دلنوشته های سربازی برای ولایت

تحلیل مسایل روز از نگاه نویسنده

دکتر صالحی؛ و خطرات ناشی از مدالیته ناگهانی با آژانس

 

رهبر فرزانه انقلاب؛ به دفعات از مذاکرات هسته ای سالهای 82-84 به عنوان عقب نشینی؛ و همچنین کسب تجربه یاد کرده اند. یکی از تجربیات ارزشمند نظام؛ طی عقب نشینی سالهای مذکور؛ ایجاد زمانبندی و تقسیم موضوعات مورد مناقشه به منظور کسب نتیجه حداکثری، در قبال ایجاد محدودیت، مقابل سوء استفاده حریف بود. به این مفهوم که دشمن جهت ایجاد تشتت و تاثیر گذاری بر قدرت تحلیل مذاکره کنندگان هسته ای؛ و یا به قولی قرار دادن نظام در گوشه رینگ؛ مسلسل وار اقدام به طرح شبهاتی متعدد، مطالبه ی زیاده خواهانه و البته بدون محدودیت زمانی در جمعبندی می کرد.

لذا طی سال 86 به منظور مقابله با چنین ترفندی؛ علی لاریجانی به عنوان دبیر وقت شورای عالی امنیت ملی، اقدام به تدوین مدالیته ای فی مابین ایران و آژانس نمود. بر اساس مدالیته ها؛ ابتدا آژانس کلیه سوالهای خویش را طرح کرده و مقرر شد طی زمانبندی مشخص، هر بار به تعداد معینی از سوال های مدیرکل پاسخ داده شود؛ سپس آژانس در گزارشی رسمی؛ خاتمه بخش اول ابهامات را اعلام؛ و درصورت اقناع آژانس، بخش دیگری از سوالات مطرح گردد. نتیجه چنین تدبیری منجر به ختم دعاوی آژانس در مدت زمانی محدود بر علیه ایران و اعلام رضایت رسمی محمد البرادعی شد.

اما روی کار آمدن آمانو؛ زمینه ای مجدد جهت طرح اوهامی به نام  PMD را ایجاد کرد. موضوعاتی که آژانس برخلاف نص صریح NPT؛ از ارایه مستندات ادعایی به ایران پرهیز می کند. نتیجه کشمکش و تقابل آژانس که ناشی از رویکرد جدید مدیرکل آن بود؛ صدور ضمیمه ی گزارش شورای حکام آژانس بین المللی انرژی اتمی با عنوان PMD یا ابعاد احتمالی نظامی برنامه هسته ای ایران شد.

با شروع کار دولت یازدهم و ایجاد جو مثبت فی مابین دو طرف؛ سازمان انرژی اتمی ایران به منظور حل و فصل موضوعات طرح شده در ضمیمه ی مذکور، اقدام به تنظیم سه مدالیته با آژانس کرد. دو مدالیته اول که شامل یازده اقدام عملی ایران بود؛ با کسب نظر مساعد مدیرکل بسته؛ و حتی پنج سوال از مجموعه 7 سوال مدالیته سوم نیز حل و فصل شد. اما زیاده خواهی آژانس و تبدیل 3 سوال در خصوص چاشنی های انفجاری مفتولی، موسوم به EBW و تبدیل آن به 60 سوال؛ در کنار عدم اعلام نظر قطعی توسط مدیرکل؛ همچنین موکول کردن نتیجه به پاسخی سیستماتیک؛ بد بینی به نظرات سوء آژانس را، در شورای عالی امنیت ملی و مدیران عالی سازمان انرژی اتمی دولت یازدهم؛ به یقین تبدیل کرد. از اینرو با توجه به خلف وعده آژانس، همکاری در زمینه حل مسایل گذشته و حال متوقف؛ و به صورت غیر رسمی، ادامه ی آن منوط به اعلام رضایت و نظر قطعی مدیرکل راجع به دو پاسخ آخر شد (خرداد 1393).

مجموعا می توان گفت، حصول چشم انداز جمعبندی توافق جامع؛ فشار امریکا و گره زدن زلف PMD به رفع تحریم ها؛ مذاکره کنندگان ارشد ایران را مجبور به کوتاه آمدن و مصالحه ناگهانی با آمانو کرد. در بهبهه مذاکرات؛ حضور غیر منتظر آمانو در هتل کوبورک و سفر به تهران؛ خبر از نهایی کردن رسیدگی به PMD داشت. لکن پاسخ بسیاری از سوالات جدی؛ همچنان در پرده ابهام بود.

  • با توجه به عدم اعلام نظر آژانس در خصوص دو سوال آخر مدالیته؛ سازمان انرژی اتمی و شخص دکتر صالحی با چه تضمینی حاضر به ادامه همکاری با آژانس و نادیده انگاشتن تجربه های ارزشمند نظام شده اند؟

توجیح دکتر در مصاحبه با گزارش ویژه خبری شبکه دو سیما، قابل تامل می باشد: «چون اساس PMD از دید آژانس  و PPI از دید ایران؛ سیاسی است و نه فنی؛ لذا شرایط حاکم بر توافق، امریکا و غرب را به این جمعبندی رساند که ابعاد احتمالی نظامی را خاتمه دهند. در واقع این پیشنهاد از سوی مذاکره کنندگان ایرانی بود؛ که چنین موضوعی خاتمه یابد. لذا امریکا و غرب هم با این مسئله موافقت کردند.»

وی در ادامه، تضمین چنین رویکردی را اینگونه شرح می دهد: «نمی شود که امریکایی ها و غرب چندین ماه وقت، صرف مذاکره کنند، تنها برای بهانه جویی؛ اگر قرار بر بهانه گیری بود نیازی به مذاکراتی چنین وسیع نیست. لذا من با دید مثبت می گویم که تا پایان سال میلادی موضوع نگرانی های آژانس حل می شود و احتمال بهانه جویی، غیر محتمل است.»

  • همانطور که مشاهده می شود؛ اساس حل موضوع، بر اساس خوشبینی به مرجعی بنا شده، که رهبر فرزانه انقلاب در خصوص آن می فرمایند: "ما به آژانس بدبینیم؛ آژانس نشان داده که هم مستقل نیست، هم عادل نیست؛ مستقل نیست زیرا تحت تأثیر قدرتها است؛ عادل نیست [چون] بارها و بارها برخلاف عدالت حکم کرده و نظر داده."
  • در مقاله ی پیشین آمد؛ اساس موضوع PMD با هدف نفوذ به اندرون نظامی ایران ایجاد شد؛ و امریکا آن را پلی از موضوع هسته ای به سلاح های متعارف ایران تلقی می کند. لذا به هیچ عنوان عقلانی و منطقی نیست؛ که امریکا سرمایه گذاری های ناتمام خویش را بدون دریافت مابه ازا، خاتمه یافته تلقی کند.
  • پس از جمعبندی توافق جامع؛ مسئولین مختلف دولت امریکا؛ به کرات از دسترسی به مراکز نظامی ایران و ایجاد زمینه حمله نظامی با اتکا به اطلاعاتِ چنین بازرسی هایی سخن گفته اند. بازرسی هایی که اساس و شاکله ی آن بر مبنای PMD بنا شده. با توجه به سابقه ی تحقق 92 درصدی ادعا های امریکا پس از توافق ژنو و لوزان؛ همچنین عدم تحقق گفتار تیم مذاکره کننده و مسئولین ارشد دولت؛ آیا رد چنین هدف گذاری از سوی امریکا؛ خردمندانه است؟

اگر صحت گفتار امریکا مبنا قرار گیرد -که البته هست- جمع خاتمه ی PMD تا پایان سال میلادی و تحقق هدف فوق؛ چگونه امکان پذیر است؟

اما سوالات اصلی در نادیده انگاشتن تجربیات گذشته؛ و تکرار گزیده شدن از سوراخ سابق، همچنان باقی است:

چه تضمینی باعث شده دکتر صالحی تن به پاسخگویی یکجا به همه ی سوالات آژانس دهد؟

چه تضمینی به بستن پرونده هر سوال وجود دارد؟

آیا ممکن نیست آژانس پس از دریافت همه ی پاسخ های ایران؛ دست به نتیجه گیری غیر متعارف زند؟

چه تضمینی برای اضافه نشدن سوالات آژانس متصور است؟

در صورتی که آژانس پاسخ های ایران را مکفی ندانست و همانند موضع چاشنی های انفجاری مفتولی بر تعداد سوالات خویش افزود؛ و یا حتی خواستار دسترسی به مراکز نظامی و یا دانشمندان شود؛ تکلیف چیست؟

  • اما جالب ترین بخش؛ برخلاف ادعای دکتر صالحی، نحوه اظهار نظر آژانس تا پایان سال 2015 است. آژانس به صراحت از ارایه نظر تا پایان سال میلادی سخن گفته و نه بستن پرونده PMD.

با این وجود می بایست منتظر بود و دید، آیا اشتهای جاسوسان آژانس که تا پایان سال میلادی، با انبوهی از اطلاعات به بکلی سری ایران مواجهه خواهند شد؛ اقناع می گردد؟ و یا طبق پیش بینی رهبر فرزانه انقلاب؛ در مقابل عقب نشینی ها، دشمن قدم به قدم پیش خواهد آمد.


برچسب‌ها: صالحی, PMD, ابعاد نظامی احتمالی, عقب نشینی, مصالحه
+ نوشته شده در  سه شنبه ششم مرداد ۱۳۹۴ساعت 19:18  توسط احمد.ش  | 

چرا علی لاریجانی معتقد به طی مسیر قانونی تصویب برجام نیست؟

 

از نظر روانشناسی؛ دو قشر، اعتقادی به اجرای قانون ندارند؛ 1- افرادی که قانون را سدی در مسیر پیشرفت تلقی می کنند. 2- اشخاصی که قانون را مخل امنیت خویش می پندارند.

افراد خلافکار به مفهوم عامیانه؛ برتر دیدن خویش به علت ضریب هوشی بالا؛ ارجح دانستن خود به دلیل تکبر و یا افرادی که قانون را در موارد خاص، مخل پیشرفت فردی و جامعه می پندارند؛ زیر مجموعه گروه های فوق هستند.

به صورت ویژه دسته آخر، با وجود معرفی خویش به تقید از قانون، در برخی مواقع و یا حتی بیشتر موارد، استناد به عقل فردی و اجتهاد شخصی را، بر خِرد جمعی مقدم می دارد. تاریخ انقلاب نمونه های مستند چنین افرادی را به وفور در خود جای داده است. از گروهک هایی که با فتاوای شاذ خویش، کمر به شهادت و یا قتل افراد بسته اند؛ تا مسئول دولتی بلند مرتبه و یا کارمندی دون پایه، که عمل به قانون را در برخی امور  -با انگیزه خیر و یا شر-؛ به مصلحت نمی داند.

فارغ از انگیزه شر، عموما افراد دخیل در جریان اصیل انقلاب، با نیت خیر و اصلاح امور، قانون را نادیده می انگارند. ولی سوال اصلی آنست که، آیا قانون گریزی با هر عنوان و نمادی، مورد تایید است؟

اهمیت موضوع هنگامی مشخص می شود که بدانیم اسلام، حتی وجود قانونِ بد در حکومت جور را، بر بی قانونی مقدم داشته. لذا امام راحل سلام الله؛ قبل از پیروزی انقلاب اسلامی، نسبت به تهیه ی پیشنویس قانون اساسی اقدام نمودند؛ لکن پس از پیروزی نه تنها پیشنویس مذکور را به ملت تحمیل نکردند؛ بلکه با دستورِ تشکیل خبرگان قانون اساسی و تضمین نتیجه با رای ملت؛ التزام عملی خویش به قانون مصوب را، اثبات نمودند.

رهبر فرزانه انقلاب اصول چهارگانه مهندسی جمهوری اسلامی، توسط امام راحل را اینچنین بیان می کنند؛ «اسلام، مردم، قانون گرایی و دشمن ستیزی. همه کسانی که وجود نظام اسلامی را با منافع نامشروع خودشان ناسازگار میبینند و با آن دشمنی میکنند، بیش از همه با همین چهار عنصر مقابله میکنند. عمده تلاش آنها این است که یا عنصر اسلامیّت را از نظام بگیرند؛ یا تکیه بر مردم را از نظام سلب کنند؛ یا در بنای قانونی نظام خدشه کنند؛ یا هشیاری و بیدارىِ دائمی در مقابل دشمن را از نظام بگیرند و بیداری را به خواب آلودگی و غفلت تبدیل کنند.»

در سیره رهبر فرزانه انقلاب نیز؛ چنین رویکردی به وضوح قابل لمس است. ایشان مجدانه ملتزم به رعایت قانون، بطور عام و عمل به قانون اساسی، به صورت خاص بوده و شدیدا قانون گریزی را تقبیح می نمایند:

"همیشه این را تأکید کرده‌ ایم و باز هم تکرار میکنیم، وظایفی که در قانون اساسی برای قوای سه ‌گانه و مسؤولان قانونی معیّن شده، معتبر و محترم است و همه باید در مقابل این قانون، حالت تسلیم داشته باشند. بی ‌قانونی به شکلهای مختلفی خود را نشان میدهد. یکی از آنها همین است که علیه اساس و ترتیبات قانون اساسی مبارزه تبلیغاتی شود و لجن پراکنی صورت گیرد و به مسئولیتهای قانونی در هر بخشی از بخشها بی احترامی گردد."

"اگر شما امروز میبینید که با تبلیغات و تحریک دشمنان، در هر برهه ای از زمان، قوای قانونی کشور مورد تعرّض تبلیغاتی قرار میگیرند، این دنباله همان دشمنی ای است که از اوّل با اساس نظم و قانون در جمهوری اسلامی وجود داشت"

ایشان در دیدار با اعضای هیئت دولت یازدهم نیز می فرمایند؛ دوستانی که ما سالها با خیلی از شماها کار کردیم؛ میدانید روحیه‌ ی من را، من آدم دعوت کننده ‌ی به بی ‌قانونی نیستم؛ بشدّت ضدّ بی‌ قانونی هستم.

و در ادامه بیان می کنند؛ شاخص بعدی، مسئله‌ ی قانون ‌گرایی است. خب قانون ‌گرایی خیلی مهم است. قانون ریل است؛ از این ریل اگر چنانچه خارج شدیم، حتماً آسیب و صدمه است. گاهی قانون ناقص است، گاهی قانون معیوب است؛ امّا همان قانون معیوب هم اگر چنانچه عمل نشود ضرر آن عمل نشدن، بیشتر از ضرر عمل کردن به قانون است‌.

همچنین حضرت آقا در دیدار نمایندگان مجلس طی سال 88 می فرمایند: "نقطه‌ ی مقابل قانون ‌گرائی و انقیاد در مقابل قانون، دیکتاتوری است."

  • پس از استقرار دولت یازدهم؛ شورای عالی امنیت ملی، به عنوان بازویی قدرتمند به کمک ژنرال های دکتر روحانی شتافت. دولتمردان امنیتی، با توجه به تعریف و یا «ترکیب شورا» بهترین شیوه ی پیشبرد اهداف قوه مجریه را، مصوبات این شورا یافتند؛ لذا پروژه های مختلفی از این طریق پیگیری شد.

هرچند پافشاری منتقدین و استدلال های بدون نقص ایشان؛ مانع از موفقیت طرح امنیتی کردن مذاکرات هسته ای و تبدیل فضای جامعه، به هلوکاست واقعه ای شد؛ لکن کرسنت تجربه موفقی برای کنار گذاردن مجلس و کوتاه کردن دست نمایندگان مردم از نظارت بر این خسارت ملی بود.

از اینرو، طرح تصویب جمعبندی توافق جامع هسته ای در شورای عالی امنیت ملی بجای مجلس نیز، در همین راستا کلید خورد. علی لاریجانی هم طی دو سال اخیر، بیش از بازی کردن نقش رئیس پارلمان، در قامت عامل نفوذی دولت، راس مجلس ظاهر شده؛ و اهداف تدبیر را بجای نظر مجلس پیگیری نمود. با وجودی که نقش منفی دکتر لاریجانی مسبوق به سابقه است و یکی از عوامل انفعال مجلس طی دوران فتنه؛ به شمار می رود؛ لکن نقش کلیدی وی در مقطع اخیر، غیر قابل انکار است.

در ماجرای تصویب طرح الزام دولت به حفظ حقوق هسته ای؛ رئیس مجلس تمام سعی خویش را به منظور اعمال نظر شورای عالی امنیت ملی؛ و خروج طرح از دستور کار مجلس بکار بست؛ ولی پافشاری نمایندگان اصولگرا، در کنار مطالبه ی افکار عمومی؛ دکتر را مجبور به تمکین نسبی؛ و نهایتا موافقت با دستکاری کلیات طرح نمود.

از نکات جالب روز تصویب طرحِ الزام دولت به حفظ حقوق هسته ای؛ نسبت دور از شان رئیس قوه مقننه به مجلسی است، که از نظر وی تا قبل از دولت یازدهم، در راس امور بود. لاریجانی در پاسخ به تذکر توکلی راجع به غیر قانونی بودن خروج طرح الزام دولت از دستور کار مجلس گفت: " شورای عالی امنیت ملی یک سری چارچوب مشخص دارد و ما باید همکاری های لازم را در این زمینه داشته باشیم؛ بحث فروش سیب زمینی در کشور مطرح نیست بلکه موضوع بسیار با اهمیت است." گویا تا قبل از این، نمایندگان مجلس در حال فروش محصولات کشاورزی بودند!

این درحالی است که فارغ از قانون الزام دولت به حفظ حقوق هسته ای؛ طبق اصول 77 و 125 قانون اساسی نیز؛ تمامی عهدنامه ها، مقاوله نامه ها و ... می بایست به تصویب مجلس برسد؛ و حتی تغییر نام آن به "برنامه جامع اقدام مشترک" نیز بر اساس تفسیر شورای نگهبان (اصل 77 و 125) تاثیری در اصل موضوع ندارد.

اما در ادامه؛ با وجودی که رهبر فرزانه انقلاب طی دیدار دانشجویان؛ بیان دیدگاه شخصی منتصبین به خویش را، به نام رهبری، تقبیح نموده؛ و فرمودند: "من خودم هنوز که الحمّدلله زبانم از کار نیفتاده؛ حرف خود من، که مقدّم به حرف آنها است. آنچه من میگویم، حرف من آن است؛ کسانی هم که حرف میزنند -نمایندگان رهبری و منصوبین رهبری و مانند اینها که تعداد زیادی‌ اند- از قول رهبری نمیگویند؛ این را توّجه داشته باشید."؛ لکن رئیس قوه مقننه در جلسه فراکسیون رهروان ولایت عنوان می کند:

"موضوع هسته‌ ای زیر نظر مقام معظم رهبری مورد رسیدگی قرار می ‌گیرد و مجلس در ارتباط با این موضوع نگرانی نداشته باشد و آنچه که به مصلحت کشور است در موردش تصمیم ‌گیری می ‌شود و گزارش آن به مجلس ارائه خواهد شد."

با توجه به اینکه رهبر انقلاب در خطبه های نماز عید فطر بر طی مسیر قانونی پیش بینی شده تاکید داشتند؛ جای سوال جدی وجود دارد که چرا علی لاریجانی اصرار بر دور زدن مجلس و حذف مسیر قانونی نظام دارد؟


برچسب‌ها: مسیر, تصویب, مجلس, شورای عالی امنیت ملی, لاریجانی
+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم مرداد ۱۳۹۴ساعت 23:10  توسط احمد.ش  | 

چرا دولت اصرار بر تصویب برجام در شورای عالی امنیت ملی دارد؟

 

هرچه به تاریخ تصمیم گیری نظام، در خصوص قبول و یا رد جمعبندی برنامه جامع اقدام مشترک نزدیک می شویم. فشارها به منظور تغییر مسیر تصمیم گیری قانونی؛ بیش از پیش می شود. دولت به عنوان مدافع برجام و با استناد به فرا قوا بودن پرونده هسته ای؛ قایل به تصویب آن در شورای عالی امنیت ملی است؛ حال آنکه مجلس و منتقدان هسته ای؛ تصویب عهدنامه؛ مقاوله نامه؛ قرارداد ها و ... را بر اساس متن صریح قانون اساسی جزء تفکیک ناشدنی وظایف مجلس می دانند.

اما؛ چرا دولت قایل به اعمال نظر شورای عالی امنیت ملی در این خصوص است؟

پاسخ در چگونگی ترکیب این شورای نهفته است. طبق اصل 176 قانون اساسی؛ ترکیب شورای عالی امنیت ملی عبارتست از: رؤسای‏ قوای‏ سه‏ گانه‏ - رئیس‏ ستاد فرماندهی‏ کل‏ نیروهای‏ مسلح‏ - مسئول‏ امور برنامه‏ و بودجه‏ - دو نماینده‏ به‏ انتخاب‏ مقام‏ رهبری‏ - وزرای‏ امور خارجه‏، کشور، اطلاعات‏ - حسب‏ مورد وزیر مربوط و عالیترین‏ مقام‏ ارتش‏ و سپاه‏.

لذا با توجه به جا گذاری اسامی؛ نتیجه پیشرو حاصل می شود: دکتر روحانی؛ علی شمخانی (نماینده اول رهبری)؛ علی لاریجانی؛ سید محمود علوی؛ محمد جواد ظریف؛ رحمانی فضلی و نوبخت به عنوان موافقین قطعی نظر دولت؛ همچنین سرلشکر فیروز آبادی که تا حد زیادی در امور هسته ای متمایل به دولت عمل می کند. و آیت الله آملی لاریجانی و علی جلیلی (نماینده دوم رهبری) که می توان به عنوان منتقد مواضع هسته ای دولت از آنها یاد نمود.

از آنجا که تدبیر رشته های انتخاباتی خود را با عدم تصویب برجام؛ بر باد رفته می بیند و مسیر بررسی در مجلس شورای اسلامی را غیر هموار؛ لذا ترجیح دولت بر گذار از مسیر مطمئن و کم هزینه است. هرچند مصوبات شورای عالی امنیت ملی بدون تایید رهبری ضمانت اجرا ندارد؛ لکن سوابق دبیر شورای عالی امنیت ملیِ دولت اصلاحات؛ نگرانی از تکرار نادیده گرفتن دستورات صریح رهبری، را تجدید می کند.


برچسب‌ها: تصویب, برجام, شورای عالی امنیت ملی, مجلس, دولت
+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم مرداد ۱۳۹۴ساعت 21:59  توسط احمد.ش  | 

دفن علم ایرانی؛ با بُتن!

 

در نگاه اول؛ توافق است و لازمه توافق، کوتاه آمدن از برخی داشته ها به منظور دستیابی به دیدگاه مشترک. به قول دکتر روحانی، در بازی 2 گل می خوریم و 3 گل می زنیم! بگذریم برخی کُشتی و نشان دادن زیر به حریف، جهت کسب امتیاز را؛ که به تعبیر رهبر فرزانه انقلاب نرمش قهرمانانه خوانده شد؛ با بازی فوتبال خلط کرده و فراموش کرده اند، در کشتی؛ هر تعداد امتیاز کسب کنی؛ لکن وقتی ضربه فنی شوی؛ مفهومش می شود باخت و دیگر امتیازهای کسب شده بی معنی است.

به بند سومِ ضمیمه ی اولِ توافق جامع که میرسی؛ کمی تامل میکنی و غرق در افکار می شوی. "ایران می بایست، قلب راکتور آب سنگین اراک را خارج کرده و تمام کانالهای آن را به گونه ای با بتن پر کند؛ که آژانس غیر قابل استفاده بودن آن را تایید کند."

ظاهرا بخشی از توافق است، که با بتن پر می شود؛ اما دقت که می کنی، قلب دانشمند جوان ایرانی را می بینی، که از سینه بیرون کشیده و بَتن هایش را پر از بُتن می کنند.

آنقدر هراس دارند از جوان ایرانی؛ که بیرون کشیدن قلبش را به تنهایی کافی نمی دانند؛ فی الواقع می خواهند پیام دهند؛ تثبیت کردیم مرگت را؛ دگر دنبال پژوهش نباش؛ اگر بودی، همچو قلب راکتور؛ پر می کنیم ...

جالب آنکه ماشه ترورها را اجنبی کشید و ماشه بُتن را؛ ...!

بگذار صریح بگویم؛ اینجا تنها مرگ راکتور آب سنگین اراک رقم نخورد؛ دفن نبوغ ایرانی را ذیل توافق نوشتند و مذاکره کنندگان نخبه؛ طلوع خورشید همکاری بین المللی را نوید دادند!

بند ها را یک به یک، که مرور میکنی، بند 9 تعجبت را بیش از پیش می کند و مفهوم مدرن کردن راکتور را بهتر درک می کنی! طراحی که هیچ؛ حتی تست سوخت را می بایست خارج از ایران؛ و بدون همکاری دانشمند ایرانی انجام دهند.

با خود می اندیشم؛ مگر رهبری تحقیق و توسعه را خط قرمز نخواند؟ پس چرا برخی تحقیق و توسعه را تنها در گردش بی خاصیت سانتریفیوژ می دانند؟

مگر آب سنگین تحقیق و توسعه نیست؟ چرا باید غرور ملی ایرانی، به اسم مدرنیته کردن، تعطیل شود؟

مانده ام؛ فرق بمب مغناطیسی و گلوله ای که دیروز دانشمند ایرانی را هدف گرفته بود، با سیمان و بُتن امروز که فکرش را فریز می کند؛ در چیست؟


برچسب‌ها: راکتور, آب سنگین, اراک, بتن, دانشمند
+ نوشته شده در  شنبه سوم مرداد ۱۳۹۴ساعت 6:13  توسط احمد.ش  | 

برجام؛ قطعنامه شورای امنیت؛ و آرزوهایی که در بیانیه ی وزارت خارجه منعکس شد

برجام؛ قطعنامه شورای امنیت؛ و آرزوهایی که در بیانیه ی وزارت خارجه منعکس شد

از شامگاه سیزدهم تیر ماه، و همزمان با مصاحبه ی زنده عراقچی در برنامه نگاه یک سیما؛ نگرانی ها نسبت به صدور قطعنامه ی شورای امنیت بالا گرفت؛ ولی طبق روال، گوشی در تدبیر، تحمل شنیدن نقد را نداشت و مرغ دولت بر تک پای حرف خویش به منظور کرسی نشاندن مقصود، اصرار ورزید. با وجود اینکه تاکید دولت، مخالف نص صریح خطوط قرمز رهبر فرزانه انقلاب؛ یا قانون الزام دولت به حفظ حقوق هسته ای بود.

با این همه، انتظار ملت درج خواسته های خود، ذیل متن برجام و قطعنامه شورای امنیت بود؛ نه ثبت در بیانیه ی وزارت خارجه! به قول دکتر روحانی "مذاکره به معنای بده بستان است؛ نه بیانیه خواندن"؛ قرار نبود تدبیر همانند اسلاف، بیانیه بخواند! و علاوه بر خوشبینی به دشمن؛ آرزوها را بیان کند.

با اینکه سید عباس عراقچی تمام سعی خویش را معطوف داشت؛ تا تهدیدهای مترتب در قطعنامه 2231 را کوچکتر از خطرات قطعنامه 1929 نشان دهد؛ لکن موفق به اثبات چنین امری نشد.

اگر طی سالیان قبل، ایران غنی سازی، آزمایش موشکی و یا فعالیت های نظامی خود را علی رغم مخالفتِ 6 قطعنامه شورای امنیت؛ دنبال کرد؛ به دلیل غیر قانونی دانستن آنها بود؛ اکنون که دولت به شخصه در تنظیم پیشنویس قطعنامه، مشارکت داشته و به آن مشروعیت بخشیده؛ صدور بیانیه و رد برخی بندهای خطرناک آن، که تهدید واضح، آشکار و بالقوه ی امنیت ملی است؛ و یا امیدواری به عدم خُلف وعده حریف؛ به هیچ عنوان توجیه پذیر نیست.

  • بند 7 بیانیه وزارت خارجه حاوی چند نکته قابل تامل است؛ که متاسفانه مبنای آن بر اساس اعتماد به دشمن بنا شده.

در این بند آمده؛ ایران با نهایت دقت همه فعالیت های مرتبط خود را، منطبق بر پروتکل الحاقی اظهار خواهد نمود. و از آنجا که هرگز فعالیت هسته ای در تاسیسات نظامی نداشته و نخواهد داشت، اطمینان دارد چنین تاسیساتی موضوع درخواستِ بازرسی نخواهند بود.

طی ماه های اخیر؛ آمانو مدیرکل آژانس بارها 1 2 3 لزوم دسترسی آژانس به سایت های نظامی را یادآور شده و امریکا به عنوان طرف اصلی مذاکره با ایران؛ دسترسی به سایت های نظامی را بخش غیر قابل تفکیک توافق بر شمرده است 4 5 6 . حال چگونه امکان دارد وزارت خارجه جمهوری اسلامی با خوش خیالی محض؛ از اطمینان به دشمن سخن بگوید و توقع داشته باشد، آژانس درخواست بازرسی از مراکز نظامی را منتفی کند؟

  • لذا این سوال بطور جدی مطرح است؛ اگر آژانس چنین درخواستی داشته باشد، موضع دولت تدبیر چیست و چه برخوردی با خواسته آژانس می کند؟

در هر شکل پاسخ، از دو حال خارج نیست؛ آری، خیر.

اگر پاسخ مثبت باشد؛ عبور از خط قرمز نظام محسوب می شود؛ و اگر منفی، تخطی از قطعنامه و احیای مجدد تحریم.

  • خوشبینی دیگر، مختومه کردن PMD یا همان ابعاد احتمالی نظامی تا پایان سال 2015 است. اساسا PMD به منظور نفوذ در اندرون نظامی ایران طراحی شده و امریکایی ها آن را به منزله پلی، از هسته ای به تسلیحات متعارف ایران می دانند. لذا حل چنین بحرانی توسط دشمن بدون دستیابی به اهداف آن، امری غیر منطقی و غیر عقلانی تلقی می شود؛ و انتظار آنست، همانطور که مسئولین امریکایی ادعا کرده اند 7 8 موضوع PMD تا حصول اهداف آن و شناسایی کامل اهداف نظامی جهت انهدام در جنگ احتمالی ادامه یابد. 9
  • بند 8 بیانیه می گوید اگر 5+1 تحریم قطعنامه های لغو شده را مجددا احیا کند و یا تحریم جدیدی فارغ از اینکه این تحریم هسته ای باشد یا خیر را اعمال کند؛ ایران اختیار خواهد داشت در تعهدات خود وفق برجام تجدید نظر کند.

ثبت قیدِ "فارغ از اینکه تحریم جدید هسته ای باشد یا خیر" در بیانیه به خودی خود امری مطلوب و پسندیده محسوب می گردد؛ لکن ارزش وجودی آن به بودن درون قطعنامه شورای امنیت است و نه در بیانیه وزارت خارجه! با این حساب چنین جمله ای را تنها می بایست، جزو آرزوهای وزارت خارجه محسوب نمود.

  • اما خوشبینی مفرط به دشمن، در بند 9 بیانیه نیز مشهود است. وزارت خارجه توقع دارد دشمن از ساز و کار حل اختلاف به عنوان حربه استفاده نکند و اساسا استفاده ابزاری از آن را غیر محتمل می داند.

"ایران چنین اقداماتی را بسیار غیرمحتمل قلمداد می کند چرا که هدف، تضمین پایبندی است نه فراهم ساختن بهانه ای برای برگشت پذیری خودسرانه یا ابزاری برای فشار یا اعمال نفوذ."

جالب آنکه اعضای تیم مذاکره کننده و شخص دکتر روحانی؛ بارها اساس موضوع هسته ای را، بهانه غرب بیان نموده اند، ولی وزارت خارجه ساده انگارانه توقع دارد طی مراحل اجرای توافق، دشمن دست به بهانه جویی نزند!

ضمن اینکه دکتر ظریف معترف است شورای امنیت طی 35 سال اخیر با ایران رفتار منصفانه ای نداشته است.

  • مشخص نیست در حالی که بندهای متعددی از قطعنامه 2231 ذیل بند 41 فصل هفتم منشور می باشد؛ و علاوه بر تایید برجام؛ ایران را ملزم به همکاری بی چون و چرا با آژانس می کند؛ وزارت خارجه چگونه قطعنامه را جزو مفاد  برجام نمی داند و توقع دارد قطعنامه، برجام را تحت تاثیر قرار ندهد؟
  • با وجودی که بند سوم اجرایی قطعنامه، به صراحت از ایران می خواهد تا 8 سال، هیچ فعالیتی در خصوص موشک های بالستیک انجام ندهد و حتی اقدام به شلیک موشک نکند (با بهانه حمل کلاهک)؛ وزارت خارجه در بیانیه می گوید؛ این موشک ها برای قابلیت حمل سلاح هسته ای طراحی نشده؛ لذا خارج از حیطه صلاحیت قطعنامه های شورای امنیت است!
  • اما خنده دارترین بخشِ بیانیه، بند 13 است. با اینکه تیم هسته ای مستقیما در تنظیم پیشنویس قطعنامه مشارکت داشته و عملا به تمامی قطعنامه ها ی قبلی و فعلی مشروعیت بخشیده؛ وزارت خارجه ادعا می کند تحریم هایی که در قطعنامه به آن اشاره شده را، غیر مشروع می داند.

ذکر مجدد این نکته لازم است؛ اگر تیم ایرانی مشارکتی در تهیه پیشنویس قطعنامه نداشت؛ و در ژنو؛ لوزان و برجام به آنها مشروعیت نمی بخشید؛ کلیه ادعاهای طرح شده، منطقی تلقی می شد؛ لکن مشروعیت بخشی به قطعنامه ها از یک سو و مخالفت با آن از سویی دگر، تنها می تواند دلیلی بر اقناع، توجیح و سرگرم کردن افکار داخلی باشد.


برچسب‌ها: قطعنامه, 1929, 2231, شورای امنیت, وزارت خارجه
+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام تیر ۱۳۹۴ساعت 8:12  توسط احمد.ش  | 

پیشنویس قطعنامه شورای امنیت و نکاتی چند (بخش دوم)

 

پیشنویس قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل متحد؛ حاوی نکات درخور توجهی است؛ که بخش اعظم آن؛ مخالف نص صریح خطوط قرمز ترسیمی توسط رهبر فرزانه انقلاب؛ و بخشی دگر مخالف قانون الزام دولت به حفظ دستاوردهای هسته ای است. لذا نوشتار ذیل؛ به واکاوی بخش های مورد نظر پیشنویس می پردازد.

در ابتدا، لازم است دو نکته را به مقاله پیشین (بخش اول) اضافه کرد:

1-     اولین موضوع راجع به خروج ایران، از ذیل بند 41 فصل هفتم منشور ملل متحد می باشد؛ که رئیس جمهور محترم به عنوان دستاورد مذاکره با امریکا از آن یاد می کند. دکتر روحانی در پیام زنده تلویزیونی به مناسبت توافق جامع گفت: "پرونده هسته‌ ای ایران را از ذیل فصل ۷ منشور ملل متحد و از شورای امنیت خارج کنیم."

با اینکه طی چند بندِ پیشنویس، به خروج ایران از ذیل بند 41 فصل هفتم منشور اشاره می شود؛ لکن علاوه بر سیستم ماشه، که اساسا می تواند چنین خروجی را منتفی کند (در ادامه به آن خواهیم پرداخت)؛ بسیاری از تصمیمات اتخاذ شده در این پیشنویس، بر اساس بند 41 منشور ملل متحد گرفته می شود. بر این مبنا باید از دکتر روحانی پرسید: چگونه امکان دارد پیشنویسی که بند 41 قطعنامه های قبلی را لغو کرده و ایران را از ذیل آن خارج می کند؛ در موارد متعددی بر اساس همان بند 41؛ تعهدات دیگری به ایران تحمیل کند؟

لذا بهتر است بجای استفاده ی خروج ایران از ذیل بند 41 فصل هفتم؛ عبارت هرس شاخه و زیبا کردن کار، در قبال فربه کردن تنه ی بند 41 را به کار برد. زیرا عبارت "ذیل بند 41 منشور ملل متحد، تصمیم می‌گیرد" را به کرات می توان در پیشنویس مشاهده کرد.

2-     رئیس جمهور محترم در پیام زنده تلویزیونی به مناسبت توافق جامع گفت: "طبق توافق امروز، در روزهای آینده که این توافق در شورای امنیت سازمان ملل به تصویب خواهد رسید، تمام ۶ قطعنامه قبلی لغو خواهد شد." حال آنکه تعداد قطعنامه ی تصویبی بر علیه ایران؛ نه 6 قطعنامه، بلکه 7 قطعنامه است؛ و متاسفانه رئیس دولت یازدهم، قطعنامه 2224 را که اتفاقا در سال 2015 بر علیه ایران به تصویب رسیده؛ محاسبه نکرده. لذا جای سوال هست؛ چرا دکتر روحانی قطعنامه ای که در زمان ریاست جمهوری خود بر علیه ایران، به تصویب رسیده است را نادیده می گیرد؟

علاوه بر مسایلی که در بخش اول به آن اشاره شد؛ ذیل بند 41 منشور ملل متحد؛ دو تصمیم کاملا متناقض هم اتخاذ می شود:

الف- لغو کامل هر 7 قطعنامه.

ب- بازگشت! اتوماتیک هر 7 قطعنامه. (سیستم ماشه)

بند 8 پاراگراف های اجرایی؛ تصریح می دارد 10 سال پس از روز پذیرش برجام، این قطعنامه و هر 7 قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل کن لم یکن شده و شورا از رسیدگی مسئله هسته ای ایران دست بر می دارد و گزینه ی عدم اشاعه از دستور کار شورا خارج می شود.

در واقع برداشت از بند 8 چنین است که، پرونده هسته ای ایران؛ تحت هر شرایطی پس از 10 سال شامل مرور زمان شده و تاریخ انقضای آن فرا می رسد. لکن این تمام ماجرا نیست؛ زیرا صراحت بند 8 را، نه تنها بند نهم خدشه دار، بلکه از اساس منتفی می کند.

بند 9 پاراگراف اجرایی را می توان یکی از خطرناک ترین بندهای قطعنامه دانست. این بند تصریح می کند؛ اگر ظرف 30 روز از تذکر یکی از 6 کشور 5+1 و اتحادیه اروپا؛ ایران بر ادامه امری، که آن کشور تخلف محسوب کرده، اصرار ورزد؛ می بایست:

الف- باید ادامه لغو مصرح در تبصره a بند 7؛ مجددا به رای شورای امنیت گذاشته شود. (خروج ایران از ذیل بند 41 منشور ملل متحد. -به بخش اول مقاله مراجعه فرمایید-)

ب- یک پیشنویس قطعنامه جدید، تقدیم شورای امنیت شود. اگر چنین پیشنویسی تقدیم شورا نشود؛ و یا اگر پیشنویس در شورا رای نیاورد؛ تمامی 7 قطعنامه -علی رغم لغو شدن- دوباره احیا می شود. (قطعنامه های شماره‌ 1696 صادره در سال 2006، 1737صادره در سال 2006، 1747 صادره در سال 2007، 1803 صادره در سال 2008، 1835صادره در سال 2008 و 1929 صادره در سال 2010 و 2224 صادره در سال 2015)

ج- بند 9 تصریح می کند؛ در این صورت بند 8 نیز بی اثر می شود. (منظور لغو تحریم ها پس از 10 سال است)

عمق فاجعه زمانی مشخص خواهد شد که یادآور شویم، ایران قلب راکتور اراک را خارج و نابود کرده؛ پروتکل الحاقی و کد اصلاحی 3.1 را پذیرفته است؛ بیش از 13 هزار سانتریفیوژ خود را حذف و زیر ساخت های آن را از بین برده؛ بیش از 9 هزار کیلو گرم، با ارزش ترین سرمایه خود، یعنی ذخایر غنی شده 5 درصد را به خارج از ایران منتقل کرده؛ موجودی چندین تن آب سنگین خود را در بازار جهانی فروخته و اجازه تولید ندارد؛ فردو را از سایتی هسته ای به موزه تبدیل نموده؛ تحقیق و توسعه را در حد کاریکاتور کوچک و بی استفاده کرده؛ آژانس یا همان جاسوسان رژیم غاصب صهیونیستی و امریکا را، بر اساس بازرسی هر زمان و هر مکان از تمام سَر و سِر هسته ای خود، بلکه اسرار نظامی مطلع نموده؛ بر اساس این پیشنویس، همه ی قطعنامه های قبلی را که غیر قانونی می دانسته، به رسمیت شناخته؛ و بر مبنا این پیشنویس، محدودیت های جدیدی همانند ساخت و آزمایش موشک های بالستیک را پذیرفته است؛ و ... ؛ همچنین به این موارد می بایست تعهدات اجرا شده در توافق ژنو را نیز افزود: دیگر اورانیوم 20 درصد غنی نمی کند؛ 200 کیلو گرم اورانیوم غنی شده ی 20 درصدی خود را نابود کرده؛ بیش از 4 هزار کیلو گرم اورانیوم قابل غنی شده تا 10 درصد خویش (Tail) را نابود کرده؛ هیچ سانتریفیوژی تولید نمی کند؛ و خلاصه صنعت هسته ای اش بطور کامل نابود شده و دانشمندان آن به سبب نبود زمینه کار، تغییر شغل داده و یا از کشور خارج شده اند؛

... و تازه تحریم ها و قطعنامه های سازمان ملل؛ یعنی آنچه فلسفه وجودی مذاکره بوده؛ مجددا احیا شده است. برگشتی که با هر بهانه ی واهی امکانپذیر است.

رهبر فرزانه انقلاب در جوار حرم رضوی خط قرمز "نپذیرفتن تعهدات برگشت ناپذیر" را برای هیئت مذاکره کننده ترسیم نمودند. لکن تیم هسته ای، خود را ملزم به رعایت آن نکرد، و با عبور از خط قرمز، امکان نفوذ و تعدی دشمن را فراهم نمود. رهبری طی روز اول فروردین امسال فرمودند:

اگر چنانچه طرف مقابل میتواند به هر بهانه‌ ای باز هم تحریم ها را علیه ملّت ایران برقرار کند، هیچ وجهی ندارد که هیئت مذاکره ‌کننده ‌ی ما بپذیرد و کاری انجام بدهد که برگشت‌ ناپذیر است؛ به‌ هیچ ‌وجه.

اما جلوه دیگری از ژرف اندیشی رهبر انقلاب را، می توان در اعتماد به مذاکره کنندگان ایرانی؛ و عدم اعتماد به دشمن دید. ایشان در بهمن ماه 1393 طی دیدار با اعضای مجلس خبرگان فرمودند:

با اینکه این دوستان و این برادران، برادران خوبی هستند، برادران امینی هستند و میدانیم که دارند برای صلاح کشور تلاش میکنند، در عین ‌حال من نگرانم؛ چون طرف مقابل، طرف حیله ‌گری است. اهل خدعه است، اهل خنجر از پشت زدن است؛  ما نباید این ‌جور تصوّر بکنیم که حالا اینها چون مثلاً بمب اتم دارند یا وسایل نظامی قدرتمندی دارند، بنابراین احتیاجی ندارند به اینکه دست به حیله و خدعه بزنند؛ نه، اتّفاقاً احتیاجشان هم زیاد است و عمل هم میکنند و واقعاً خدعه‌ گری میکنند؛ این ما را نگران میکند. باید مراقب شگردهای دشمن باشیم.

بر همین اساس خدعه گری دشمن را در بند نهم و ترتیبات آن به وضوح می توان مشاهده کرد. در حقیقت روال عادی و متداول به کرسی نشاندن نظر یکی از اعضا، در شورای امنیت؛ ارایه پیشنویس و تصویب آن است. حال آنکه امریکایی ها در موضوع بازگشت اتوماتیک تحریم های ایران؛ دقیقا خلاف چنین جهتی عمل کرده اند. به مفهوم دیگر، از آنجا که امریکایی ها نگران وتوی قطعنامه خود توسط روسیه و چین در شورای امنیت می باشند؛ بجای ارایه پیشنویس قطعنامه تحریم مجدد ایران در صورت تخطی؛ دست به نیرنگ زده و موضوع را دقیقا برعکس کردند! یعنی اگر قطعنامه ای برای ادامه ی لغو تحریم ها در شورای امنیت صادر نشود؛ به صورت اتوماتیک هر 7 قطعنامه قبلی که ملغی شده، مجددا احیا می شود.

به این شکل نه تنها روسیه و چین قدرت اعمال نفوذ ندارند؛ بلکه قطعنامه های ضد ایرانی با اعمال کوچکترین بهانه از سوی دشمن، مجددا برقرار می شود.

حال جا دارد از تئورسین های دولت تدبیر سوال کرد:

چرا از عمل به نصایح پدرانه رهبری و آنچه ایشان در خشت خام می بینند؛ طفره می روند؟

چرا اصول و پایه ی مذاکره را بر مبنای "قول دشمن" و اعتماد به او گذاشته اند؟


برچسب‌ها: پیشنویس, قطعنامه, شورای امنیت, لغو, فصل هفتم
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم تیر ۱۳۹۴ساعت 6:33  توسط احمد.ش  | 

پیشنویس قطعنامه هسته ای شورای امنیت و نکاتی چند (بخش اول)

 
پیشنویس قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل متحد؛ حاوی نکات درخور توجهی است؛ که بخش اعظم آن؛ مخالف نص صریح خطوط قرمز ترسیمی توسط رهبر فرزانه انقلاب؛ و بخشی دگر مخالف قانون الزام دولت به حفظ دستاوردهای هسته ای است. لذا نوشتار ذیل؛ به واکاوی بخش های مورد نظر پیشنویس می پردازد.

در موارد متعددی از پیشنویس قطعنامه؛ بر نقش بی بدیل آژانس تاکید گردیده و اساسا زلف برجام به گیسوی آژانس گره زده شده؛ همچنین آژانس به عنوان یگانه مرجع؛ که ایران ملزم به اطاعت بی چون و چرا از آن است، معرفی شده. در بند سوم پاراگراف های اجرایی صراحتا عنوان می کند؛ "ایران باید به طور کامل بر اساس خواسته‌ های آژانس با آن همکاری کند تا آژانس بتواند تمام مسائل باقیمانده را همانطور که در گزارش‌ هایش آمده، حل کند."

  • سوزان رایس مشاور امنیت ملی کاخ سفید در مورد بازرسی ها به خصوص دسترسی به اماکن نظامی، می گوید؛ اگر ما به اطلاعات مشکوکی دست پیدا کنیم، آن را به آژانس ارائه و آژانس از ایران می خواهد از سایت مشکوک بازدید کند. اگر ایران اجازه نداد، چه نظامی باشد یا نه، روندی وجود دارد که نهایتا ظرف 24 روز نهایی می ‌شود. در طول این زمان، اگر ایران نتوانند بر سر شروط دسترسی به توافق برسند یا آژانس قانع نشود، مسئله وارد یک کمیسیون مشترک می ‌شود.
کمیسیون مشترک متشکل است از تمامی امضا ‌کنندگان توافق. یعنی ایالات متحده، بریتانیا، فرانسه، آلمان، اتحادیه اروپا، روسیه، چین و ایران. اگر 5 عضو از 8 عضو کمیسیون مشترک اعلام کنند نگران هستیم -ایالات متحده و متحدان اروپایی‌ اش با هم 5 عضو می‌ شوند-، آن وقت ایران، ملزم به ارائه دسترسی خواهد بود.

به این شکل؛ اصل عدم بازرسی از اماکن نظامی، عدم بازجویی از دانشمندان و یا ... تحت چنین شرایطی، دچار خدشه شده و ایران ملزم به پذیرش نظر آژانس خواهد بود. در غیر اینصورت به عنوان تخطی از برجام تلقی و تحریم ها مجددا بر قرار می شود.
  • دکتر روحانی هدف سوم از توافق با غرب را، در پیام زنده تلویزیونی به مناسبت توافق جامع؛ اینگونه بیان می کند: "هدف سوم این بود که کلیه قطعنامه های شورای امنیت سازمان ملل که از دید ما قطعنامه های غیرقانونی بود، لغو کنیم. ... طبق توافق امروز، در روزهای آینده که این توافق در شورای امنیت سازمان ملل به تصویب خواهد رسید، تمام ۶ قطعنامه قبلی لغو خواهد شد."
  •  همچنین در پیام تبریک به رهبر فرزانه انقلاب می گوید: " این دستاورد بی‌ نظیر در تاریخ روابط بین‌ الملل [است] که همه‌ ی قطعنامه های تهدید آمیز شورای امنیت را در نتیجه ‌ی مذاکره کنار می‌ نهد."
 بر خلاف تاکید دکتر روحانی در دو فراز بالا؛ قطعنامه های شورای امنیت علیه ایران، نه تنها خاتمه نمی یابد؛ بلکه با گزارش های دوره ای مدیرکل آژانس بین المللی انرژی اتمی به روز می شود. اساسا لغو کردن به مفهوم باطل کردن و ابطال است؛ طبیعتاً ابطال امری، مترتب بر ادامه ی آن نیست. حال آنکه در بند چهارم پاراگراف های اجرایی پیشنویس، از مدیرکل آژانس بین المللی انرژی اتمی می خواهد؛ گزارش های منظمی از اجرای برجام را به موازات شورای حکام، به شورای امنیت سازمان ملل؛ و حتی هنگام وجود نگرانی، گزارش همزمان به شورای امنیت ارایه دهد.
 

ضمن اینکه در بند اول پاراگراف های اجرایی پیشنویس؛ صراحتا برجام، جایگزین قطعنامه های شورای امنیت می شود؛ جایگزینی که

 الف- طبق زمان بندی آن می بایست اجرا شود.
 ب- بر اساس بند چهارم پاراگراف های اجرایی، شورای امنیت همواره باید در جریان اجرای دقیق آن و تخلفات احتمال ایران باشد.
 

در همین راستا؛ بند پنجم پاراگراف های اجرایی پیشنویس، از مدیرکل آژانس می خواهد؛ بلافاصله پس از اطمینان از اینکه اقدامات مشخص شده در پاراگراف ‌های 15.1 تا 15.11 ضمیمه پنجم برجام توسط ایران اجرایی شد، گزارشی در خصوص تائید این اقدامات به شورای حکام و شورای امنیت ارائه کند.

 

پاراگراف 15.1 در خصوص نابود کردن قلب راکتور اراک؛ و تبدیل پلیت های سوخت تولید شده به UNH (هگزا نیترات اورانیوم) و یا فروش آن در بازار جهانی؛ همچنین عدم تحقیق، تست و یا تولید سوخت راکتور اراک است.

پاراگراف 15.11 نیز مربوط به اجرای موقت پروتکل الحاقی و انجام مراحل قانونی به منظور تصویب پروتکل در مجلس شورای اسلامی با همکاری رئیس جمهور؛ همچنین اجرای کد اصلاحی 3.1 می باشد.

  • توجه به این نکته ضروری است؛ که دولت بر اساس قانون سال 1384 مجلس، اجازه همکاری فراتر از پادمان –منجمله اجرای داوطلبانه پروتکل الحاقی- را ندارد. ضمن اینکه تا بحال اقدامی در راستای کسب مجوز از مجلس شورای اسلامی به منظور اجرای موقت نیز ننموده. (ارایه لایحه)
  • اساسا امکان مخالفت مجلس شورای اسلامی با اجرای (دائم) پروتکل الحاقی متصور است.
 

اما بند ششم پاراگراف های اجرایی پیشنویس، خواستار آن است که؛ هر زمان مدیر کل به این نتیجه کلان رسید تمام مواد هسته‌ ای در ایران تحت فعالیت ‌های صلح‌ آمیز است، این نتیجه را طی گزارشی به شورای حکام آژانس و به موازات آن به شورای امنیت گزارش دهد.

 

عمق فاجعه زمانی آشکار می شود که جمع بندی مبسوط آژانس؛ همتراز 5 تا 10 سوال تلقی شده است. بطور مثال ذیل تبصره a بند 6 ضمیمه B می آید: کشورها به منظور جلوگیری و ممانعت از انجام هرگونه فعالیت مغایر با مفاد برجام، تا مدت ده سال پس از «روز پذیرش برجام» و یا تا زمانی که آژانس گزارش تأیید «جمع بندی مبسوط» را ارائه دهد؛ بسته به اینکه کدام زودتر اتفاق افتد؛ مغایرت بندهای 2 و 4 و 5 را به شورای امنیت گزارش دهند.

لذا با توجه به نکات یاد شده؛ امکان حصول جمع بندی مبسوط مدیرکل، تا 10 سال و یا بیشتر، نیز متصور است.

  • دکتر روحانی هدف چهارم توافق با غرب را، در پیام زنده تلویزیونی اینگونه عنوان می کند: "پرونده هسته‌ ای ایران را از ذیل فصل ۷ منشور ملل متحد و از شورای امنیت خارج کنیم."
 

اما بند هفتم پاراگراف های اجرایی پیشنویس می گوید: تصمیم می‌ گیرد بر اساس بند 41 منشور ملل متحد و پس از دریافت گزارش مذکور در بند 5:

 
  1. a.       تمهیدات قطعنامه های  شماره‌ 1696 صادره در سال 2006، 1737صادره در سال 2006، 1747 صادره در سال 2007، 1803 صادره در سال 2008، 1835صادره در سال 2008 و 1929 صادره در سال 2010 و 2224 صادره در سال 2015 باید لغو شوند.
  2. b.      تمام کشورها باید از پاراگراف های 1، 2، 4 و 5 و همچنین تمهیدات زیر پاراگراف ‌های a تا f بند 6 ضمیمه B در دوره مشخص شده در هر بند یا زیر بند تبعیت نموده و همچنین از کشورها خواسته می‌ شود که از بند‌های 3 و 7 ضمیمه B پیروی کنند؛
 
 

هرچند بند 7 و تبصره ی a آن؛ صراحتا از لغو بند 41 منشور ملل متحد سخن به میان می آورد؛ لکن چنین لغوی با مفاد تبصره های b؛ به گزارش مبسوط آژانس و یا مدت زمانی؛ حتی تا 10 سال پس از پذیرش برجام موکول می شود. خلاصه اعمالی که ایران به منظور لغو بند 41 منشور ملل، می بایست انجام دهد و یا لغو، مشروط به آن است در ذیل می آید:

  • انجام برجام بر اساس جدول زمانی آن. (بند 1)
  •  گزارش های منظم مدیرکل به شورای امنیت و تایید پایبندی ایران به برجام. (بند 4)
  •  نابود کردن قلب راکتور اراک؛ و از بین بردن پلیت های سوخت آن. (بند 5)
  •  اجرای موقت پروتکل الحاقی و تصویب دایم آن در مجلس. (بند 5)
  • اجرای کد اصلاحی 3.1. (بند 5)
  •  کشورها به منظور جلوگیری و ممانعت از انجام هرگونه فعالیت مغایر با مفاد برجام، تا مدت ده سال پس از «روز پذیرش برجام» و یا تا زمانی که آژانس گزارش تأیید «جمع بندی مبسوط» را ارائه دهد؛ بسته به اینکه کدام زودتر اتفاق افتد؛ مغایرت بندهای 2 و 4 و 5 را به شورای امنیت گزارش دهند. (تبصره a بند 6 ضمیمه B)
  •  کشورها از خرید، فروش و انتقال تسلیحات به؛ و از ایران تا پنج سال بعد از «روز پذیرش» برجام، و یا تا تاریخ ارائه گزارشی در تأیید «جمع ‌بندی مبسوط» توسط آژانس بین ‌المللی انرژی ـ هر کدام که زودتر عملی شود ـ جلوگیری کنند؛ مگر در مواردی که شورای امنیت اجازه داده است. (تبصره b بند 6 ضمیمه B)
  •  کشورها تا هشت سال بعد از «روز پذیرش» برجام یا تا تاریخ ارائه گزارش تأییدیه «جمع‌ بندی مبسوط» توسط آژانس - هر کدام که زودتر باشند - به مسدود کردن وجوه یا سایر دارایی ‌های مالی و منابع اقتصادی موجود در خاک آنها در روز پذیرش برجام ادامه دهند؛ و یا وجوه و ... که بعدا وارد خاک آنها می شود تا زمان تصویب قطعنامه جدید؛ و کسانی که در راستای پرتاب گرهای هسته ای فعالیت نمایند. به استثنای افراد و موسساتی که در ضمیمه 1 مشخص شده‌ اند یا شورای امنیت آنها را مستثنی کند. (تبصره c بند 6 ضمیمه B)
  • کشورها تا هشت سال بعد از «روز پذیرش» برجام یا تا تاریخ ارائه گزارشی توسط آژانس در  تأیید «جمع‌ بندی مبسوط» - هر کدام که زودتر باشند- اطمینان حاصل کنند که هیچ‌‌گونه وجوه، دارایی‌ های مالی یا منابع اقتصادی توسط اتباع یا هر فرد و موسسه فعال در خاک آنها در اختیار افراد یا موسسات تحت تحریم قرار نگرفته یا برای سود رسانی به آنها مورد استفاده قرار نخواهد گرفت. به غیر از موارد استثنا با اجازه شورای امنیت که در ذیل تبصره d آمده است. (تبصره d بند 6 ضمیمه B)
  •  کشورها به مدت 5 سال بعد از روز پذیرش برجام یا تا تاریخی که آژانس گزارشی موید «جمع‌ بندی مبسوط» را ارائه کند، اقدامات لازم برای پیشگیری از ورود یا انتقال افراد اعلام ‌شده در پاراگراف 6 (a) فوق از طریق اراضی ‌شان را انجام دهند. (تبصره e بند 6 ضمیمه B)
  •  کشورها اقدامات لازم را در انطباق با قطعنامه و دستورالعمل ارائه شده از سوی شورای امنیت و با توجه به مواردی که تامین، فروش، انتقال یا صادرات آنها بر خلاف مجوزهای برجام یا این بیانیه صورت گرفته، انجام داده و در این زمینه همکاری کند. (تبصره f بند 6 ضمیمه B)
  • از ایران خواسته می ‌شود تا هیچ فعالیتی مرتبط با موشک‌ های بالستیک طراحی شده با قابلیت حمل تسلیحات هسته ‌ای تا زمان هشت سال پس از «روز پذیرش برجام» و یا تا تاریخ ارائه گزارشی توسط آژانس در  تأیید «جمع‌ بندی مبسوط» - هر کدام که زودتر باشند- صورت ندهد. (بند 3 ضمیمه B)
  •  از همه کشورها خواسته می‌ شود اجرای کامل برجام را از طریق بازرسی‌ تمام محموله ‌ها به و از ایران، در اراضی‌ شان انجام دهند؛ در صورتی که دلایل متقنی دارند محموله بر خلاف مجوزهای برجام باشد. (بند 3 ضمیمه B)
 

همانطور که مشاهد شد؛ اساس پیشنویس قطعنامه شورای امنیت، مستلزم تایید آژانس بین المللی انرژی اتمی است. درحالی که رهبر فرزانه انقلاب خطوط قرمز صریحی، راجع به همکاری با آژانس ترسیم نمودند؛ که هیئت مذاکره کننده بطور خاص؛ و دولت بطور عام، مکلف به اجرای مفاد آن هستند. این موارد شامل:

 الف- با موکول کردن هر اقدامی به گزارش آژانس مخالفیم.
 ب- به آژانس بدبینیم؛ آژانس نشان داده که هم مستقل نیست، هم عادل نیست. مستقل نیست زیرا تحت تأثیر قدرت ها است؛ عادل نیست [چون] بارها و بارها برخلاف عدالت حکم کرده و نظر داده.

ج- اینکه بگویند «آژانس باید اطمینان پیدا کند که فعّالیت هسته ای در کشور نیست» این یک حرف غیر معقولی است. مگر تک تک خانه‌ ها و وجب به وجب کشور را اینها بگردند!

د- با بازرسی‌ های غیر متعارف هم بنده موافق نیستم.

 ھ - پرس ‌و جوی از شخصیتها را هم به ‌هیچ‌ وجه قبول ندارم و موافق نیستم.
 ی- بازرسی از مراکز نظامی را هم نمیپذیریم.
 

البته خطوط قرمز، به همکاری با آژانس خلاصه نمی شود. دیگر خطوط اصلی که مخالف موارد ذکر شده در صدر است؛ به قرار ذیل می باشد:

 الف- محدودیت ده سال و دوازده سال و مانند اینها را قبول نداریم؛ ده سال یک عمر است.
 ب- تحریم های اقتصادی و مالی و بانکی، چه آنچه به شورای امنیّت ارتباط پیدا میکند، چه آنچه به کنگره ‌ی آمریکا ارتباط پیدا میکند، چه آنچه به دولت آمریکا ارتباط پیدا میکند، همه باید فوراً در هنگام امضای موافقت‌ نامه لغو بشود؛ بقیّه ‌ی تحریم ها هم در فاصله ‌های معقول [لغو بشود].
 ج- لغو تحریم ها منوط به اجرای تعّهدات ایران نیست؛ نمیشود بگویند: شما رآکتور آب سنگین اراک را خراب بکنید، سانتریفیوژ ها را کاهش بدهید، ... آن ‌وقت آژانس شهادت بدهد، بعد تحریم ها را بردارند! نه، این را ما مطلقاً قبول نداریم؛ لغو تحریم ها منوط به اجرای تعهّداتی که ایران میکند نیست.
 

حال باید سوال کرد؛ آیا بخش اول از پیشنویس قطعنامه که بالا آمد؛ با خطوط قرمز ترسیم شده توسط رهبر فرزانه انقلاب منطبق است؟


برچسب‌ها: پیشنویس, قطعنامه, شورای امنیت, لغو, فصل هفتم
+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم تیر ۱۳۹۴ساعت 11:34  توسط احمد.ش  | 

چرا روحانی از شیوه مذاکراتی جلیلی واهمه دارد؟

دکتر روحانی در دو بخشِ انتقادی سخنرانی توافق جامع؛ ابتدا شیوه ی مذاکراتی دکتر جلیلی را به تمسخر گرفت و در بخش دیگر، به تهدید منتقدان پرداخت.

 وی گفت:
 "ما برای حل موضوع و معضل هسته ای می بایست در بخش های مختلف قدم های لازم را برداریم؛ از لحاظ سیاسی می بایست تمهیدات لازم سیاسی را آماده کنیم و هم از لحاظ افکار عمومی، که بدانند مذاکره به مفهوم خواندن بیانیه ها نیست؛ مذاکره به معنای بده بستان است."
 اما سوال های مطرح در خصوص بخش اول سخنان انتقادی روحانی از قرار ذیل است:
 1-     چرا با وجود توافق جامع؛ دکتر روحانی هنوز موضوع هسته ای را، به عنوان معضل تلقی کرده و خواهان قدم برداشتن در راستای حل آن؛ در داخل کشور -و نه در خارج- است؟
 2-     چرا روحانی با وجود گذشت دو سال از تبلیغات انتخابات؛ هنوز هم به شیوه ی مذاکراتی دکتر جلیلی می تازد؟
 3-     مگر شیوه ی مذاکراتی جلیلی معضلی در مسیر اهداف دکتر روحانی است؟
 4-     چرا روحانی علی رغم آنکه خود را پیروز میدان مذاکره می داند؛ خواهان تغییر نظر و نگرش مردم به شیوه ی مذاکراتی دکتر جلیلی است؟
 5-     مگر نظر و نگرش غالب مردم؛ خلاف تصور دکتر روحانی است؟

بخش اول سخنان انتقادی دکتر روحانی را در اینجا ببینید


برچسب‌ها: روحانی, معضل, هسته ای, دروغ, تهدیدی
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم تیر ۱۳۹۴ساعت 13:8  توسط احمد.ش  | 

چرا روحانی در اولین قدم، دست به تهدید زد؟

ظاهرا متن توافق جامع آنچنان مسئله دار هست؛ که دکتر روحانی طی اولین سخنرانی پس از رو نمایی توافق جامع؛ به جهت نگرانی از آشکار شدن عقب نشینی های وحشتناک؛ دست به تهدید منتقدین به منظور واگذاری میدان به حریف، زند. غافل از اینکه امنیت ملی و اقتدار ایران؛ چیزی نیست که رئیس دولتی با تقلید از کلید واژه ی رهبر فرزانه انقلاب «اجازه نمی دهم» بتواند ایرانیان غیور را ساکت نماید.

لذا در همین ابتدای امر با صراحت لهجه به رئیس جمهور محترم می گوییم؛ «اجازه نمی دهیم» کسانی با منافع ملی ایران بازی کنند؛ حتی اگر رئیس دولت باشند.

متاسفانه مرور سریع بخشهای مختلف توافق جامع؛ نشان از خدشه واقعی به خطوط قرمز و عبور از آنها دارد. بطور مثال در بخش تحقیق و توسعه، ایران با محدودیت شدید تست سانتریفیوژ ها مواجه بوده و صحت گفتار مونیز کاملا مشهود است. وی گفته بود محدودیت های تحقیق و توسعه آنچنان هست که ایرانی ها پس از طی دوره 10 ساله نمی توانند به کارآیی سانتریفیوژ های پیشرفته خود مطمئن باشند.

فیلم تهدید روحانی را در اینجا می توانید ببینید.


برچسب‌ها: اجازه نمی دهم, تهدید, روحانی, منتقد, دروغ
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم تیر ۱۳۹۴ساعت 19:41  توسط احمد.ش  | 

ابهامات گزاره برگ ایرانی

 در ابتدا جا دارد از زحمات تیم ایرانی مذاکره کننده هسته ای تقدیر نمود؛ و در ادامه با توجه به محدودیت چندین ساله مترتب بر نظام اسلامی؛ به کالبد شکافی آنچه اتفاق افتاده پرداخت. از اینرو به بررسی مقدماتی گزاره برگ ایرانی از دید نویسنده می پردازیم.
 1-      در اولین پاراگراف گزاره برگ سخن از به رسمیت شناختن برنامه هسته ای صلح آمیز ایران می شود. توجه به این نکته ضروری است که مابین «برنامه هسته ای صلح آمیز» و «غنی سازی» تفاوتی ماهوی وجود دارد. به این مفهوم که برنامه هسته ای، جمله ای کلی و قابل تفسیر است؛ و دال بر به رسمیت شناختن حق غنی سازی ایران نمی شود.
 همین امر را می توان در خصوص شناسایی از سوی سازمان ملل متحد مشاهده کرد؛ با این تفاوت که تفسیر ایرانی آن «چرخه کامل سوخت و غنی سازی» در ادامه آورده شده.
 2-      وقتی صحبت از برداشته شدن تحریم ها می شود؛ هرچند از حذف یکباره تحریم ها سخن به میان می آید؛ لکن همه این گفته ها در «قالب چارچوبه مورد توافق» است؛ که بر اساس آنچه در توافق ژنو و لوزان مشاهده شد؛ حذف یکباره را زیر سوال می برد و می توان به صراحت گفت حذف یکباره نمایشی بیش نیست.
 3-      در ادامه بحث تحریم ها؛ ذیل صدور قطعنامه شورای امنیت، چند نکته قابل تامل مشاهده می شود:
 الف- صدور این قطعنامه تنها شامل «بندهایی از تحریم های گذشته» می شود. از آنجا که این جمله بسیار مبهم است؛ باید منتظر نتایج مترتب بر آن بود.
 ب- این قطعنامه با توجه به دو قید «ذیل ماده 25 منشور ملل متحد» و «ماده 41 منشور» برای ایران الزام آور و تخطی از آن موجب عقوبت بین المللی است.

ج- تصویب قطعنامه شورای امنیت قبل از تایید در کشور و تصویب در مجلس شورای اسلامی؛ تنها یک مفهوم می تواند داشته باشد؛ و آن فرمایشی بودن عمل مجلس و نظام است.

 4-      توافق ژنو و لوزان نشان داد که؛ جمله کلیشه ای «ادامه به کار همه ی مراکز هسته ای» تنها شعاری بیش نیست؛ چرا که تعطیلی فردو و ماندن کاریکاتوری از آن؛ تعطیلی آب سنگین اراک؛ و ... این گفتار را به واژه ای خنده دار مبدل می کند.
 هرچند نویسنده منکر این نکته نیست؛ در مذاکره، توقع تحقق همه ی خواسته ها، امری غیر ممکن است؛ لکن می بایست میزان داده ها در مقابل ستانده ها مورد توجه قرار گیرد.
 5-      با اینکه آورده شده هیچ سانتریفیوژی برچیده نخواهد شد و قبل از آن به "حفظ زیر ساخت" اشاره شده؛ لکن طبق آنچه در لوزان اتفاق افتاد؛ زیر ساخت بیش از 14 هزار سانتریفیوژ باید برچیده شود.
 6-      همانند توافق ژنو، از باقی ماندن راکتور آب سنگین سخن به میان می آید؛ لکن از زمان و هزینه تحمیل شده بر کشور هیچ سخنی به میان نمی آید؛ و گفته نمی شود راکتوری که طبق زمان بندی می بایست هم اکنون مورد بهره برداری قرار می گرفت؛ چه زمانی قابل استفاده خواهد بود؟ 10 یا 15 سال آینده؟
 7-      هر چند در این گزاره برگ، ایران را به عنوان تولید کننده محصولات هسته ای معرفی می کند؛ و از مواد «غنی شده» و «آب سنگین» به عنوان چنین محصول یاد می شود؛ لکن هیچ اشاره ای نمی شود که اساسا ایران حق تولید آب سنگین را ندارد و ذخایر مواد غنی شده آن نباید از 300 کیلو گرم فراتر رود!
 حال چگونه با توجه به عدم تولید؛ ایران جزو صادر کنندگان خواهد بود؟
 آیا «صادرات»؛ پوششی برای خالی کردن دست ایران از این سرمایه های استراتژیک نیست؟
 8-      توجه به این نکته ضروری است، لغو تحریم های اقتصادی و مالی در حوزه های بانکی، مالی، نفتی، گازی، پتروشیمی، تجاری، بیمه، حمل و نقل؛ به دو قید منوط گشته است:
 الف- تحریم های یاد شده می بایست در زمره تحریم های هسته ای قرار گیرند.
 ب- تحریم ها در ابتدای «اجرای توافق» لغو می شوند. در سخنان دکتر روحانی نیز مفهوم «اجرا» کاملا نا مفهوم بیان شد؛ بطوری که مشخص نیست لغو مصادف با اجرای تعهدات ایران که همان خروج آب سنگین؛ ذخایر سوخت از کشور و برچیدن زیر ساخت هسته ای و نابود کردن قلب راکتور اراک است؛ یا مورد دیگری بر آن مترتب می باشد.
 9-      در خصوص لغو تحریم های موشکی هم دو پهلو گویی کاملا مشهود است. مشخص نیست بکار بردن جمله ی «در حوزه موشکهای طراحی شده برای سلاح هسته ای» شامل چه چیز می شود.
 10-  لغو تحریم تسلیحاتی نیز شامل مبهم گویی است. «تحریم تسلیحاتی لغو و با برخی محدودیتها جایگزین خواهد شد»؛ در ادامه، منوط کردن امکان واردات یا صادرات اقلام دفاعی به قید «موردی»؛ براین ابهام می افزاید.
 دومین نکته در تحریم تسلیحاتی؛ محدودیت 5 ساله است؛ ضمن اینکه به ملزمات این لغو هیچ اشاره ای نمی کند؛ به این مفهوم که آیا این تحریم بطور اتوماتیک پس از 5 سال لغو می شود و یا در این بخش نیز ایران تعهداتی را پذیرفته که لازمه این لغو خواهد بود.
 11-  در این متن؛ ممنوعیت تحریم اقلام، با کاربرد دوگانه لغو گردیده است؛ لکن خرید های ایران می بایست از طریق کمیسیونی مشترک با 5+1 انجام گیرد که این نیز مساوی است با اما و اگر های فراوان.
 ضمن اینکه اقتدار و آزادی عمل کشوری مستقلی بنام ایران؛ با وجود چنین قیدی مورد خدشه قرار گرفته است.
 حال باید منتظر متن اصلی و نتیجه یِ عملیِ توافق ماند و دید؛ آیا این وعده و وعید ها از جنس وعده های توافق ژنو و لوزان است؛ و یا واقعا تحولی چشمگیر در قبال تعطیلی بخش های مهمی از صنعت هسته ای و از بین بردن دستاورد های استراتژیک حاصل خواهد شد.

برچسب‌ها: گزاره برگ, فکت شیت, ابهام, برجام, توافق
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم تیر ۱۳۹۴ساعت 17:22  توسط احمد.ش  | 

فریاد های ظریف و چند نکته

فریاد ظریف

توافق ژنو که شد؛ ظریف را به مجلس خواندند برای توضیح.

لکن حاضر به گشودن لب نشد؛

... حتی اگر استیضاحم کنید!

بعد از توافق لوزان؛ رهبری دستور دادند؛ چیز محرمانه ای نداریم؛ گزاره برگ بدهید؛

گفتند؛ آماده کرده ایم، ندادیم، می دهیم

... و دست آخر هم هیچ.

همه ی روزنه ها «به» و «از» درون سالن مذاکره مسدود بود؛

هیچ صدایی به بیرون درز نمی کرد.

ناگاه؛ عکس تفکر ظریف آمد؛

و گفتند ... ظریف در حال فریاد بر موگرینی!

ما که نفهمیدیم!

حداقل فریاد هایش را، دیده ایم بر سر نمایندگان مجلس.

در عجبم؛

کجاست همخوانی این دو تصویرِ فریاد!

 


برچسب‌ها: فریاد, ظریف, موگرینی, تهدید, مجلس
+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم تیر ۱۳۹۴ساعت 15:14  توسط احمد.ش  | 

عدم ابلاغ قانون الزام دولت به حفظ حقوق هسته ای؛ کوتاهی یا تعمد؟

پرده اول:

الف – سه شنبه 19/03/1394 جزئیات طرح یک فوریتی الزام دولت به حفظ حقوق هسته ای در کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس به تصویب رسید.

ب - چهارشنبه 27/03/1394 نمایندگان مجلس شورای اسلامی با رایی قاطع، به بررسی اولویت دارد طرح الزام دولت به حفظ حقوق هسته ای، آری گفتند.

ج – یک شنبه 31/03/1394 کلیات طرح الزام دولت به حفظ حقوق هسته ای به تصویب مجلس رسید؛ و مقرر شد این طرح به منظور تصویب جزئیات، روز سه شنبه 02/04/1394 در صحن علنی مجلس مطرح شود.

پرده دوم:

سه شنبه 02/04/1394 لاریجانی که در غیاب او -سفر به ایرلند-؛ «اولویت» و «کلیات» طرح الزام دولت به حفظ حقوق هسته ای تصویب شد؛ این طرح را از دستور کار مجلس خارج می کند.

وی در سخنانی نسبت به اعتراض گسترده نمایندگان مجلس گفت: متاسفانه برخی ملاحظات شورای عالی امنیت ملی در این طرح رعایت نشده؛ این طرح می بایست پس از مشورت با شورای عالی امنیت ملی تصویب شود.

پرده سوم:

سه شنبه 02/04/1394 فشار و گعده های نمایندگان بالاخره نتیجه داد؛ طرح با تغییراتی در واپسین دقایق نشست علنی، در اختیار رئیس مجلس قرار گرفت.

پرده چهارم:

سه شنبه 02/04/1394 مجید انصاری معاون پارلمانی رئیس جمهور، در مخالفت با طرح مجلس خواستار سخن گفتن در صحن علنی بود؛ اما به علت عدم اجازه لاریجانی؛ با عصبانیت مجلس را ترک کرد.

پرده پنجم:

سه شنبه 02/04/1394 طرح الزام دولت به حقوق هسته ای؛ با رای قاطع نمایندگان به تصویب مجلس رسید.

پرده ششم:

سه شنبه 02/04/1394 نوبخت در نشست خبری مصوبه مجلس را مغایر اصل 176 قانون اساسی خواند. وی گفت موضوع هسته ای نه در اختیار قوه مجریه و نه قوه مقننه است؛ بلکه در اختیار شورای عالی امنیت ملی است.

پرده هفتم:

چهار شنبه 03/04/1394 شورای نگهبان طرح هسته ای مجلس را تصویب کرد.

پرده هشتم:

شنبه 06/04/1394 مجلس شورای اسلامی در مقطع حساس مذاکرات هسته؛ به تعطیلات رفت!

پرده نهم:

یکشنبه 07/04/1394 علی لاریجانی رئیس مجلس؛ قانون الزام دولت به حفظ حقوق هسته ای را به دولت ابلاغ کرد. با وجود در پیش بودن تعطیلات مجلس؛ مشخص نیست چرا علی لاریجانی چهار روز پس از تصویب قانون در شورای نگهبان اقدام به ابلاغ می نماید.

پرده دهم:

رئیس دولت یازدهم، دکتر روحانی تا این تاریخ از ابلاغ قانون الزام دولت به حفظ حقوق هسته ای امتناع کرده است.

پرده یازدهم

بعلت تعطیلی مجلس تا تاریخ 19/04/1394 امکان طبیعی ابلاغ قانون مذکور توسط رئیس مجلس فراهم نیست.

پرده دوازدهم

هرچند قانون مجلس چیزی فراتر از خطوط قرمز تعیین شده توسط رهبر فرزانه انقلاب ندارد؛ لکن در صورت انجام توافق قبل از ابلاغ؛ آیا تیم مذاکره کننده نمی تواند مدعی عدم الزام گردد؟

این در حال است که اگر قانون مصوب نمایندگان مجلس شورای اسلامی پس از تاييد شورای نگهبان و ابلاغ به رییس‌ جمهوری ظرف پنج روز به دستگاههای اجرايی ابلاغ نشود، رییس مجلس شورای اسلامی این وظیفه را بر عهده می ‌گیرد و خود قانون را ابلاغ خواهد کرد. حال با توجه به تعطیلی مجلس؛ روند کنونی را می توان نمونه بارزی از همکاری دولت و رئیس مجلس دانست!

 


برچسب‌ها: ابلاغ, الزام, دولت, هسته ای, عدم
+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم تیر ۱۳۹۴ساعت 12:36  توسط احمد.ش  | 

چرا عراقچی از اتهام پولشویی به بانک مرکزی بی خبر است؟!

مصاحبه ی پر از ابهام سید عباس عراقچی با برنامه نگاه یک؛ در تاریخ 13/04/94 نگرانی ها نسبت به عدم اشرافیت مذاکره کنندگان ایرانی بر تمامی ابعاد پرونده هسته ای را شدیدا افزایش داد.
یکی از موضوعات چالش برانگیز؛ بی اطلاعی نفر دوم تیم هسته ای، از اتهام پولشویی توسط امریکا به بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران است.
در نوامبر 2011 برای اولین بار؛ وزارت خزانه داری امریکا بانک مرکزی ایران را متهم به پولشویی نمود. این تحریم ذیل بخش 311 قانون میهن پرستی امریکا صورت گرفت.
این در حالی است که دکتر روحانی؛ مکررا از اعضای تیم هسته ای، با عناوینی همچون دیپلماتهای مجرب یاد کرده است.
فیلم اظهارات عراقچی در این خصوص را اینجا مشاهده فرمایید.

برچسب‌ها: عراقچی, بانک مرکزی, اتهام, پولشویی, روحانی
+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم تیر ۱۳۹۴ساعت 2:36  توسط احمد.ش  | 

صدای پای «توافق به هر قیمتی»؛ می آید!

مصاحبه ی نفر دوم تیم هسته ای کشور را که دیدیم؛ گویی آوار شد آهسته آهسته بر سرم، سقف چهل چراغ مذاکره ی با کدخدا. مبهوت ماندم، اندر تناسب خطوط قرمز و لطیفه های عراقچی؟

گویی رهبر فرزانه انقلاب، روضه ی هسته ای خوانده و تدبیر، دلش نرم نشده. از پای منبر که برخواست، بی آنکه یاد تشنگی طفلان حسین (ع) کند؛ لا جرعه سر کشیده پپسی یخ را و ندیده است، نیازی به یادآوری لبان خشکیده ی فرزند زهرا (س).

به همین سادگی!

انگار نه انگار، مملکت قانونی دارد و آنان که بر منصبِ شان؛ رای داده اند، توقع قانون مداری داشتند. مگر نه اینکه با شعار احیای قانون و بدگویی اخلافِ قانون گریز پیش، بدین جا رسیده اند؟ حال چه شده، که قانون را مخل هدف یافته اند؟

در حضورت، با آب و تاب به میخ کوفته و؛ از حق مجلس، در رد، و یا تصویب توافق احتمالی سخن می رانند؛ هنوز پلک به هم نگذارده؛ وارونه نعل می زنند و، حق می شود پشیز؛ ... اگر رد کند رهبری و مجلس؛ توافق را!

سید عباس عراقچی، می گوید ترجیح می دهیم دست خالی برگردیم؛ تا توافقی بد کنیم؛ توافق نداریم و امضا نمی کنیم ذیل آن را، تا مراحل قانونی در مجلس طی شود. دل گرم می شوی و افتخار می کنی به غیرت شان.

هنوز غوطه ورِ شیرینی قندِ آب شده ی دلت هستی، که میخکوب صندلی می شوی! می گوید امضای توافق نزد ما، همان مهر تایید قطعنامه ی شورای امنیت است، پای توافق.

-          آب دهانم را بلعیده و می پرسم؛ چه وقت؟

-          نه گذاشت، نه برداشت؛ به محض حصول توافق در وین!

-          یعنی پس از همین شانزدهم؟

-          اگر بشود!

با خودم گفتم؛ مگر می گذارید نشود!

نمی دانم پارادوکس امضا توسط شورای امنیت سازمان ملل و عدم امضا، تا تایید مجلس را چگونه هضم کنم؟ نه آن احترام به مجلس و نه این سلب اختیارش!

تازه خط و نشان هم می کشند: قطعنامه صادر شود، الزام آور است نزد بین الملل تعهداتمان و؛ عواقب دارد سنگین، تمرّد از آن؛ لکن اگر مجلس نظر نداشت؛ گردن می نهیم به رای پارلمان!

نمی دانم چرا می پیچانند قصه را؟

درایور تاکسی و چرخ لبویی که هیچ؛ نزد ایشان اساسا تجانسی میان سیاست خارجی و مجلس نیست. رهبری هم که بماند؛ خودش معترف، به نبود دیپلمات است و اختلاف درکش با زبان دیپلماسی، عیان!

پس می توان، تحریم را هم پیچاند! کسی به کسی نیست که؟!

روز امضا؛ روز اعلام؛ روز اجرا و ...

آنقدر روز روز می کنیم، که نسیان بگیرند؛ چه روزی، چه باید لغو شود.

و یا بهتر؛ ... اساسا عطایش را به لقایش ببخشند.

خط اصلیِ روز امضای توافق و، لغو همزمان تحریم بانکی؛ مالی و اقتصادی را که با حذف امضای پای توافق؛ کله پا کردیم! مابقی را هم با کلک همزمانی!

آخر شما چه می دانید؛ اجرای تعهدات ما زمان بر است؛ و امضای حریف پای معلق کردن تحریم، محتاج ثانیه. همزمانی اینها سخت است؛ کار می کنیم پشت میز مذاکره و، راه کار نوین ارایه میدهیم؛ اصلا نخود سیاه می دانی چیست؟

20 صفحه متن اصلی است و 50 صفحه ضمایم؛

ببین امریکا چه مهربان است؛

چند وقتی، بیش نیست، که دور یک میز نشسته ایم، اما همان روز های اول مرا abbass صدا کردند و دیگری را Dear javad Joon!؛ تازه کجایش را دیده ای، آنقدر مسئولیت پذیرند، که حتی به مشکلات خانوادگی امان هم اشراف دارند!

اصلا چه کسی گفته کدخدا بد عهد است و بد خواه ؟!

بیش از نیم قرن است؛ که در توهم اید!


برچسب‌ها: عراقچی, توافق, قطعنامه, شورای امنیت, تحریم
+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم تیر ۱۳۹۴ساعت 13:10  توسط احمد.ش  | 

صدور قطعنامه شورای امنیت به خواست تیم مذاکره کننده؛ چطور بلای جان ایران خواهد شد

تیم مذاکره کننده که مدعی است خواستار صدور قطعنامه شورای امنیت (اصطلاحا) به منظور الزام امریکا، به اجرای تعهداتش می باشد؛ در واقع قصد دارد بدون در نظر گرفتن رای مجلس شورای اسلامی؛ و حتی نظر رهبر فرزانه انقلاب؛ به هر نحو ممکن، توافقی را به نظام تحمیل کند.
این در حالی است که رد کردن توافق توسط رهبری و یا مجلس؛ مستوجب عواقب خطرناکی در سطح بین الملل خواهد بود.
فیلم پیوست، حاوی تناقص مشهود گفتار عراقچی در این خصوص می باشد. این فیلم را در اینجا ببینید.


برچسب‌ها: صدور, قطعنامه, خواست, تیم مذاکره, بلا
+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم تیر ۱۳۹۴ساعت 1:35  توسط احمد.ش  | 

وقتی مشاور تیم هسته ای؛ محکوم امنیتی باشد ...!

در ادامه تحریف سخنان رهبر فرزانه انقلاب؛ حسین موسویان، عضو سابق تیم هسته ای در دوره دبیری شورای امنیت ملی حسن روحانی؛ که بعلت اتهام جاسوسی بازداشت و پس از طی محکومیت به امریکا سفر و در دانشگاه، به افتخار استادی و مشاوره دولت امریکا نایل آمد؛ دیروز در خصوص دو خط قرمز ترسیم شده توسط رهبری اظهار نظر کرد.

موسویان مدعی شد سخنان رهبری درست فهمیده نشده! منظور ایشان اجرای متناظر اقدامات ایران و غرب است! یعنی  آنها می بایست در مقابل هر قدم ایران قدمی برداند. وی ادامه می دهد آنچه من از سخنان ایشان میفهمم؛ این است که ایران نباید اقدامات خود را ابتدا انجام دهد و سپس غرب در خصوص تحریم ها تصمیم بگیرد.

حال آنکه رهبری در دیدار با سران نظام به صراحت فرمودند تحریم های اقتصادی، مالی و بانکی مرتبط با شورای امنیت، کنگره و دولت امریکا در روز امضای توافق می بایست به صورت فوری لغو شده؛ و مابقی تحریم ها در زمان معقول لغو شود.

جالب اینکه ایشان در ادامه می فرمایند بنده بیانم بیان صریح است، تعبیرات دیپلماسی را خیلی بلد نیستم؛ آنچه میگویم صریح است، همین که گفتم مد نظر است.

در موضوع دوم، موسویان بیان واضح رهبری در خصوص بازرسی از مراکز نظامی را مورد خدشه قرار می دهد. وی می گوید اینجا هم خلط مبحث شده، اگر توافق نهایی صورت بگیرد ایران در چارچوب مقررات پروتکل الحاقی اجازه بازرسی خواهد داد! مخالفت رهبری با بازدید از هر مکان و زمانی است!

حال آنکه رهبری در بازدید دانشگاه امام حسین (ع) فرمودند؛ اجازه نمی دهم از هیچ یک از مراکز نظامی هیچ بازرسی از سوی بیگانگان صورت گیرد. همچنین در دیدار مسئولین نظام بیان کردند؛ بازرسی از مراکز نظامی را نمی پذیرم.

با توجه به شباهت عجیب عملکرد مذاکره کنندگان کشور و گفته های حسین موسویان؛ همچنین حضور سوال برانگیز چندی پیش وی، در کنار تیم مذاکره کننده؛ شاعبه ی مشاوره این محکوم امنیتی به هیئت ایرانی شدیدا تقویت می شود.

هرچند ظریف و حسین موسویان هر دو از اعضای معروف تیم نیویورکی ها و دارای همکاری دیرینه می باشند؛ ولی باید از رئیس تیم هسته ای سوال کرد؛ آیا پس از احراز محکومیت موسویان، اعتماد مجدد و قرار گرفتن وی در کنار تیم ایرانی؛ همچنین دسترسی به اطلاعاتی که حتی از دید نمایندگان مجلس مخفی نگاه داشته شده؛ امری عقلانی است؟


برچسب‌ها: موسویان, تحریف, رهبری, مشاوره, جاسوس
+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم تیر ۱۳۹۴ساعت 13:50  توسط احمد.ش  | 

پشت پرده دعوت روز پنجشنبه آمانو به تهران

وزیر خارجه ایران علت دعوت یوکو آمانو مدیرکل آژانس بین المللی انرژی اتمی را، رایزنی با مقامات ایرانی جهت ادامه کار مطرح کرد.

اگر به این نکته توجه کنیم که دخالت آمانو تنها مربوط به مسایل فنی در بعد نظارت و بازرسی است؛ و از طرفی پیش شرط غرب برای انجام توافق جامع، حل موضوع PMD یا همان ابعاد احتمالی برنامه هسته ای ایران است، بسیاری از ابهامات کلیدی سفر آمانو به تهران بر طرف می شود.

لذا به نظر می رسد آمانو برای حل و فصل موضوعات باقی مانده PMD، قبل از اجرایی شدن توافق جامع، به تهران سفر می کند.

اما توجه به این نکته ضروری است، که خطر اصلی در تن دادن ایران به راضی کردن آژانس و حل ابهامات کاذب و البته بدون سند نهفته است. حل این موضوع به حدی بغرنج شد، که دور سوم مدالیته ایران و آژانس در دولت یازدهم –بهار 93-، به علت عدم اظهار نظر آژانس در خصوص دو موضوع EBW یا چاشنی های مفتولی و آزمایشات هیدرو دینامیکی ناتمام ماند و حتی دولت تدبیر نیز به زیاده خواهی آژانس و تبدیل 3 سوال در مورد چاشنی های انفجاری به 60 سوال؛ معترض آژانس شده و عملا ادامه همکاری به حال تعلیق درآمد.

هر چند در گزارشات جدید مدیرکل به شورای حکام مشخص شد، چندی است ایران به برخی ابهامات آژانس در خصوص محاسبات نوترونیک پاسخ گفته؛ اما با این حال باید منتظر نتیجه ی سفر آمانو به تهران ماند.

در هر شکل این سوال جدی به قوت خود باقی است؛ که آیا هیئت مذاکره کننده ایران در راستای نظریه ی حصول توافق به هر قیمتی؛ تن به اجرای خواسته های بدون انتهای آژانس می دهد؟

آیا علی رغم امتناع ایران از پاسخگویی به تهدیدات ابعاد احتمالی نظامی؛ طی شرایط جدید، دولت در تله ی PMD گرفتار می شود؟


برچسب‌ها: آمانو, سفر, تهران, PMD, دام
+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم تیر ۱۳۹۴ساعت 7:55  توسط احمد.ش  | 

مصاحبه تخت روانچی و چند نکته

مجید تخت روانچی از اعضای تیم مذاکره کننده هسته ای، در مصاحبه با نشریه ی امریکایی بولتن دانشمندان هسته ای، به طرح دیدگاه های ایران پرداخت. نکاتی چند در مصاحبه مذکور، توجه نویسنده را به خود جلب نمود، که شرح آن در پی می آید.

علی رغم وجود قانون سال 84 مجلس شورای اسلامی و هشدار نمایندگان مجلس؛ منجمله رئیس کمیسیون امنیت ملی و روابط خارجی؛ تخت روانچی همچنان بر اجرای داوطلبانه ی پروتکل الحاقی در صورت تحقق توافق، اصرار می ورزد. این درحالی است که دولت ملزم به رعایت قوانین مجلس بوده و حق تخطی از آن را ندارد.

اما سوال مهم این است، چرا دولت تصمیمی به تغییر مسیر اشتباه خویش، در توافق لوزان نداشته و همچنان بر دور زدن قانون و عدم اجرای آن پای می فشارد؟

یکی دیگر از نکات؛ چرایی اولویت دادن به نگرانی های غرب و نادیده گرفتن نگرانی های ایران است. تخت روانچی اعتراف می کند در لوزان؛ وارد ریز مسائل هسته ای شدیم، لیکن بعلت ضیق وقت، طرح مسئله ی تحریم ها باقی ماند! جا دارد از ایشان و دیگر فرزندان انقلاب در تیم مذاکراتی سوال کرد؛ چرا پرداختن به رفع نگرانی های غرب، بدل به عادت ثابت تیم مذاکره کننده شده؛ حال آنکه طی دو سال اخیر بارها، بی اعتمادی امریکا محک خورد؛ و اثبات شده است، پس از گذشتن خر ایشان از پل، خدا را بنده نیستند. و توقع رفع نگرانی های ایران، امری عبث می باشد.

چرا امریکایی ها باید قول اجرای پروتکل الحاقی از تیم ایرانی را اخذ؛ -حال آنکه اساسا چنین اختیاری در صلاحیت مجلس است- لیکن بحث مهم تحریم باقی بماند؟

چرا باید تحریم ها که اولویت دولت تدبیر در مذاکرات بوده؛ به مسئله ی دست دوم بدل؛ و شرایط برای دبه کردن امریکایی ها فراهم شود؛ لیکن تیم مذاکره کننده بجای تغییر چارچوب بد لوزان؛ به مدافع آن بدل شود؟

از نکات مهم دیگر در مصاحبه تخت روانچی، می توان به ادامه ی پافشاری تیم مذاکره کننده با عنوان دسترسی مدیریت شده، از مراکز نظامی، علی رغم عتاب شدید رهبری اشاره کرد.

این درحالی است که هیچ یک از مراکز نظامی طبق دستور مستقیم رهبر انقلاب؛ اجازه ورود بیگانگان را نداشته و فرماندهان عالی همچون سرلشکر فیروزآبادی نیز صراحتا با عبارتِ "دسترسی مدیریت شده" مخالفت کردند.

 

اصرار بر چنین امری، می تواند در راستای مقصر جلوه دادن خطوط قرمز مذاکراتی، برآورد گردد.


برچسب‌ها: تخت روانچی, پروتکل الحاقی, نظامی, مدیریت شده, بازرسی
+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم تیر ۱۳۹۴ساعت 9:20  توسط احمد.ش  | 

وقتی تیم مذاکره کننده هسته ای، از قوانین مجلس خبر ندارد!

یکی از موارد توافق شده در لوزان، اجرای داوطلبانه پروتکل الحاقی است. در این بیانیه!؛ یک سلسله اقدامات برای نظارت بر مفاد برجام مورد توافق قرار گرفت؛ این اقدامات شامل انجام کد اصلاحی 3.1 و اجرای موقتی (داوطلبانه) پروتکل الحاقی است.

روزهای ابتدایی پس از توافق؛ اجرای داوطلبانه پروتکل برایم مانوس نبود. چرا که آذر ماه 84 ، مجلس شورای اسلامی قانونی از تصویب گذراند، و دولت را ملزم نمود در صورت ارجاع و یا گزارش پرونده هسته ای ایران به شورای امنیت، کلیه همکاری های فراپادمانی خود با آژانس بین المللی انرژی اتمی را به حال تعلیق در آورد.

طبیعی است تنها راهکار لغو قانون مجلس، تصویب مجدد مصوبه در صحن است. لذا دولت مکلف بوده؛ و اجازه همکاری فراپادمانی با آژانس را ندارد.

هرچند بخشهای مهمی از توافق ژنو و سه مدالیته فی مابین ایران و آژانس؛ همچون بازدید از معادن اورانیوم، بازدید از مراکز اسمبل سانتریفیوژ، تولید چرخنده سانتریفیوژ و محلهای نگهداری آن؛ بازدید از مرکز تولید آب سنگین خنداب؛ یا حتی بازدید از راکتور آب سنگین اراک را، می بایست در زمره همکاری های فراپادمانی و حتی اجرای دقیق بندهای پروتکل الحاقی محسوب کرد. لیکن در اجرای مفاد یادشده، سخن صریحی از اجرای پروتکل الحاقی به میان نیامده است.

توافق ژنو به عنوان مطلع انجام مذاکرات نیز؛ اجرای پروتکل الحاقی را موکول به تصویب مجلس کرده است؛ اما صراحت لوزان، جنسی متفاوت ارایه می دهد. لذا این سوال بطور جدی مطرح می گردد؛ آیا مذاکره کنندگان ارشد هسته ای، خود را ملزم به اجرای توافق در چارچوب قوانین جاری کشور می دانند؟

سید عباس عراقچی دو روز پس از توافق لوزان در گفتگوی ویژه خبری ضمن تفکیک اجرای دایم و موقت پروتکل الحاقی می گوید؛ ما از طرف مجلس حق دادن قولِ تصویب پروتکل الحاقی را نداریم؛ لیکن به عنوان دولت اجازه اجرای موقت آن تا زمان تصویب مجلس را داریم. با توجه به اینکه قدمت حضور عراقچی در ترکیب تیم هسته ای؛ به دولت هشتم تا کنون باز می گردد؛ توقع اطلاع از مصوبه الزام دولت به تعلیق همکاری فراپادمانی، توقع غریبی نیست.

 تاکید مجدد هدایت کننده ارشد تیم هسته ای نیز، سه روز پس از توافق لوزان در برنامه نگاه یک سیما؛ مهر تضمینی بر اجرای فرا قانونی پروتکل الحاقی توسط دولت است. ظریف قول فراهم کردن دسترسی به پروتکل الحاقی تا زمان تصویب مجلس را می دهد.

وعده و تضمین اجرای پروتکل الحاقی، در کنار عبور چندین باره از خطوط قرمز و یا تغییر نام توافق به منظور نادیده انگاشتن اصل 77 قانون اساسی، نگرانی های جدی در خصوص عبور تیم مذاکره کننده بطور اخص؛ و دولت یازدهم بطور اعم را، از قوانین جاری کشور تشدید؛ و تشکیک های فراوانی نسبت به تعریف و تمجید رئیس دولت حقوقدان از تیم هسته ای ایجاد می کند.


برچسب‌ها: توافق, لوزان, مصوبه, مجلس, تعلیق
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم خرداد ۱۳۹۴ساعت 8:48  توسط احمد.ش  | 

124 کشوری که پروتکل الحاقی را پذیرفتند؛ کدامند؟!

 

چندی است خط فکری دولت به انضمام زنجیره ای ها؛ در صدد بزکِ پذیرفتن پروتکل الحاقی هستند. این روزها گویی، پذیرفتن پروتکل الحاقی توسط 124 کشور نیز؛ همچون تقلبِ سال 88، تبدیل به نمادی برای شروع حرکتی خاص شده است!

 

روحانی می گوید از سال 2003 تا کنون تعداد کشورهایی که پروتکل الحاقی را اجرا کردند، از 80، به 124 کشور رسیده است؛ این نشان می دهد پروتکل چیز بدی نیست! ما نیز در سالهای 82 تا 84 آن را اجرا کردیم؛ در آن زمان هم برخی حرفهای بی اساس زدند و مانع تصویب آن شدند؛ امروز هم همان حرفها را می زنند. ایران یک استثنا نیست!

 

ظریف هم معتقد است؛ ژاپن بیست سال است، فراتر از پروتکل الحاقی و کد 3.1 را اجرا می کند. آنها به شدت نگران جاسوسی صنعتی هستند.

 

اما؛ ... 124 کشور پذیرای پروتکل الحاقی کدامند؟

 

چرا دولتی ها بیش از نام، بر تعداد این کشورها تکیه می کنند؟

 

به غیر از پنج کشور دارای حق وتو، که با شرایط دلخواه پروتکل را به تصویب رساندند؛ به تعداد انگشتان دست، کشور مطرحی در لیست می توان دید. از این تعداد هند نیز همچون کشورهای دارای حق وتو، پروتکل را به میل خویش تغییر داده و امنیت کشورش را، مد نظر گرفته است.

 

آلمان؛ هلند؛ بلژیک؛ ژاپن؛ اسپانیا و ایتالیا، کشورهایی هستند که دارای چرخه غنی سازی سوخت بوده و تمامی آنها (به غیر از ژاپن) اعضای اتحادیه اروپا و البته پیمان آتلانتیک شمالی «ناتو» می باشند. به خطر افتادن امنیت ملی هر یک از اعضای ناتو؛ به منزله مخاطره امنیت ملی همه ی اعضا می باشد.

 

ژاپن نیز، هرچند حاکمیت خویش پس از جنگ جهانی دوم را بدست آورد؛ لیکن امریکا بدون محدودیت زمانی، حق داشتن پایگاه نظامی در آن کشور را به خود اختصاص داد.

 

کانادا و استرالیا که ملکه الیزابت دوم (ملکه انگلیس) رئیس دولتهای آنها را منتسب می کند؛ و البته چند کشور توسعه یافته دیگر را، در این لیست می توان دید.

 

لیکن بالغ بر 110 عضو باقی مانده را، کشورهایی تشکیل می دهند که حتی ترجمه ی نام بسیاری از آنها به سختی امکانپذیر است. Seychelles؛ St. Kitts & Nevis؛ The FYROM از این جمله هستند. در این بین کشورهای نظیر بحرین، افغانستان، توگو، اوگاندا، وانواتو، زامبیا، ویتنام، تیمور لسته، تاجیکستان، آذربایجان، مولداوی، رواندا، مغولستان، موریس، گابن، عراق، برکینافاسو، قبرس و ... به چشم می خورند؛ که لیست کامل کشورهای امضا کننده را می توانید از اینجا دانلود فرمایید.

 

حال باید از رئیس دولت تدبیر، و دیگر اعضای آن سوال کرد؛ وضعیت کدام یک از کشورهای پذیرنده پروتکل الحاقی، به وضعیت ایران شبیه است؟

 

چرا کشورهای دیگری همچون برزیل و آرژانتین؛ که چرخه غنی سازی سوخت را در اختیار دارند؛ پروتکل الحاقی را قبول نکردند؟ به این لیست پاکستان و کره شمالی را نیز می بایست اضافه کرد.

 

چرا با وجود کشوری چون رژیم غاصب صهیونیستی که نه تنها پروتکل الحاقی؛ بلکه اساسا NPT را به رسمیت نمی شناسند و علنا ایران اسلامی را به بمباران مراکز هسته ای تهدید می کند؛ دکتر روحانی قصد تن دادن به اجرای پروتکل الحاقی را دارد؟

 

تاسف بار، و البته تعجب آور نیست؟!؛ اگر رئیس دولتی که موهای سفیدش را، برگ افتخار امور امنیتی کشور می داند؛ و از بیشترین عوامل امنیتی در کنار خویش بهره می برد؛ تنها به منظور اثبات کذبیت بهانه ی ساخت بمب اتم؛ با گشودن درب مراکز هسته ای، غیر هسته ای و نظامی کشور به روی جاسوسان آژانس و ماموران CIA و MOSSAD موافقت کند؟

 

هرچند ... ، از مشاورین امنیتی اطراف روحانی، که به منظور تخریب و تسلط بر وزارت اطلاعات؛ آنچه نباید، کردند؛ نامه ی سراسر کذب را از زبان وزیر وقت (دری نجف آبادی) به صدا و سیما دادند؛ و نخبه ترین معاون سابق اطلاعات کشور را، به مسلخ برند؛ انتظاری بیش از گرم شدن توافق ژنو و لوزان نمی رود!

 

برچسب‌ها: 124, پروتکل, الحاقی, مشاور, امنیتی
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم خرداد ۱۳۹۴ساعت 7:0  توسط احمد.ش  | 

تیم مذاکره کننده هسته ای نمی داند یا ... (بخش دوم)

 

رابرت آینهورن عضو سابق تیم مذاکره کننده هسته ای امریکا؛ که بدلیل روابط نزدیکش با تیم فعلی، برآورد دقیقی از مذاکرات ارایه می دهد؛ طی جدیدترین مقاله، حقایق تلخ و باورنکردنی از توافق لوزان را آشکار ساخت. به جهت اهمیت موضوع طی بخش دوم، ادامه ی موضوعات مطروحه را پی می گیریم.

 
  • هرچند از مکر دشمن نباید غافل؛ و یا سخن وی را، واقعیت محض تلقی کرد؛ لیکن بر اساس الف - لاپوشانی تیم مذاکره کننده، بر خلاف نهی صریح رهبر فرزانه انقلاب ب- صدق گفتار سابق آینهورن ج- و در کمال شرمندگی، حادث شدن 92 درصدی ادعاهای امریکا طی گزاره برگِ پس از توافق ژنو (شرح آن ذیل پژوهش "توافق ژنو و واقعیات پسا توافق" آمد)؛ را می بایست از جمله عوامل ترجیح نظر آینهورن برشمرد.
  • متاسفانه رابرت، مجددا گمانه زنی های پیشین را تایید؛ و دلیل عدم افشای جزئیات توافق لوزان را، نه مخالفت تیم امریکا؛ بلکه اصرار طرف ایرانی بیان می کند. این امر در کنار محرم ندانستن مردم، عدم صدور گزاره برگ ایرانی، عدم اتخاذ موضع رسمی مقابل ادعاهای مندرج ذیل گزاره برگ امریکا و ... ؛ جملگی تایید کننده گفتار آینهورن است.
 
  • گرچه آینهورن نمونه های کوچکی از عقب نشینی و اقدامات ساختار شکنِ تیم مذاکراتی ایران را بیان؛ لیکن عمق فاجعه چنان دردناک است، که مو بر تن هر ایرانی آزاده راست می کند.
 

آینهورن بر خلاف نظر تیم ایرانی و امریکا، که زمان من درآوردی گریز هسته ای ((Break Out را یک سال می دانند؛ به درستی این زمان را معادل 10 سال بیان می کند. وی نظارت بر زنجیره تامین؛ تحقیر ایرانیان با الزام خرید اقلام مورد نیاز هسته ای، تنها از طریق کانالی که کدخدا برای ایشان مشخص می کند؛ دست و پا گیر بودن محدودیتِ تحقیق و توسعه روی سانتریفیوژ های پیشرفته ایران، چنانکه حتی پس از پایان محدودیت 10 ساله، دانشمندان ایرانی علی رغم تست مکرر این نوع سانتریفیوژ ها، قادر به تضمین کارکرد صحیح آنها نباشند؛ عدم امکان رشد ناگهانی غنی سازی ایران پس از اتمام محدودیت 10 ساله، و رشد آن بر طبق روندی سنجیده و قابل پیش بینی؛ سازوکار توافق شده ای که تضمین می کند نه تنها ایران، بلکه با تایید چند کشور (همانند روسیه و چین)، ایران باز هم نمی تواند مانع بازرسی از تاسیسات خود شود؛ و نهایتا ایران پس از 10 سال نیز می بایست، تحقیق و توسعه و غنی سازی خویش را همانگونه که برای آژانس تبیین کرده، ادامه دهد؛ از جمله موارد طرح شده توسط رابرت آینهورن می باشد.

 
  • رابرت دو خط کلی و یا بهتر بگوییم دو بخش از، جنگ روانی خویش را هم پی می گیرد.
 

اول؛ پس از گره زدن آب خوردن به مذاکرات توسط دکتر روحانی، طبیعی است دشمن تمام سعی خویش را در بهره برداری از کوته بینی مسئولین داخلی بکار بسته و با اسفناک توصیف کردن وضعیت اقتصادی، مردم را در تنگنایی که بی صبرانه منتظر رفع تحریم هستند معرفی می کند؛ کشوری ورشکسته که تنها منتظر احیای اقتصاد و خاتمه ی وضعیت طرد جهانی به سر می برد؛ و برنامه هسته ای آن لاجرم بدلیل همین معضلات تعطیل شده. حال آنکه بر خلاف واقعیات، رابرت امریکا را محتاج توافق نمی داند.

 

دوم؛ بر اساس بند قبل، آینهورن نیز که این روزها از صدقه ی سر دولت تدبیر، جسارت خاصی یافته؛ وقیحانه برای رهبری تعیین تکلیف کرده، می گوید بجای انتقاد از تکنیک های تیم ایرانی، لازم است رهبری دست ایشان را برای توافق باز گذارد. وی با بی ادبی تمام ادامه می دهد؛ نمی توان از یک سو مذاکره کنندگان را تایید، و از سوی دیگر ایشان را در تنگنای خطوط قرمز قرار داد.

 

به یاد دارم در تعطیلات نوروز سال قبل طی مقاله "تحلیلی بر مصاحبه ی توجیهی وندی شرمن" آوردم؛ تیم مذاکره کننده علی رغم نهی رهبری، به مسایل مورد علاقه امریکا، پرداخته و به دو دلیل برای خطوط قرمز ترسیمی، وزنی قایل نیست. اول القای حاکمیت دوگانه فی مابین رهبری و دولت؛ دوم، این امریکا است که خطوط قرمز تیم مذاکره کننده ایرانی را ترسیم می کند.

 

متاسفانه علی رغم میل باطنی، امروز نه بر مبنی تحلیل، که بر اساس واقعیات می توان تاکید کرد؛ ترسیم خطوط قرمز مذاکره کنندگان ایران؛ نه در حسینیه ی امام خمینی (ره)؛ که در دالان های پر پیچ و خم ساختمان های CIA ترسیم می شود.

 
  • هر چند، ملت بصیر و سرافراز ایران جواب یاوه گویی مسئولین امریکا را به شدید ترین وجه خواهد داد؛ لیکن ای کاش، زمانی که تیم مذاکره کننده دولت، تمام هم خویش را، بر تخریبِ سخن آخر کشور گذارده؛ و وزنه ی وزین رهبری را بی اثر می نمود؛ کمی هم در عواقب گدایی انتخاباتی از کدخدا تامل می کرد.

برچسب‌ها: آینهورن, خط قرمز, گدایی, مذاکره, انتخابات
+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم خرداد ۱۳۹۴ساعت 22:0  توسط احمد.ش  | 

تیم مذاکره کننده هسته ای نمی داند یا ... (بخش اول)

رابرت آینهورن عضو سابق تیم مذاکره کننده هسته ای امریکا؛ که بدلیل روابط نزدیکش با تیم فعلی، برآورد دقیقی از مذاکرات ارایه می دهد؛ طی جدیدترین مقاله خویش، حقایق تلخ و باورنکردنی از توافق لوزان آشکار ساخت. به جهت اهمیت موضوع طی چند شماره، به تشریح موضوعات مطروحه خواهیم پرداخت.

شاخص ترین موضوع؛ عبور تیم مذاکره کننده ایران، از خطوط قرمز ترسیم شده توسط رهبری؛ و نتیجتا ارسال پالس اشتباه به مسئولین امریکای است. متاسفانه علی رغم اظهار پایبندی مذاکره کننده گان هسته ای؛ نبود التزام عملی به خطوط اصلی، آنچنان وحشتناک می نماید که آینهورن، انجام چنین خبطی را غیر ممکن دانسته و خط قرمز واضح؛ آشکار و علنی رهبر فرزانه انقلاب در خصوص عدم مجوز بازرسی از مراکز نظامی  را، تاکتیک مذاکراتی می پندارد.

آینهورن ضمن اظهار تعجب بیان می کند؛ چطور امکان دارد رهبری، با بازدید از مراکز نظامی مخالف باشد، ولی مذاکره کنندگان ایرانی آزادانه متعهد به تایید مفاد پروتکل الحاقی شده و قول دسترسی به هر نقطه ای را بدهند؟

اما آنچه موضوع را بغرنج می کند، اصرار تیم مذاکره کننده به طی طریق خویش؛ و فرار از اجرای خطوط اصلی است. یازده روز پس از نهی شدید اللحن رهبر انقلاب و دستور مستقیم ایشان به یگانهای نظامی؛ و خلاصه بطلان روش بازدید از مراکز نظامی؛ دکتر ظریف ناباورانه می گوید؛ قرار شد راهکار دیگری برای حل و فصل آن بررسی شود.

همین امر و دیگر اَعمال مجموعه تحت مدیریت دکتر ظریف، آینهورن را به برداشت ناصوابی می رساند: مذاکره کنندگان ایرانی هم توافق را می خواهند و هم انتظار «غیر ممکن» دارند؛ تا خط قرمز رهبری حفظ شود! لذا بازرسی از مراکز نظامی به صورت مدیریت شده را مطرح می کنند، که با توصیف عراقچی در مصاحبه تلویزیونی، شبیه طنز است. آژانس به هیچ وجه چنین امری را کافی نمی داند.

وی، رفتار مذاکره کنندگان و رهبر! ایران را پر از تناقص توصیف و می گوید؛ مگر می شود در موضوعاتی با این درجه از حساسیت؛ تیم ایرانی ساز خودش را بزند؟ این تنها شگرد مذاکراتی است!

به راستی چنین عملکردی از سوی تیم ایرانی؛ اثبات قاطعیت و کلامِ آخرِ رهبری نظام است؛ و یا نمونه آشکاری از لوث کردنِ قول و سدید ایشان؟

متاسفانه ادامه گفتار آینهورن، تاییدی نامیمون بر بخش دوم پرسش قبل است:

1-      این نوع عملکرد می تواند نوعی زد و بند! بین رهبری و تیم مذاکراتی برای بدست آوردن امتیاز بیشتر باشد.

2-      چنین تناقضی می تواند برای آرام کردن منتقدان باشد؛ ولی رهبری واقعا با تیم ایرانی هم عقیده است!

3-      احتمال دارد رهبری با توجه به موج انتقادهای پس از توافق لوزان؛ از مواضع اولیه خود عقب نشینی کرده است!

آیا:

در سوابق 26 ساله ی رهبری، حتی امکان یافتن یک نمونه تناقض، فی مابین حرف و عمل ایشان امکانپذیر است؟

چرا تیم مذاکره کننده با دست خویش؛ تصمیم سازان امریکا و غرب را به سوی عدم پذیرش حرف آخر نظام، هدایت می کند؟

چه کسی هزینه ی سبک شدن گفتار قاطع رهبری را خواهد پرداخت؟

و نهایتا؛

کدام عاقلی حاضر است بر شاخه نشسته و تیشه بر بن زند؟


برچسب‌ها: آینهورن, خط قرمز, مذاکره, عدم, التزام
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم خرداد ۱۳۹۴ساعت 23:20  توسط احمد.ش  | 

اینستاگرام بعیدی نژاد؛ یا سقوط تشت رسوایی

  • امروز که مقاله توجیهی اینستاگرام حمید بعیدی نژاد را خواندم؛ افسوس خوردم به حال دیپلمات های کارکشته!

و البته افسوس خوردم به حال خودم!

 افسوس خوردم که لیاقت همراهی غواصان دست بسته را نداشتم.
 افسوس خوردم که جا ماندم از همسفریِ بهترین فرزندان خاکم.
 افسوس خوردم که بعدِ رحلت امام خوبی ها؛ نفس کشیدم.
 افسوس خوردم که نیستم، سرباز خوبی برای ولایت.
  • امروز حقیقتِ گفتار آقای روحانی و دفاع تمام قدش، برایم روشن شد!

"افرادی که امروز مسئولیت مذاکرات را بر دوش دارند از لحاظ سیاسی، حقوقی و فنی در سطح  بالای تخصص هستند و بهترین متخصصان کشورند"

 حسی درونم گفت، لو داده اند دوباره ، بند را متخصصان تدبیر!
 ولی با خواندن اینستاگرام حمید؛ یقین کردم نه تنها لو داده اند؛ که تسلیم دشمن شدند؛ تمام و کمال!
 دریافتم چرا رهبرم؛ یک تنه به میدان آمده و با غیظ علوی فرمود: اجازه نمیدهم .
  • گویی تعدادی کودک را به جنگ آتش فرستاده اند؛ حال آنکه نمی دانند داغ است آتش!

رهبری برای چند بار رنگ کنند؛ خط قرمزِ عدم پذیرش شیوه های نظارتی غیر متعارف را؛ تا پنبه از گوش دیپلمات ها و شیخ دیپلمات خارج شود؟

 تازه حمید خان با قیافیه ای سرشار از تبعیتِ محض! ولایت، بحث بازرسی از تاسیسات نظامی و انجام مصاحبه ها را؛ در چارچوب یک ابتکار عمل ویژه برای حل موضوع PMD می داند.
 بنازم به این فهم!
  • گویی دور زدن قانون؛ کار سهلی است؛ برای تدبیر!

به راحتی خوردن آب؛ نادیده می انگارند مصوبه مجلس را؛ و می بندند با شیطان؛ که اجرا کنید پروتکل الحاقی را داوطلبانه در مملکتِ تدبیر !

 را به را تهدید میکنند؛ عدم اجرای پروتکل، مساوی است با شکست کلِ فرایند حل و فصل موضوع هسته ای!
  • جالب است که می دانند PMD دام است؛ باز هم نسخه می پیچند؛ بر اساس تجویز شیطان.

و دوباره:

 آسمان و ریسمان می بافند؛ فرق است مابین دسترسی مدیریت شده و بازرسی.
 شاید کم کنند هزینه رسوایی تشت را.

برچسب‌ها: اینستاگرام, بعیدی نژاد, دسترسی, مدیریت شده, پروتکل
+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم خرداد ۱۳۹۴ساعت 5:32  توسط احمد.ش  | 

توافق ژنو و واقعیات پسا توافق

 گزاره برگ امریکایی یا همان (Fact Sheet)؛ یکی از چالش های مذاکرات هسته ای دولت یازدهم می باشد. دکتر ظریف به عنوان وزیر امور خارجه و مسئول تیم مذاکره کننده ایران؛ در موارد مختلف پس از توافق ژنو و بیانیه لوزان؛ استناد به گزاره برگ امریکا در داخل کشور را، عملی ناصواب دانسته و به آن معترض شد. دو مورد از شاخص ترین موضعگیری های دکتر ظریف پس از توافق ژنو به قرار ذیل است:
 اولین موضع که به صورت غیر مستقیم طرح شد؛ مربوط به تاریخ  04/09/1392 می باشد: "از همه ی دوستان انتظار داریم فضا سازی تبلیغاتی طرف های مذاکره را درست تشخیص دهند که با تمامی ابزارهای خود از لحظاتی پس از مذاکره دست بکار شدند تا ناکامی های طبیعی خود در روند تفاهم و اجماع سازی متقابل را کمرنگ کرده و حتی وارونه جلوه دهند."
 اما موضع دوم خطاب به دانشجویان در تالار علامه امینی دانشگاه تهران در تاریخ 12/09/1392 صورت پذیرفت: "نباید اجازه دهیم برای ما تصمیم بگیرند و خط فکری درست کنند و اجازه ندهیم اجماع داخلی ما را با دروغ پردازی خراب کنند. چرا برخی فکت شیت کاخ سفید را مبنا قرار می دهند و اصل برنامه برای اقدام را مبنا قرار نمی دهند.
 ما در مقابل خارجی ها می گوییم که باید اعتماد مردم را جلب کنند چرا شما از طرف خارجی ها حرف می زنید؟
 این دانشجویان محترم نکاتی را مطرح کردند اگر مبنای شما «فکت شیت» کاخ سفید است به همان مراجعه کنید بدانید که ما هم بلدیم مغلطه کنیم و اگر نگرانیم به خاطر این است که از گفتمان صحیح استفاده کنیم.
 مذاکره در اتاق مذاکره صورت می گیرد نتیجه مذاکره را من بیرون دادم، آمریکایی ها "فکت شیت" دادند ما با این اعتقاد که خدا مذاکرات را ضبط می کند پشت میز مذاکره نشسته ایم و امیدواریم این مذاکرات روزی منتشر شود.
 من به شما قول می دهم تا پایان کار به شما دروغ نخواهم گفت.
 من فکر می کنم تندروها بدون اینکه بخواهند یک صدا هستند نه اینکه بخواهند، نه اینکه من متهم بکنم. رهبر انقلاب فرمودند: مذاکره کنندگان فرزندان انقلاب هستند بعضی وقتها این طور می شود که گروهی از این طرف فکر می کنند منافع از بین رفته و گروه دیگر از خارج فکر می کنند منافع آنها نیز از بین رفته لذا واقعاً هم صدا می شوند.
 دوستان سعی نکنند طعم شیرین مقاومت را در ذائقه ملت تلخ کنند."
 پس از بیانیه لوزان و انتشار گزاره برگ امریکا؛ مجددا مسئول سیاست خارجه همان خط پیشین را سرلوحه ساخت؛ و از عدم اعتماد به تیم مذاکره کننده شکایت کرد. اما به راستی چه مقدار از مطالب مطروحه در گزاره برگ امریکایی پس از توافق ژنو نزدیک به واقعیت بود؟
 مشخص کردن میزان صحت و سقم و یا دروغِ گفتار امریکا در گزاره برگ توافق ژنو؛ می تواند چراغ راهی برای درک درست و تحلیل واقعیت های گزاره برگ امریکا پس از بیانیه لوزان باشد.
 جداول ذیل، کلیه موارد مطرح شده در گزاره برگ توافق ژنو را به صورت ریز بیان کرده و انطباق آن را به چهار موضوع ذیل مورد بررسی قرار می دهد:

1- آیا ادعای امریکا اجرا شد؟ (چگونگی اجرای ادعای امریکا)

2- اجرای ادعای امریکا به نفع کدام طرف توافق بود؟ (نتیجه حاصل از ادعا)

3- آیا ادعای امریکا با توافق ژنو منطبق بود؟ (نوع انطباق با متن توافق ژنو) 

4- دولت تدبیر و امید چه موضعی در مقابل ادعای مطرح شده از سوی امریکا اتخاذ نمود؟ (نوع مواجهه دولت تدبیر و امید)

 و در پایان نمودار آماری چهار محور یاد شده؛ درج گردید.
 سعی بر آن بود، حتی الامکان نتایج الف – مستند باشد ب- استناد به سخنان تیم ایرانی در بازه زمانی یک ماه پس از توافق صورت گیرد. (سوم آذر تا سوم دی 1392) چرا که طبیعی است عکس العمل های اولیه دارای ارزش بوده و با گذشت زمان و اجرایی شدن توافق؛ امکان تغییر اظهار نظرها محتمل است. لذا تنها در موضوعات غیر ممکن و یا بدون سند؛ نسبت به ارجاع، غیر از تاریخ مذکور اقدام شد.
  • با توجه به حجم زیاد و عدم امکان درج جدول و رفرنس ها؛ لطفا نسبت به دانلود فایل PDF پژوهش از اینجا اقدام فرمایید.

اما جالبترین بخش پژوهش، نمودارهای  آمار آن است که در پی می آید.

 

  چگونگی اجرای ادعای امریکا

 

نتیجه حاصل از ادعا

 

نوع انطباق با توافق ژنو

 

نوع مواجهه دولت تدبیر و امید

  • با توجه به حجم زیاد و عدم امکان درج جدول و رفرنس ها؛ لطفا نسبت به دانلود فایل PDF پژوهش از اینجا اقدام فرمایید.

برچسب‌ها: توافق, ژنو, گزاره برگ, پژوهش, Fact Sheet
+ نوشته شده در  یکشنبه دهم خرداد ۱۳۹۴ساعت 18:24  توسط احمد.ش  | 

اخراج کارشناسان هسته ای، از انکار تا واقعیت


نوبخت در پاسخ چرایی اخراج کارشناسان هسته ای، از سازمان انرژی اتمی مدعی شد: "برای ما نیروی انسانی متخصص بسیار ارزشمند است، اما امکان دارد با اتمام پروژه‌ای، پایان مأموریت مهندسان و عوامل فنی پروژه اعلام، و از آنها، یا تیم جدید دیگری برای آغاز پروژه دیگر استفاده شود".

هر چند محمد باقر اخراج را بگونه ای دیگر تعبیر کرد اما، شنیدن این دست جملات، ناخودآگاه تداعی گر ادبیاتِ روحانی است: "سانتریفیوژ باید بچرخد"، اما به قول فریدون عباسی رئیس سابق سازمان انرژی اتمی و شهید زنده ی هسته ای: "رئیس‌جمهور مطرح نکردند که سانتریفیوژهای هسته‌ای ما باید خالی بچرخد یا پر؟ "

سخنگوی دولت نیز به سیره شیخ حسن بیان نکرد، کدام نیروی متخصص برایش ارزشمند است؟  تیمی که در تاریخ 1385/01/14 با توجه به عدم حصول نتیجه، قصد اعلان شکست در پروژه غنی سازی 3/5 درصدی را داشت؛ یا همکاران مصطفای شهید که تنها با اخذ فرجه 24 ساعته از رئیس وقت سازمان (آقازاده)، در کمال نا باوری شگفتی آفریدند و طی 6 الی 7 ساعت، غنی سازی 3/5 درصدی را به سر انجام رساندند؟

معاون برنامه‌ریزی و نظارت راهبردی رئیس جمهور نگفت، کدام کارشناسان ارزشمندند؟ تیمی که تمام لوله کشی های بخش 20% فردو در سال 89 را قلع و قمع کرده و در انبار ریخت؛ یا کارشناسانی که محاسبات شهید شهریاری را از روی کاغذ پیاده و غنی سازی 20 درصد را با 200 کیلو ذخیره ی UF6 به ایرانین هدیه دادند (همان 200 کیلو گرمی که طبق توافق ژنو در حال حذف است).

نوبخت نگفت کدام تیم کارشناسی برایش ارزشمند است و قراردادش را تمدید میکند؟ تیمی که بنا داشته و دارد سایت صنعتی فردو را، به بخش آزمایشگاهی تبدیل کند؛ یا قرارداد همکاران احمدی روشن را تمدید نمی کند؟ همه می دانند سایت شهید علی محمدی (فردو) به دلیل عمق قرار گرفتن در زیر کوه های سر به فلک کشیده؛ کابوسی برای بمب های سنگر شکن امریکا و سگ نگهبانش شده؟ این زیرکی همکاران مصطفا است که چنین سایتی را برای غنی سازی مطمئن 20% در نظر گرفتند.

کاری به اینکه مسئول پروژه غنی سازی 20% و 5% اخراج شده ندارم. همان 20 درصدی که بوقت نیاز برای راکتور تهران، به ما ندادند و در برابر ادعای انجامش توسط شهریاری ها، غرب فقط پوزخند زد. فکرش را هم نمی کنم، که عذر افراد موثر در مهار ویروس استاکس نت را خواستند؛ همان ویروسی که برترین سرویس های اطلاعاتی دنیا برای تهیه اش هم پیمان شدند. همان ویروسی که بزرگترین جنگ سایبری جهان لقب گرفت، همان ویروسی که اگر می توانست کارش را کند، همه ی داشته هایمان را نابود می کرد.

ولی نمی توانم هضم کنم، چرا محافظ  همکاران روشن را برداشتند؟ حالا آنها مثل گوشت قربانی هستند ... "سانتریفیوژهای ما باید بچرخد" "برای ما نیروی انسانی متخصص بسیار ارزشمند است" !!!

راستی؛ چرا امریکا و سگ هارش، اینقدر به دنبال تعطیلی فردو هستند و به موازات آن نیروهای متخصصی که سرپرست معاونت توسعه مدیریت و سرمایه انسانی رییس‌جمهور هم، از آنها به عنوان کارشناس ارزشمند یاد می کند؛ خواسته یا نا خواسته قصدِ، عدم غنی سازی صنعتی در سایت شهید علی محمدی را دارند؟ امروز رویاهای شیمون پرز، چقدر به واقعیت نزدیک است!


برچسب‌ها: اخراج, کارشناس, هسته ای, نوبخت, فردو
+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام بهمن ۱۳۹۲ساعت 21:58  توسط احمد.ش  | 

زاکانی: شک ندارم که اخراج دانشمندان هسته ای با یکی دو واسطه به سرویس های اطلاعاتی بیگانه بر می گردد.


خبرگزاری فارس مصاحبه ای با علیرضا زاکانی، رزمنده ی دیروز و نماینده مجلس امروز داشته است که تنها بخش هسته ای آن را استخراج و در ذیل می آورم.

فارس: با توجه به اخراج برخی از دانشمندان هسته‌ای از نطنز و انتصاب‌های جدید در این نیروگاه توضیح دهید.

زاکانی: ظاهر ماجرا این است که یک انتقام‌جویی است اما باطن قضیه شک ندارم که با یکی‌دو واسطه به سرویس‌های اطلاعاتی بیگانه برمی‌گردد؛ ممکن است ادله‌ مصداقی برای این بیانم نداشته باشم اما نمی شود شیمون پرز چیزی را درخواست کند و آن هم در کشور ما اتفاق بیفتد و ما هم بگوییم این موارد ساده اتفاق افتاده است؛ این خیلی سخت است. الان اتفاقی که افتاده این است که کسانی که در این صحنه موثر بوده و نقش اصلی را داشتند و خیلی صریح بگویم کسانی که 3.5 درصد، 20 درصد را گرفتند و ویروس استاکس‌نت را کشف کرده و آن را ناکارآمد کردند، هم عذرشان را خواستند، هم مسئولیتشان را گرفتند و هم محافظان آنها را برداشته و ماشین‌هایشان را گرفتند و همینطور آنها را در جامعه‌ای فرستادند تا در معرض خطر قرار بگیرند. اگر کسی روضه باز بخواند مشخص می‌شود که یک فاجعه در حال اتفاق افتادن است.

فارس: بهانه آنها این است قرارداد افراد به پایان رسیده است.

زاکانی: خودتان می فرمایید بهانه است.

فارس: چرا در این قضیه علنی صحبت نمی‌کنید؟

زاکانی: چون ما در مجلس در حال پیگیری این موضوع هستیم زیاد آن را بیان نمی‌کنیم علاوه بر اینکه مردم در این صورت و با شنیدن حقایق تلخ آنجا مایوس خواهند شد؛ اتفاقات بسیاری تلخی در حوزه فنی و عناصر انسانی و حوزه‌های مختلفی که مابه‌ازای آن عملیاتی شدن خواست دشمنان این کشور فراتر از توافق‌نامه است، از شهریور امسال به بعد روی داده است لذا من خطر اتفاقات داخل کشور را کمتر از توافق‌نامه نمی‌دانم، گرچه تفسیرهای بسیار بدبینانه و فوق العاده خوشبینانه از توافق‌نامه ژنو را نیز قبول ندارم و معتقدم باید تصویر منطقی ارائه داد. با این حال اگر تصویر بدبینانه توافق ژنو را هم ملاک قرار دهیم، حوادث داخلی به مراتب تلخ‌تر از این تصویر بدبینانه توافق‌نامه است؛ البته مسئولان خبر دارند و دستور پیگیری نیز داده شده و عوامل آن نیز مشخص هستند اما به هر حال با مسئولان و وزرای دولت در هفته گذشته صحبت شده است.

*اخراج برخی دانشمندان هسته‌ای دامنگیر دولت می‌شود

فارس: یعنی وزرای کشور و اطلاعات؟

زاکانی: آنها مرتبط با موضوع هستند بله، به آنها گفته‌ام که این قضیه دامنگیر دولت خواهد شد؛ من در سرمقاله‌ای هم که نوشتم تاکید کردم در اتفاقات تلخ موجود  این افراد شریک هستند؛ روزی که شهید احمدی‌روشن ترور شد از قبل گفته بود که آنها می‌خواهند مرا ترور کنند؛ اما هیچکس از او محافظت نکرد. حتی می‌خواستند او را در خانه‌اش ترور کنند اما باز هم کسی حرف او را گوش نکرد، آن سیستمی که باید به وظیفه‌اش عمل کند متاسفانه نکرد. 

افرادی که الان دارند روی کار می‌آیند، در تاریخ 1385/1/14 به این نتیجه می‌رسند که نمی‌توانند غنی‌سازی کنند، این فردی که اخیرا او را تودیع کردند [کنار گذاشته شد] 24 ساعت از آقای آقازاده فرصت خواسته که ظرف 6 تا 7 ساعت غنی‌سازی 3.5 درصد را [به سر انجام رساند]، یا همین ایشان طراحی کرده و 20 درصد را گرفته است،حالا همین شخص را کنار گذاشته اند.

 

فارس: درباره انتصابات صورت گرفته جای این افراد هم صحبت کنید. چرا افراد اثرگذار را کنار گذاشتند؟

زاکانی: برخی عناصر به دروغ القا می‌کنند که نظام می‌خواهد فعالیت هسته‌ای را راکد کند و به واسطه همین القای غلط، اتفاقی که می‌افتد این است که آنها سمت و سویی را دنبال می‌کنند که نتیجه آن راکد کردن عملی در صنعت غنی سازی است، یعنی تیم فعلی سال 89 فردو را تحقیقاتی کردند. فردو 40 متر زیرزمین است و 90 متر روی آن کوه قرار دارد، اما در سال 89 فردوی زیرزمین را تحقیقاتی کرده و 8 دستگاه سانتیفیوژ گذاشته‌اند، تمام لوله‌کشی‌های انجام شده در زیرساخت‌ها را قلع و قمع و جمع کرده و در انبار ریخته‌اند! مجددا امسال که آمده بودند حرف تحقیقاتی کردن فردو را می‌زدند، در حالی که فردو عملیاتی شده و در سانتریفیوژها گازرسانی می‌کنند و این همه دستگاه در آن مستقر شده است.لذا وقتی توجه می‌کنیم می‌بینیم که موضوع فراتر از سوءتدبیر است و به هیچ عنوان سوءتدبیر نیست.

فارس: پس نقش آقای صالحی در سازمان انرژی اتمی چیست؟

زاکانی: راجع به افراد من حرف نمی‌زنم.

فارس: یعنی این که افراد موثر را اخراج می‌کنند که این فرآیند را برگشت‌ناپذیر کنند؟

زاکانی: یقین دارم آنها به فضل الهی نمی توانند چنین کاری کنند اما کارشان حتما به ما آسیب می‌زند.


برچسب‌ها: اخراج, دانشمند, هسته ای, سرویس, اطلاعاتی
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم بهمن ۱۳۹۲ساعت 13:40  توسط احمد.ش  | 

صوت: بیانات ولی امر در دیدار فرماندهان و كاركنان نیروی هوایی ارتش

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم بهمن ۱۳۹۲ساعت 4:42  توسط احمد.ش  | 

چرا امریکا و ظریف هر دو از یک ادبیات در مقابل حزب الله لبنان استفاده می کنند؟


مصاحبه ی ظرف با شبکه تلویزیونی العربیه در حاشیه اجلاس داووس، با عنوان «چشم اندازهای نهایی حل بحران های خاورمیانه» که با حضور شماری از وزرای خارجه منطقه غرب آسیا برگزار شد. فارغ از نادرستی مصاحبه با شبکه ای، که ناچیز ترین بخش کارنامه اش، انعکاس وارونه و هدفمند اقدامات خصمانه عربستان سعودی و تریبون تکفیری ها مسلح در سوریه است؛ با حواشی تامل برانگیزی همراه بود.

یادآور می شود نقد ذیل تنها مربوط به بخشی از مصاحبه است که در پی می آید.

"مجری: آقای ظریف آیا شما از افراط گرایی سنی و شیعی نظیر حزب الله سخن می گویید؟

ظریف: من به صورت کلی از افراط گرایی سخن گفتم. این افراط گرایی و فرقه گرایی تهدیدی برای سوریه و بسیار خطرناک است. فرقه گرایی نمی تواند محدود به سوریه باشد و ابعاد آن فراگیر خواهد بود و کشورهای همسایه را نیز تهدید خواهد کرد. باید بدانیم که بسیاری از افراط گرایان از کشورهای مختلف نظیر قاره اروپا و منطقه خاورمیانه وارد سوریه شده اند و زمانی که این افراد به کشورهای خود بازگردند برای همه ما فاجعه بار خواهد بود. قبل از این که چنین فاجعه ای ایجاد شود باید آن را حل کرد.

مجری: چگونه می توان به این راه حل رسید؟

ظریف: باید به تخیلات درباره راه حل نظامی بحران سوریه پایان داد.

مجری: آیا از حزب الله می خواهید که نیروهای خود را از سوریه خارج کند؟

ظریف: من از همه نیروهای خارجی می خواهم از سوریه خارج شوند و از همه تلاش خود در این زمینه استفاده می کنیم تا سوری ها بتوانند درباره آینده خود تصمیم بگیرند. همچنین باید ارسال پول و سلاح به سوریه متوقف شود و ملت سوریه سرنوشت خود را مشخص کند و امیدواریم این راه حل در کنفرانس ژنو2 محقق شود."

متاسفانه باید گفت جناب ظریف دفاع از حاکمیت ملی لبنان توسط حزب الله را (بدون تکذیب حرف مجری و بلکه با تاکید)؛ به افراط گرایی تنزل داده. دفاعی که موارد ذیل را به عنوان واضح ترین نمونه های آن می توان بر شمرد:

الف- دفاع از شیعیانی که در نوار مرزی لبنان و پس از الحاق بخشی از خاک لبنان به سوریه؛ در تقسیم بندی جدید قرار گرفته؛ ولی همچنان خود را لبنانی می دانند. این گروه از شیعیان به کررات از حزب الله و شخص سید حسن نصرالله درخواست اعزام نیروی نظامی و کمک در مقابله با تهدیدات روز افزون تکفیری ها کردند. لذا ابتدا به ساکن، حزب الله به آموزش نظامی و تسلیح آنان اقدام ولی پس از گسترش حملات و خطر بروز فاجعه ی انسانی، با تاخیر بیش از دو سال برای دفاع از ایشان وارد عمل شد.

ب- یکی از عوامل اصلی دخالت حزب الله را می توان افزایش حملات موشکی تکفیر ها به شهر های شیعه نشین لبنان منجمله؛ حرمل، بعلبک، عرسال و ... دانست. این حملات که مستقیماً امنیت ملی لبنان را هدف گرفته، حزب الله را بر آن داشت به منظور دور ساختن حوزه آتش تکفیری ها، نسبت به ایجاد حاشیه امن در مرزهای لبنان اقدام نماید.

متاسفانه گفتار ساده انگارانه ی ظریف، ارزش دفاع از مقدسات و حیثیت شیعه را، زیر سوال برده و با افراطی گری برابر می داند. دفاعی که اوج آن در حراست از حرم عقیله ی بنی هاشم حضرت زینب کبری تبلور یافته است.

طبیعتاً جناب ظریف به عنوان مسئول سیاست خارجی نظام، بیش از دیگران می بایست پاسدار دیپلماسی رسمی جمهوری اسلامی باشد. یکی از نمونه های این دیپلماسی، دفاع تمام قد و همه جانبه از خط مقاومت به عنوان پیشتاز مقابله با سگ هار امریکا در منطقه است. جناب ظریف با سخنان سخیف خود بخشی از خط مقاومت را تبدیل به افراط گرایی شیعه می کند. جوانان پاک باخته ای که بیش از هر کس دیگری معتقد و فدایی ولایت فقیه و رهبری آیت الله خامنه ای در خارج کشور هستند.

ظریف در ادامه ی مصاحبه و بدون در نظر گرفتن ورود دیر هنگام نیرو های حزب الله که با تاخیر بیش از دو سال از حملات ملخ وار تکفیری ها به سوریه در کنار حمایت های تسلیحاتی، لجستیکی و مالی غرب و عمال عرب و ترک آنها همراه بوده است، در پاسخ سوال: "آیا از حزب الله می خواهید که نیروهای خود را از سوریه خارج کند؟" می گوید از همه ی نیرو های خارجی می خواهم از سوریه خارج شوند!

آیا حزب الله، همانند دیگر گروه های افراطی، بدون دلیل موجه، همسو با اهداف غرب و صهیونیسم وارد سوریه شد؟ آیا حزب الله برای خون ریزی و ساقط کردن حکومت قانونی سوریه وارد این کشور شد؟ آیا حزب الله قصد دارد با تاسیس حکومتی تکفیری، پایه و زیر ساخت رژیم دست نشانده و طالبانیسم عراق و شام را پی ریزی کند؟

هیچ کس نمی گوید حزب الله بر خلاف تکفیری ها برای ماندن وارد سوریه شده؛ بلکه به محض بهبود شرایط از این کشور خارج می شود. بر خلاف تکفیری ها که جان مال و ناموس مسلمانان را هدف گرفته اند، حزب الله دشمن اصلی خود را رژیم صهیونیستی می داند و اساساً برای دفع خطر صهیونیسم پا به عرصه گذاشت. درگیری های سوریه، به نوعی تحلیل نیروی انسانی، قدرت نظامی و مخالف دستور العمل حزب الله است و قطعاً با دفع شر تکفیری ها به سرعت از سوریه خارج می شود.

نکته بعدی که درک آن برای ظریف و البته خط سازش ثقیل می نماید، ادبیات و فهم متفاوت ایران و امریکا از مسایل جهان است. قرار نیست مسئولین نظام ایران و کشور متکبر و خود برتر بین امریکا از یک دست عبارات استفاده کنند. به جمله سناتور دایان فینشتاین (Dianne Feinstein)  عضو دموکرات سنای آمریکا و رییس کمیته اطلاعاتی سنا از ایالت کالیفرنیا که در نطق دوم بهمن بیان کرده توجه کنید:

"من درمقام رئیس کمیته اطلاعاتی سنای آمریکا به خوبی از بسیاری از چالشهایی مطلع هستم که ایران برای منافع آمریکا در سراسر جهان دارد. ایران حامی گروه تروریستی حزب الله است و از طریق سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران از بشار اسد رئیس جمهور سوریه حمایت می کند. این دو فقط دو مصداق از اقدامات بسیار دردسر آفرین ایران است. امیدوارم بتوانیم درنتیجه مذاکرات، برخی از این اقدامات ایران را متوقف کنیم"

امریکا حزب الله را گروهی تروریست می خواند و ظریف هم آن را افراط گرای شیعه! با وجود چنین دیپلماسی، فرق بین ایران و امریکا چیست؟

کمترین توقع از قهرمان دیپلماسی!!!!!!!! حرکتی همگام با منافع ملی و بیان پاسخ های هوشمند در جواب سوالات نیشدار و هدفمند مجریان کارکشته است. از قهرمان دیپلماسی!!! انتظار می رود همچو من، و انسانهای کوچه و بازار به مسایل سطحی نگاه نکند. از کسی که عمرش را در امریکا گذرانده و با افتخار مدعی است؛ بزرگ شدن دیپلماسی و سیاست خارجی ایران را به نظاره نشسته، انجام اشتباهاتی چنین سهل، بعید است!


برچسب‌ها: ظریف, حزب الله, افراط, شیعه, سوریه
+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم بهمن ۱۳۹۲ساعت 3:18  توسط احمد.ش  | 

20 دقیقه مختصر و مفید درباره توافق ژنو + دانلود


حجه الاسلام رسایی نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی اخیرا در جمع تعدادی از دانشجویان به تشریح توافقنامه ژنو و برخی حواشی آن به زبان ساده پرداخته که نظر به اهمیت آن، می توانید این فایل صوتی را از اینجا دانلود کنید.


برچسب‌ها: توافق, ژنو, رسایی, دانشجو, مفید
+ نوشته شده در  شنبه پنجم بهمن ۱۳۹۲ساعت 16:3  توسط احمد.ش  | 

اجرای روند ارایه اطلاعات و نگرانی های پیش رو


در برابر مابه ازا های دریافتیِ توافق ژنو سوال و ابهام های زیادی مطرح است. یکی از بحث برانگیزترین نکات، ارایه اطلاعات حیاتی است که ایران فراتر از تعهدات بین المللی و حتی پروتکل الحاقی، ذیل بخش "افزایش نظارت" پذیرفته و طبیعتاً با اجرایی شدن توافق از سی ام دی ماه، روند ارایه ی آن در دستور کار قرار گرفته است.

این اسناد شامل طرح‌ و نقشه‌ ی تأسیسات هسته‌ای، توصیف و شرحی کامل از ساختمان هر یک از سایت‌های هسته‌ای، توصیف و شرحی کامل از گستره عملیات‌های هر یک از تأسیساتی که به طور خاص به فعالیت‌های هسته‌ای مشغول هستند، اطلاعات در مورد معادن و شرکت‌های نورد اورانیوم و اطلاعات در مورد مواد منبع، همچنین اجازه بازرسی آژانس از کارگاه های ساخت سانتریفیوژ، کارگاه های ساخت روتر آنها و تاسیسات ذخیره سازی، معادن و شرکت نورد اورانیوم می باشد.

قبول تعهدات دیگر ایران نظیر، حذف ذخایر سوخت 20%، عدم تولید سانتریفیوژ نسل یک و دو، عدم بگارگیری نسل جدید سانتریفیوژها، اضافه نشدن به ذخایر سوخت و ثابت ماندن آن تا پایان تعهد 6 ماهه، عدم تولید اورانیم 20%، عدم گسترش فعالیت در تاسیسات غنی سازی نطنز، فردو و راکتور اراک و ...، هر چند خسران است و سخت؛ ولی برگشت پذیر و با تلاش مضاعف، اینگونه اعمال، که رهبری به کرات با لفظ "عقب نشینی" از آن یاد می کنند جبران خواهد شد. اما خروج اسناد طبقه بندی شده، از کمند حفاظتی نظام چگونه جبران خواهد شد؟ اطلاعاتی که به اذعان مقامات امریکایی خصوصاً اوباما، کری و شرمن، دسترسی به آنها حتی از طریق جاسوسی برای امریکا و هم پیمانان او، امکان پذیر نبوده است.

فارق از چرایی قبول این بخش از تعهدات، زمان بندی آن نیز جای سوال دارد. تمامی اقدامات مشترک طی گام نخست، ظرف 6 ماه اجرایی می شود ولی ارایه اطلاعات مذکور، دارای زمانبندی 3 ماهه است و مشخص نیست دلیل این شتاب وصف ناپذیری در تقدیم اسناد به آژانس چیست. اطلاعاتی که لایه های مختلف حراستی درون سازمان انرژی اتمی و نهادهای امنیتی، خارج از سازمان، در جهت حفظ و پاسداری آن مجاهدت های بی نظیری صورت داده اند.

به عبارت دیگر گروه 5+1 انجام تعهدات خویش را منوط به اجرای دقیق و کامل توافق از سوی ایران و البته بصورت زمانبندی شده و مرحله ای کرده است. فی المثل ایران 4.2 میلیارد دلار را طی شش ماه و 8 قسط، در ازای عمل به تعهدات دریافت خواهد کرد. اما سری ترین اطلاعات خویش را تنها ظرف مدت 3 ماه، تا تاریخ 30 اردیبهشت 93 در اختیار آژانس بین المللی انرژی اتمی قرار می دهد.

هر چند سابقه و عملکرد خط سازش بیانگر ادامه ی روند توافق ژنو به هر قیمتی است ولی سوال اینجا است. در صورت توقف اجرای اقدام مشترک در روز نود و یکم، به هر دلیلی؛ تکلیف اطلاعات از دست رفته ایران چه خواهد شد و مسئولیت آن با کیست؟

سابقه ی آژانس انرژی اتمی در سهل انگاری و عدم توانایی حفظ اطلاعات ایران، تا بحال باعث وارد آمدن ضربات جبران ناپذیری بر پیکره ی صنعت هسته ای کشور شده و چنین امری بر همگان آشکار است. هنوز خاطره درز اطلاعاتی که موجب شناسایی و شهادت مصطفا احمدی روشن و دیگر شهدای هسته ای شد، از خاطره ها پاک نشده است.

آیا اعتماد دوباره به آژانس و آزمودنِ آزموده، شرط تدبیر است؟

30/10/92 19:08


برچسب‌ها: اسناد, ارایه, 3, 6, ماه
+ نوشته شده در  شنبه پنجم بهمن ۱۳۹۲ساعت 0:30  توسط احمد.ش  | 

مطالب قدیمی‌تر