیاتی شود!

2-5 باید راکتور اراک تغییر داده شود.

2-6 باید به ابعاد نظامی برنامه هسته ای ایران پاسخ داده شود.

2-7 باید تضمینِ توافق ژنو، تصویب شورای امنیت باشد.

وای بر کسانی که در دل توافق ژنو "پذیرفتند، پرداختن رضایت بخش به قطعنامه های شورای امنیت را".

خدایا؛ پا بر هر بخشِ توافق ننگین ژنو که می نهی، همانند لمس مین "والمر" است! حقاً که شیخ حسن، تیم حقوقدان خبره ای را به مصاف کدخدایش فرستاده است!!!!!

2-8 باید پیشنهاد 20 یا 30 هزار! سانتریفیوژ ایران، رد شود.

چه ساده اند آنان که تصور می کنند کدخدا، زیر بار 190 هزار سانتریفیوژ آنها می رود!

3- به نظر می رسد بخش پایانی گفتار عاموس دارای بار سنگینی باشد: "اصرار بر موضع رسمی اسرائیل، حتی در اتاق های گفتگو، می تواند توانایی اسرائیل را برای نفوذ بر مذاکرات با ایران، که تل آویو در آن حضور ندارد خنثی کند."

از دید صهیونیست ها، تاکید بر مواضع رادیکال، مفهومی جز شرکت آنها در مذاکراه با ایران ندارد! و این یعنی دلیل سختگیری و هوچیگری صهیونیست مقابل ایران، در سطح جهانی.




برچسب‌ها: عاموس, توافق, ژنو, فردو, ذخایر
+ نوشته شده در  شنبه ششم اردیبهشت 1393ساعت 3:43  توسط احمد.ش  | 

تحلیلی بر مصاحبه ی دکتر صالحی با شبکه العالم


دکتر صالحی در مصاحبه با شبکه العالم نکاتی در خصوص مذاکره مخفیانه دولت دهم با امریکا و موارد کوناگونی حول محور توافق ژنو بیان کرده است. سایت ایران هسته ای نیز، ضمن انعکاس بخش هایی از خبر مذکور، نکات مکملی از قول منابع خویش، آورده است.

تحلیل ذیل، برداشتی است از هر دو مقاله فوق:

مطالعه آن بخش از گفتگوی دکتر صالحی، که سایت العالم، تا بحال منعکس کرده، در کنار مقاله ی سایت ایران هسته ای، نکات جالبی را آشکار می سازد که عبارتند از:

1- رهبر انقلاب در برخورد با وزیر خارجه ی احمدی نژاد همانگونه عمل و هدف گذاری می کنند که با دولت روحانی برخورد می کنند. چنین عملکردی، بیانگر ثبات فکری و اصول حاکم بر مواضع رهبری است، که با تغییر دولت ها، تغییر پذیر نیست.

2- نگاه رهبر انقلاب به امریکا، در هر دو دولت دهم و یازدهم، همان نگاهی است که بارها بر آن تاکید داشته و امریکا را عهد شکن و غیر قابل اطمینان می دانند.

3- نگاه رهبر فرزانه ی انقلاب، همانند نگاه برخی از مسئولین، در گذر زمان تغییر نکرده، بلکه ثابت قدم تر نیز شده. چنین عملکردی نشات گرفته از دشمن شناسی، عمق نگاه به مسایل و بینش استراتژیک ولایت امر می باشد.

در حالی که بطور مثال، این نگاه در دولت های نهم و دهم، خصوصاً شخص احمدی نژاد با فراز و فرود هایی باور نکردنی و توام با بی ثباتی همراه است. احمدی نژادی که در دولت نهم ضمن مطرح کردن مسایلی نظیر هلوکاست، سیاستی تهاجمی و البته تحسین برانگیز علیه امریکا، رژیم غاصب صهیونیستی و در مجموع غرب اتخاذ می کند، ناگهان با چرخشی 180 درجه ای، در میانه ی دولت دهم، مذاکره با امریکا را پیش گرفته و شعار محکومیت افسانه هلوکاست را، بطور کامل از برنامه خویش حذف می کند.

این نوع عملکرد، نه تنها مفهوم تغییر تاکتیک ندارد؛ که نشان از عدم ثبات در تصمیم گیری، عدم شناخت دشمن و مهمتر از همه نشانه ی ضعف در ایمان است. اگر شناخت حریف درست، کامل و دقیق باشد، نیازی به تغییر 180 درجه ای مواضع وجود نداد.

4- بر طبق اظهار منابع سایت ایران هسته ای؛ نحوه عملکرد امریکا و عدول از به رسمیت شناختن حق غنی سازی ایران طی مذاکره با دولت یازدهم، حقی که در تفاهم با دولت دهم، حتی تایید و مکتوبش نیز کرده است؛ تنها بیانگر صدق دیدگاه رهبری فرزانه انقلاب و تایید چند باره آن است. نگاهی که امریکا را غیر قابل اطمینان و عهد شکن می داند.

5- هر چند اینجانب اصل مذاکره مستقیم با امریکا را - با توجه به رهنمود های رهبری - تخطئه می کنم، لیکن طبق اظهار منابع سایت ایران هسته ای می توان نتیجه گرفت که سر سختی تعدیل شده مقابل امریکا در دولت دهم، منجر به قبول و به رسمیت شناخته شدن حق غنی سازی ایران شد؛ لیکن نشان دادن در باغ سبز از سوی دولت یازدهم، نه تنها منجر به فرصت سوزی و پایمال شدن حقوق دیگر ایران، بلکه باعث انکار حقی از طرف امریکا شد، که در توافق با دولت دهم، بر آن مهر تایید زده بود.

عملکردی اینچنین، مصداق دیگری از سخنان رهبری انقلاب است: "اگر یک قدم عقب نشینی کنید، آنها ده قدم پیش خواهند آمد"

6- در مقایسه صحبت های صالحی و کمالوند - رئیس و سخنگوی سازمان انرژی اتمی - تناقض دو گفتار در خصوص اکسید کردن ذخایر غنی شده به وضوح موج می زند.

صالحی در متن خبر ارایه شده از سوی العالم گفته است: "بنابراین اکسیداسیون و رقیق سازی، هر دو به خوبی انجام شد و گزارش آژانس هم این موضوع را تایید کرده است" در حالی که کمالوند در مصاحبه با خبرگزاری فارس می گوید: "اکسید اورانیوم 5 درصد هنوز شروع نشده و علت تعویق این امر هم عدم آماده بودن خط تولید آن است"

حال جای سوال دارد، کدام سخن را باور کنیم؟

7- صالحی عنوان کرده است: "طبق توافق [ژنو] اگر رقیق سازی اورانیوم سرعت بیشتری داشته باشد، در پرداخت اقساط اموال بلوکه شده ایران نیز تسریع خواهد شد."

جالب است! این چه برگ برنده پر ارزش، نزد ایران است که امریکایی ها برای از بین بردن آن مشوق قرار می دهند و آقایان خط سازش می گویند؛ حذف ذخایر مواد غنی شده ایران به معنی از بین بردن آنها نیست؟

حضرات معظم و معزز در خط سازش، سایت های اجاره ای و آقای کمالوند، لطفاً بفرمایید:

اگر ذخایر مواد غنی شده بی اهمیت است، چرا امریکا برای از بین بردن آن - چه رقیق سازی و چه اکسید کردن – شتابی وصف ناپذیر داشته و حتی برای شش ماهه اول توافق، مشوقِ "حذف با سرعت بیشتر در مقابل دریافت سریعتر اقساط 4/2 میلیاردی پول های بلوکه شده" را قرار می دهد؟

8- صالحی در خصوص موضوع راکتور آب سنگین اراک می گوید: "پیشنهاد ما باز طراحی قلب راکتور اراک و کاهش پلوتونیوم تولیدی به میزان یک پنجم بود که مورد استقبال 5+1 قرار گرفت."

آیا چنین کاری به مفهوم حذف بخشی از کارکرد راکتور آب سنگین اراک نیست؟

اگر قرار باشد از چهار کارکرد اصلی راکتور اراک، یعنی 1- تولید برق 2- انجام امور تحقیقاتی 3- تولید پلوتونیوم 4- تولید رادیو دارو؛ تنها توانایی تولید برق آن باقی بماند، اساساً تفاوتی فی مابین ماندن و حذف این راکتور، وجود خواهد داشت؟

از اینرو لازم است توجه جناب دکتر صالحی را به قسمتی از بیانات رهبر انقلاب که در 20 فروردین، سالروز فن آوری هسته ای - در حضور خود ایشان - ایراد شد جلب می کنم.

رهبری می فرمایند: "این سازمان باید در مورد دستاوردهای علمی خود نیز تعصب داشته باشد."

جناب صالحی، آیا حذف کارکردهای مهم راکتور اراک، مصداق عدم تعصب در خصوص دستاوردهای سازمان انرژی اتمی نیست؟




برچسب‌ها: صالحی, مذاکره, غنی سازی, حذف, امریکا
+ نوشته شده در  دوشنبه یکم اردیبهشت 1393ساعت 2:22  توسط احمد.ش  | 

چرا طرفداران خط سازش، از درک مفهوم "برگ برنده" عاجزند؟


در بخشی از توافق ننگین ژنو آمده: "ایران تصمیم گرفته است به محض آمادگی خط تبدیل UF6 با غنای 5 درصد به UO2، ظرف مدت همین بازه 6 ماهه، آن میزان UF6 را که به تازگی تا 5 درصد غنی شده است را به اکسید UF6 تبدیل کند؛ مطابق با آنچه که در برنامه عملیاتی تأسیسات تبدیل اعلان شده به آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، ذکر شده است."

طبق گزارش سایت ایران هسته ای، با تکمیل روند مرکز EUPP، دولت از تاریخ بیستم فروردین 93، شروع به تبدیل UF6 با غنای 5 درصد - یا همان ذخایر 5 درصد اورانیوم غنی شده - به UO2 - یا همان اکسید اورانیوم - در مرکز فوق کرده است و این امر به مفهوم از بین بردن ذخایر غنی شده 5 درصد ایران می باشد، همانند آنچه در حال حاضر بر سر نیمی از 196 کیلو گرم ذخایر با ارزش 20 درصد می آید.

اما سایت اجاره ای تابناک در مقاله ای ضمن پاک کردن صورت مسئله، خبر ایران هسته ای را "اشتباه" و "طنز آمیز" خواند.

هر چند سایت ایران هسته ای در گزارشی دیگر به این امر واکنش نشان داد و مستندات خویش را عنوان کرد، اما ذکر موارد ذیل و یاد آوری آن تنها "از منظر سیاسی" به طرفداران چشم و گوش بسته ی خط سازش، خالی از لطف نیست.

از کودکی، که نمی داند برگ برنده و اهرم فشار چیست، توقعی بیش از این نباید داشت! ایران قطعاً به تاسیسات تبدیل UF6 به اکسید نیاز داشته و باید در این مسیر حرکت و زیر ساخت ها را آماده نماید، اما استفاده ی هر ابزار در جای خود ارزشمند است.  در حالی که روسیه تا پنج سال متعهد به تامین سوخت نیروگاه بوشهر شده است و ایران همچون سوخت 20 درصد برای راکتور تحقیقاتی تهران، نیاز مبرمی به تبدیل ذخایر 5 درصد خود به سوخت ندارد؛ چرا باید جبراً به سمت اکسید کردن ذخایر سوخت خویش حرکت کند؟

آیا تکرا این ادعای پوچ، تحقق صحبت های اوباما و کری نیست که بارها گفته اند "ما بر نامه هسته ای ایران را درجا خشک کرده ایم" ؟

نداشتن نتیجه ملموس از صنعت هسته ای و چرخه غنی سازی که بوسیله آن، بتوان منطق مذاکره کنندگان را ثقیل و قدرت چانه زنی ایران را افزایش داد، هدف کیست؟

آیا حضرات محترم در سایت تابناک و سایت های اجاره ای دیگر، با این دست سخنان سبک و بی مایه، هدف نتانیاهو در سازمان ملل را دنبال نمی کنند؟

همان هدفی که در پشت پرده کاریکاتور مضحک او در سازمان ملل نهفته بود و در واقع میزان ذخایر مواد غنی شده ایران را هدف گرفته و معتقد بود، نباید این ذخایر از حدی فراتر رود؟

همان سخنرانی که امثال شما، فقط طنز بودنش را در قالب کاریکاتور دیدید و بس!

در آن کاریکاتو، نتانیاهو میزان پودر اکسید ایران را خط قرمز معرفی کرد یا میزان ذخایر مواد غنی شده را؟

جالب آن است که بهروز کمالوند، سخنگوی سازمان انرژی اتمی نیز بدون در نظر گرفتن ابعاد سیاسی و اهمیت ذخایر غنی شده ایران "از انتشار برخی اطلاعات غیر واقعی که اکسید سازی گاز UF6 5 و یا 20 درصد را به مثابه نابودی و یا از بین بردن آن معرفی می کنند، انتقاد کرده است"!

ما در فکر تولید بمب اتم نیستیم و نیتی هم برای این کار نداریم. اما طرفداران خط سازش باید به سوالات اساسی ذیل پاسخ دهند:

آیا نمی توان از ذخایر مواد غنی شده 5 درصد به عنوان اهرم فشار و برگ برنده در مذاکرات استفاده کرد؟

آیا تبدیل برگ برنده، به حالتی که خطر و تهدیدی برای دشمن محسوب نشود؛ به مفهوم نابودی آن نیست؟

با توجه به مقاله هایی اینچنین، که هدف آن توجیه و سرپوش گذاردن بر نابودی ذخایر مواد غنی شده ایران است؛ نویسنده هایی که مدعی حمایت از حقوق ایران! هستند، همان کسانی که با آب و تاب، خط مقاومت را به هم صدایی با صهیونیست و صدای آن در داخل کشور متهم می کنند؛ جای طرح این سوال است:

 کدام تفکر در مسیری قلم می زند که منافع رژیم نجس و نحس صهیونیستی را تامین می کند؟ خط مقاومت یا خط سازش؟

 فأین تذهبون؟؟؟؟؟؟




برچسب‌ها: ذخایر, غنی سازی, 5 درصد, 20درصد, اکسید
+ نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم فروردین 1393ساعت 16:52  توسط احمد.ش  | 

تحلیلی بر مصاحبه ی توجیهی جدید شرمن و خبرنگاران در خصوص مذاکرات هسته ای – بخش دوم


وندی شرمن در بیستم فروردین ماه نشستی توجیهی با خبرنگاران برگزار و به سوالات مختلف ایشان در خصوص مذاکرات جاری هسته ای ایران و 5+1 در وین پاسخ داد. از آنجا که سخنان شرمن بخش هایی از لایه های مخفی مذاکرات تیم نیویورکی ها و کدخدا!!! را آشکار می سازد دارای اهمیت ویژه ای است.

مذاکراتی که تمام سعی خط سازش در مخفی نگاه داشتن مفاد آن و برخورد با منتقدان آن، با عناوین گوناگون همانند "ناقض امنیت ملی" است. به مفهوم اکمل، تنها واژه "هلوکاست هسته ای" توان بیان عمق فاجعه ی پیش رو را دارد، هلوکاستی که طی دوران آزادی منتقدین در دولت راستگویان در حال وقوع است.

به جهت طولانی بودن تحلیل جلسه مذکور، موضوع در دو بخش به حضور شما سروران محترم ارایه می گردد.

بخش دوم:

3- دیپلمات چی ایران! برای بیان مقدار تفاهم حاصل شده  در مذاکرات از عبارت "50 تا 60 درصد اتفاق نظر حاصل شده" استفاده می کند در حالی که شرمن "تنها درصدِ با اهمیت مذاکرات را زمانی می داند که به توافق جامع دست یافته شود."

همین نگرش متفاوت، سبب می شود ظریف و تیم مذاکره کننده دایماً از امید به حصول توافق، سخن گویند، در حالی است که شرمن به کررات از جمله ی  طلایی توافق ژنو در سخنان خود بهره می گیرد: "هیچ چیز مورد توافق نخواهد بود، تا وقتی که همه چیز مورد توافق باشد."

همان نکته ای که منتقدان توافق ژنو، بر محل اشکال بودنش، پای می فشارند و بیان می کنند اگر بعد از شش ماه توافقی حاصل نشد، تکلیف ارزشمندترین اطلاعات حیاتی نظام که توسط خط سازش، سخاوتمندانه به دشمن تقدیم شد؛ در کنار خسارت های سنگین وارده به نظام، همچون تعلیق غنی سازی، تعلیق ساخت راکتور اراک، تعلیق ساخت سانتریفیوژها، عدم گسترش تحقیق توسعه – نظیر جلوگیری آژانس از تست سانتریفیوژ فوق بیشرفته IR-8 – حذف ذخایر با غنای 20 درصد و ... چه خواهد شد؟

و چرا مکانیزمی جهت پرداخت "هزینه ادعا" برای طرف غربی در نظر گرفته نشده است؟

شرمن 2 بار از جمله: "حتی تا اندازه 95 درصد اتفاق نظر وجود داشته باشد، اما 5 درصد اختلاف به معنای آنست که هیچ توافقی دست پیدا نکردیم."!!! طی مصاحبه استفاده می کند.

با وجود چنین وسعت دیدی در تیم نیویورکی ها، خصوصاً قهرمان دیپلماسی!، پیشنهاد می گردد شیخ حسن، جهت جلوگیری از ایراد چشم زخم، هر روز برای ایشان اسپند بر آتش ریزد!

4- شرمن در خصوص جلسه مشترک، دو نکته حیاتی را بیان می کند:

الف- بررسی پایبندی طرفین به تعهداتشان.

ب- جلسه طولانی نبود اما بسیار مفید و سودمند بود.

چنین رویکردی سوالات متعدد و مهمی را طرح می کند:

اولاً- علی رقم انجام کامل تعهدات از سوی ایران و مهر تایید آژانس بر آن، چرا کدخدا "ظاهراً" به هیچ یک از تعهدات خویش عمل نکرده است؟ - فی المثل امکان برداشت اقساط پرداختی برای ایران امکانپذیر نیست. –

آیا ایران در جلسه مشترک، به بد عهدی امریکا، اعتراض کرده است؟

در صورت پافشاری ایران، چرا به ادعای شرمن، جلسه طولانی نبوده؟

اگر امریکا ادعای ایران را به راحتی قبول و جلسه به سرعت پایان یافته، چرا عملکرد امریکا تصحیح نشده است؟

با فرض معترض بودن نمایندگان خط سازش و البته عدم تغییر رویکرد کدخدا، چرا امریکا مذاکرات مذکور را، مفید و سودمند می داند؟

شرمن در ابتدای سخنانش جمله ای با لایه های پنهان و مفاهیم خاص، بیان می کند: "همه ی طرفها به تعهداتی که در طرح مشترک اقدام متعهد شدند پایبند بوده اند." تاکید شرمن بر یکسان بودن عمل به تعهدات طرفین، این سوال را مطرح می کند که:

آیا عدم امکان برداشت اقساط واریزی به حساب بانک مرکزی در سویس نیز بخشی از توافق بوده است؟

آیا عمل نکردن کدخدا به تعهدات خویش در خصوص فلزات گرانبها، پتروشیمی، خودرو و یا درخواست ناقص و محدود شرکت های هواپیمایی جهت تعمیر ناوگان هوایی ایران نیز، بخشی از توافق مخفیانه و پشت پرده تیم نیویورکی ها با کدخدا است؟

و آیا عایدات ناچیز ایران از توافق ژنو نیز، شامل تبصره های محرمانه با امریکا شده است؟

موید پرسش های فوق، سوال و جواب فی مابین خبرنگار بی بی سی و شرمن است. شرمن دو بار می گوید: "آنچه ما باید انجام می دادیم، انجام داده ایم."!!! و حتی در پاسخ این خبرنگار که می گوید: "چرا ایرانی ها می گویند نمی توانند به پول ها دسترسی داشته باشند." بیان می کند: "از مقامات ایرانی بپرسید."!!!

حال این سوال مطرح است که پای طرح محرمانه و زد و بند پشت پرده تیم نیویورکی ها مطرح است و یا در این خصوص نیز همانند موارد دیگر توافق ژنو، کلاه گشادی بر سر خط سازش رفته است؟

5- خبرنگاری از شرمن در خصوص مخالفت امریکا با انتصاب ابوطالبی نماینده معرفی شده ایران به سازمان ملل و چگونگی انتقال مخالفت امریکا به ایران و آیا این کانال همان [مذاکرات جاری] وین است؛ می پرسد. ولی شرمن با پاسخ غیر منتظره ای خبرنگار را غافلگیر می کند: "من درباره اینکه این پیام را چگونه به ایران منتقل کردیم توضیح نمی دهم."

چرا شرمن حاضر نیست کانالهای انتقال نارضایتی کدخدا از انتصاب ابوطالبی را افشا کند؟

آیا شرمن از این موضوع بی اطلاع است؟

و یا قصد دارد بیش از این خط سازش را، با چالش های ناشی از تضاد عملکرد با خطوط قرمز تعیین شده توسط رهبری نظام، مواجه نکند؟

6- از پرسش و پاسخ شرمن و خبرنگار دیگری می توان نتیجه گرفت؛ ظاهراً مذاکرات دوجانبه با امریکایی ها در چهارچوب جلسات اعلام شده توسط دو طرف خلاصه نمی شود. چرا که شرمن در پاسخ خبرنگاری که مدعی است آیا پنج هفته دیگر برای ادامه مذاکرات دیر نیست؟ می گوید:

"به شما اطمینان خاطر می دهم که هر روز، کاری دراین زمینه انجام می شود. این کار به صورتهای مختلف و در کشورهای مختلف حاضر در مذاکرات و در تعامل دوجانبه این کشورها یا از طریق نشستهای کارشناسان ما و کارشناسان ایرانی انجام می شود."

گویا بر خلاف خبر توقف مذاکرات مخفیانه بین خط سازش و کدخدا، اینچنین رایزنی همچنان ادامه دارد.

شرمن در بخش دیگری با نام بردن انواع گفتگو ها، به "گفتگوهای دیگر" اشاره می کند که در قالب های نام برده نمی گنجد: " در گفتگوهای خود هم در وین و هم در نشستهایی که در فاصله این دور از گفتگوها در سطح کارشناسی یا مسئولان سیاسی در وین یا گفتگوهای دیگر انجام شده است به همه این مسائل پرداخته ایم."

7- نکته قابل تامل دیگر، نگرش شرمن به آینده مذاکرات است. وی بیش از 8 بار بطور مستقیم و بارها بصورت غیر مستقیم، آینده توافق را موکول به جمله ی "اگر بتوانیم توافق کنیم" می نماید.

 حال با مروری گذرا بر سخنان مختلف مصدق زمان! و دیگر دست اندکاران تیم مذاکره کننده با جملات متعددی که بیانگر امید بیش از حد به آینده توافق و نتیجه بخش بودن مذاکرات است مواجه می شویم.

8- هر چند خط سازش بارها متذکر شده که هیچ یک از بخشهای صنعت هسته ای برچیده نخواهد شد؛ لیکن سخنان شرمن بیانگر آن است که خط سازش بر سر تعداد سانتریفیوژها، سطح غنی سازی و میزان ذخایر با کدخدا به توافق دست یافته است.

9- امید است با توجه به عقب نشینی های متعدد خط سازش مقابل کدخدا و اروپا، همچنین شگرد مذاکره امریکا و آژانس در خصوص برنامه احتمالی نظامی ایران PMD، در موج دوم ترورها، دانشمندان نظامی ایران اسلامی، جزئی از لیست ترورهای هدفمند موساد، سیا و ام آی 6 نباشند.

برای مطالعه ی بخش اول اینجا کلیک فرمایید.



برچسب‌ها: مذاکره, شرمن, توافق, وین, ژنو
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم فروردین 1393ساعت 12:34  توسط احمد.ش  | 

تحلیلی بر مصاحبه ی توجیهی جدید شرمن و خبرنگاران در خصوص مذاکرات هسته ای – بخش اول


وندی شرمن در بیستم فروردین ماه نشستی توجیهی با خبرنگاران برگزار و به سوالات مختلف ایشان در خصوص مذاکرات جاری هسته ای ایران و 5+1 در وین پاسخ داد. از آنجا که سخنان شرمن بخش هایی از لایه های مخفی مذاکرات تیم نیویورکی ها و کدخدا!!! را آشکار می سازد دارای اهمیت ویژه ای است.

مذاکراتی که تمام سعی خط سازش در مخفی نگاه داشتن مفاد آن و برخورد با منتقدان آن، با عناوین گوناگون همانند "ناقض امنیت ملی" است. به مفهوم اکمل، تنها واژه "هلوکاست هسته ای" توان بیان عمق فاجعه ی پیش رو را دارد، هلوکاستی که طی دوران آزادی منتقدین در دولت راستگویان در حال وقوع است.

به جهت طولانی بودن تحلیل جلسه مذکور، موضوع در دو بخش به حضور شما سروران محترم ارایه می گردد.

بخش اول:

 1- ابتدا شرمن اشاره ای زیرکانه به مذاکرات دارد: "شهر زیبا و تا حدودی گرمتر شده وین" و در جمله ی بعد، شاهد مقایسه شروع با حال حاضر مذاکرات وین هستیم ، "در حالی که حدود چهار ماه پیش هم زیبا بود و فقط سرد" جملاتی که بیانگر برداشت پنهان و البته مثبت رو به جلوی امریکایی ها از مذاکرات است.

مذاکراتی که در عین زیبا بودن - بخوانید سودمند بودن – به سمت گرمتر شدن روابط پیش می رود. ظاهراً طبق توصیف شرمن برنامه مشترک اقدام بجز فایده، نتیجه دیگری برای امریکا به همراه نداشته است.

 2- شرمن بلافاصله پس از بکار بردن تعبیر فوق، جمله ای بیان می کند که حاکی از درنوردیدن خطوط قرمز نظام توسط تیم نیویورکی ها است: "همه مسائلی که تصور کنید در این گفتگوها مطرح شد!"

رهبر معظم انقلاب بارها به صورت آشکار به تیم مذاکره کننده تفهیم کرده اند، تنها مجاز به مذاکره دو جانبه با امریکا، در خصوص مسایل هسته ای و البته با فراز و فرود تعریف شده می باشند. لیکن خط سازش قایل به حرکت در خطوط ترسیم شده رهبری نیست.

شرمن در ادامه سخنانش تمامی حدس و گمان ها را تبدیل به یقین کرده و می گوید: "طرح مشترک اقدام تصریح کرده است که باید به قطعنامه های شورای امنیت سازمان ملل متحد نیز به عنوان بخشی از توافق نامه رسیدگی شود و فکر می کنم همه می دانید که یکی از مسائل مطرح در قطعنامه های شورای امنیت سازمان ملل متحد، دغدغه هایی است که درخصوص موشکهای بالستیک با قابلیت حمل تسلیحات هسته ای وجود دارد."

وی که گویا قصد ارسال مفهومی خاص به جهان، بالاخص ایرانیان را دارد، با صراحت لهجه می گوید: "بنابراین، وقتی می گویم درباره همه نگرانی های موجود صحبت شده است، منظورم این است که درباره همه نگرانی ها بحث شده است."

نحوه گفتار شرمن حاوی دو پیام رسا می باشد.

الف- اگر با حسن نیت نگریسته شود، می توان گفت: حقوقدان های دولت تدبیر که منتقدین را بدون هیچ واهمه ای، بی سواد می خوانند، از درک مفهوم و نتایج متبادر "پرداختن رضایت بخش به قطعنامه های سازمان ملل متحد" عاجز بوده، والا هیچگاه زیر بار گنجاندن آن، در متن توافق ژنو نمی رفتند. یادآور می شود بحث موشکی تنها یکی از عواقب پرداختن به قطعنامه های سازمان ملل است.

ب- تیم مذاکره کننده علی رقم نهی رهبری، به مسایل مورد علاقه امریکا، پرداخته و برای خطوط قرمز ترسیمی توسط رهبری، وزنی قایل نیست. این بخش به خودی خود دارای دو مفهوم است.

اولاً القای حاکمیت دوگانه فی مابین رهبری و دولت اعتدال.

دوماً، این امریکا است که خطوط تیم مذاکره کننده ایرانی را ترسیم می کند و نه رهبر انقلاب.

شرمن در بخش دیگری از سخنان خویش، پرده ای دگر از درنوردیدن خطوط قرمز ترسیمی رهبری انقلاب توسط تیم نیویورکی ها را آشکار می سازد: "ما در این گفتگو های دو جانبه در خصوص دو مسئله صحبت کردیم.

یک- مذاکرات هسته ای

دو- موضوعی که با قاطعیت کامل و به گونه ای متمرکز به آن پرداختیم، وضع شهروندان امریکایی (آقایان حکمتی، عابدینی و رابرت لوینسون) است."

هر چند عدم اهمیت به مواضع ولایت فقیه توسط تیم نیویورکی ها مختص به دوران رهبری فرزانه حضرت آقا نمی شود و در دوران امام راحل نیز مسبوق به سابقه بوده؛ لیکن این سوال مطرح است، دلیل علاقه ی وافر تیم نیویورکی ها به درنوردیدن خطوط قرمز نظام چیست؟ و از این طریق، چه اهدافی را دنبال می نماید؟

هرچند مذاکرات اینچنینی، خارج از دیالوگ تعریف شده برای خط سازش است، اما جمله ای که شرمن در بخشی از سخنانش بر زبان می راند، تاثر و تالم هر ایرانی را بهمراه دارد: "اعضای خانواده رابرت لوینسون از هفت سال پیش او را ندیده اند. اینکه برای مدت هفت سال عضو خانواده تان را نبینید و ندانید که کجا است بسیار دشوار است!"

جا دارد از خط سازش و همچنین امریکایی های متکبر سوال کرد:

آیا چنین تحملی تنها برای خانواده امریکایی ها دردناک است؟

آیا تحمل فراق حاج احمد متوسلیان و همراهان در بندش، درحالی که سی و دومین سال اسارت آنها در چنگال صهیونیست خبیث، نحس و نجس را سپری می کنیم، برای خانواده های ایشان سهل است؟

آیا خانواده سردار عسگری که توسط عمال موساد و با هماهنگی سیا و میت در ترکیه ربوده شد و هم اینک هفتمین سال اسارتش را طی می کنیم، مضطرب و نگران او نیستند؟

حضرات خط سازش؛ آیا حاج احمد متوسلیان، شیر دربند صهیونیست، از نظر شما ارزش و منزلتی دارد که در مذاکرات برای آزادی او و یارانش، سعی و تلاش کنید؟

ای کاش همانند دشمنان این سرزمین، لختی به فکر افتخار آفرینانش بودید، افسوس که نیستید!

برای مطالعه ی بخش دوم اینجا کلیک فرمایید.



برچسب‌ها: شرمن, مذاکره, توافق, وین, ژنو
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم فروردین 1393ساعت 12:30  توسط احمد.ش  | 

تحلیلی بر سخنان جدید کری در سنای امریکا


جان کری وزیر خارجه امریکا در تاریخ بیستم فروردین، با حضور در کمیته روابط خارجی سنای امریکا به سوالات سناتورها درباره موضوعات مختلف از جمله مذاکرات هسته ای با ایران پاسخ داد؛ در ادامه به تحلیل نکات مهم این گزارش که متن اصلی آن را در سایت ایران هسته ای آمده خواهیم پرداخت.

1- کری با تکرار موضوعاتی که بر گرفته از خوی استکباری شیطان بزرگ است، آنچنان متکبرانه و مغرور سخن می راند که گویا امریکا، یگانه برگزیده ی خداوند در گستره گیتی است و با همین منش، سخن از تصویب تحریم های جدید بر علیه ایران می گوید "در حالی که گفتگو می کنیم، ما به اعمال تحریم هایی که تحت تاثیر طرح اقدام مشترک نباشند، ادامه می دهیم؛ تحریم هایی که نه فقط بر سر برنامه اتمی بلکه بر سر حمایت این کشور از تروریسم نیز اعمال می شود."

 سخنان کری به وضوح صحبت های مکرر مقام معظم رهبری را تایید می کند: "ما دولت ايالات متّحده‌ى آمريكا را دولتى غيرقابل اعتماد ميدانيم؛ دولتى خودبرتربين، دولتى غيرمنطقى و عهدشكن، دولتى سخت در پنجه‌ى تصرّف و اقتدار شبكه‌ى صهيونيسم بين‌المللى"

2- نکته جالب که در گفتگوهای متعدد کری با کنگره و سنا بدان بر می خوریم، پاسخگویی دقیق و صحیح وی در برابر قانونگذاران امریکا است، در حالی که تشابه عجیب وی با قهرمان دیپلماسی! و پدید آورنده بزرگترین رویداد قرن، جناب مصدق الظریف الممالک انسان را به وجد می آورد!

کری مو به مو و البته مستدل پاسخ کنگره و سنا را می دهد و البته ظریف هم! ولی با کمی اختلاف! ظریف می گوید گفتگوها محرمانه است!!!! هیچ چیز نمی گویم، حتی اگر استیضاحم کنید!!!!!!!!!!

شگفتا از این وجوه اشتراک. گویا مهره فوق ارزشمند از نگاه غرب، طی دوران تحصیل و سکونت بی دردسر در امریکا خصوصاً طی دوران جنگ تحمیلی، تنها عقب نشینی در برابر غرب را آموخته و نه تمکین در مقابل قوه ی مقننه را.

3- رابرت منندز پس از برشمردن نکاتی و ادعای اینکه این توافق خواسته های امریکا را برآورده نمی کند می گوید راکتور آب سنگین اراک و فردو به درد ایران نمی خورد و سپس یکی از اساسی ترین نکاتِ پشت پرده ی توافق ژنو را افشا می کند:

"ما باید اسناد و مدارکی پیدا کنیم مبنی براینکه در پارچین چه کارهایی انجام می شود". سخنان منندز مهر تاییدی است بر اینکه امریکایی ها به توافق ژنو تنها به چشم حربه ای برای اثبات ادعاهای خویش و دست و پا کردن سند به منظور محاکمه ی ایران می نگرند.

4- منندز  و کری هر دو معتقدند توافق جامع باید به تصویب کنگره برسد، حال باید دید نگرش تیم نیویورکی ها به این مقوله چیست؟

اگر چه بر طبق سابقه ی عملکرد تیمِ تمامیت خواه نیویورکی ها، به وضوح می توان پیش بینی کرد، دور زدن مجلس در دستور کار ایشان قرار دارد و اساساً انتخاب عنوان "برنامه ی اقدام مشترک" برای توافقنامه ی ژنو، به منظور مصون ماندن از نظارت مجلس شورای اسلامی صورت گرفته، ولی پیش داوری را کنار گذاشته و به انتظار خواهیم نشست.

5- نکته بعدی نقش پلیس خوب "کری" و پلیس بد "منندز" است که به زیبایی توسط آنها اجرا می شود. در واقع کنگره خواستار شدت عمل بیشتر است و کریِ طرفدار ایران! خواستار رافت.

نکته ی دیگری که از همین جدال صوری می توان دریافت تشابهی دیگر ما بین تیم نیویورکی ها و مجلس و فضای فعلی حاکم ایران است!

تیم نیویورکی ها بر خلاف حریف خواهان سکوت مطلق مجلس در خصوص توافق و حتی خواستار حذف شعار مرگ بر امریکا است. این تفکر چند بیلبورد "صداقت امریکایی" را هم بر نمی تابد و تمام سعی خویش را در جهت سرکوب منتقدان بکار گرفته و با دلایل مختلف منجمله بر چسب ناقض امنیت ملی اهداف خویش را پیش می راند، مبادا به غبای کدخدا بر خورده و مذاکرات، با مشکل مواجه شود!

6- اگر قهرمان دیپلماسی از این بی سواد دلگیر نشوند و معترض نگردد که چرا حرف دشمن را گوش می دهید و نه من که فرزند انقلاب!م. اعتراف کری را می توان دلیل دیگری بر غواصی – یا همان زیر آبی رفتن - تیم نیویورکی ها برشمرد.

کری در حالی موضوع موشکی و تحقیقات موشکی را بخشی مطرح!!!!! در مذاکرات بیان می کند که بر طبق مجوز رهبر فرزانه ی انقلاب، تیم تدبیر تنها مجاز به مذاکره در خصوص مسایل هسته ای است ولا غیر!

7- کری بر طبق عادت همه ی مسئولین امریکایی مجدداً بر نکته ی طلایی توافق پا فشاری می کند " هیچ چیزی مورد توافق نخواهد بود مگر آنکه در مورد همه چیز توافق شود" جای سوال دارد، در صورت عدم توافق، کدام طرف قرارداد متضرر می شود، ایران یا غرب؟

امریکا پس از اجرایی شدن گام اول توافق ژنو تنها پیچ تحریمها را شل کرده و به محض اختلاف، نه تنها وضعیت سابق را عملیاتی، بلکه شدت عملی به مراتب سخت تر از ماقبل توافق اتخاذ می کند. ساختار تحریم ها که به اقرار اوباما، کری و شرمن قبل از توافق ژنو، در حال فروپاشی بود، مجدداً با انگیزه و قوت بیشتری ادامه خواهد یافت، ضمن آنکه غرب اطلاعاتی از مراکز حیاتی ایران بدست آورده که حتی از طریق جاسوسی برایش امکانپذیر نبوده است.

اما ایران: طی دوره اجرایی توافق، حداقل در غنی سازی 20 درصد، مراحل ساخت راکتور اراک و یا تولید سانتریفیوژها، دچار عدم پیشرفت شده؛ هر چند موارد فوق طی دوره زمانی مشخص، جبران پذیر است. لیکن حذف ذخایر 20 درصد که نفوذ کلام ایران در جامعه جهانی است در کنار خلع ایجاد شده ناشی از تقدیم اطلاعات حیاتی و نقشه مراکز هسته ای، مراکز مونتاژ سانتریفیوژ ها و روتر ها و ... به دشمن، پر شدنی نیست.

اندک توضیحات ناقص فوق، عمق خسارت ناشی از لغو توافق ژنو را، آشکار می کند. توافقی که تنها بر مبنای حصول نتیجه ی صد در صدی از طرف خط سازش استوار و حتی یک درصد احتمال لغو از جانب حقوقدانان خبره!!!! ایرانی، برای آن در نظر گرفته نشده.

این در حالی است که تیم تدبیر در مقابل منتقدان اظهار می دارد "در هر جا متوجه خلف وعده حریف شویم، چیزی از دست نداده، مذاکرات را قطع و غنی سازی را آغاز می کنیم."!!!

8- علی رقم گزارش تغییر، در نحوه استفاده سوخت راکتور اراک به منظور ادامه ی فعالیت آن، کری به جدیت و در چند مرحله از لزوم برچیدن راکتور اراک سخن می گوید.

9- نکته ای که بنظر جالب می رسد، نحوه بیان کری در خصوص دسترسی به مراکز نطنز و فردو است: "ما در فوردو بازرسی می کنیم حال آنکه قبلاً هرگز در این مکان امکان حضور نداشتیم" "ما در نطنز بازرسی می کنیم که قبلاً در آنجا حضور نداشتیم".

این در حالی است که گزارشات متعدد آژانس حاکی از دسترسی تعریف شده و طبق برنامه ی کارکنان آژانس بین المللی به نطنز و فردو می باشد و این بازرسی ها امر جدیدی نیست، با این وجود کری می گوید "ما قبلاً در این مکان، امکان حضور نداشتیم." دومین نکته استفاده از کلمه "ما" بجای مامورین آژانس است. اینکه ماموران آژانس، عاملان امریکا و جزئی از سرویس اطلاعاتی آنها هستند شکی وجود ندارد لیکن با کنار گذشتن دو پارا متر فوق، موضوع قابل تامل است.


برچسب‌ها: کری, توافق, ژنو, سنا, موشک
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم فروردین 1393ساعت 8:43  توسط احمد.ش  | 

روز ملی فن آوری هسته ای یا روز فقرا؟!


از سال 86 به این سو، بیستم فروردین جشن گرفتیم و شادی کردیم، چرا که کمر دشمن خم شد و جوانان این مرزو بوم اورانیم را غنی کردند و دشمن را ذلیل.

هر سال افتخار کردیم و به دنیا فخر فروختیم که، نتوانستید هیچ غلطی کنید.

هر سال گریزی هم به خاطرات تلخ گذشته زدیم که شورای حکام آژانس انرژی اتمی راه به راه، قطعنامه بر علیه مان تصویب کرد و خط مرعوب و واداه به غرب را، همان تیم مذاکره کننده که از دلش جاسوس در آمد و فراری به خارج!، از لولوی شورای امنیت و تهدید به حمله ی نظامی ترساندند.

آنگاه با توافق ننگین سعدآباد، - همان توافقی که شیخ فریدون در کنار جک استراو، سرمستانه می خندد! استراو به ریش مملکت ما و خوشحال از پیروزی اش، اما شیخ به چه؟ معلوم نیست – غرورمان را شکستند.  

هر گام که عقب نشستیم، ده گام پیش آمدند و هر بار جری تر از قبل، روزی محور شرارت خواندنمان و التماس های خرازی برای حفظ چند سانتریفیوژ را هم وقعی ننهادند؛ کم مانده بود، دانشگاه هایمان را تعطیل کنند.

بگذریم که شیخ، نامه های رهبر فرزانه انقلاب، در شکستن پلمب مراکز هسته ای را به هیچ می انگاشت و فریادهای انرژی هسته ای، حق مسلم ماست" ملت را نمی شنید.

و مغرور، در پی رایزنی با وزرای خارجه انگلیس بود. همان جک استراوی که در سعدآباد، از فرط قدرت و تحقیر مقابل، پاهایش را در مقابل شیخ روی میز انداخته و سخن می راند.

کردند هر چه خواستند و عقب نشتند تا توانستند، اما سر آخر ملت را صبری است و تحمل.

ندای رهبری در حسینه ای که بنام خمینی کبیر (ره) مزین است، تنین افکند، بس است عقب نشینی و بشکنید پلمب ها را.

چه زود 300 سانتریفیوژ تبدیل شد به 18,000 و چه افتخار ها که آفریده نشد. هر چند علی محمدی، شهریاری، رضایی نژاد، مصطفا و قشقایی بهایش بودند؛ اما سرمان در دنیا افراشته بود.

هر چند تحریممان کردند و پرونده هسته ای مان را به شورای امنیت ارسال و قطعنامه روی قطعنامه تصویب کردند. اما غمی نبود، هر چند کوتاهی مسئولین در کنار توطئه ی داخلی وامداران قدرت، عرصه را بر مردم تنگ کرد. اما شیرین بود پر افتخار.

باز هم می گفتیم هسته ای حق مسلم ماست.

اما امسال را چه شده؟ که نامی از روز ملی نیست و مشغولمان کردند به یارانه. انگار جای "هسته ای" در حق مسلم با "یارانه" عوض شده؟!

این چه سرپوشی است بر واقعیات و مشغول کردن به نان شب؟

دوباره سعدآباد را در ژنو تکرار کردند و فریاد بر آوردند که "دشمن به حق ما اعتراف کرد". ولی نه، به عدمش معترف شد!

دوباره سعدآباد را تکرار کردند و نامه به رهبری دادند که "ترک خورد دیوار تحریم" ولی ندیدیم گشایشی!

دوباره سعدآباد را تکرار کردند و خانواده شهدای هسته ای را جمع کردند، که تمام شد و بردیم، ولی دیدیم که بردند حق مسلم مان را.

حال مانده بودیم و نام یک روز! "فن آوری هسته ای"، ولی همان را کردند "روز فقرا"!


برچسب‌ها: روز, فن آوری, هسته ای, یارانه, فقیر
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم فروردین 1393ساعت 9:12  توسط احمد.ش  | 

تحلیلی بر شرایط توافق نهایی ایران و 1+5 از نگاه مذاکره کننده ارشد سابق امریکا


رابرت آینهورن مذاکره کننده امریکا در گروه 1+5 که به تازگی به موسسه بروکینگز پیوسته است، در گزارشی راهبردی برای این موسسه شرایط یک توافق جامع و نهایی میان ایران و 1+ 5 را ترسیم کرد.

با توجه به اینکه آینهورن تا چند ماه پیش مذاکره کننده ارشد امریکا و عضو تیم مذاکره کننده این کشور در گروه 1+5 بوده و قاعدتاً به راهبردهای امریکا درباره برنامه هسته ای ایران دسترسی مستقیم داشته، نظرات وی حاوی اهمیت فراوان محسوب می شود. اصل این گزارش را که در سایت ایران هسته ای آمده، می توانید از اینجا بخوانید.

صحبت های آینهورن دارای نکات مهمی است که میتوان آن را با دیدگاه های داخلی تیم سازش منطبق و به نتیجه ی جالبی در خصوص اشتراک فکری این دو رسید!

1- اولین نکته پا فشاری این مقام امریکایی در تبدیل فردو به یک مرکز تحقیقاتی است. همان تفکری که متاسفانه در داخل کشور، یکبار در سال 89 !!! البته درون سازمان انرژی اتمی، فردو را تبدیل به مرکزی تحقیقاتی کردند و حال که مجدداً در راس قدرت قرار گرفته و همکاران مصطفای شهید را کنار گذاشتند، طرح تحقیقاتی کردن  فردو را مطرح کردند.

چندی پیش زاکانی نماینده مجلس گفت "برخی عناصر به دروغ القا می‌کنند که نظام می‌خواهد فعالیت هسته‌ای را راکد کند و به واسطه همین القای غلط، اتفاقی که می‌افتد این است که آنها سمت و سویی را دنبال می‌کنند که نتیجه آن راکد کردن عملی در صنعت غنی سازی است، یعنی تیم فعلی، سال 89 فردو را تحقیقاتی کردند.

فردو 40 متر زیرزمین است و 90 متر روی آن کوه قرار دارد، اما در سال 89 فردوی زیرزمین را تحقیقاتی کرده و 8 دستگاه سانتیفیوژ گذاشته‌اند، تمام لوله‌کشی‌های انجام شده در زیرساخت‌ها را قلع و قمع و جمع کرده و در انبار ریخته‌اند! مجددا امسال که آمده بودند حرف تحقیقاتی کردن فردو را می‌زدند، در حالی که فردو عملیاتی شده و در سانتریفیوژها گازرسانی می‌کنند و این همه دستگاه در آن مستقر شده است. لذا وقتی توجه می‌کنیم می‌بینیم که موضوع فراتر از سوءتدبیر است و به هیچ عنوان سوءتدبیر نیست".

این هماهنگی شگفت انگیز بین امریکایی ها و افرادی در داخل، از کجا آمده؟ آیا هزینه های میلیاردی در تغییر کاربری فردو در سال 89 و تغییر دوباره آن در زمان فعلی، از جیب این ملت نیست؟

نکته دیگری که امریکایی ها بارها به آن اذعان کردند و البته دلیل اصلی تغییر کاربری فردو در آن نهفته است، استحکام و نفوذ ناپذیری فردو است. فردو و استحکام آن، کابوس بمب های سنگر شکن امریکا شده و هیچ راهی برای انهدام آن ندارند، لذا بهترین گزینه، از میان برداشتن آن توسط کسانی در داخل کشور و خارج کردن آن از حالت عملیاتی است.

راهی که تیم سازش در آن گام نهاده و همگرایی عجیب با امریکا، سوالات متعددی در ذهن ایجاد می کند.

2- در دل این توافق چه چیز نهادینه شده که طرف امریکایی را وادار می کند دایماً خط و نشان کشیده و  تهدید کند؛ اگر ایران از آن روی گردان شود، چه می کنم و چه!

آینهورن تهدیدات پیش روی ایران را، تصویب قطعنامه شورای امنیت، دخالت نظامی امریکا و تحریم شدید بیان میکند و تازه درخواست ضمانت ایران را نیز مطالبه می کند تا در صورت تخطی، پیشاپیش مجازات و حملات امریکا و متحدانش را پذیرفته باشد.

مگر سود این توافق برای امریکا چقدر است؟

3- نه تنها آینهورن و بسیاری از مسئولین امریکا، بلکه تیم مذاکره کننده ایرانی هم به کرات گفته: "مواضع اساسی و بنیادین ایران و امریکا با هم فاصله زیادی دارد" اما ناگهان صحبت از شروع پیش نویس توافق نهایی می شود و حتماً در کمال ناباوری طی چند هفته اخیر، شاهد صدور توافق نهایی خواهیم بود. به همان شکل که در توافق اولیه اتفاق افتاد!

4- نکته دیگری که آینهورن بر آن تاکید دارد "ایجاد حداکثر شفافیت ممکن پیرامون فعالیتهای مرتبط با برنامه هسته ای ایران" است و نه فعالیت های هسته ای.

اگر درست بیان کنم، فعالیت های مرتبط با هسته ای شامل همان کارگاههای مونتاژ سانتریفیوژ و روتر و نورد اورانیوم یا معادن و منبع است! فعالیت های که در واقع هیچ ارتباط ساختاری با سازمان انرژی اتمی ندارد و اصالتاً زیر نظر این سازمان نیست.

5- اجرای فراتر از پروتکل الحاقی، نکته ای است که نه تنها آینهورن، بلکه دیگر مقامات امریکایی بر آن تاکید دارند. هر چند بسیاری از موضوعات توافق اقدام مشترک، نیز فراتر از پروتکل الحاقی است.

6- وی در خصوص ابعاد نظامی احتمالی نیز تاکید دارد، امریکا محور اصلی را بر مسایلی گذارد که بیشترین ارتباط با موضوعات مخفی احتمالی ایران دارد.

آیا این محور به غیر از مصاحبه ی آژانس بین المللی با دانشمندان نظامی ایران نیست که خط قرمز نظام می باشد؟

در هر شکل باید منتظر بود و دید در این وانفسای مخفی کاری تیم نیویورکی ها و به واقع، در این هلوکاست هسته ای، از دل این عقب نشینی بزرگ، که خط سازش بر خلاف واقع، آن را پیروزی بزرگ می خواند؛ چه بیرون خواهد آمد و با خطوط قرمزی همچون راکتور اراک، تعداد سانتریفیوژها یا همان برچیدن امریکایی ها، غنی سازی بالای 5 درصد و حتی غنی سازی 5 چگونه برخورد خواهد شد.


برچسب‌ها: تحلیل, توافق, جامع, نهایی, ژنو
+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم فروردین 1393ساعت 8:19  توسط احمد.ش  | 

چرا نباید از خبر آغاز نگارش متن جامع توافق ژنو، شوکه شد؟


خبرگزاری های مختلف در کمال تعجب از آمادگی هر دو طرف امریکایی و ایرانی برای نگارش متن جامع توافق از اول اردیبهشت خبر دادند.

در حالی که هنوز دو طرف توافق، از وجود اختلاف در موضوعات اساسی سخن می گویند. اما به زعم نگارنده با توجه به سوابق تیم مذاکره کننده که بخشی از آن در ذیل می آید، نه تنها نباید از چنین آمادگی، که از نبودش می بایست متعجب شد!

اگر تیم خبره، کارشناس و حقوقدان مذاکره کننده خط سازش یا همان تیم نیویورکی ها غیر از این عمل کند، باید شک کرد. این تیم از ابتدای انقلاب هزینه های متعدد و جبران ناپذیری همانند:

1- قبول NPT، همان معاهده ای که اگر قبول آن را منوط به عضو شدن رژیم جعلی صهیونیستی می کردند، هیچ یک از مشکلات کنونی هسته ای برای ایران رخ نمی نمود.

2- پدید آورندگان ماجرای ایران گیت و ورود مکفارلین به ایران و زمینه سازی برای ایجاد رابطه با امریکا، حتی در دوره ی امام  راحل و بدون اطلاع ایشان.

3- هماهنگی و زمینه سازی قبول قطعنامه ننگین 598، همان قطعنامه ای که جام زهر شد در کام امام راحل و عظیم الشان.

4- آزادی گروگان های امریکایی در لبنان بدون گرفتن هیچ امتیازی، فعالیتی که علاوه بر خلف وعده ی امریکایی ها در آزاد سازی اموال بلوکه شده ایران، نتوانست کوچکترین خبری از سردار بزرگ و فاتح خرمشهر، حاج احمد متوسلیان که دیروز در حالی سی و سومین تولدش پس از اسارت در چنگال صهیونیست های نجس را سپری کردیم که حتی پدربزرگ تیم نیویورکی ها، همان تکیه گاه فتنه و ظریف، همان قهرمان دیپلماسی! نتوانستند کوچکترین خبری در طی این مبادله از او و یاران در اسرارتش بدست آورند. حال آنکه به راحتی می توانستند آزادی گروگان های امریکایی را منوط به آزادی حاج احمد و یارانش کنند، اطلاً چرا باید اینگونه عمل می کردند؟

وقتی خاطرات سال 61 تکیه گاه فتنه را مرور کنید، تا نوع شام شب و تلاش مهدی و فائزه در انداختنش درون استخر ذکر شده! ولی خبری از اسارت شیر ایرانی و یارانش، به چشم نمی خورد، اصلاً آنها وزنی برای یادآوری در خاطرش داشتند؟

5- عقب نشینی های نکبت بار هسته ای در سال های 82-84، همان وادادگی هایی که بر سر نگه داشتن سه چهار سانتریفیوژ چانه می زدند و اروپایی ها قبول نمی کردند، همان مذاکراتی که هنوز سیروس ناصری آن را پیروزی می خواند!!! همان مذاکراتی که از دلش حسین موسویان جاسوس بیرون آمد و پس از حکم دادگاه، مصلحی وزیر وقت اطلاعات گفت از نظر ما موسویان همچنان جاسوس است.

همان مذاکراتی که رهبر فرزانه ی انقلاب در خصوص آن بیان داشتند "در صورت ادامه ی این عقب نشینی ها، من خودم وارد این عرصه می شوم و شدم" همان عقب نشینی هایی که رهبری فرمودند 2 سال این مملکت را عقب انداخت.

وجه مشترک تمام این اعمال یکی است، عملکرد مخفیانه و چراغ خاموش تیم نیویورکی ها، چنانچه نظام را در عمل انجام شده قرار دهند.

مگر قرار است این بار غیر از این عمل کنند؟

این تیم خود را تافته ی جدا بافته، تحصیل کرده امریکا و انگلیس، زندگی کرده در امریکا و ... می داند و متقابلاً امریکا ظریفش را مهره ای ارزشمند!

چرا باید مردم و مجلس را محرم خویش بدانند؟ این ایران است که مدیون چنین تیمی است و نه آنها وام دار ایران!

سهل است برایشان بستن قراردادهای اینچنین، واگذاری امتیاز های بزرگ و وادادگی و قبول عقب نشینی، چرا که ارزش در منظر ایشان رابطه ی با کدخدا است، حال به فروش هر عزتی! که ای کاش، میفروختندش، نه به مفت واگذارند!


برچسب‌ها: آغاز, نگارش, توافق, جامع, ژنو
+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم فروردین 1393ساعت 7:48  توسط احمد.ش  | 

خطر قربانی شدن برنامه ی تحقیق و توسعه هسته ای، بر اساس توافق ژنو


علی رقم اینکه در نگاه اول، تنها گزینه ی مثبت توافق ژنو ادامه "برنامه تحقیق و توسعه R&D" ایران بنظر می رسید، ولی متاسفانه با استناد تیم مذاکراه کننده امریکا به کلمه ی "Current کنونی" در متن توافق ژنو، عملاً این برنامه در وضعیت فعلی منجمد شد. بر همین اساس بازرسان آژانس بین المللی انرژی اتمی یک دستگاه سانتریفیوژ فوق پیشرفته IR-8 ایران را به محض تخلیه در بخش رو زمینی مرکز غنی سازی نطنز (شهید قشقایی) پلمب کردند.

نکته مغفول مانده در توافق ژنو قربانی کردن کامل "برنامه ی تحقیق و توسعه ی" صنعت هسته ای با توجه به روند پیش رو است. امریکایی ها موضوع "گریز هسته ای" را ملاکی برای داشتن غنی سازی "ویترینی" ایران - و نه صنعتی - می دانند. از این رو است که مسئولین امریکایی ارتباط مستقیمی مابین تعداد سانتریفیوژ ها و موضوع گریز هسته ای قایلند.

از نظر امریکایی ها حداقل، زمانی یک ساله برای تشخیص Break Out ایران لازم است و بر همین اساس معتقدند ایران تنها می تواند 3000 دستگاه سانتریفیوژ از نوع IR-1 و یا 1000 دستگاه IR-2m که 3 برابر قدرت تفکیک پذیری بیشتر از مدل یک دارد، پس از توافق نهایی داشته باشد.

حال جای سوال دارد، بر فرض که اولاً غرب اجازه ی تست مدل های جدید سانتریفیوژ و دوماً اجازه ی تولید آنها را نیز به ایران بدهد؛ با توجه به اینکه این سانتریفیوژهای پیشرفته قدرت تفکیک پذیری بسیار بالاتری نسبت به IR-1 داشته و همانطور که در بالا ذکر شد، آخرین آنها IR-8 است، امریکایی ها چند دستگاه از این مدلها را مناسب غنی سازی ویترینی ایران خواهند دید؟

اگر فرض کنیم مدل IR-8 ده یا بیست برابر مدل اولیه، قدرت تفکیک پذیری داشته باشد؛ در آن صورت امریکا تعداد 300 و یا 150 سانتریفیوژ را روی میز خواهد گذاشت. امری که در واقع امکان تحقیق و توسعه ی بیشتر برای ایران را در نقطه ای نه چندان دور، به صفر خواهد رساند.


برچسب‌ها: قربانی, صنعت, هسته ای, تحقیق, توسعه
+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم فروردین 1393ساعت 3:26  توسط احمد.ش  | 

چرا حصول توافق نهایی در مذاکرات هسته ای با غرب سهل می نماید؟


مقاله حامد علوی با عنوان "ایران هیچ تضمینی مبنی بر تامین سوخت 20 درصد از خارج را نمی پذیرد" موجب شد تا مرور مجددی بر نگرش خط سازش، نسب به مذاکرات هسته ای داشته باشم.

جناب علوی در نوشتار خویش از قول منابعی که از آنها به عنوان دیپلماتها در ایران یاد می کند؛ آورده است "با وجود اراده سیاسی نزد دو طرف برای رسیدن به یک تفاهم، دورنمای حصول توافق چندان روشن نیست" و در ادامه شش موضوع را به عنوان موارد اختلاف پیش رو بیان می کند.

لیکن نگارنده وجیزه ذیل معتقد است با توجه به دیپلماسی خنده و وجود حقوقدانهای خبره در خط سازش، دست یافتن به توافق جامع به هیچ عنوان سخت نیست. مذاکره کنندگان نشان داده اند برای "حصولِ توافق به هر قیمتی" آنچه لازم باشد را قربانی کرده، شروط حریف را خواهند پذیرفت و اساساً خطوط قرمز ترسیمی نظام برای این خط فکری، ارزش محسوب نمی شود.

برای درک صحیح و آشنایی با خطوط قرمز یک جریان فکری، ابتدا لازم است ارزش های تفکر شناسایی تا آنچه قابل قربانی به پای ارزشهاست مشخص گردد. دولت تدبیر ایجاد رابطه با غرب را اصلی ترین هدف و گشایش اقتصادی از قِبل ایجاد چنین رابطه ای را، یکی از توقعات مترتب بر آن می پندارد. خط سازش به عنوان یک نماد و تفکر - و نه به عنوان گروهی سازشکار - اصولاً به صنعت هسته ای و مذاکرات، به چشم وسیله ای برای نیل ایجاد رابطه با غرب خصوصاً کدخدا! می نگرد. لذا حاضر است برای این ارزش، صنعت هسته ای را قربانی و علی رقم نهی رهبری "و مجوز محدود مذاکره با امریکا، فقط در بحث هسته ای" در مقوله هایی که هیچ ارتباطی به موضوع هسته ای ندارد همانند موشکی، حقوق بشر، تروریسم و ... نیز وارد، تا رابطه با غرب حاصل شود.

به عنوان موید می توان به موارد ذیل اشاره کرد: گفتگوی تلفنی شیخ حسن با اوباما در اولین سفر نیویورک، مذاکرات مخفیانه تیم تدبیر با امریکا در مسقط، ملاقات دو گروه مجزا از دیپلماتهای اروپایی با فتنه گران و شانه خالی کردن وزارت خارجه از زیر بار مسئولیت ایجاد هماهنگی، عدول از متن توافق ژنو و منفعل بودن مقابل امریکا و اروپا در قبال چند دوره تحریم های پس از توافق – روسیه به عنوان یکی از کشور های 5+1 این تحریم ها را ناقض توافق ژنو می داند ولی قهرمان دیپلماسی خیر! – ، عدم اتخاذ عکس العمل مناسب مقابل دخالت های آشکار اروپا طی قطعنامه ی راهبردی، همچنین موارد متعدد که ناقض صریح بخش ابتدایی "عناصر گام اول" توافق ژنو است "همه اطراف ماجرا تلاش خواهند کرد تا فضای سازنده برای انجام مذاکرات با حسن نیت، پابرجا باقی بماند"، اظهار نظر پدید آورنده بزرگترین توافق قرن، در خصوص حزب الله لبنان و برابر دانستن تلوحی آن با تروریسم ، در خواست خروج حزب الله از سوریه، پاسخگویی دو پهلو و شبهه ناک در برابر به رسمیت شناختن رژیم نجس صهیونیستی  و ...

از این منظر است که انجام توافق به "هر قیمتی" برای خط سازش سهل می نماید و حاضر است صنعت هسته ای را قربانی رسیدن به رابطه ی با امریکا و اروپا کند.

در بخش دیگر مقاله آقای علوی و از قول منابع سایت ایران هسته ای آمده "ایران هیچ تعهدی مبنی بر اینکه باید از حق خود برای غنی سازی 20 درصد صرف نظر کند را نخواهد پذیرفت چرا که یک کارخانه بزرگ و مدرن تولید سوخت 20 درصد دارد و هرگز آن را تعطیل نخواهد کرد"

متاسفانه باید گفت بیان چنین استدلالی عذر بدتر از گناه و در واقع به معنای مخالفت ایران تنها به صِرف وجود تجهیزات است. از زاویه ی دیگر  تصدیق عبارت فوق، ایجاد محدودیت در آینده ی غنی سازی است، زیرا عملاً پذیرفته ایم چون سرمایه گذاری برای 60 و یا 90 درصد نکرده ایم و کارخانه ای به این منظور احداث نشده، اساساً این حد از غنی سازی جزو گزینه های مطرح ایران نیست. در حالی که 20 یا 60 و حتی 90 درصد غنی سازی، بر اساس ان پی تی حق ایران است و نباید به غرب اجازه طرح چنین موضوعی را داد.


برچسب‌ها: علوی, اراده, توافق, ژنو, خط سازش
+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم فروردین 1393ساعت 1:44  توسط احمد.ش  | 

توافق ژنو و شاید هایی که ...؟! چرا غنی سازی 20 درصد لازم است؟


جوابیه ی مهدی محمدی به مصاحبه ی دکتر صالحی رئیس سازمان انرژی اتمی که دلیل پذیرفتن تعلیق غنی سازی 20 درصد را، عدم نیاز [و حتماً جزو امتیازات! بدست آمده توسط تیم مذاکره کننده] می دانند، بهانه ای شد برای نوشتار ذیل.

ای کاش منتقدان توافق ژنو را بیسواد نمی خواندند و خویش را حقوقدان!!!، ای کاش راننده تاکسی و لبو فروش را جزو آدم حساب می کردند و تنها، اقشار جامعه را به منزله ی برگه ی رای در روز انتخابات نمی دیدند، ای کاش دلسوزان نظام را همصدا با صهیونیسم و ویژه خوار تحریم نمی خواندند،

ای کاش متن مذاکره را با هزار ترفند و برچسب مخل امنیت ملی بر منتقدان، از دید ملت و حتی نمایندگان مجلس مخفی نمی کردند و به فکر تصویب حقوق شهروندی - بخوانید حقوق فتنه گران و غربزدگان – نبودند، ای کاش ادعای دولت راستگویان را یدک نمی کشیدند؛ قدری تامل می کردند و برای خرد جمعی ارزش قایل بودند. متاسفانه نیستند! ای کاش روزی که تاکید مکرر رهبر ی انقلاب، بر غیر قابل اعتماد بودن امریکا بود ، لختی بگوش می گرفتند، که نگرفتند. در آنصورت:

شاید امروز غنی سازی 20 درصد داشتیم، شاید امروز ذخایر 20 درصدمان که نه، برگ برنده مان حفظ می شد، مذاکره بر سر تعویض کاربری راکتور اراک نمی شد، شاید هنوز سانتریفیوژهای IR-m2 تولید می شد و می چرخید، شاید اطلاعات ذی قیمتی که اوباما، کری و شرمن به صراحت در سنا و کنگره بیان کردند، حتی از طریق جاسوسی نتوانستیم آنها را بدست آوریم؛ در اختیار غرب و سگ نگهبانش در منطقه قرار نمی گرفت، شاید هنوز نقشه های حساس، که با چنگ و دندان توسط کارمندان و مسئولین انرژی اتمی و سازمان های مربوطه حفظ شده بود، امروز در اختیار غرب نبود،

شاید بحث تحقیق و توسعه هسته ای مملکت با اشتباه استراتژیک تیم خبره و حقوقدان مذاکره کننده، با کلمه ی "کنونی" در وضعیت فعلی فریز نمی شد، شاید اکنون سانتریفیوژ فوق پیشرفته IR-8 که در نطنز پلمپ شده می چرخید، شاید ذخایر سوخت 5 درصد ایران در حال اضافه شدن بود، شاید ساخت راکتور اراک به پایان کارش نزدیک و یا حتی شاهد راه اندازی اش بودیم، شاید تعداد سانتریفیوژهای نصب شده در مراکز فردو و نطنز گسترش می یافت و از مرز 22000 دستگاه نیز فراتر می رفت،

شاید دانشمندان مرتبط با ساخت روتر و مونتاژ سانتریفیوژ و نورد اورانیم، هنوز در لیست شناسایی شده ها برای موساد و سرویس های دیگر جاسوسی، ثبت نشده بود؛ خدا را چه می دانی! شاید حتی اسامی آنان در لیست ترور های آینده ی آنها نیز قرار نگرفته بود؛ شاید امروز مجبور نبودیم با هدف پرداختن رضایت بخش، قطعنامه های شورای امنیت را قانونی و موجه بدانیم، و غرب از دل آن، ده ها بهانه ی موشکی و تروریسم و حقوق بشری بیرون کشده و برایمان شاخ کند، شاید مجبور نبودیم به فکر ایجاد تاسیسات جدید هسته ای نباشیم، شاید هنوز اطلاعات منبع در اختیار خودمان بود، نه دشمنانمان! شاید تصاویر دوربین های مستقر در مراکز هسته ای، همچون گذشته تنها در زمان حضور کارمندان آژانس بین المللی انرژی اتمی قابل بازدید بود، نه آنکه همه ی آنها، یکجا در اختیارشان قرار گیرد، و ....

از توافق ژنو تهدایدات و تحریم های بعدش که به قول قهرمان دیپلماسی مخل توافق ژنو نیست ولی از دید روسیه چرا!!!، و ما به ازا های ناچیزش، که مصداق آبنبات چوبی هم نیست، بگذریم و نا دیده اش انگاریم؛  شاید روزی که نمایندگان پارلمان اروپا با فتنه گران ملاقات می کردند؛ شاهد خالی کردن شانه از زیر بار مسئولیت توسط وزارتخانه های مرتبط نبودیم و عکس العمل مناسب می دیدیم، روز بعدش ناظر ملاقات اشتون با محکوم دیگرِ فتنه نبودیم،

شاید دبیرکل سازمان ملل دعوت نکرده ی خود - به منظور حضور ایران در ژنو 2 سوریه - را سراسیمه پس نمی گرفت، شاید بان کی مون چشم بادامی، شیخ فریدون را به بد عهدی در قبال شعارهای انتخاباتیش متهم نمی کرد، شاید امریکایی ها سعی نمی کردند با تعویق و سنگ قالاب کردن روادید حمید ابوطالبی نماینده دایم و تازه معرفی شده ایران به سازمان ملل متحد، تحقیرمان کنند،

شاید امروز پارلمان اروپا پیش نویس قطعنامه ای که گویا ایران را جزو مستعمراتش می پندارد، طرح نمی کرد، همان قطعنامه ای که خواهان اجرای حقوق بشر غربی در ایران است نه اسلام، همان پیش نویسی که با دخالت آشکار در امور ایران، خواهان آزادی سران فتنه است، همان کاغذ پاره ای که ایران را اوکراین قلمداد کرده و آزادی عمل فتنه کران را می خواهد. همان چرک نویسی که خواهان عدم حضور نمایندگان پارلمانش در ایران است مگر با تضمین ملاقات با فعالان [ضد] حقوق بشر، همان بی شرمی که حتی، رای آوردن شیخ حسن؛ منادی ارتباط با امریکا و غرب را نیز، به رسمیت نشناخته و انتخاباتش را غیر دمکراتیک می داند، و ... ؛

حتی شاید سگ نگهبان امریکا با پوزه نجس خود، تهدید حمله به ایران را پارس نمی کرد، شاید امریکایی ها دوباره گزینه ی نظامی را روی میز نمی گذاشتند. و هزاران شاید دیگر، که ای کاش تدبیر می کاشت، شاید سبز می شد!

راستی دکتر صالحی عزیز که شما را جزو فرزندان انقلابی می دانیم؛ و آقایانِ تیم مذاکره کننده ی خط سازش؛ به راستی تا بحال این سوال را از خود پرسیده اید که: اساساً چرا علیمحمدی، شهریاری، رضایی نژاد، مصطفا احمدی روشن، قشقایی و البته شهدای دیگر جهاد علمی که به هزاران دلیل تا بحال نامی از آنها برده نشده؛ برای چه به شهادت رسیده اند؟ برای آنکه ما بگوییم، دیگر نیازی به بخشی از صنعت هسته ای یا تمامی آن نداریم؟ واقعاً به این دلیل؟؟؟؟؟!!!!


برچسب‌ها: صالحی, ژنو, غنی سازی, 20, مهدی محمدی
+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم فروردین 1393ساعت 2:9  توسط احمد.ش  | 

مطالب قدیمی‌تر